دهستان پیدگه : قسمت چهارم

مدبریت ۸:۲۶ ب.ظ ۱۱

دهستان پیدگه : قسمت چهارم

نویسنده : حمیدی

 حاشیه ای بر متن خاکریزمنطقه پیدگه

 در باره موقعیت جغرافیایی، گونه های زیستی- حیوانی و  پوشش گیاهی خاکریز آن چه برادر آقای دکتر شریعتی در باره پیدگه نوشته، بر آن و تمام محیط پیرامون  آن صادق است. در مورد تاریخ و آثار بر جای مانده در آن نیز شما را به نوشته تفصیلی تر و مصداقی تر ایشان ارجاع میدهم. آن چه از این سطور مراد است نکات تکمیلی در مورد بیشه خاکریز است.

نام گذاری

 خاکریز: در وجه نامگذاری خاکریز بهترین فرضیه این است که این قله آسمان خراش به دلیل شیب تندی که دارد با گذشت زمان و در اثر فرسایشی که باد و آب ایجاد می کند، به تدریج خاک آن بر  دامنه ریخته و در اثر سیلابها شاید تا دریاچه سیستان در ایران هم رسیده باشد و اینک قله به صورت سخره سنگی عریان در آمده است یا از دور وقتی به خاکریز نگاه می کنیم احساس می کنیم خاک های اطراف آن در حال ریزش است. چنان چه در بالای این چکاد قرار بگیریم در برخی جهات با چشم غیر مسلح افق بسیار فراتر از جاغوری و حتی برخی از توابع ولایت زابل مانند دایچوپان را نیز مشاهده خواهیم کرد. در تمام نقاطی که این قله مخروطی شکل قابل دید است، مردم آنرا، اگر می شناسند، بنام خاکریز می شناسند. برخی از مردمان نواحی نزدیک به دلیل تنوع گونه های حیوانی که در آن وجود داشته به آن شیخی شیر روبه نیز می گوید.

باد آسیاب: در سمت شمال غربی قله خاکریز یک قله فرعی وجود دارد که در ارتفاع کمتر از قله خاکریز بوده و شانه آن محسوب می شود. به دلیل قرار گرفتن قلعه خاکریز و بسیاری از آثار باستانی خاکریز از جمله آسیاب بادی بر بام و اطراف این قله فرعی، باد آسیابش می نامند. این قله برخلاف چکاد اصلی خاکریز، عریان نبوده و سرشار از خاک و گیاه است. بنابر این اطلاق نام خاکریز بر این قله فرعی یا ندیده گرفتن نام تاریخی این چکاد سر به فلک درست نیست. اما آن چه گاهی در نامگذاری آن برای برخی مشکل ایجاد کرده دو امر است:

یک) آثار تاریخی و دژ خاکریز بر شانه آن قرار دارد نه بر چکاد آن که به احتمال زیاد نقش برج مراقبت دژ را داشته است.

دو) از برخی نقاط شمال غربی آن مانند چهل باغتوی پشی وقتی نگاه کنیم باد آسیاب مانع دیدن خاکریز می شود. بنابر این خیلی طبیعی است که بلندتر دیده شود و با بردن اسم خاکریز اشاره به بادآسیاب کنند و این استفاده مجازی برای نسل های بعدی حقیقت شود یا این که خاکریز نا شناخته بماند در حالی که از نقاط دیگر و دور دست  این خاکریز است که قابل رؤیت است. بنابر این باید گفت خاکریز بادآسیاب نیست بلکه بادآسیاب متعلق به آن است زیرا این دژ همواره معروف به دژ خاکریز بوده است.

 آبریز خاکریز

آب های سطحی و سیلاب های خاکریز بر دو قریه جوار یعنی پیدگه و سرقل جاله می ریزد. اما در آبریز باد آسیاب چهار قریه پیدگه، چهل باغتو، ریخی و ابروشان سهیم اند. از آبهای زیر زمینی خاکریز تمام نقاط گفته شده بهره مند است بویژه پیدگه که انسان، حیوان و نبات آن در تمام روستاهای آن از اقیانوس دل خاکریز سیرابند.

