از نوع موسیقی و رقص کهن هزارگی که در نقاشی های بامیان و دیگر مناطق هزارستان دیده شده است؛ دانسته می شود که برای انجام دادن بسیاری از این حرکات آمادگی جسمانی بسیار بالایی ضروری بوده است. برای رسیدن به این آمادگی ترکیبی از تمرینات ورزش های هنری، رزمی و گونه ای سادۀ از ژیمناستیک را به کار می بسته اند. چون برای نشان دادن تنظیمات جنگ و نبرد نیاز به ابزار آلات جنگی قدیم(شمشیر و سپر، طبل، شیپور و آواز دهل) بوده است که رابطۀ تنگاتنگی با رقص و موسیقی دارند. برای شروع نبرد طبل های حماسی کوبیده و شیپورها ندای جنگ سر می دادند و شادی با عیش و نوش و آواز و دهل انجام می شد و حرکات آئینی عبادی به دور آتش نیز تم مخصوص خود را با شمشیر و سپر، طبل، شیپور و آواز دهل داشت. لذا برای چنین حرکاتی افراد آماده و چابک برای انجام عکس العمل های بسیار سریع و محکم در جهت بهتر ایفا کردن حس رشادت های قومی و ملی ضروری بود.

 رقص و موسیقی

حس و دریافت موسیقی ریتمی که در بطن حرکت های موزون هزارگی در جریان است مانند مقام ها و  دستگاه های موسیقی هزارگی که در مرثیه سرایی حزن و اندوه مخته گاه ها و مخته خوانی (حرکات تند و آرام به سر زدن و سینه زنی) عرفان و عبادت (حرکات موزون آیین های عبادی در نقاشی های بامیان) حماسه(جنگنامه ها و خواندن حمله حیدری، شاهنامه همرا با حرکات دست و پا و سر) شادی و بزم و خوشحالی (در مراسم های عروسی و پیروزی های قومی و ملی و جشن های قومی به هر بهانه ای) مانند دو نفر در صحنه ای شمشیر به دست با ملودی حماسی با ریتم بسیار تند در حال مبارزۀ نمادین و در حال رقص  همه نشان گر رابطۀ رقص و موسیقی در حرکات موزون هزارگی است، که با عنایت به این موضوعات و رابطه حرکات با دل و روح خواننده، رقصنده و بیننده و همین طور تلفیق آن با ریتم و موسیقی در جهت هرچه بهتر نفوذ کردن در دل و روح مخاطب همگرایی رقص و موسیقی را در حرکات موزون هزارگی اجتناب ناپذیر کرده است. 

 رقص هزارگی از روزگاران دور تا اکنون

رقص هزارگی در هزاره تقریبا دوم پیش از میلاد

کهن ترین نمونه‌یی از چگونگی و رواج رقص در هزاران سال پیش در هزارستان، نگارۀ ساده است بر روی دیوار در قلعه ضحاک در« بامیان» که گویا یک مجلس شاهانه را نشان می دهد. در این مجلس رقص چهار تن، بیشتر زن و یا مرد را که خیلی خوب فهمیده نمی شوند در دورة دوتایی بگونه‌یی بسیار ساده نشان می دهد. تن آنان بشکل دوگونه که بازوانشان را بر شانه‌های همدیگر نهاده‌اند و با گذاشتن دو بازو و دست بر روی هم از بالا به پایین خم شده اند،‌ نمایانگر در حال رقص بودن آنان است. شاید بشود زمان این نقاشی دیواری را، از دو هزار و پانصد تا سه هزار سال پیش از میلاد دانست. بهرسان بودن آن از هزارة دوم پیش از میلاد و کمی بیش از آن بی گمانست.

