دهستان پیدگه – قسمت سوم

مدبریت ۱۰:۰۳ ق.ظ ۱۷

دهستان پیدگه – قسمت سوم پیدگه

 ارتباطات

رشد و توسعه نظام ارتباطی پیدگه به دلیل کوهستانی بودن آن بسیار کم بود که اکنون با استفاده از تکنولوژی مدرن با سرعت زیادی در حال رشد است. بیشتر از ۸۰ فیصد منطقه پیدگه زیر پوشش مخابراتی روشن و اریبا قرار دارد. در پیدگه بیش از ۱۰۰ نفر صاحب تلفن همراه هستند.

 جاذبه‌های گردشگری

دهستان پیدگه، از جمله دهستان بزرک تاریخی کشور است که قلعه خاکریز و قبرستان کهن سایه خانه ( پامی خاگاه) و ده ها اثر تاریخی شناسایی شده، مهمترین جاذبه‌های گردشگری این روستای بزرک را تشکیل می دهد. شاید بشود جاذبه‌های گردشگری پیدگه را چنین بر شمرد:

 قلعه خاکریز:

این قلعه در بالا و نوک قله‌ای مخروطی شکل قرار گرفته‌است که ارتفاع آن تقریبا ۳۰۰۰ کیلومتر از سطح دریاست. دربارهٔ پیشینهٔ تاریخی این قلعه نظراتی وجود دارد: مبنی بر این که این بنا از دوره غزنویان بر جای مانده و این که این قلعه در زمان جنگ های غوریان و غزنویان بنا شده‌است. شاید هم پیروان حاکمان اسماعیلیه در آن به تبلیغ باور باطنی شان می پرداخته اند. یا جوان مردان محلی خراسان بزرگ راه بر خودکامگان می بسته اند. این جواب و راز ناگشوده با کاوش علمی و باستان شناسی گشوده خواهد شد، اگر تاراج گران آثار عتیقه تاریخی چیزی از آن در آینده باقی گذاشتند.

خاکریز، سرزمین فراموش شده ای است که قلب دنیای جاغوری و غزنی دیروز بوده است. اگر گذر تان روزی به این دیار افتاد، نظرتان به قلعه بزرگی که بصورت متروکه در آمده است جلب خواهد شد. در این دیار زمانی حاکمان بزرگ محلی چرخه قدرت را به دست داشته اند و حتی اگر به تاریخ مراجعه کنید می توانید خاکریز امروزی را به عنوان مرکز غرجستان جنوبی قدیم ببینید. خاکریز با تاریخ ۸۵۰ ساله خویش در جاغوری و غزنین قدیم همچو نگینی می درخشد. این سرزمین شاید زمانی مرکز عیاران و جوان مردان خراسان و مردان کهن جاغوری بوده که درآن زمان حیرت هر بیگانه ای را بر می انگیخت. قلعه ای که از خشت خام و سنگ ساخته شده و سر به فلک کشیده بود، امروز جز چند برج خراب شده از آن باقی نیست. از آثار کهن به جا مانده جز چند سنگ آسیاب بزرگ که با اسپ و یابو می چرخیده و مقداری زیادی کوزه و اسباب زندگی و معیشت چیزی باقی نیست. شاید زیبا ترین بخش خاکریز کمند اسپ و جای نگهداری اسپان باشد که نیکو به جا مانده است. سکه ها و مجسمه های بدست آمده از اطراف این قلعه حاکی از تاریخ چند صده ساله آن است. ( پاره کوزه از آن را نگارنده در دانشگاه تهران برای آزمایش علمی داده بود که تاریخ ساخت آن به بیش از هزار سال می رسید). موره ها و کوزه های قدیمی که از اطراف برج های آن پیدا شده اند نشان دهنده ما قبل تاریخ این قلعه است. مجسمه های برنزی، مسی و گلی با سرهای پادشاهان غزنوی و ناشناخته که از دل خاک های اطراف خاکریز به دست آمده اند، این امر را هویدا می سازد که حاکمان محلی غزنویان و حاکمان قدیم تر از آنان در اینجا می زیسته اند. حال بگذریم که بر سر آن ها چه آمده و حالا در کدام گوشه دنیا و در یکی از میوزیم های کشوری نگه داری می شود. در طرف دیگر قضیه، باعث تحمل و تاثر است که هیچ گاه مکان های باستانی پیدگه و جاغوری به صورت علمی مورد کاوش و بررسی قرار نگرفته اند. امید روزی که آثار باستانی فراوان پیدگه و جاغوری توسط فرزندان خود این مردم نگهداری و مورد بررسی قرار گیرد.

آسیاب بادی :

چشمگیرترین تاًسیس سنتی در منطقه پیدگه آسیای بادی است. درکوه خاکریزآسیاهای بادی وجود دارد که دو سنگ آن باقی است. این آسیا انسان را به یاد تلاش نیاکان ما می اندازد که با ابهت تمام سینه سپر باد داشته و از آن استفاده کرده اند. این هنر در جای دیگر منطقه دیده نشده است. در پیدگه بدلیل وجود آب و هوای خاص بستر مناسب برای وجود آسیاهای بادی بوده است. از آنجا که باد به عنوان عامل اصلی گرداننده آسیاها است و عمده ترین دلیل روی آوردن به آسیاها ی بادی در پیدگه در تمام طول سال بادهای شمال است؛ این آسیا ها شکل گرفته اند. حاکمیت و استمرار باد چنین است که از حرکت نمی ایستد و تعطیلی بر نمی دارد. با وجود این ها دلیل دیگری هم برای رواج آسیا های بادی در خاکریز پیدگه وجود دارد و آن نبودن آب در این منطقه است.

بی نظمی در کار باد خللی در کار آسیا بوجود نمی آورد کارها به قرار پیش می رود یعنی وقتی یک جوال گندم ۳۰ الی ۴۰ من در پرخوی ریخته شود، آسیابان می تواند ساعتها محل کار خود را ترک کند. زیرا نیازی به کنترل مستمر در آسیای بادی احساس نمی شود. اگرباد بیاید و سنگ حرکت کند،گندم هم در میان سنگها ریخته می شود وگرنه همه تشکیلات آسیا بی حضور باد معطل می ماند.

 تینه ده:

این مکان قلعه مانند در سمت شرق دهستان پیدگه و در منطقه‌ای که اصطلاحاً به تینه ده «پایین محله» مشهور است، قرار دارد. این بنا در طول زمان آسیب‌های فراوانی دیده و در حال حاضر در حد دیواره‌های بیرونی قلعه و بقایای به جا مانده از سه ایوان شرقی، غربی و جنوبی است. سقف ایوان‌های غربی و جنوبی کاملاً تخریب شده و ایوان ضلع شرقی از بقیه کامل‌تر است.

این قلعه‌ نظامی و دفاعی بوده و به گفتۀ عده ای سکونت گاه پدران مردم پیدگه بوده که در اثر یک شایعه ای بنام جن و اجنه ترک شده است. از آن پس این قلعه متروک مانده تا در شرف نابودی قرار گرفته است.

 پامی خاگاه ( گورستان)

این گورستان قدیمی در روستای زیبای سایه خانه قرار دارد. همواری بزرگ که بخشی از آن پر از گور های قدیمی اند. برخی از این گورها غیر اسلامی( قبل از اسلام) و برخی به شکل قبرستان مسلمان ها در کنار هم قد کشیده اند. سنگ های نشانده بر این گور های بزرگ دیده نی اند. برخی از سنگ های ایستاده و افتاده آن به یک و دو متر می رسند. بعضی از گور های آن پوشیده از سنگ های کوچک و بزرگند که نشان دهنده باور اسطوره ای و باستانی است. در باور کهن می گفتند: که روح مردگان پس از جدا شدن از کالبد به خانه بر می گردند و باعث آزار و اذیت باز ماندگان می شوند. لذا روی گور آن ها را مملو از سنگ می کردند که روح آن درگذشته به خانه بر نگردند.

نزدیکی این گورستان به خاکریز و خانه ها و آثار کهن از خاک بر آمده در دره سیاه خاک سایه خانه پیوند این دو منطقه را نشان می دهند.