خاکریز در عطای خود همواره سخاوتمند بوده چنان که در عمل تمام اطرافیان از علوفه و هیزم آن استفاده کرده اند. اما مردم پیدگه همواره در این کوه تصرف مالکانه داشته به این معنا که به صورت علنی از عطای آن بهره برده و در مواردی مانع استفاده دیگران در استفاده از آن شده اند. ذکر این نکات به معنای ادعای مالکیت نیست زیرا در مقام معرفی خاکریز هستیم نه ادعای مالکیت بر آن، چه، خاکریز اگر عطایی داشته باشد چنان که گفته شد عملاَ مال همه است. اما در جواب دوست بزرگواری که ادعا کرده بود خاکریز ربطی به پیدگه ندارد و برای اثبات مدعا ابتدا بادآسیاب را به جای خاکریز نهاده سپس آبریز جنوبی آن را ندیده گرفته بود عرض می کنم اگر قرار باشد کسی بر خاکریز ادعای مالکیت بکند، بر اساس شواهد پیدگه در اولویت است. اما بیاییم به جای توجه به منافع مادی خاکریز به این قله بلند و کوهپایه ها و دامنه های آن به عنوان یک بیشه ای ازرشمند و میراثی که از نیاکان ما در آن باقی مانده به عنوان یک ثروت معنوی نگاه کنیم. در چنین صورتی است که این ثروت پایان ناپذیر خواهد بود و همه می توانند بدون بخل ورزیدن در مورد دیگران نسبت به آن احساس مالکیت و مسئولیت کنند و چه خوب که همه خود را مالک بدانند تا بیرحمانه آن را تخریب نکنند.

 خاکریز میراث ارزشمند


نقش میراث تاریخی و آثار تمدن باستانی در ایجاد اعتماد به نفس، انگیزه و پشتوانه پیشرفت در ملت ها بر کسی پوشیده نیست. امروزه جوامع حتی اگر گذشته چندان درخشانی هم ندارند، برای این که در مردم و فرزندان خود اراده پولادین و انگیزه قوی پیشرفت ایجاد کند تا از قافله تمدن که بسرعت در حال حرکت است عقب نماند، با استفاده از فنون مبالغه، اغراق، غلو یا حتی جعل، برای خود سابقه تمدنی درست می کنند. از ضرب المثل های رایج در میان مردمان پیرامون خاکریز این است که می گویند: فلانی پشتش به کوه است. پشت به کوه بودن کنایه از تکیه گاه و پشتوانه قابل اعتماد و قوی داشتن است. مردمانی که پشت به جبل راسخی چون خاکریز، دارند خوب است ارزش این پشتوانه و تکیه گاهی استوار را درک کنند. قامت استوار خاکریز همواره الهام بخش استقامت و پایداری برای مردم غیور جاغوری بوده است. دژ و بقیه آثار باقی مانده بر خاکریز سند گویا و روشن بلند آشیانگی، بلند همتی، توانایی و غیرت، شجاعت و تسلیم ناپذیری نیاکان ماست. این ویژگیها هرچند که به صورت نا خود آگاه در مردم شریف جاغوری وجود دارد و در طول تاریخ آن را به اثبات رسانده اند اما چه خوب است که آگاهانه و با توجه به توانایی های نیاکان خود شعار دهیم که “ما می توانیم”.