 رقص هزارگی از جاغوری در هزاره دوم پیش از میلاد

دومین نمونه، ظرف گلین(پخته یا پاجم شده) به بلندی یک متر و بیشتر از تپه «شارزیده» در دوازده کیلومتری شرق سنگماشه بدست آمده و با نمونه های دیگر از آن تپه که در هند توسط یکی از دوستان آزمایش شده بود، تاریخ آن را هزاره دوم پیش از میلاد دانسته‌اند. در پهنة بیرونی این سفالینه که مدتی در فضای باز در درون ولسوالی کهن جاغوری نهاده شده بود و بعد توسط دزدان آثار عتیقه از طالبان به قمت ناچیز خریداری شد، که خود نگارنده شاهد تمام ماجرا بوده است، نگارۀ گروهی مردان و زنان نیمه برهنه را که بسان نیم خیز در کنار یکدیگر ایستاده و دست های خود را به بازوی رقصنده ای کناری نهاده‌اند و با یک حالت بسامان و نیایش مذهبی درگرد توده‌یی که می توان آن را از آتش و هیزم افروخته، یا خرمنی از فراورده‌های کشاورزی پنداشت، به پایکوبی نشان داده می شدند. طالبان روی نگاره را با گل نازک پوشانده بودند که از دور ناپیدا بود اما اگر دقت می شد به راحتی قابل دیدن بود. نگارنده پس از آشنایی زدن با یکی از طالبان محلی نگاره ها را به دقت بررسی کردم و نقاشی از روی آن کشیدم و اکنون در وطن موجود است.

 رقص هزارگی از جاغوری هزاره اول پیش از میلاد

در درون غاری در الیتو(اولیاد تو) جاغوری نگارنده به کنده کاری بر خورد که در آن، نگاره ای چهار زن در حال رقص دسته بند نشان داده می شد. می دانیم این گونه رقص های دسته بند دایره‌وار که درآن افراد طایفه یا قبیله، پهلو به پهلو یا دست به بازو و یا دست خود برده در پشت سر هم، کنار هم ایستاده،‌ حلقه‌ایی را تشکیل می داده‌اند، ‌نشانه‌ایی از اینست که رقص برای پرستش یا بزرگداشت چیزی مهم و مقدس،‌ همچون: آتش،‌ بت، شکار، تودۀ‌ توت و یا کشتۀ زردالو و شاید هم فراورده‌های دیگر کشاورزی و خرمن گندم و درختان پربار و کهنسال است. تاریخ این نگاره با نمونه دیگر در موزه تهران تطبیق داده شد و به یگانگی آن پی برده شد.

 رقص هزارگی از هزاره اول پیش از میلاد

در تکه سفال دیگری که از «بامیان» بدست آمده بود و تاریخ آن را میان اول و دوم پیش از میلاد نوشته‌ بودند، در موزه کابل در سال هشتاد دو دیدم، دو تن از رقصندگان یک رقص، دسته بندی حلقه‌یی، که با بازوان گشوده، دست های یکدیگر را گرفته ‌بودند، در حال رقصیدن دیده می شد. در نگارۀ دیگری پنج مرد را در حال رقص دسته بند نشان می داد که همگی روی خود را بسوی چپ گردانیده و بازوانشان را از روی شانه‌های یکدیگر گذرانیده و همدیگر را سخت گرفته‌ بودند. این مردان لباسی شبیه لباس مردان امروز هزاره داشتند. نمی دانم این نگاره ها هنوز هستند یا نه؟ !

 رقص هزارگی با دستمال در نقاشی های غارهای بامیان

 در غاری در بامیان که سال های پیش از اسلام را نیک نشان می داد، تشکیل دهندگان حلقه رقص، پارچه یا دستمال یا چیز دیگری را در میان دست های خود گرفته و برقص مشغول بودند، را دیدم. بجاست یادآوری کنم که هنوز هم گرفتن دستمال در میان دست ها، بدین گونه که گفته شد در رقص های دسته بند و غیر دسته بند به ویژه در رقص (پف- فی) غزنی و جاغوری و شاید هم بیشتر مناطق هزارستان متداول است.

