دو سه نکته از زوایای جنگ قره‌باغ

عزیزالله جاغوری ۳:۲۷ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
دو سه نکته از زوایای جنگ قره‌باغ

دو سه نکته از زوایای جنگ قره‌باغFB_IMG_1520578113666

یک:) به روح شیرعلی، مالک اصلی شیرآبادسوگند: ما (هزاره‌ها)خام بازی می کنیم، و عاملان تمام «بدروزگاری»(شر القرون) ما پیران بی خبر و آگاهان معامله گر است، تا هنوز مبنای سیاست ما این ضرب المثل های بنیان برانداز است:« ما را کسی قودوغوبچه قبول ندره،دل مو استه که در پس بیری سوار شویم» و «ووقی که زیاد شد سری بچه کیل موشه» و این ذهنیت های انحصارگرایانه است که ما را به این وضع رسانده است، خواست ما بسیار پیش پای فتاده است و همواره تلاش می کنیم تا مانع شرکت جوانان در گفت وگوها و کنش‌های سیاسی شویم؛ اما این «وضع» را نباید جوانان ما قبول کنند، بگذارید: ووقی شویم، حتی پس بیری ره قبول نکنیم و یک بار در تاریخ، داماد هم شویم، از این رو مبارزه باید کرد!

دو:) با اندک آگاهی از سیرتاریخی «سلفی گری جهادی» به این نتیجه می رسیم که «جنگ قره‌باغ» ریشه در بازی های خطرناک جهانی دارد، دالان ورودی و نقطه‌ی دفاعی هزارستان بزرگ، قره‌باغ است، می دانم و می دانید که: ابو مصعب زرقاوی؛ موسس داعش، حتی از سال ۲۰۰۱، روابط دوستانه با گلبدین حکمتیار داشت، در جنگ فعلی قره‌باغ، حزب اسلامی نقش بنیادی بازی کرد،حضور نماینده حزب اسلامی، از قوم غیر پشتون، در اردوی اغتشاش گران(در غزنی) بر مبنای این داعیه تحلیل می گردد؛ ور نه چه علتی می توان برای آن یافت؟! تکفیر هزاره‌ها توسط مولوی وردکی نیز روشن کرد که ما در تقابل با کدام جریان استیم. با مطالعه‌ی وضع آن روزها، یک باره احساس کردم ما با پایگاه «جماعت التوحید والجهاد» رو به رو استیم، زیرا وقتی که «اعتقاد به توحید» هزاره‌ها زیر سوال رفت، نوبت به جهاد می رسد، در نتیجه، واقعه‌ی نواباد سیدولی قره‌باغ، در هرجایی می تواند ممکن شود، تنها فرق در این است که فتوای حلیت خون، مال و ناموس هزاره، از سوی ابوعلی مهاجر؛ مفتی داعش در عراق نه، بلکه از سوی مولوی وردکی در متن شهر غرنی صادر می گردد.

سه:) رویارویی «شیراباد» و «نیخته» از منظر اغتشاش گران به مثابه‌ی رویاروی اردوگاه «اسلام و ایمان» با اردوگاه «کفر و نفاق» بود، از این رو، در حضور مطبوعات، مولوی وردکی ها فتوای تکفیر می داد و شعار شان:«هزارگان کافران دی/ د بوش بچیان دی» بود، با این شعارها احساسات قومی-مذهبی را تحریک می کردند و می خواستند با زیر سوال بردن ایمان و اعتقاد هزاره‌ها، اردو گرد بیاورند و با یک هجوم خشونت آمیز و مسلحانه، دژ «هزارستان بزرگ» را بشکند، بر مبنای این ذهنیت ها، مطالعات و زاویه‌ی دید، پیشنهاد من درخواست یک «قل اردو» از حکومت، برای هزارستان بزرگ بود، امری که در جلسه‌ی خودی، با خنده، سخریه و سبک گرفتن بزرگان ما در غزنی مواجه گردید؛ اما حالا برای تاریخ می نویسم: تا زمانی که مقر یک «قل اردو» در قره‌باغ مستقر نشود، هزارستان بزرگ نا امن خواهد گردید و هزاره از کابل تا پاکستان امنیت نخواهد داشت، اگر دولت این کار را نکند؛ برماست تا «لوای مختار»ی را مستقر کنیم و دردمندانه بگوییم: برادر ابوذر برخیز … جوانان قره‌باغ کجایید؟! معلم شکور، کربلایی غفور، مامور نادر، مرتضی، هاشم! بیرارو! نگذارید سرزمین ما را دشمن بگیرد!( در لوای مختار بیشتر جوانان دردمند قرچه بوده است)

پایانه: شیراباد از «شیرعلی» بود، نقطه‌ی آغاز «تاریخ سیاه» از سوی «امیرشیرعلی» روی کاغذ خورد، میان دو شیرعلی فرق این است که یکی فرمان می دهد و دیگری فرمان می پذیرد، یکی جلاد است و دیگری زیر تیغ، یکی فرادست است و دیگری فرودست و تاریخ این گونه رقم خورده است، روشن است که: شیراباد از شیرعلی ستمدیده است، غصب زمین از ۹۰۰ جریب آغاز می گردد، و حالا وارثان امیر شیرعلی می خواهند: تمام سرزمین ما را غصب کنند، امیر خودش ۱۵ روز آب نیخته‌ی ما را تحویل وزیرستانی های آن سوی خط دیورند کرد و «نزاع تاریخی» را کلید زد، حالا وارثان امیر می خواهند: تمام منابع آبی هزارستان بزرگ را تسخیر کنند، از این رو «حاکم کابل» از پروژه‌ی بندهای آب هزارستان جلوگیری می کند، زیرا می داند: اگر هزاره منابع آبی سرزمین شان را کنترل کرد، تفکر «خودمختاری» در «مخیله» اش صورت ادراکی می یابد، آن گاه تاریخ تکرار می شود و احتمال دارد: این بار عبدالرحمن شکست بخورد و عصر «غرور تاریخی» هزاره‌ها، بار دیگر فرا رسد؛ به امید آن روزها! در هر حال پیشنهاد می کنم: قره‌باغ را جدی بگیرید، نگذاریم حقوق مردم ما توسط سپرهای مطمین حکومت ( ضمن ادای احترام به هرکدام شان) زیر پای شود، نگذاریم واقعه‌ی جاغوری(شهادت شکریه تبسم) تکرار گردد، افزون بر این، فعلن موقع تسویه حساب تاریخی ست، شیرآباد سرزمین ماست، آب حق ماست، فرمان امیر غاصبانه بوده است، پس چرا از حق مان به سادگی بگذریم؟!

غزنه؛ حوت سال ۱۳۹۶.

میثم صحرا

113بازدید

کامنت بسته شده است.