ارزمندی این مراث گرانسنگ و ثروت ارزشمند، پاسداری از آن را می طلبت. متأسفانه به دلیل نبود ساز و کاری برای حفاظت و پاسداری، این میراث گرانبها در طول تاریخ مورد غارت و تخریب بوده است. حفاری های سود جویانه و غیر مسئولانه این آثار را در مرز نابودی قرار داده است. نگارنده که چند سال پیش با همراهی جمعی  از دوستان بازدیدی از این آثار داشته به چشم خود اثری از حفاری سود جویانه را که روز قبل صورت گرفته بود دیده است. در این حفاری معلوم نبود چه چیزی بدست افراد منفعت طلب افتاده بود اما چیزی که بر جای مانده بود یک سنگ رویین دست آس بود.

 اکو سیستم خاکریز

 آب و هوا: خاکریز را با کوهپایه ها و دامنه های آن که حیات طبیعی ارزشمندی را در خود جای داده است، می توانیم بیشه خاکریز بنامیم. بیشه خاکریز دردامنه های جنوبی گرمسیر و در دامنه های شمالی و ارتفاعات نسبتا سرد است. هنگامی که در دامنه های جنوب مانند روستای سایه خانه میوه توت در استانه رسیدن قرار می گیرد، در خاکریز لاله ها هنوز شکوفا است. در برخی گودیها بر شانه های خاکریز برف تا اواسط تابستان وجود دارد و گفته می شود در برخی سالها که برف زیاد می بارد تا زمستان بعدی هم باقی می ماند. این گودی هارا میتوان یخچال طبیعی به حساب آورد اما چیزی که هنوز گفته نشده  وجود یگ چاله مانند انسان ساخته ای در حد فاصل خاکریز و بادآسیاب است که گفته میشود به عنوان یخچال مورد استفاده بوده یعنی ساکنان دژ مواد غذایی فاسد شدنی و در زمستان برف را آن جا انبار مکرده تا به تدریج از آب آن استفاده کنند. 

گونه های زیستی: در گذشته های نه چندان دور خاکریز زیستگاه گونه های حیوانی زیاد و متنوعی از قبیل یوزپلنگ، خرس، انواع قوچ و بزهای کوهی تا خرگوش و حیواناتی کوچکتر دیگر بوده است. انواع پرندگان شکاری و غیر شکاری مانند انواع عقاب، باز، کرکس، کبک تا پرندگان کوچکتر و خزندگانی مختلف و انواع مارمولک ها در آن می زیسته. نگارنده بیاد دارد که گله های قوچ تا حواشی روستا می آمدند. تا حدود چهل سال پیش گاو های مردمان اطراف این بیشه از این که شکار یوزپلنگ شوند در امان نبوده.

پوشش گیاهی این بیشه بسیار متفاوت بوده و انواع درختان جنگلی بویژه در کوهپایه ها و دامنه های جنوبی آن وجود داشته. انواع بسیار زیادی از گیاهان شناخته شده و شناخته نشده از جمله گیاهان دارویی در این منطقه می روییده که زمینه زیستی بسیار خوبی را برای حیات وحش این بیشه فراهم می ساخته. افراد سالخورده به خوبی بیاد دارند که وقتی برای هیزم به کوه می رفته با کندن یک بوته از برخی گیاهان محموله آنها فراهم می آمده و یا با کندن دو یا چند بوته بار الاغ کامل می شده است.