 رقص آزاد زنان با کلاه های بلند

در دکانی عتیقه فروشی در غزنی تکه سفالی را دیدم که از مناطق هزارستان از غارهای دور و بر حصارنای بدست آمده بود، در آن پیکرۀ چند رقصنده را نشان می داد. در این نگاره رقص آزاد گروهی از زنان را نشان می داد که ‌رقصندگان سربندها یا کلاه‌های بلندی بر سر نهاده، جامه‌های تنگ و کیسه‌ای در بر کرده‌ بودند که برجستگی اندام آن ها به خوبی پیدا بود. در دست های آنان از هرسو، پارچه یا دستمالی دیده می شد که دو سر آن از لای دست ها به پایین آویخته شده بودند. این گونه لباس پوشیدن، کلاه بلند و دستمال بدست در هنگام رقصیدن، هنوز در غزنی به ویژه در جاغوری و مالستان موجود است. زنان شلوار یا تنبان پیچ پیچ داشتند که در نزدیک قوزک پا به هم می رسیدند و حالت کشدار پیدا می کردند. این گونه لباس را مردم هزارۀ غزنی به ویژه جاغوری و مالستان تنبان چین چین می گفتند که البته اکنون رسم آن در بسیاری از مناطق بر افتاده است.

 رقص برداشت محصول گندم، جو و جواری در کنار خرمن

 در کنده کاری غاری در لومان جاغوری رده‌یی از رقصندگان نشان داده می شد که گویا در دورادور خرمن گندم و دیگر محصولات در حالت رقص بودند. در اینجا یک رقص دسته بند و چرخان نیم دایره نمایش داده می شد که در پیشاپیش رقصندگان کودکی ظرف بدست در حال حرکت بود. می توان گمان برد که خواست نگارگر از نگاشتن آن ها، نشان دادن جشن شکرگذاری باشد. در نگارة این غار رقصندگان با تنپوش هزارگی از نوع کنونی آن نمایش داده شده‌ بودند. از چگونگی حرکت دست ها و بازوانشان پیدا بود که برای تشکیل حلقه رقص، با خم کردن بازوان از آرنج بسوی بالا، دست های یکدیگر را بر شانه‌های هم دیگر می گرفته‌اند. این گونه رقص هنوز هم در میان هزاره ها در وقت شادی معمولست. امری جانی(همراه جان) که نوجوانان دست در گردن هم راه می روند، بازمانده ای از این گونه رقص است.

 رقص نیایش برای خدایان یا رقص های آیینی

در کوزه شراب سفالی در موزه کابل که از بامیان بدست آمده بود، دیدم که گروه رقصندگان بازوان و دست های خود را بحال نیایش به آسمان گشوده‌ بودند. می توان گمان برد که طرز قرار گرفتن کف دست های آنان نشان از رقص جذبه و نمایش عروج به آسمان باشد. به نظر می رسد که در این رقص، بلند کردن دست ها و بازوان بسوی آسمان و نقش نردبانی پایین تنه و رقصندگان، ‌نشانه‌یی از «عروج» و «‌صعود» به آسمان و نزدیک شدن بجایگاه خدایان باشد. چیزی شبیه رقص و سماع صوفیان در دورۀ اسلامی که با چرخیدن و دست افشاندن بحالت خلسه و جذبه نیایش می کردند.

 رقص تفریحی تکی

نمونه دیگری از رقص هزارگی از بامیان در موزه کابل دیدم که رقصنده صورت و شکل ظاهری شبیه هزاره های امروزی داشت. حالت و طرز قرار گرفتن بازوان این تندیسه مرا بیاد رقص های «تکی» بزمی که هنوز در هزارستان متداولست انداخت. رقص های بزمی تکی تنها توسط زنان و بسیار کم توسط مردان در هزارستان انجام می شد و اکنون نیز چنین است. زنان و رقاصه‌های زیباروی هزارگی که برای خوشایند سران دی ‌ها و فرمانروایان و زورمندان،‌ به رقص های تفریحی تکی می پرداختند و هنرنمایی می کردند. هنوز این گونه رقص در هزارستان رواج دارد و در گذشته ای نه چندان دور خان های هزارستانی از این گونه رقص های بزمی به فراوانی برگذار می کردند.