جابی غولجه:

کمی دور تر از دره سایه خانه و مارسنگ در دل کوهی به نام ریزه پیازک، سخره سنگی وجود دارد که نقاشی های آهوی زیبایی را بر خود دارد. این آهو ها دارای شاخ های بلند و کشیده اند. از تاریخ آن ها کسی نمی دانند. تحقیق باستان شناسی نیز روی آن ها صورت نگرفته اند. اما نزدیک بودن آن به قلعه خاکریز این باور را به ذهن می آورد که شاید توسط آنان نگاریده شده باشند.

 ییلاق ها و دیدنی های اطراف پیدگه:

دهستان پیدگه به دلیل موقعیت جغرافیایی، اقلیمی و پیشینه تاریخی جلوه‌های ارزشمندی دارد و می‌تواند با بهره برداری در زمینه جهانگردی روستایی، توسعه یابند.

این روستای بزرگ با توجه به موقعیت جغرافیایی وجود توده‌های مرطوب و کوهستان‌های مناسب و به علت مجاورت با دو رودخانه دارای آب و هوای ملایم، مرطوب، کمی خشک است. میانگین میزان بارندگی این دهستان در حدود ۱۵۵ میلی‌متر در سال است. این روستا بزرگ به لحاظ وسعت زیادش از نظر آب و هوایی دارای دو منطقه متفاوت است:

یک: مناطق کوهپایه‌های شمالی که معمولاً دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل می‌باشد که ده های مارسنگ و سایه خانه تقریباً در این ناحیه قرار دارند و علت وجود این آب و هوا عمدتاً کوهستانی و مرتفع بودن آن است. شاید دلیل دیگر آن قطع درختان جنگلی توسط مردم و همسایگان و انتقال چوب این درختان به خانه ها جهت سوخت باشد که باعث نابودی بیش از ۷۰ درصد بوته ها و جنگل‌های این منطقه شده است.

در کوه مارسنک دو سخره ای بزرگ قد کشیده اند که یکی بنام جابی مارسنک و دیگری جابی آله نامیده شده اند. بلندی اولی ۸۰۰ متر و دومی ۴۰۰ متر است. شاید در هیچ جای افغانستان چنین سخره سنگی بزرگ و عجیبی وجود نداشته باشد. بالا رفتن از اولی کار هر کس نیست. در این روزگار جز معدود کسانی از آن بالا نرفته اند. بر دور کمر جابی مارسنگ خط سپید رنگی کشیده شده که شکل مار را دارد. این جابه و قریه را بدین سبب مارسنگ نامیده اند. در باره این جابه و سنگ های اطراف آن افسانه های زیبابی وجود دارد که چنین اند:

تنا سنگ: چوپانی با فلاخن پای گاوی را شکست. ترس از صاحب گاو او را دست به دعا کرد که در فرجام سنگ شود. او سنگ شد. گاو هم کمی دور از او به سنگ تبدیل شد. اکنون سنگی به همین نام در نزدیک جابی مارسنگ موجود است.

مدگاو سنگ ( ماده گاو) سنگی به همین نام دور تر پا به زمین سفت کرده و گذر زمان و آمد و شد مردم و نسل های پی هم مردم پیدگه را به نظاره استاده است.

این منطقه روزگاری پر از حیوان های وحشی بود که امروز عده ای کمی از آنان موجود اند. شاید مهم‌ترین مشکل زیست‌محیطی پیدگه خطر نابودی جانورانی مانند پلنگ برفی، بزهای کوهی، سمور، غزال‌های وحشی، قوچ و… باشد. این حیوانات بیشتر برای استفاده از پوست‌شان کشته می‌شوند.

ییلاقات های اطراف پیدگه، به خصوص تنگی مارخانه در روستای سایه خانه و قول خوال، قول آسیاب، بلند قاش، چرخ آب، مارسنگ، شاتو، سایه خانه و پیازک ها از جملهٔ مکان‌های تفریحی مورد توجه گردشگران بهاری هستند. در پیدگه حدود ۱۰ کیلومتر سرک “جاده” وجود دارد که پیدگه را به منطقه بابه، پشی، خارتیزک، جاله و سرانجام سنگماشه وصل می کند. که برای گردشگری پیدگه بسیار مهم است.

همین طور، قسمت جنوب و جنوب غربی مانند خارتیزک ( چرخاوی) که دارای تابستان‌های گرم و مرطوب و کمی خشک است از مهمترین ایلاق های پیدگه به شمار می رود. این آب و هوا درجاذبه‌های گردشگری پیدگه تاثیر زیادی داشته است.

با توجه به آنچه گفته شد پیدگه به لحاظ موقعیت خاص و داشتن جاذبه های توریستی فراوان طبیعی، تاریخی، فرهنگی و آثار باستانی بسیار غنی دارای توان های بالقوه مناسبی در زمینه اشاعه صنعت گردشگری می باشد. از سوی دیگر با توجه به کلیه زیرساختهاییی که به نوعی صنعت گردشگری از آن ها متأثر می گردد می توان از صنعت گردشگری به عنوان محوری برای توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی پیدگه بهره گیری کرد.

آبشار آتی عزیز:

در شش کیلومتری شمال شرقی پیدگه، در منطقه مارسنگ و ۲۰ کیلومتری شهرک سنگماشه بناهای آبشار بزرگ و باشکوه است که در سال ۱۳۸۰ ه- ش توسط عبدالحسن مارسنگ ساخته شد. از آن بعد با درختکاری پایین دست آبشار و ا
یجاد فضای سبز، یکی از مراکز عمده تفریحی به حساب می آید. در فصل بهار و تابستان، روزانه می تواند پذیرای چند صد خانواده از سراسر شهرستان و سایر نقاط کشور باشد. این محل با توجه به موقعیت گرم و مرطوب اقلیمی و دسترسی مناسب به طبیعت بکر منطقه یکی از مراکز بااستعداد و بالقوه و فعال پیدگه بوده که زمینه های زیادی از نظر توسعه صنعت توریست، پرورش ماهی و تأمین آب تعدادی از روستاهای اطراف خود را داراست.

 جلگه سایه خانه

این جلگه از چند رود خانه کوچک قله های کوه پشی و خاکریز تشکیل شده است. عمق این دریاچه کم و اغلب دارای آب گوارا است. در این جلگه می توان ماهی گرفت و شنا کرد. این جلگه در پایان به دریاچه سنگماشه که نسبتا بزرگتر است و آب دائمی و شیرین دارد می پیوندد. این پدیده از جاذبه‌های طبیعی ویژه سایه خانه است که خود از بهترین روستای جاغوری است.

جنگل‌ها و بیشه‌ های قاشا و قول خوال

جنگل‌های قاشا و قول خوال در سایه خانه مانند جنگل‌های ناحیه کنر افغانستان به صورت انبوه و متراکم نیست و اغلب به طور پراکنده و به اصطلاح لکه‌ای در مناطقی از سایه خانه، مارسنگ قاشا و قول خوال به طرف سرقول و خاکریز کشیده شده است. انبوهی از جنگل‌های تاغوم، دولانه، خینجک، شیلبی و گز به صورت پراگنده در این جا ها دیده می‌شوند. این جنگل ها به علت کمی بارندگی، فرسایش خاک، جریان سیلاب‌ها و قطع بی رویه درختان تا حدی تنک و پراکنده و رو به کاهش است.

در این ناحیه به سبب شرایط طبیعی نشو و نمو درختان جنگلی بسیار مساعد است. درختانی به وجود آمده اگر چه به انبوهی و شکوه جنگل‌های جنوب افغانستان نیستند ولی در عوض دارای گونه‌های بسیار نادر و کمیاب اند. اغلب این جنگل‌های تنگ، دامنه‌ها و دره‌ها و اراضی رود خانه را فرا گرفته‌اند و به شکل جنگل‌های کم پشت یافت می‌شود.