تخریب بیشه خاکریز

 پوشش گیاهی: اما این محیط طبیعی که شاهکار خدای طبیعت است دیگر آن غنا و شکوه گذشته را ندارد. برخی گونه های زیستی که قبلا در این بیشه وجود داشته دیگر وجود ندارد. فرایند تخریب متأسفانه بسیار سریع است به گونه ای که اگر تدبیر مسئولانه اندیشیده نشود ممکن است در آینده نه چندان دور شاهد تخریب کامل و انقراض گونه های موجود آن باشیم. در تخریب زیست محیطی بیشه خاکریز هرچند که عوامل طبیعی مانند فرسایش ناشی از آب وباد و خشکسالی بی نقش نیست اما طبیعت دشمن خود نیست، در یک نگاه وسیعتر این ها هم ریشه انسانی دارد. عامل انسانی به عبارتی استفاده های سودجویانه، بی رویه و غیر مسئولانه نقش اصلی را در تخریب طبیعت این بیشه داشته است؛ در شیوه های سنتی زندگی، طبیعت منبع مستقیم در آمد محسوب می شود. بنابر این انسان که خواستش نا محدود است به رفع نیاز اکتفا نکرده در استفاده از مواهب طبیعت همواره افراط میکند.
در پرورش و نگهداری اغنام احشام و در نتیجه استفاده از علوفه بیشه خاکریز در گذشته زیاده روی شده است. در استفاده از هیزم این بیشه به عنوان مواد سوخت نیز افراط صورت می گرفته است. این در حالی است که مردمان شریف اطراف خاکریز معمولا در مزارع خود درختانی جهت استفاده از میوه و چوب آن غرس می کنند که می توانند باقطع کردن درختی در هر سال یا جمع آوری شاخه های خشک این اشجار قابل جایگزین و تجدید پذیر، تمام یا بخشی از مواد سوخت خود را تأمین کنند. روش استفاده از مواهب این طبیعت زیبا نیز درست نبوده. معمولا برای جمع آوری علوفه و هیزم آن را از ریشه در می آورند در حالی که می توانند به جای کلنگ از تیشه یا داس استفاده کنند که گیاه را به صورت سطحی قطع می کند. نگارنده وقتی بیاد می آورد که چگونه برای فراهم آوردن محموله (پشتره) خود در کوهپایه خاکریز (ریزه پیازک) درختچه ای را که به زبان محلی چاکه خوانده میشود از ریشه کنده و طومار زندگی آن را بسته است، احساس گناه کرده آن را به حساب جهل خود می گذارد. باید در نظر داشت که گونه های زیستی این منطقه و نحوه و مکان رویش آنها تجدید ناپذیر است؛ درخت ارچه (نوعی بلوط) که بر تارک جابه مارسنگ، جایی که به ظاهر آب و خاکی وجود ندارد، قرار دارد (برخی آنرا دیده و کسانی که ندیده اند ببینند) و سالهای متمادی سبز و خرّم باقی مانده شاهکار طبیعت است. حال اگر کسی پیدا شود و آنرا قطع کند به دست کدام هنر مندی قابل تکرار است؟

 حیات وحش: تخریب پوشش گیاهی در اثر عوامل ذکر شده در کنار عوامل دیگری که بازهم منشاء انسانی دارد سبب شده است که این بیشه دیگر پناه گاه امن و زیستگاه خوبی برای حیوانات وحشی نباشد. وقتی پوشش گیاهی آسیب می بیند جانوران وحشی که از گیاهان تغذیه می کنند دست به کوچ اجباری میزنند و این خود عاملی برای مهاجرت حیوانات شکاری و گوشتخوار است. در چنین صورتی برخی پرندگان گوشتخوار و شکاری مانند لاشخورها عقاب ها و باز ها و… نیز دلیلی برای ماندن نمی بینند. نفس افزایش جمعیت انسان و تردد او در محیط حیات وحش، شکار های بی رویه، و استفاده اسلحه گرم بویژه در دوره حکومت احزاب و جنگهای داخلی عواملی دیگری اند که جانوران وحشی جایی برای ماندن نبینند و زیستگاه خود را برای انسان این موجود مدنی بالطبع رها کنند.