 رقص با پرچم یا بیرق

در غاری در لومان جاغوری، مردانی را نشان می دهند که با پرچم یا بیرق می رقصند. در این کنده کاری دیواری، رقصندگان دست بدست با شیوه‌یی استادانه و زیبا، نشان داده شده است. خوشبختانه در این نمونه، حرکت پاها و دست ها را در حال رقص، بخوبی می توان دریافت و پیداست که هر یک از رقصندگان، یکی از پاهای خود را از زمین بلند کرده پس از خم کردن پشت سر، سپس در جای دیگر بزمین می نهاده و همین کار را با پای دیگر انجام می داده تا رفته رفته،‌ حلقه رقص بدور خود چرخیده و جای رقصندگان عوض می شده است. این رقص پیروزی مردان جنگجوی هزاره را بر دشمنان داخلی و خارجی آنان نشان می دهد.

اشاره: به هر روی آنچه بررسی شد نمونه‌هایی از چند گونه رقص«دسته بند» (دو تایی و سه تایی و گروهی» و رقص «تکی»)آزاد و رها و نیم دایره در نقاشی دیواری بامیان، قله ضحاک، تکاه های سفالینه از بامیان و کوزه شراب و همین طور غارهای لومان و اولیاتو و تپۀ شارزیده همه و همه نمونه های از رقص های هزارگی از گذشته های دور تا امروز را نشان می دهد. اما اگر تحقیق گسترده تر در این مورد شود می توان نمونه های بهتر و نیکوتری را یافت. نگارنده آنچه را که دیده است، آورده است. مخاطبان شاید نمونه های بهتری را دیده باشند و بهتر است بنگارند که دست فراموشی روزگار تلخ  و غریب ما خاک بر آن نیفشاند.

نمونه های از رقص امروزی هزارگی

رقص برای بانوان هزارگی معانی و مفاهیم بسیار زیبا و خاصی را داشته و دارد. این رقص ها و حرکات موزون شامل حرکات در دامن دشت هنگام گرداوری علوفه، مراسم چارده فال و شب های چله، جارو زدن و نان پزیدن، تکان دادن گهواره کودک، غذا پختن و کار کردن روی زمین و خرمن کردن، گوسفند چرانی که در اکثر مناطق بوسیله دختران انجام می شود، مراسم چایی یا نعلبکی دختران جاغوری، همچنین آوردن آب بوسیله کوزه از چشمه ها توسط دختران و زنان که در مجالس بصورت نمادین نشان داده می شود؛ نشان دهندۀ زندگی زن هزاره و پایاپایی با مرد هزاره در جهت زندگی بهتر است.

 رقص آوایی ( پوف- فی)

زنان هزاره به روسری یا دستمال سر خود که به آن” لاته” گفته می شود، سکه می دوخته اند و زنان متمول جنس سکه ها را از نقره انتخاب می کردند. در شادی ها با تکان دادن آن با لب و دستگاه آوایی خود صوت آرام و تو دماغی” غنه” می زدند که نام پوف- فی به این موضوع اشاره دارد. این صدا از گلو تا لب و بینی پوف- فی زن را در بر می گرفت. این نغمه آوایی همرا با رقص اغلب در مراسم شادی و بیشتر عروسی زده می شود و مورد علاقهً فراوان مردم هزاره است. پوف- فی اکنون کم رنگ شده است.

 رقص زنانه- دستمال بازی

نوازندۀ زن با برداشتن ساز کوچک از نوع ساز دهنی مانند: سورنی و یا غیچک دهنی بازی یا رقص را شروع می کند. زنان و دختران که از قبل لباس های زیبای محلی کشیده خود را پوشیده اند، با در دست گرفتن دو دستمال به میدان رقص که بیشتر فضای بستۀ خانه است، وارد شده و به تناسب قد و قامت دایره وار ایستاده می رقصند. تمام حرکات آن ها از برداشتن پا و نرمش بدن و گردش به چپ و راست و افشاندن دستمال ها باید هماهنگ با ساز باشد. این رقص نمایانگر یک نظام کامل تاتر و نمایش خانگی از نوع زنانه ای آن است. این رقص را به صورت آزاد و بدون ساز نیز انجام می دهند.