درختان کهنسال :

در پیدگه در سایه خانه در قول سیا خاک چند درخت کهنسال بنام های( توت پنا و توت شاه مردان) وجود دارد که بعنوان سند تاریخی این روستا همچنان محکم و استوار باقی است. این درختان با وجود کهن سالی همچنان پابرجا ایستاده است. از نظر قدمت به روایت خبرگان محلی بعضی از این درختان سابقه ۵۰۰ ساله و بعضاً ۳۰۰ ساله دارند. از جمله آنها درخت مزار در محله شینیه سایه خانه کنار قبر سید شینیه را می توان نام برد که به ۲۵۰ سال می رسد. تعدادی از درختان کهن سال در پیدگه در نتیجه کاربری اراضی از آب افتاده و خشک شده اند یا ریشه های آنها در لایه های آهکی قرار گرفته اند که بناچار مرده اند یا خشک شده و از بین رفته اند.

 حیات وحش

 توپوگرافی منطقه:

محدوده پناهگاه حیات و حش پیدگه از دو بخش دشتی و کوهستانی تشکیل شده که بلندترین ارتفاع آن از سطح دریا در حدود ۳۰۰۰ کیلومتر و حداقل ارتفاع در این منطقه ۱۹۰۰ کیلو متراست. ارتفاعات خاکریز، سایه خانه، مارسنگ، بلند قاش و مراد خان شامل دو رشته کوه است و فاصله بین این دو رشته کوهها را دره های جلگه‌ای تشکیل می‌دهند.

این منطقه ها بهترین زیستگاه آهو در گذشته بوده و اکنون انواع حیوانات و پرندگان در آن زیست گاه دارند. شرایط مساعد زیستی برای این گونه حیوانات در دشتها و دره های منطقه توأم با حفاظت، ادامه زندگی را برای این حیوان های زیبا هموار ساخته و به عنوان گونه جانوری شاخص منطقه از آن یاد می‌شود. وجود تپه ها، کوتل‌ها و همواری های کوهستانی در کوه های پیدگه امکان زندگی را برای گونه پرندگان و درندگان داده است. و صخره‌ها و ارتفاعات صعب العبور، زیستگاه خوبی را برای ادامه حیات آنان پدید آورده است. انواع زیادی از گونه‌های پرندگان بومی و غیر بومی نیز در این منطقه وجود دارد از قبیل: کبک، تیهو، پودنه (بلدرچین)، هوبره و همچنین از خانواده‌های سار، کلاغ، سسک، دم جنبانک، عقاب، جغد، زنبورخوار، سهره و سارگپه نیز گونه‌هایی وجود دارد. در زمان مهاجرت، پرندگان مهاجر بسیاری در این منطقه خصوصاً اطراف رودخانه سایه خانه و گزستانهای آن توقف نموده و در این منطقه استراحت کوتاهی می‌کنند. از خزندگان و خانواده مارمولک‌ها می‌توان خانواده‌های کودی( چلپاسه) جکو، آگاما و لاسرتا را نام برد. از مارهای سمی به مار جعفری، افعی، مار شاخ‌دار، از مارهای نیمه سمی به تیرمار، افعی پلنگی، یله مار و از مارهای غیر سمی به تــوله مـار، مار قیطانی، مارگرگی و کورمار می‌توان اشاره کرد.

 زیستگاه یوز در پیدگه

زیستگاه عمده یوزپلنگ در پیدگه کوه خاکریز بوده است اکنون این ناحیه وسیع استپی و کوهستانی آخرین پناهگاه یوز آسیایی نیست. به طور مشخص و کاملاً واضحی طی دو دهه اخیر تعداد گزارش‌های رسیده از این ناحیه وسیع در مورد مشاهده یوز کاهش یافته و تنها گزارشات معدودی از مشاهده این جانور در مناطق خوش ییلاق مارسنگ و سایه خانه به دست آمده است. این در حالی است که بین سال‌های ۴۶ تا ۵۷ گزارشاتی از کوه مارسنگ بر مشاهده یوز وجود داشته است.

کوه های بلند پیدگه با مساحت تقریبا ۴۰۰۰ هکتار، زیستگاه غنی از نظر تنوع زیستی در جاغوری است.گونه‌های حیوانی منطقه عبارتند بوده اند از: جیبر، آهو، قوچ و میش وحشی، کل و بز وحشی، کفتار، پلنگ، گرگ و گونه‌های نادر گربه‌سانان کوچک از جمله گربه وحشی و کاراکال بوده که با افسوس اکنون فقط کفتار، گرگ و گونه‌های نادرگربه‌سانان دیده می شود.

عواملی چند که بقای یوزپلنگ آسیایی و سایر حیوان های نادر را در پیدگه تهدید ‌کرد و نا بود ساخت گوناگون است. که از آن میان می‌توان به دو عامل اصلی اشاره کرد. نخست تخریب و بهم ریختگی زیستگاه که ناشی از فرآیند تبدیل زمین به بیابان در بخش‌های وسیعی از جاغوری است. در این میان کوه های پیدگه و دیگر مناطق حفاظت نشده مورد تخریب قرار گرفته‌اند که عمده آن در سال‌های ۱۳۵۰تا ۱۳۸۰صورت پذیرفته. دوم: کاهش روزافزون طعمه که شاید جنگ به این کوج و انقراض کمک بسیاری کرده باشد.

تخریب زیستگاه

توسعه کشاوزی، اسکان انسان‌ها، و طرح‌های زیربنایی در اکثر زیستگاه‌های طبیعی پیدگه تغییراتی به وجود آورده است. افزایش تعداد دام بدون توجه به ظرفیت محیط و فصل مناسب در تخریب و کاستن گیاهان نقش بسزایی داشته و این به نوبه خود به از بین رفتن سم داران شده است. تقریبا تمامی مردم روستایی ساکن در پیدگه بز، گوسفند و گاو پرورش می‌دهد. این مسئله مدت زیادی است که به مانعی در حفاظت از حیات وحش تبدیل شده است. زیرا مردم آنان را بیرویه شکار می کنند تا آسیبی که دامداران نزند. چون دامداری به تجارتی فراگیر تبدیل شده است و چرای بیش از حد به خصوص در مناطق که باید حفاظت شود، کماکان رایج است (که در فصول خشک به تغذیه دام ها بدل می‌شود). فرایند تبدیل زمین به بیابان بسیاری از مناطقی را که حیات وحش در آن زندگی می‌کند از بین برده و مناطق وسیعی را به محیط تخریب شده، که دارای ارزش اقتصادی با حیات وحش اندکی می‌باشد، تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، مناطق که باید حفاظت شود به مکان‌هایی ایده‌آل برای چرای دام تبدیل می‌شوند. از طرف دیگر مردم برای علوفه زمستانی و هیزوم نیز از بیشه زار ها استفاده می کنند که بر تخریب محیط زیست افزوده است. بیشه‌زارها تخریب شده‌اند. رودها به خشکی گراییده‌اند مگر پس از بارندگی سنگین. لذا تعداد بسیار کمی حیوان وحشی باقی مانده است.

تهدیدهای غیرزیستگاهی

شکار مستقیم وحوش در پیدگه با وفور فزاینده سلاح گرم و استفاده از آن برای شکار همبستگی کامل دارد. اکثر شکارچیان غیرقانونی از اهمیت حیوان وحشی و طعمه‌های آن در نظام بوم‌شناختی آگاه نیستند و شکار غیرقانوی در نظر آنها جرمی ناچیز به حساب می‌آید. گونه‌هایی چون باز، هوبره، کبک، مرغابی و انواع پرندگان و خزندگان از جمله گونه‌های در خطرند. با توجه به تعداد اندک حیوان وحشی باقی مانده در کوه های پیدگه و شکارگربه‌سانان لطمه سنگینی به نظام ژنتیکی گونه در حال انقراض وارد ‌شده است. از طرف دیگر متأسفانه نظارت بر شکار غیرقانونی دشوار است. لذا به حیات وحش پیدگه ضربه سنگین و غیر قابل جبران زده است. اگر چند این منطقه به سبب سیمای کوهستانی عدم دسترسی سهل و آسان به آن و پوشش گیاهی نسبتا مناسب از دیرباز وحوش قابل ملاحظه ای بوده است گرچه جمعیت آنان در سالیان اخیر سیر نزولی شدید را طی کرده است. از پستانداران منطقه می توان گرگ، شغال، روباه، تشی، خرگوش، گورکن، کفتار و رودک و از پرندگان کبک، تیهو، باقرقره، عقاب طلایی، قرقی، فاخته، دلیجه، کمر کلی، پری شامرغ ، چیچک و از خزندگان انواع مار را می توان نام برد. پوشش گیاهی با دارا بودن آب و هوای سردو کوهستانی گیاهان علفی و بوته ای پوشش غالب منطقه را تشکیل می دهند اما تک درختچه هایی نیز در ارتفاعات میانی منطقه بصورت پراکنده دیده می شوند که امیدی به باز گشت حیوانات وحشی و ماندن آنان را می دهد.