استمداد برای احیای حیات طبیعی بیشه ای خاکریز

در تخریب طبیعت به صورت کلی، عامل انسانی نقش اصلی را داشته است. اگر این عامل برداشته شود طبیعت می تواند تا جایی خود را بازسازی کند. تجدید حیات طبیعی بیشه خاکریز به همت مردمان شریف هم جوار آن ممکن است. حال که شیوه زندگی، ابزارها و منابع در آمد نسبت به گذشته تغییر یافته و باعث کاهش نقش طبیعت به عنوان منبع مستقیم در آمد شده است، می توانیم استفاده از منابع طبیعت و در نتیجه تخریب آن را به حد اقل برسانیم؛ برای مثال امروزه در شخم زدن زمین ها و کوبیدن خرمن به جای گاو از تراکتور استفاده می شود. در حمل بارها، وسیله نقلیه موتوری جای اسب و الاغ را گرفته است. گاز کپسول در منطقه راه یافته است و در پخت غذا تا اندازه استفاده از چوب را به عنوان مواد سوخت، کاهش داده است. مهاجرت ها و مسافرت ها و انواع تجارت وکسب و در دسترس بودن بسیاری از مواد غذایی و پوشاکی و غیره در بازارها کاهش وابستگی به طبیعت را در پی داشته است. امروزه دیگر دامداری یک کار در آمد زایی محسوب نمی شود. کار مزد یک پسر بچه گوسفند چران بیش از حقوق یک ملای مکتب در گذشته است. در چنین صورتی اگر ما برای برآوردن نیاز، ابتدا سراغ منابع تجدید پذیر برویم و از طرف دیگر، رویه های غلط استفاده از طبیعت را کنار بگذاریم، این محیط زیست و بیشه زیبا تجدید شده پوشش گیاهی خود را باز خواهد یافت. با احیای پوشش گیاهی، حیات وحش آن نیز تا اندازه ترمیم خواهد شد زیرا حیوانات مهاجری که اینک از این بیشه به صورت عبوری استفاده می کنند، در آن ماندگار خواهند شد.

به هر حال حفاظت از بیشه ازشمند خاکریز کار مردم شریف منطقه است. داشتن چنین انتطاری از دولت افغانستان هنوز زود است. دولت متأسفانه حتی برای حفاظت آثار باستانی بامیان و جنگل های جنوب شرق کشور چنین سازوکاری ندارد.

 برای این کار مهم دو راه پیشنهاد مشود:

۱- فرهنگ سازی: این کار در گام نخست رسالت فرهنگیان و فرهیختگان این مناطق است که با آشنا کردن مردم با ارزش و اهمیت میراث تاریخی و محیط زیست و حدود و رویه ای درست استفاده از آن و همچنین روشهای نگهداری از آن، زمینه تخریب آن را کاهش دهند.

۲- ایجاد میکانیزم حفاظتی: در گذشته گاهی برخی مناطق به صورت مقطعی فردی را که به آن میر گفته می شد استخدام می کردند تا با گشت و گذار در طبیعت قلمرو خود مانع استفاده سودجویانه، غیر مسئولانه و بی رویه از آن شود. حالا هم می توان با هماهنگی همه مناطق، یک سازوکاری مشابه بوجود آورد که تمام بیشه را زیر پوشش حفاظتی قرار دهد. اما باید گفت که فرهنگ سازی مقدم است زیرا تا کسی ارزش محیط زیست را نداند عامل بیرونی نمی تواند مانع او شود. این مسئولیت نخست متوجه کسانی است ک
ه تصرف بیشتری در بیشه و در نتیجه تخریب افزونتری داشته اند. اگر به جای تصرف، مسئولیت پذیری در حفاظت و بازسازی این بیشه ارزشمند دلیل مالکیت بر آن باشد، آیا بازهم کسی هست که ادعای مالکیت بکند؟ به هر حال آن چه در باره محیط زیست خاکریز گفته شد در مورد مناطق دیگر جاغوری نیز صادق است، مسئولیت نیز همگانی است. حمیدی

+;نوشته شده در ;جمعه ششم آذر ۱۳۸۸ساعت;۲۰:۲۶ توسط;حمیدی; |;

1,373بازدید

۱۱ دیدگاه »

  1. احمد قوس ۷, ۱۳۸۸ در ۴:۱۷ ب.ظ -

    شنبه ۷ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۱۷

    سلام دوستان عزیز، به ویژه نویسنده ارجمند این مقاله جناب آقای حمیدی

    نوشته ی بی نهایت زیبایی بود. با آنکه من شناخت محدودی از منطقه مذکور و به خصوص خاکریز دارم، اما برایم خیلی جالب بود که در همین همسایگی ما هم منطقه ای به این اهمیت و زیبایی وجود دارد.