  رقص آوایی (غومبور )

هزاره ها این گونه موسیقی آوایی همرا با رقص را مستقیم از طبیعت و مصداق بیرونی آن کبوتر گرفته اند. کوتر ها در ایام شادی های دوگانه و گرد هم آیی صبحگاهی صدایی از گلو در می آورند که هزاره ها به آن غومبور می گویند. دختران، عروسان و زنان شاد هزاره در شادی ها و عروسی ها چند تایی دور هم گرد می آیند و با هم، هم صدا، صدایی کبوتر وار از گلو در می آورند که بسیار شادی انگیز و فرحزا است. این گونه موسیقی آوایی نخست نشسته اجرا می شود اما وقتی اوج می گیرد آنان می ایستند و ضمن چرخیدن رقص گونه دامن گرد و رنگارنگ را دایره وار می چرخانند و غومبور می زنند. شده اند گاهی تمام تماشاچی ها با غومبور، زنان غومبور زن را همراهی کنند و خانه مملو از آواز و صدا شوند که در هیچ موسیقی آوایی محلی منطقه نظیر ندارد. غومبور اکنون کم رنگ شده است.

رقص با پیاله

 این گونه رقص، بازی رایج زنان هزارستانی است. رقصنده دو لیوان یا دو پیاله را با هر دست خود بر می داشت که در اصطلاح به آن سنج دستی گفته می شد. در واقع تنظیم ریتم رقصنده، توسط ضربات استکان ها یا اشیا فلزی دیگری صورت می گرفت. یادم هست عمه ام که خدا رحمتش کند در این رقص ماهر بود. وی دو یا چند پیاله را روی دست می گرفت و با آن نخست روی زمین می رقصید. بعد روی دو زانو در حال نیمه بلند می رقصید و در پایان بلند می شد و در حال چرخیدن می رقصید. در حال رقصاندن پیاله ها، دست هایش را حرکت می داد و پیاله ها را به هم می زد و با آواز موسیقی مانند می رقصید و همه را به حیرت وا می داشت. پس از وی این رقص تکرار نشد و کسی آن را فرا نگرفت چون مهارت بالایی می خواست.

 رقص الخوم

الخوم در گویش هزارگی با خم شدن و خم خم گشتن که همواره با ناز، کرشمه و چمان و چمیده راه رفتن است، معنا می یابد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شد که‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار همراه بود‌ که هرگونه‌ کسالت‌ را نفی‌ کرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاکید داشت. در این‌ رقص‌ رقصندگان‌ یک‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ خم می شدند و سپس‌ یک‌ قدم‌ به‌ عقب‌ می‌رفتند و این‌ حالت‌ تا پایان‌ ادامه‌ می‌یافت. در این‌ رقص‌ دستان‌ از هم‌ باز و حلقه‌ای‌ باز تر و فراختر می‌ساخت و تا تناسبی‌ بین‌ حرکت‌ دست ها و پاها ایجاد شود. نوع حرکت دست های که بالا می شدند و پایین می آمدند، پرواز پرندگان‌ و یا خم خم راه رفتن آن ها را به خاطر می‌آورد.

رقص لنگی

در این رقص زنان یا مردان به تنهایی یا چندتایی به صورت گرد یا آزاد و رها در فضای باز و یا در خانه  با دست یک پای شان را بالا می گرفتند و با یک پا می رقصیدند. درگونه دیگر آن رقصندگان با یک دست پای راست شان را بالا می گرفتند و مسیری معینی را چرخان و رقصان می پیمودند. این رقص شکل ابتدایی رقص تکی یا گروهی است که بسیار پر شور و همراه با خنده و شادی است.

 رقص با چراغ یا آتش

این نوع رقص بیشتر مردانه، ویژۀ جوانان پرانرژی، پرشرو شور و ماجراجو بود. مردان هزاره و تا جایی که یادم هست در جاغوری پایه چراغ گردسوز روشن را با دندان های خود می گرفتند و با ایجاد حالتی خاص و حرکت دست و پا به رقص می پرداختند. یا تنه کوچک و یا شاخۀ آتش زده ای درخت را با دندان می گرفتند و شروع به رقصیدن می کردند. این رقص مهارت بسیار بالای می خواست و بیشتر در فضای باز، بازی می شد. ورزیدگی، چستی و چابکی، از ملزومات کار رقصندگان این گونه بازی بود. این رقص انفرادی و گاهی جمعی بود.