 وضعیت کشاورزی

با توجه به میزان بارندگی کم در این روستا، عمدهٔ زمین‌های کشاورزی به صورت آبی می‌باشند. کل سطح زیر کشت این شهرستان در حدود ۱۰۰ هکتار است. در این روستا گندم، جو، جواری، عدس، نخود، لوبیا، به عمل می آید. مهم‌ترین محصولات باغی این روستا، سیب، زردالو، انگور، توت، چارمغز، گیلاس، ناگ، بادام، شفتالو، هستند.

پیدگه

 ناهمواری‌ها

بلندترین ارتفاعات پیدگه از شمال تا شمال شرق آن و در راستای شمال غربی به جنوب شرقی امتداد یافته‌اند. بلندترین قلهٔ این رشته‌کوه، خاکریز با ارتفاع تقریبا ۳۰۰۰ کیلومتر است.

دشت یا همواری پیدگه، در پایین‌دست این ارتفاعات قرار دارد که بیشتر کوشه چمبر در آن واقع شده‌است. وسعت حوضه آبریز دشت یا همواری پیدگه ۲۰ کیلومتر مربع است که ۱۰ کیلومتر مربع آن را دشت و بقیه را ناهمواری‌ها تشکیل می‌دهند. بلندترین نقطهٔ آن، قله شخی و پایین‌ترین نقطهٔ خروجی دشت خارتیزک ۱۵۰۰ متر بلندتر از سطح دریا است.

همچنین در جنوب غربی و شرقی پیدگه رشته کوه پر‌ارتفاع پاطو وجود دارد که در نهایت به کوه‌های قندهار می‌پیوندد.

جغرافیا و زمین‌شناسی

پیدگه از دو قسمت کم وسعت کوهستانی در غرب و پهنه وسیع جنوب و شرق تشکیل شده است .بلندترین نقطه آن روی قله خاکریز در شمال حوضه با ۳۰۰۰ کیلو متر ارتفاع از سطح دریا و پست یا کمترین نقطه آن در خار تیزک با ۱۵۰۰ کیلو متر ارتفاع از سطح دریا قرار دارد.

رشته کوه خاکریز در شمال، این منطقه را از پشی و چهل باغتوی هوقی جدا می‌کند. دیگر ارتفاعات این منطقه عبارت‌اند از: کوه های لوده، مارسنگ، کوه قول لادو ،کوه پامی، کوه شیخی، کوه پامناله، کوه سیاه سنگ ها، سر بلند قاش، کوه قول خوال، جابی مارسنگ؛ آشار بند، و.  در شرق منطقه تپه هایی وجود دارند که ارتفاع آنها به ۱۰۰ تا۲۰۰ متر می‌رسند.

نیمه دشت غارسنگ، کوشه چمبر، با وسعت بیش از ۱۰۰ هکتار در فراخنای پیدگه قرار دارد. بیشتر آب‌های سطحی منطقه در فصل بارندگی به این منطقه می‌ریزند.

حوضه آبریز شرق خاکریز در حد فاصل بین کوه های سرقول در شمال شرق و کوه قول لادو، واقع شده است. این منطقه از این آبریز ها آبیاری می شوند. قدیمی‌ترین سازند شناخته‌شده در این حوضه از آهک و دولومیت دوران دوم زمین‌شناسی تشکیل شده و در ارتفاعات شمال تا شمال شرق آن رخنمون دارد.

دوران دوم زمین‌شناسی از شین و ماسه سنگ، آهک دولومیت تشکیل شده و در ارتفاعات جنوبی و غربی منطقه یافت می‌شود. سازندهای آهکی ریفی به دلیل داشتن فضاهای خالی در پیوند با منابع زیرزمینی حائز اهمیت است .

سازندهای دوران سوم عمدتاً از سنگهای آذرین بیرونی و در بلندیهای شرق حوضه و حاشیه ارتفاعات غربی رخنمون دارد .

رسوبات دوران چهارم شامل رسوبات آبرفتی تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی ومخروط افکنه‌ها در مناطق کم ارتفاع حوضه گسترش دارند .

اقلیم

پیدگه دارای رشته‌های کوه‌های بلند سربه فلک کشیده زیادی می‌باشد که مهمترین آن خاکریز است. آب و هوای پیدگه، نیمه کوهستانی بوده و دارای زمستانهای سرد و تابستانهای مرطوب و گرم است. میزان بارش در این شهر با توجه به آب و هوای آن، کم بوده و بیشترین میزان آن، از آذر تا اردیبهشت رخ می‌دهد که در فصل زمستان اغلب به صورت بارش برف است.

حداکثر و حداقل مطلق درجه حرارت هوا در پیدگه تقریبا ۴۷ و ۱۲- درجه سانتی‌گراد گزارش شده است. روستاهای جنوب پیدگه گرم‌ترند و روستاهای شمالی و غربی که ارتفاع بیشتری دارند از درجه حرارت ملایم‌تری برخوردارند .

بارندگی در این منطقه بیشتر از اوایل آبان‌ماه شروع می‌شود و حداکثر تا نیمه اردیبهشت ادامه دارد. از آن به بعد به ندرت باران می‌بارد. متوسط بارندگی در این منطقه ۱۱۰ میلی متر در سال می‌باشد .

میانگین سالیانه بیشترین و کمترین درجه حرارت پیدگه برابر با ۲۴ و ۸ درجه سانتیگراد است. کمترین دمای ثبت شده در این منطقه در زمستان ۱۳۸۶و برابر با ۲۱/۵ – درجه سانتیگراد و بیشترین آن در تاریخ تابستان ۱۳۸۱ و برابر با ۳۵ درجه سانتیگراد بوده است. پیدگه، به طور میانگین در ۷۶ روز از سال دارای دمای زیر صفر درجه و در ۱۳۰ روز از سال دارای دمای بالای ۳۰ درجه سانتیگراد است.

مجموع بارش سالیانه در پیدگه به طور میانگین برابر با ۱۷۱ میلی متر در سال است. همچنین میانگین سالیانه رطوبت نسبی در پیدگه، ۳۴٪ است و به طور میانگین ۳۰ روز از سال، آسمان این شهر کاملاً ابری است.

این منطقه در ضلع شمالی، دارای صخره ها و پرتگاههای مرتفع و صعب العبور است که در معرض فرسایش شدید ناشی از بارندگی و یخبندان می باشد، همچنین در همین ضلع شاهد وجود صخره های سنگی و غارهای متعددی چون غارخرس، غار کوله، غار چای چکری می باشیم، همچنین در این منطقه دره های عمیق و طولانی چون دره سایه خانه، دره مارسنگ، دره قول مازار و غیره وجود دارد که آب ناشی از بارندگی و ذوب برفهای منطقه را به پایین دست منطقه هدایت می کند. جنس سنگهای منطقه بیشتر از جنس آهک و سیلیس می باشدکه غارهای موجود بر اثر حل شدن این سنگهای آهکی در اثر بارندگی بوجود آمده است. جنس خاک منطقه بیشتر رسی لومی می باشد .

آب

آب وحوش و زندگی منطقه از دو دسته آب تامین می شود :

۱ ـ آب چشمه های منطقه که به سطح زمین جاری می شود .