    آنچه هویدا است اینست که نویسنده گرامی علاوه بر توانایی بسیار قابل ستایش قلمی، خود نیز مثل عامه مردم این مناطق روزی از درختچه ها یا بوته های کمیاب و ارزشمند آن پشتاره درست میکرده، و چه خوب حالا که متوجه شده که این کار بر اثر جهل ایشان در آن زمان بوده، حد اقل به صورت قلمی اقدام به حفظ باقی مانده و احیانا احیاء آن در آینده نموده است.

    اما یک نکته: در منطقه ما که چند "دمرس راه" اینطرف تر است به شخصی که برای گشت و حفاظت از کوهها و گیاهان و نباتات آن استخدام میشود به جای "میر"، "پیده"(پیاده) گفته میشد(گمانم هنوز هم گفته میشود)، و در عوض به آنکس که نظارت بر تقسیم و نحوه استفاده از آب را بر عهده دارد "میر" یا "میراو"(میراب)اطلاق میشود. اگر نویسنده گرامی لطفی نماید و در این مورد روشنی بیشتر بیندازند، بیشتر ممنون خواهیم شد.

    زنده، سرافراز و پایدار باشید.

  2. ناروی قوس ۷, ۱۳۸۸ در ۶:۱۱ ب.ظ -

    شنبه ۷ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۱۱

    سلام قومای گل . عید همگی تان تبریک باشد .جالب و خواندنی بود . خوب شد دوستان به همکاری دوستان از قر یه های مختلف
    جا غوری با ستان اشنایی لازم را پیدا نمود . به نظر من خوبه که بعض دوستان قدم را فراتر گذ شته از محدوده قر یه گذشته ,کمی در مورد مسایل سیاسی روز نقد کنند . چون مردم ما نظر به مقتضایت زمان . از نظر مکانی , سیاسی, فرهنگی , قومی , لسانی , و مذ هبی نیاز مبرم دارند . و بیشتر مردم مظلوم ما از همین بابت صد مه پذ یر بوده و هست . خدا کند که دل خور نشوید این یک نظر بود .

  3. از نواحی خاکریز مقیم استرالیا قوس ۷, ۱۳۸۸ در ۹:۲۶ ب.ظ -

    شنبه ۷ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۲۱:۲۶

    برادر اقای حمیدی بسیار جالب و خواندنی بود. بیان زیبای قلمی شما نشان می دهد که اهل نویسندگی و این حرفها هستی. موضوع خوبی را مورد توجه قرار داده اید. نکنه همان داکتر حمیدی هستی.

  4. بنده خدا قوس ۷, ۱۳۸۸ در ۹:۴۵ ب.ظ -

    شنبه ۷ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۲۱:۴۵

    آقای حمیدی گل کاشتی. چند روزی این سایت انحصاری شده بود اما نویشته زیبای شما آن را از انحصار در آورد.

