رفیق قدیمی!

عزیزالله جاغوری ۴:۱۷ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
رفیق قدیمی!

رفیق قدیمی!FB_IMG_1545192207342
با جانباز فداکار و طلبه سرافراز محمدتقی دانش از سه دهه پیش دارای رفاقت، همسایگی و همفکری بودم. هر چند ورود وی به مکتب داوود وزیرک یکسال بعد از نگارنده اتفاق افتاد اما پس از تعطیلی مکتب و اقبال به مدرسه ، این دانش بود که یکسال زود تر از نگارنده وارد مدرسه علمیه اوتقول گردید.
دست تقدیر اورا پس از ترک مدرسه مزبور بسوی عالم کارگری و این قلم را به فضای طلبگی و دانشجویی رهنمون نموده روزها ، ماه ها و سالها به سرعت سپری گردید در این مدت به ندرت ، توفیق یار می شد تا همدیگر را در جاغوری ، کوئته یا ایران دیده از حال ودرد همدیگر آگاهی بیابیم.
همین اندک فرصت و گزارشهای هرازگاه دوستان مشترک از بیوفایی روزگار و کژتابی فلک کج مدار در حقش حکایت داشت و اینکه هیچگاهی به او همراهی نداشته ساز موافق کوک نکرد.
زندگی دانش با سرگردانی و نا آرامی گره خورده بود و او برای اندکی آسودگی، آرام و قرار نداشته همانگونه که در نامگذاری و تخلص گزینی نیز این بیقراری مشهود بود؛ بطوریکه نخست به جوادی ملقب سپس لقب جاوید وسرانجام دانش را برگزید‌.
دانش همواره در میان افغانستان ، پاکستان ، ایران و در تکاپو می نمود همانطوریکه از دست دادن مادر در کودکی ، ترک تحصیل در نوجوانی و مرگ همسر در جوانی در کنار فقر همیشگی ، بخشی از مصائبی بود که سرنوشت محتوم ، شرنگ تلخ تر از زهر را بکامش چکاند.
چند وقتی بود که از این یاردبستانی خبری نبود تا آنکه در روز نخست تهاجم طالبان به جاغوری در جبهه اوتقول ناوه گری جراحت سخت برداشته به کابل منتقل گردید و عنوان بدحالترین مجروحان انتقالی جبهه اوتقول را بخود اختصاص داد.
پزشکان بدون معطلی به تخلیه یکی از چشمانش پرداخته و تمام تلاش خویش را در حفاظت دومین چشم با حداقل دید معطوف داشتند سرانجام موفق نشده دیروز نامبرده با کمک برخی خییرین راهی دیار هندوستان شد تا بلکه نصف یا کمتر از نصف بینایی خویش را بازیافته پس از بازگشت ، موفق به دیدار فرزندان، بستگان، زادگاه آزادشده و مزار همرزمان ایثارگرش گردد که چنین باد.

112بازدید

کامنت بسته شده است.