۲ ـ آب ناشی از بارندگی و ذوب برفهای ارتفاعات منطقه که به صورت نهرهای کوچک و بزرگ از شکاف صخره ها و دره های عمیق جاری می شود، و یا به صورت آبگیر و تالابهای کوچک فصلی ظاهر می شود.

منطقه پیدگه دو رودخانه ( سنگماشه و سایه خانه ) دائمی دارد و چند رود فصلی که پس از بارندگی روان آبها و سیلاب ها در آن‌ها جریان می‌یابند عبارت‌اند از:

· رودخانه سایه خانه :از ارتفاعات شمال و شمال شرقی پیدگه و پشی سرچشمه می‌· گیرد و به طرف جنوب جریان داشته و به رودخانه سنگماشه می‌· ریزد.

· رودخانه سنگماشه: از ارتفاعات شمال جاغوری با سرچشمه مالستان،· سرچشمه گرفته در مسیر جنوبی به رودخانه ارغندآب پیوسته با آن به قندهار می رسند.

آب مورد نیاز کشاورزی این منطقه از قنات، چشمه و چاه تامین می‌شود. طبق آمار موجود در حال حاضر تعداد ۲۰ حلقه چاه ۱۲ حلقه چاه نیمه عمیق ۳۳ رشته قنات و ۲۰۰ چشمه در منطقه وجود دارد که سالیانه حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب آب از زیرزمین استخراج می‌گردد.

پوشش گیاهـــی

به طور کلی پوشش پیدگه به دو دسته تقسیم می شود :

 ۱ ـ پوشش علفزار ( گراس لند ) بیشتر در ارتفاعات بالا و خاکریز دیده می شوند .

۲ ـ پوشش بوته زار ( بوش لند ) در ارتفاعات پایین تر و تپه های اطراف کوشه دیده می شود .

۳ ـ پوشش پهن برگان ( فرب ) که بیشتر در کنار جلگه سایه خانه دیده می شود.

بیشترین نوع پوشش گیاهی منطقه را پوشش علفزار تشکیل می دهد که تیپ مرتعی و از خانواده گرامینه ها می باشند. به طور کلی گونه های غالب گیاهی عبارتند است: خانواده گرامینه ها، علف گوسفندی، گل قاصد، سریش ها، گونه های فرفیون، گونه شقایق، لاله، درمنه کاکوتی، کنگر، بله گوش، میخک، بابونه، داغداغان، شیرخشت، چای علفی، رزوحشی، نخود وحشی، گل ماهور، بادام کوهی، ولیک، آلبالوی وحشی و سایر گونه های دیگر موجود که بایستی مورد تحقیق و مطالعه وسیع جهت شناسایی و رده بندی گونه ای قرار گیرند. (این نام ها علمی است). در پیدگه نام دیگری دارند.

در حقیقت گیاهان این منطقه از گونه‌های پرطاقت است. مهم‌ترین گیاهان استپی پیدگه به گویش هزارگی عبارت‌اند از: خارشتر، گون، گز، اسپند، قرغنه، سرخ بوته، سیاه بوته، خار، انواع ریز جنگل، کرپی، گرز، و می‌باشد. در کوههای شمالی منطقه تعدادی درختان جنگلی چون انجیر، سیب کوهی، بادام کوهی، ارچه(نوعی بلوط) دولانه، تاخم، شلبی، خنجک، و وجود دارد. با توجه به گسترش کویر و کم پشت شدن گیاهان و شنزار در منطقه مراتع آن فقیر شده است و پوشش گیاهی بصورت تنک مشاهده می‌شود. لذا با توجه به میزان بارش کم، درجه حرارت بالا، جنس خاک و سایر شرایط طبیعی و جغرافیایی درپیدگه، پوشش گیاهی از نوع استپی است که بر حسب میزان رطوبت تغییر می‌کند و این پوشش در قسمت‌های شمالی و مرتفع انبوه بوده و تبدیل به مراتع می‌شود. ویژگی عمده تمامی این ناحیه تنک بودن پوشش گیاهی آن است که به ندرت بیش از یک سوم خاک را می‌پوشاند. در بین گیاهانی که به طور طبیعی رشد می‌کنند، گیاهانی که مصرف دارویی دارند در منطقه یافت می‌شوند که بعضی از این گیاهان عبارت‌اند از ختمی، بادیان، ترنجبین، زرشک، زیره، خارخشت، شوید، کلپوره، کاسنی کتیرا، انغوزه، زیره سیاه و بارهنگ. این گیاهان در منطقه نام دیگری دارند. در این جا به نام دارویی آن ها اشاره شد.

بر اساس اطلاعات موجود در منطقه پیدگه تا کنون بیش از ۳۰۰ گونه گیاهی مرتعی که ارزش علوفه‌ای، دارویی و صنعتی دارند شناسایی شده است. از نظر تیپ گیاهی قسمت اعظم پناهگاه حیات وحش پیدگه در این جا است که در فضای بین گیاهان شور پسند و همچنین گیاهان خوش خوراک زندگی دارند. از درختان و درختچه‌های این منطقه می‌توان بادامک، بنه، تنگرس، قیچ، گز و انجیر را نام‌برد و از بوته‌های شاخص می‌توان به درمنه، جاز، انواع گون‌ها، فرفیون، کلاه میرحسن و ریش بز اشاره کرد. البته این نام ها علمی است که در پیدگه دیگر گونه نامند.

در پایان

این نوشته اگر چه طولانی ذره ای از بود و نبود پیدگه نیست. امید است که با کمک دوستان نوشته و گردآوری شود. به امید آن روز.

نوشته شده توسط شریعتی – سحر
2,048بازدید

۱۷ دیدگاه »

  1. حفیظ الله شریعتی عقرب ۲۳, ۱۳۸۸ در ۵:۰۳ ب.ظ -

    شنبه ۲۳ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۳

    ماکجاییم و ملامتگر بیکار کجاست. در این مواقع حضرت حافظ به کمک آدم می رسد. عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو . نفی حکمت مکن از بهر دلی عامی چند:
    سلام دوستان. حرف های که در باره من نوشته اید را با دید بایسته می نگرم. توقع نداشته باشید از درس خوانده ادبیات که فرهنگ را کلتور بنویسد و مشکلات را پرابلم. من با زبان فارسی دری می نویسم و پس از سال ها به این جا رسیده ام که نخست فارسی دری سپس عربی و پس از آن وام واژه های بیگانه. هیچ فرقی بین فارسی درسی ایرانی و افغانستانی نمیدانم. گویش و لهجه را جدا پندارید. زبان معیار را با دید علمی و زبان شناسانه بنگرید. از این رو نخست ده یا روستا که در تمام متن های گذشته ما موجود است. اگر نبود قریه که وام واژه عربی است. از اجندا و کلتور و عنعنات بیزارم. من هزاره ام پایان نامه ام گویش هزارگی است. ادبیات خوانده ام. توقع نداشته باشید بی جهت و غیر علمی متعصب باشم. آنچه در باره پیدگه نوشته ام شاید در پنجشیر هم رواج داشته باشد. مهم این است که درج شود و از نابود شدن جلوگیری شود. حالا شما بگویید تمام جاغوری یا افغانستان. چه فرق می کند. من اگر می گویم لت کردن را هزاره ها به کار می برند که در تاریخ بیهقی آمده است این است که مشهدی ها به کار نمی برند. کمی علمی و اکادمیک نگاه کنید. اما سلمان علی نام خانوادگی اش شبان است و بوده است. شاهد ما لوح دواخانه اش در سنگماشه بود. ایشان مهندسی را در کابل تمام کرد بورس چکسلواکی گرفت اما نرفت. پزشکی را با کار با پزشکان بدون مرز فرا گرفت و عملی کار کرد. او برای جاغوری فراوان خدمت کرد. خدایش که هست. دوست دارم بدون توجه به هیاهوی منتقدان کم سواد و کم توجه دوستان از مردم شان با ریزبینی بنویسند تا در فردای محشر وطن عریان نباشیم. بنویسید تا زنده بمانیم. بد نوشتن بهتر از ننوشتن است. بر من ببخشایید با تمام عیب ها و کاستی ها. خدانگهدار