  5. حمیدی قوس ۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۶ ب.ظ -

    شنبه ۷ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۲۳:۶

    دوستان بزرگواری که تا حالا این حاشیه را خوانده و در باره آن اظهار نظر کرده اید بسیار تشکر. آن چه در باره موضوع نوشته اید کاملا درست است. واقعا محیط زیست، چنان که گفته اید، ممکن است فاجعه فردای ما باشد و باید اهمیت و راه های حفاظت آن بازگو شود اما کار این حواشی نیست بلکه متون بلندی را می طلبد. آن چه در باره قلم ما و زیبایی این نوشته بیان کرده اید اتهامی است که به ما نمی چسبد بلکه بیشتر بر خود شما صادق است. قلم دوستان بهتر از ماست و رعایت اصول نگارش و زیبایی تعبیر در نوشته ها گویای این واقعیت است. در مورد واژه "میر" گفتنی است که بنده اهل روستایی در دامنه جنوبی خاکریز هستم که از برکات وجود آن بهره مند بوده زیاد مشکل آب نداریم. بنابر این "میراو" یا "میراب" تا آن جا که بنده بیاد میاورم، نداشته ایم اما واژه "میر" یا "میرِ کوه" را در مورد نگهبان بیشه ها یا مراتع، همواره بکار می بریم. واژه دیگری هم اگر باشد بنده بیاد نمی آورم. ازین رو از نوشته زیبای دوست عزیز احمد اطلاعات جدیدی حاصل شد. جاه دارد همین جا از مدیر محترم سایت هم تشکر کنم که حاشیه نا قابل ما را در متن سایت جاغوری یک قرار دادند تا دوستان بخوانند و اظهار نظر کنند. مؤید منصور باشید!

  6. بچه بی خبر جاغوری قوس ۸, ۱۳۸۸ در ۲:۱۴ ق.ظ -

    یکشنبه ۸ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۲:۱۴

    سلام دوستان وعزیزان. تشکری مینمایم از توانائی نویسندگی و توضیحات بسیار قشنگ ودلپسند برادر محترم اقای حمیدی. طوری که سایر دوستان نیز از ان بطوری احسن یاد نموده است. وهمچنان واقعاجای بسی تاسف است از روش کندن وقطع نمودن بی رویه ای درختان وجنگلات و گونه بوته های کوهی که در سالهای گزشته مروج بوده است که خسارات هنگفتی طبعی را در جاغوری بر جای گزاشته است. و خوشبختانه توجه نسبی در سالهای اخر برای جلو گیری ازین روش در اگثر نقاط جاغوری روی دست گرفته شده است.ودر ارتباط با خاکریز وباد اسیا چیزی را که خدمت نوشت. واقعا قابل قدر است سعی دوستان برای زنده نگهداشتن ارزش های باستانی تا بمرور زمان به فراموشی سپرده نشود اماجالب اینجا است که اقای حمیدی با وجود انکه شمه ای از باد اسیا اینجا اورده یعنی دارای خاک وانواع بوته ها وجنگلات وداشتن اثر از اسیاب بادی ومحدود به چهار طرف مناطق بسیار وسیع مثل جاله چهل باغتو روخی وابروشان واگر از طرف شمال غربی ان نظر بیندازی قابل رویت نیست و همچنان از نظر بنده شاید از بازار سنگماشه غجور ومنطقه وسیع لومان تا جای که دید یاری میکند باد اسیاب پیدا است. واسیاب بادی هم که باید در نقطه ای از فراز بلندی و یا بگفته اقای حمیدی در چکاد از قلل واقع باشد که تا وزش زیادتر باد انرا به چرخش در اورده بتواند اینها دلایل دیگر دارد بر بلندی منطقه اما اقای حمیدی انرا به شاخه فرعی از خاکریز تشبیه نموده است.

  7. saeedi قوس ۸, ۱۳۸۸ در ۳:۱۹ ق.ظ -

    یکشنبه ۸ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۳:۱۹

    salam to every body , many thanks to Mr. hamidy , it is such a beautiful piece of writing I enjoyed reading it . I dont know how the discussion got in to counter -attack about the ownership of that giant mountain rock and how much does it boost really the confidence of any supposed owner village residents with the exclusion of others, well , no idea , thanks again and write again