 رقص با چوب

رقص چوب یا به گفته ای هزاره های جاغوری چوب بازی از رقص های جمعی و پرتحرک است. حالات و حرکت های آن، بر جنبه های رزمی و حماسی آن حکایت دارد. این بازی از آغاز تا پایان با سرنا و گاهی دهل همراهی می شد، حالا به کلی کمرنگ شده و شاید هم مانند بازی های هزارگی از یاد رفته باشند. مردان هزاره بازی خود را با دو قطعه چوب که یکی را چوب حمله و دیگری را چوب دفع می نامیدند، آغاز می کردند. مردانی که آمادگی بازی داشتند یکی چوب دفاع را برداشته و دیگری چوب دفع را بر می داشت. پس از یک سلسله حرکات متناسب با ساز اگر ساز می بود، میدان را دور می زدند. مردی که چوب حمله را در دست داشت با گفتن هو یا هو به همبازی خود هشدار باش می داد و به طرف او حرکت می کرد. او هم چوب دفاع را بر می داشت و آماده دفاع از خود می شد. دو طرف به دور خود شان می چرخیدند و با چوب به چوب همدیگر می کوبیدند و هو هو می زدند. پس از اینکه دو نفر خسته می شدند، از میدان خارج می شدند و دو نفر دیگر وارد میدان می شدند. اما اگر بازی چند نفره بودند دو نفری حریف انتخاب می کردند و هماهنگ با دیگران می چرخیدند و چوب بازی می کردند. گاهی همۀ بازی گران بدون در نظر گرفتن حریف به دور هم می چرخیدند و هماهنگ با هم با تکاتک چوب می رقصیدند.

 شمشیر بازی با شمشیر یا چوب

این گونه رقص یا بازی کاملا از بین رفته و فقط از پدر بزرگم شنیدم که می گفت: در جلوی عروسی پسر خان جاغوری چند مرد با شمشیر می رقصیدند. ایشان این رقص را چنین تعریف می کرد: گروه رقصندگان با تحرک و مهارتی مثال زدنی حرکاتی را به نمایش می گذاشتند که تا هنوز ندیده بودیم. می گفتند بازی گران از دربار خان هستند. رقصندگان به هم نزدیک می شدند، پس می رفتند و سپس هر یک به نوبت به هم هجوم می آوردند و با شمشیر به سپر و دهنه ای شمشیر به شمشیر هم می زدند و دوباره به عقب می رفتند و چند باره این کار را اجرا می کردند. ورزیدگی، چستی و چابکی، مهارت در شمشیر زنی و سپرگردانی از ملزومات کار رقصندگان بودند. این رقص بازگو کننده موضوعات تاریخی، مورد تجاوز قرار گرفتن قوم، طایفه و دی، احساس خطر، بازگشت به خود و ایجاد وحدت برای دفاع از وطن را نشان می داد. و شاید هم در بردارنده مفاهیمی چون رفع اختلافات درونی، گرفتن دستور مقاومت و بیعت از سردسته، بسیج عمومی برای راندن دشمن و مضامینی چون جنگ، مبارزه با دشمنان در چند جبهه، رشادت و از جان گذشتگی، کسب پیروزی، شور و شوق پیروزی، وحدت و همبستگی را نشان می داده باشند.

 

منابع و مآخذ

۱- تاریخ رقص در ایران، نوشته: یحیی ذکاء

۲- خلیل غلامی حامد / آتیلا (http://www.azshenlik.com/)

3- قالب و نوع نگارش این نوشته براساس و رویکرد نوشتاری استاد یحیی ذکاء، خلیل غلامی حامد / آتیلا انتخاب شده است. زیرا در افغانستان و در بین هزاره ها در این مورد نوشته ای ندیده ام لذا از نوشته ها و تحقیقات آنان، پروگراف های مورد نظر انتخاب شد و این نوشته در فرم و معنا به فرجام رسید که امید است روزی در این مورد تحقیقات نیکوتری صورت گیرد و مارا از نبود منابع و مآخذ بیرون آورد. تا آن زمان!  ؟

  ساعت چهار نیمه شب، شنبه، بیست سه دلو، هزار و سه صدو هشتادو نه، خوابگاه شهید ورامینی دانشگاه علامه طباطبایی.