  2. نقاد محتوایی عقرب ۲۳, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۸ ب.ظ -

    شنبه ۲۳ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۲۲:۵۸

    آقای شریعتی از زحمات شما تشکر ولی در بین همه اطلاعاتی که از نظر آمار وارقام ارائه داده ای و ازجمله میزان دما و بارش برف و باران و ارتفاع هر تبه وکوه از سطح دریا و… آنها را نمی دانم که چقدر دقیق است ولی از چیزی بسیار روشنی که خودم دیده و شنیده ام وبرایم باورش سخت است نسبت دادن کوه خاکریز و باداسیه به پیدگه است که ندانستم به چه خاطر این نسبت درست است این کوه تا آنجا که من می دانم و می بینم حد فاصل سیازمین و ابروشان و جاله و پشی است و ربطی به پیدگه ندارد و شما چطور در نسبت آن به پیدگه این قدر تلاش کرده اید. البته زحمات تان سرجایش محفوظ و سعی تان ماجور خداکند بقیه اطلاعات تان نیز از همین قبیل کته توغی نباشد.

  3. حق شناس عقرب ۲۳, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۲ ب.ظ -

    شنبه ۲۳ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۲۳:۳۲

    نقاد محتوی سلام

    بلی دوست عزیز . آنهای که نمی دانی عطف به ماسبق کن مهم نیست هنوز بسیاری چیزی ها مانده تا بدانی کم وقت و فرصت و زمان لازم است تا بدانی .

    ولی در باره چیزی که دانسته قلمداد کردی اگر این را به همان نادانستنی های خود اضافه می کردی بهتر بود تا با دانستی های خود . از شوخی که بگزریم .

    هزارجات متاسفانه و یا خوشبختانه کوهستانی است در بعضی مناطق کوه های سر به فلک کشیده وجود دارد که در اطراف آن مناطق مختلف زندگی می کند به جهت همجواری هر کس بخش از آن طرف کوه را که به ان نزدیک و مربوط می شود از آن خود دانسته و به نام خود یاد می کند . که فکر نمی کنم احتیاح به یاد آوری نمونه باشد . که خاکریز مشت نمونه از خروار است .

    چیزی به این واضحی را شما متوجه نشده اید به قول خود تان او را دیده وشنیده اید دیگر در باره باقی دانستنی های تان چه عرض کنم .

    دیگر تعبیر کته توغی مناسب چه کسی است خوانندها بیشتر قضاوت خواهند کرد .

    به نظرم اگر نقاط محتوای بودی انتقاد خود را مطرح می کردی بدون اینکه به یاوه گوی نظیر کته توغی متوصل می شدی که دور از نزاکت اخلاقی است اسم مستعار تان این استدلال را قوی تر می کند .

    خوانندها هر دونوشته را می خوانند فرق بین انتقاد سالیم و حرف آدم مریض را به خوبی درک می کند .

    نمی گویم انتقاد نکنید که انتقاد مایه بیشرفت یک جامعه است ولی گوشه کنایه عادت شوم است رواج ناپسند است مایه خجالت یک منطقه به حساب می اید. بگذارید اگر خودمان مرد این کار نیستیم مانع کار دیگران نشویم . آن هم با تعبیرات کذای …
    آری دوست عزیز
    ما نصیحت به جای خود کردیم
    روزگاری در این بسر بردیم
    گر نیاید بگوش رغبت کس
    بر رسولان پیام باشد بس
    امید وارم شما دوست عزیز با نقد های محکم به دور از گوشه و کنایه وبا اسم واقعی خود تان بینیم .
    تا با شما بهتر آشنا شویم

  4. بچه بی خبر جاغوری عقرب ۲۴, ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۴ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۳:۳

    سلام بر همه دوستان خوانندگان ونویسندگان عزیز. دستی اقای شریعتی عزیز درد نکند واقعا که رمان نویس خوب هستی. تا خواندن نوشته اخر تان من هم مثل دیگر اقیایان چون نقاد محتوای – ودیگر دوستان فکر میکردم که نوشته هایت بر مبنای حالات واقعی منطقه پیدگه بوده است از ان لحاظ بعضی نوشته هایم موضعی اصلاحی وانعکاسی داشت که معذورم. بعد از داستان خاکریز یا باد اسیا که توسط نقاد نیز اشاره شده است. که ان در محوطه جاله و پشی و ابروشانی سیازمین موقعیت دارد.فهمیدم که نوشته هایت رمانتیک است.داستان نویسی یکی از کارهای برازنده وبسیار زیبای دوران گزشته ای تاریخ و عصر حاضر میباشد. کوشش کن کوهای بلند مثل پشته ریس وکوه تلخ در سیا زمین اینها را نیز ضمیمه نوشته هایت اضافه کن تا انچه را که مینویسی مورد جزابیت زیادتر وچهره داستانت را باز تر برای خواننده معرفی نماید. ودر ارتباط با اسم مستعار عده از دوستان دیگران را ترجح میدهد که به اسم اصلی بنویسد وخودش در عین حال به اسم مستعار مینویسد. خوب فرق ندارد چه به اسم مستعار چه به اسم اصلی منتها از چوکات بیرون نباشد. تشکر از توجه تان منطزر داستان های زیبای تان هستم.

  5. رهگذر عقرب ۲۴, ۱۳۸۸ در ۸:۰۳ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۴ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۸:۳

    سلام دوستان

    قشنگی دنیایی مجازی در این است که آدم ها را بهتر می شناسد فرصت دست می دهد که تا خود را رو کند . زمینه خوبی برای عقده کشایی است .

    مردم جاغوری را شنیده بودم که تحمل یکدیدگر ندارد ولی با این وضع فلاکت باور نمی کردم .

    قبلا هم یک دکتر دیگه مطالب زیبای را نوشته بود گناه فقط همین بود که دکتر بود ویا او را دکتر نوشته بود ویا او خود را در مقام دکتری معرفی کرده بود . آن زمان بود که جلوی چشم بعضی ها را خون گرفت شروع کردن به بذله گوی وحتی مثل آقای بی خبر جاغوری خودش هم نمی داند که چه می گویند .
    از یک طرف می گوید در محوطه جاله است منظورش شاید سرقل باشد از طرف دیگر می گوید ارتباط به پیدگه ندارد . خوشبختانه دیگر عقل آغایان به دیگر مطالب شان قد نمی دهند از کوه خوب اطلاع دارند انگار که تازه از کوه پاین شدند .
    دراین خصوص جناب آقای حق شناس توضیح خوبی داده بود که اگر زحمت خواندن آن را به خود می داد خود زحمت این نوشته متحمل نمی شد .

    اولا کوه های افغانستان کدام معیار مشخص برای تقسیم بندی ندارد زمین پدری شان کدام سند رسمی قابل ارائه را ندارد تا چه رسد به کو های شان .
    اگر ملاک برا تعین حدود کوه ذکر کنیم ویا معتبر بوده علوفه و آبریزه آن کوه می باشد که پیدگه از هر دو مزیت دارا می باشد .
    در خصوص کوه خاکریز : این کوه از طرف چهل بختو پشی و وقی پیدگه و سرقل احاط شده و عملا این مردمان این مناطق از آن خود می دانند

    بر فرض که حرف شما درست باشد این نیاز به این گوشه کنایه ندارد اگر رمان نویس هم باشد عرضه ی این کار را دارند شما که عرضه این کار را هم ندارید به اسم مسعار اورزادگی خود را به سایت ها می کشانید این نهایت پستی شما را می رساند .
    شما اگر عرضه این کار را دارید بیاید با اسم واقعی خود نظر بدهید
    آقای شریعتی با اسم واقعی خود آمده و با اسم واقعی خود هم نظر داده با این کار به قول آن شاعر
    آبروی خود می بری زحمت ما می داری .
    دوست عزیز فرق اسم مستعار با غیر مستعار در این است که این آدم این نظرات را از آن جای که مملو از حسادت و … است حتی خودش نسبت دادن به خود عار می داند . چون در ظاهر خود را بالا تر از همه می داند . خبر ندارند که توانایی اش همین است بس .