  8. مسافر دنیای مجازی قوس ۸, ۱۳۸۸ در ۲:۲۹ ب.ظ -

    یکشنبه ۸ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۲۹

    دوست عزیز آقای حمیدی سلام
    "خیر الکلام ما قلّ و دلّ" نوشته زیبای شمارا که با کمال فروتنی تدوین شده است و آنرا حاشیه خوانده اید، تا آخر خواندم در عین اختصار خودش متنی تمامی است. کم گفته اید اما گزیده گفته اید و قلم شما قابل تمجید است. موضوع بسیار مهمی را مطرح کرده اید زیرا محیط زیست مسأله امروز و اگر فکری برایش نشود فاجعه فردای ماست. امید که این بحث توسط شما و دوستان دیگر ادامه پیدا کند. اطلاعات خوبی در مورد خاکریز حاصل شد ان شاء الله در فرصتی از آن دیدن خواهم کرد. اما چنانکه معلوم است از پیدگه هستید و باید برای پذیرایی آمادگی داشته باشید. بار اول است شما را در دنیای مجازی می بینم مثل اینکه زیاد اهل این طرفها نیستی. بد نیست گاهی از این حاشیه ها بر دنیایی مجازی بنوسید. بی تعارف قلم و دغدغه شما قابل تمجید است. به امید دیدار دوباره در دنیای واقعی یا مجازی
    این نوشته مربوط به روز قبل است که اشتباهی در جای دیگری ضبط شده بود ولی از قرار معلوم آقای حمیدی آن را خوانده است.

  9. ج اکبری قوس ۸, ۱۳۸۸ در ۵:۳۷ ب.ظ -

    یکشنبه ۸ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۳۷

    Salam! dear (N.) Saeidi and (A. S. or G. R.) Hamidi, plz accept my salam from Qom. When I read your article and that of Hafizullah I felt like Pedgah is a sovereign empire within magnimous and soaring mounts overlooking vast and fertile lands.
    I wish I had time to write more about Hamidi’s article but I am preparing for an exam and I barely have time to scratch my head. I appreciate his efforts. Please, keep up posting your marvellous articles on this website.
    K.H. Akbari

  10. مدیریت پایگاهی اطلاع رسانی جاغوری قوس ۹, ۱۳۸۸ در ۶:۰۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۹ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۸

    با سلام و عرض ارادت خدمت برادر محترم جناب اقای حمیدی عزیز

    خوش حالیم که حضرت عالی را در جمع خود مان می بینم وامید وارم باشایستگی که حضرت عالی دارید همکارخوبی برای ما و معرف و محقق خوبی برای دهستان پیدگه باشید .

    از نوشته زیبای تان استفاده کردم با این امید که همیشه وقت مکمل نقص های ما باشید حضرت عالی را تا ارتباط دیگر به خداوند کریم می سپاریم.
    موفق باشید .

  11. حمیدی قوس ۹, ۱۳۸۸ در ۶:۱۳ ب.ظ -

    دوشنبه ۹ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۱۳

    تشکر از شما دوستانی که این حاشیه را لایق خواندن دیدید و ذیل آن اظهار نظر کردید و از سر بزرگواری، تازه کاری چون بنده را تشویق کردید. چند نکته قابل عرض است.
    ۱- چنان که نوشته اید درست است ما مسائل سیاسی هم داریم که باید مورد بحث قرار گیرد اما خوشبختانه امروزه سیاست تنها موضوعی است که سرش بی کلاه نبوده و هر کسی به خود اجازه می دهد در باره اش سخن گوید. اما اگر منظور شما تحلیل کارشناسانه مسایل باشد، ما اهلش نیستیم.
    ۲- منظور بنده این بود که از برخی نواحی بادآسیاب مانع دیدن خاکریز می شود.
    Thanks to Mr. Saedi and Mr. J. Akbari for being kind enough to read this piece of writing and remark. Dear Saedi this writing is to some extant relevant to the three first sections of the article on Pedgah and the remarks expressed there. That is why it got in to… Dear J. Akbari I pray for your success in exam and the case of Pedgah is somewhat more than what you felt like. Mr. Saedi, if you are one of my friends N. Saedi from Australia or Z. Saedi from Kabul you may contact hamidi3004@yahoo.com. Bye