  6. مبلغ عقرب ۲۴, ۱۳۸۸ در ۷:۵۳ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۴ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۹:۵۳

    در نظر دادن عقده گشایی را به جای نمی برد کسانی در بالا نظر داده اند که نمی تواند به صورت اصولی بیندیشند و بنیوسند و فکر نماید در صورتی که نقاد از عقل سلیم بر خو دار باشد می تواند با استناد در ست و قابل فهم نوشته و نوسنده را به تقد بکشاند. امید که خدای به ما رحم نماید تا بتوانیم برتری دیگران را تحمل نمایم

  7. حفیظ الله شریعتی سحر عقرب ۲۴, ۱۳۸۸ در ۸:۳۵ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۴ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۲۰:۳۵

    سلام دوستان. نمی دانم برخی بی جهت و غیر علمی به من تاخت گرفته اند. گویا از من رنجیده خاطرند. از رنج شان بگویند جبران می شود. عذرخوا سته خواهد شد. اگر به دیگران می تازند و توهین می کنندبدانندکه حق مردم بخشیده نی نیست.
    من از عقده کشایی و سیالداری بیزارم. از من دور باد. اما: با این دست های خالی سیالی بی سیالی. نوشته من ممکن است خالی از خطا نباشد اما در حد توان است. از بشر توقع خارج از توان عاقلانه نیست. پیدگه بخشی از جاغوری است . انچه نوشته ام به تمام جاغوری می توان تعمیم داد. کوه خاکریز بخشی از پیدگه است چون ابریزگاه پیدگه است و علوفه اش مردم پیدگه آورده اند. رسم نیاکان ما چنین بوده اند. اما هدفم برون کردن خاکریز از غبار فراموشی بود. امید است که استاد مظفری کوه را از پشی بداند و این نوشته را کامل کند. به جای توهین و افترا بستن به من و ما کمک کنید. به کسی که حق دفاع از خود را ندارد تهمت نزنید. شادکام باشید.

  8. عبدالحسین رضایی عقرب ۲۴, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۶ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۴ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۲۲:۱۶

    سلام به همگی دوستان و عزیزان مخصوصا دکتر عزیز شریعتی :
    من به حیث یک پسر بچه جاغوری که از هیچ کس حمایت نمی کنم و فقط نظر شخصی خود را می نویسم از این دوستان که اینقدر انتقاد و حسادت نشان دادن در مقابل مساحت جغرافیای پیدگه چرا اسم خود را ننوشته پیش من سوال خلق شد که این عزیزان از نام بردن اسم خود خجالت میکشد یا … پس وقتی که خود را معرفی نمی کند چرا نقد میکند و بنده آرزو دارم که خود همین عزیزان که انتقاد کرده همچون یک اطلاعاتی را در باره تاریخ و مناطق جغرافیای هزارها بنوسد که تا تاریخ و بنیاد هزاره ها برای نسل های بعدی روشن شود .
    به امید پیروزی و سر بلندی همه عزیزان .
    موفق و شادکام باشید.

  9. بچه بی خبر جاغوری عقرب ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۱ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۵ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۰:۱

    صمیمانه سلام ام را حضور دوستان و خاصا اقای شریعتی برادر روشن ضمیر ما تقدیم میکنم خدا شا هد است من به هر عزیز جاغوری که دارای احساس نیگ میباشد احترام فروان دارم. البته نبشته های که از طرف بنده ابراز شده روی منظور خاص نبوده و هیچگاه نخواستم سبب نا راحتی در بین دوستان فرهنگی ما شده و باعث دوری انها از هم دیگر گردم. اتهاد همبستگی و افتخار عزیزان افتخار ما است شما باید اینقدر ساده لوح نباشید شاید کسانی باشد که عمدا مشکل برای تان ایجاد کند شما باید احساساتی عمل نکنید و ما وجدانا وایمانا وقتی دیدم که ما ها از اصل محتوا خارج میشویم تصمیم شد اینرا حضور بنویسم ودر ضمن بخواطر رفع سوه تفاهم شما سوگند میخورم من اقای مظفری هم نیستم وهیچ ربط هم با جناب شان ندارم وخدمت برادرم اقای شریعتی اینرا اضافه نمایم که بنا با احساس نیک تان که در بالاها اراه نموده ی قدر دانی میکنم و از هر یک دوستان توقع دارم انانکه واقعا برای عزت و شرافت جاغوری میکوشد تقدیر نماید.

  10. رهگذر عقرب ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۲ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۵ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۰:۳۲

    سلام دوست عزیز بچه بی خبر جاغوری

    از نوشته آقای شریعتی برداشت درست نکرده اید منظور این نیست که شما مظفری هستید منظور از آوردن اسم مظفری به این دلیل است که اقای مظفری هم یکی از مدیران سایت است مدیریت بخش پشی .

    ایشان به عنوان نمونه یاد آوری کرده که بخشی از این کوه مربوط می شود به پشی وچه اشکال دارد جناب اقای مظفری آن طرف کوه را مثلا از پشی بداند و در باره اش بنویسد .

    نه اینکه شما مظفری هستید .

  11. بچه شاد جاغوری عقرب ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۵ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۵۱

    هه هه هه دوستان عزیز جنگ و دعوا کنید ما میخندیم برای کوهای خشک و پر سنگ جاغوری عزیزان که زیاد دعوا میکند وکوها و سنگ های را همه برایش تقدیم میکنم که خوب خانه های سنگی بزرگ بزرگ برای خود بیسازد در سر کوه باد آسیاب که خوب جای خنک است که زمستان پیش رو است خوب سرما بخورد تا مزه کوه را از نزدیک بیچشد .

  12. علی قاسمی عقرب ۲۵, ۱۳۸۸ در ۵:۱۰ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۵ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۱۰

    سلام خدمت برادر اندیشمند دکتر شریعتی عزیز و سایر مطالعه کننده گان سایت وزین جاغوری یک .
    از برادرانیکه در بخش نظریات ، نظرخود را مینویسند صمیمانه تقاضا داریم که از نوشتن حرف های که خلاف شأن یک نویسنده است بپرهیزند .
    این سایت مربوط به همه شما عزیزان است و برای بهبود و رشد ان کوشا باشید و در صو رت انتقاد ، انتقاد بجا و به استعمال کلمات و جملات زیبا وارد معرکه شوید نه اینکه با استعمال کلمات رکیک همگی را بخود بخندانید.
    هربرادری که مضمون و تحریری در مورد جاغوری داشته باشد این سایت درخدمت او است .
    ای کاش ما در جامعه خود چند تنی مثل شریعتی عزیز و امثال او را میداشتیم .
    موفق و پیروز باشید

  13. مظفری عقرب ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۹ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۶ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۲۹

    بسمه تعالی
    باسلام خدمت دوستان عزیز و اظهار نظر کنندگان محترم !
    یکی از محاسن اظهار نظر و نوشتن نظرات با قطع نظر از عقده گشایی و ابراز حسادت های شخصی ، شفاف شدن مطالب و موضوعات است، زیرا از قدیم گفته اند که :«حرفی که در دل ماند در گِل ماند» بنده محاسن نوشته های آقای شریعتی را خیلی فراوان می بینم هر چند ممکن است همه آن را بدون اشتباه نیز ندانم و این را شاید خودش هم قبول داشته باشد و اگر خواسته باشم به نقد آن بپردازم آن را با افتخار و به نام خود انجام می دهم و با شناختی که از آقای شریعتی دارم مطمئنم که از آن ناراحت نخواهد شد بلکه از آن استقبال نیز خواهد کرد و نیاز به مستعار نویسی نمی بینم
    ولی در بخش نظرات بعضی از دوستان اظهار نظرهایی کرده اند که در آن میان از من نیز اسم برده شده است و گویا در این میان بنده نیز با نام مستعار نظر داده ام و بعضی از دوستان نیز از من خواسته اند که راجع به این مسئله توضیح دهم ، به همین خاطر لازم دانستم که هر چند کوتاه نکته ای را خدمت دوستان به عرض برسانم .
    در مورد قلعه خاکریز که آقای شریعتی آن را در بالا و نوک قله‌ای مخروطی شکل بیان کرده که ارتفاع آن تقریبا ۳۰۰۰ کیلومتر از سطح دریاست و قلعه بزرگی بصورت متروکه در آن وجود داشته است، بنده گمان می کنم که در نام گزاری دچار مشکل شده ایم زیرا خاکریزی که ما می شناسیم و بین ما و برادران قریه ابروشان سیازمین معروف است ، کوهی است در سمت شمال کوه باد آسیا ، که آبریزه اش از غرب به چهل باغتوی پشی و از شرق به ابروشان و از شمال به قریه ریخی می ریزد و این کوه ربطی به پیدگه پیدا نمی کند و حاصلات آن نیز به تبع آبریزه آن متعلق به مردمان همان نواحی است .

  14. ادامه مظفری عقرب ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۶ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۳۱

    از بعضی از نوشته های آقای شریعتی که در این باره نوشته که «از آثار کهن به جا مانده جز چند سنگ آسیاب بزرگ که با اسپ و یابو می چرخیده و مقداری زیادی کوزه و اسباب زندگی و معیشت چیزی باقی نیست. شاید زیبا ترین بخش خاکریز کمند اسپ و جای نگهداری اسپان باشد که نیکو به جا مانده است. سکه ها و مجسمه های بدست آمده از اطراف این قلعه حاکی از تاریخ چند صده ساله آن است. »
    اینگونه برمی آید که ایشان کوه بادآسیه را همان کوه خاکریز نامیده است زیرا این کوه با این ویژگیها در نزد ما و دیگر همسایگان موسوم به کوه باد اسیه (باد آسیاب) است و همانطور که بعضی از دوستان اشاره کرده اند این کوه از غرب و شمال غرب به چهل باغتوی پشی و از جنوب غرب به پیدگه و از جنوب شرق به سرقول جاله و از شرق به ابروشان آبریزه دارد و همان آسیای بادی که آقای شریعتی از آن سخن گفته است این کوه را بیش از آن که به کوه خاکریز معروف ساخته باشد به کوه باد اسیه معروف کرده است و اتفاقاً دو سنگ سنگی آسیاب و کمند اسب و نقاشی های سیمرغ بر روی سنگ و… در همین کوه و به طرف آبریزه چهل باغتوی پشی قرار دارد و علف و بیده و خاشه این منطقه خاص نیز به چهل باغتوی پشی و بخصوص به خانواری بنده تعلق دارد و بنده نیز سالهایی در آن بیده کنده ام و بعضی از این آثار گران قیمت را از نزدیک مشاهده کرده ام به هر صورت دعوا بر سر مالکیت این کوه نیست تا در این جا به آن بپردازیم و دعوا بر سر اسم آن نیز نیست و شاید همین کوه باد اسیه در پیدگه به کوه خاکریز معروف باشد و برای ما و همسایه های دیگر به کوه باد اسیه معروف باشد و آقای شریعتی به همان نام معروف در منطقه خود از آن یاد کرده و آن را متعلق به پیدگه دانسته باشد، به هرحال خود این که آقای شریعتی با این دید به این قضیه نگریسته و معلوماتی در این زمینه به دوستان ارائه کرده است ارزشمند است و کار بنده و امثال بنده را نیز راحت کرده است زیرا ما وقتی بخواهیم راجع به چهل باغتوی پشی و دیگر طرف های این کوه بنویسیم می توانیم دوستان را به این نوشته ایشان حواله داده و خود را از پرداختن به آن بی نیاز بدانیم.
    با ارزوی توفیق هر چه بیشتر دوستان
    خداحافظ

  15. حفیظ الله شریعتی عقرب ۲۷, ۱۳۸۸ در ۲:۰۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۴

    سلام دوستان. گویا به ظاهر:( به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست). نبشته ای از من اگر چند کوتا و ناقص رخ از نقاب کشید، جلوه گری کرد و رو ببست. عده ای خوب یا بد که آن ها را به درستی می شناسم و با برخی از آنان شفاهی صحبت شده بود؛ تند گفتند و گاهی هم عده ای به آنان پاسخ دادند. ایزد توانا را گواه می گیرم که راضی نبودم و نیستم. اگر به من تندی کرده اند، می گذرم ولی اگر به دیگران تاخته اند، خود دانند که بر من توانایی بخشش نباشد. چه کنم برادران من اند. یوسف فرضی به چاه برند و پایچه ایزار بر عزیزان بالا زنند. بگذریم که سودی در آن نباشد.

  16. حفیظ الله شریعتی عقرب ۲۷, ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۵

    و اما برادرم استاد مظفری: که عزیزی از تبار من است؛ توضیحی داده است که بس نیکو و به حق تمام است. اشاره من پیوست به آن خواهد بود. نخست این نوشته خالی از عیب نیست و نباید هم باشد. چون من کمال نیافته ام. بر این نشان، چنین نوشته های که بحق شفاهی اند نمی توانند بی عیب نباشند. دودیگر: مردم سمت جنوبی خاکریز به جایگاه، چند نام گذاریده اند که کمی متفاوت اند: مردم پیدگه این بلندا را (شیخی شیرو روبه)، (باد اسیه) و خاکریز گویند. البته باد اسیه و شیخی خاص تر از خاکریز اند. به این معنا که خاکریز منطقه وسیع را شامل می شود. شیخی، باد اسیه، پامی، سر پیازگاه و اواری شیخی را خاکریز گویند. خاکریز کوه است بزرگ که در شمال چهل باغتویی هوقی و آبروشان، در جنوب پیدگه و سرقول، در غرب چهل باغتویی پشی را در بر می گیرد. پیداست که همه این مردم خود را صاحبان این کوه می دانند. این مجموعه خاکریز در محدوده آبریزگاه پیدگه است و علوفه آن را مردم پیدگه آورده اند. یاد آوری می کنم خاکریز؟ شاهد دیگر: امسال در غزنی که در پی نوشتن مالیات دولت جابر ظاهر و داوود بر مردم پیدگه بودم. در پی، چشمم به مالیات و تقسیم کوه رسید که تقسیم اراضی خاکریز را برای پیدگه نوشته بودند. البته چون باد آسیاب دور از پیدگه و نزدیک به چهل باغتویی پشی است شاید علوفه های حاشیه های کوه را آن مردم گرد آورده باشند که پزیرفته است.
    البته این بحث ها اکنون موضوعیت ندارند، چون دیگردرکوه نه هیزوم هست و نه علوفه. نه مردم چهل باغتویی پشی طمعی بر آن دارند نه دیگران. اما آشنایی با این کوه ضروری بود که در حد توان نوشته شد. من آثاری با خود از این کوه آورده ام که پس از تحقیق در مرکز موسسه باستان شناسی ایران نتیجه اش را با دوستان در میان خواهم گذاشت.
    استاد مظفری! بر من بخشایید که اگر پیوستی بر نوشته شما نگاریده شد. هدف روشنی بیشتر بود نه خدای نخواسته تعریض بر نبشته های روشن شما که من را بدرستی می شناسید.

  17. مظفری عقرب ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۳ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۸۸ ساعت: ۲۲:۱۳

    باسلام مجدد خدمت آقای شریعتی عزیز!
    با تشکر از زحمتی که کشیده و توضیحی که داده اید ظاهراَ قصه ما قصه همان سه نفری است که هر سه انگور می خواستند منتهی به سه زبان و از اینکه یک خواسته را به زبان های گوناگون می گفتند به ظاهر ناراحت می شدند و با هم از سر ناسازگاری وارد می شدند اما وقتی پای خود انگور به میان آمد نزاع هر سه برداشته شد و هر سه به مقصود رسیدند در این جا شاید بیش از این به توضیح نیاز نباشد فقط خواستم بگویم که نبشته ای اخیرتان نیز مورد ملاحظه قرار گرفت.
    موفق باشید.