روایت محرم

مدبریت ۷:۴۸ ق.ظ ۱

روایت محرّم

حرم امام حسین (ع)

 یادم می آید وقتی کوچک بودم شبهای محرم برای من و بچه های هم سن و سال در قریه ما نوعی سرور و تفریح بود. شبهای محرم در فصلهای تابستان و خزان سال فرصتی بود برای دستبرد زدن میوه های درختان، بی رحمانه شکستن شاخه های آنها و زیر پا نمودن زمین های زراعتی. در شرایطیکه خانواده ها از لحاظ اقتصادی سخت وابسته به محصولات زراعتی بودند و تقریبا یگانه گزینه تمویل آنان محسوب میگردید.

 خانواده ها در شبهای محرم با مشکل زیاد از طرف ما مواجه بود و بعضی آنها مجبور بودند باغهای شانرا محافظت نمایند. از محرم صرفا سینه زدن و نوحه خواندن و شنیدن را با همان لهجه خاص میدانستیم و عده ای از نوجوانان که صدای خوب داشتند، در نوحه خواندن در آن شبها با همدیگر رقابت میکردند و کسانیکه دارای صدای دلنشین بودند از شهرت خاص در میان مردم و خانواده ها برخوردار بودند. بزرگان و ریش سفیدان نیز از محرم درک چندان بالاتر از زنجیر زدن و سینه زنی ویژه که اکنون در کابل مشهور به «سینه زنی وطنی» است نداشتند. ملای مسجد نیز وقتی در عقب مایکروفون و بلند گو قرار میگرفت واقعه و رویداد کربلا را با خونسردی و آرام قرائت میکرد و در آخر آن هر شب چیزی بنام روضه را با لهجه خاص میخواند. وقتی روضه اش شروع میشد بزرگان مجلس قیافه غمگین بخود میگرفتند و سپس دستمال از جیبهای شان بیرون کشیده و اشکهای شانرا با آن خشک میکردند. ما نیز در آن هنگام به رسم بزرگان قیافه غمگین بخود میگرفتیم، سرهای مانرا بر زانوهای مان میگذاشتیم و برخی از ما همانند بزرگان گریه میکردیم و اشک می ریختیم. یادم می آید وقتی از یکی از بچه ها پرسیدم که چگونه با روضه ملای مسجد گریه اش میگیرد در جوابم گفت: ابتدا اصلا گریه اش نمیگیرد، از بدنش محکم نیشگون میگیرد و یا صحنه جان دادن پدر فلانی را مثلا در ذهنش مجسم می سازد و در آن هنگام گریه اش میگیرد.

روز عاشورا دسته های سینه زنی از قریه های مختلف اطراف سنگماشه با شکل و شمایل خاص در بازار سنگماشه جمع می شدند و در سینه زدن و نوحه خواندن با همدیگر به رقابت می پرداختند. از لحاظی، این صحنه و حال و هوا در این روز بیشتر شباهت به نمایش قدرت و تا حدی ریاکاری داشت. در آخر روز به دسته سینه زنی هر منطقه و قریه بر اساس نظم و نوحه خوب خواندن و خوب سینه زدن نمره داده میشد و هر قریه و منطقه که به مقام اول دست می یافت احساس غرور میکرد و اهالی آن منطقه از آن با غرور خاص یاد میکرد.  

 کمی بزرگ و بزرگتر شدم و راه کوئته پاکستان را در پیش گرفتم و چند سال را در آندیار سپری نمودم. محرم با شاخصهای تقریبا مشابه در آنجا برگذار میگردد. نوحه خوانی و سینه زدن در آنجا نیز بیشترین تعداد هواخواه و بیننده را دارد و فکر می کنم قمه زدن بیشتر از همه جا در پاکستان رایج است و روحانیون آنجا نیز بنابر بعضی ملاحظات و مصلحت جوئی آنرا رسما ممنوع اعلان نمی کنند.

  بعضی افراد و اشخاصیکه به روزه و نماز چندان پایبند نیستند در روزها و شبهای محرم و عاشورا چنان به قمه زنی در خیابانها می پردازند که خون از بدن آنها جاری میشود، غش میکنند و به زمین می افتند. در پاکستان فضای خاص توام با تعصب شدید مذهبی میان شیعیان و سنی های افراطی متمایل به وهابیت حاکم است. روشن است که اینگونه مراسم مذهبی برگذار نمودن بیشتر در همچو فضای تغذیه میگردد. بعضی خانواده ها شدیدا مذهبی می باشند و برای چند روز مداوم مراسم روضه خوانی را در منازل شان برگذار می نمایند و از شخص روضه خوان ملبس به لباس آخوندی که خوب روضه بلد است و صدای خوب برای روضه خواندن دارد دعوت می کنند برای آنها در مجلس شان روضه بخواند. منبع ارتزاق اکثر روحانیون را دعوت شدن در مجلس روضه و روضه خواندن تشکیل میدهد و برای اینکه بتوانند روضه شان پرسوز واقع شود و اشکهای بیشتر زنان را جاری سازند سعی می کنند هرچه بیشتر عاطفی و احساساتی بخوانند. احساسات پرشور مذهبی زنان (ولو بطور سنتی)، نبود سیستم نظارت بر مراسم روضه خوانی، میل اشباع نا پذیر روضه خوانها به سود جوئی، زمینه تحریف روضه خوانی را برای آنها فراهم نموده است. از لحاظی، وابستگی اقتصادی و مالی اکثر روحانیون کوئته به جیب حاجیها و افراد سرمایه دار می باشد و از این زاویه روحانیون سعی می کنند حمایت و حسن نظر حاجیها را باخود داشته باشند و برقرار نمودن رابطه حسنه با این قشر جامعه همواره اولویتهای درجه اول روحانیون بشمار میرود. برای آنکه قشر حاجی و سرمایه دار را از دست ندهند سعی می کنند امور دینی را با احتیاط و محافظه کاری خاص به پیش برند.

 تعداد زیاد محصلین حوزه های دینی تا زمانیکه برای ادامه تحصیلات شان در مدرسه بسر میبرند منتقد جریان حاکم ارشاد دینی و دینداری در کوئته می باشند. اما وقتی مدرسه را ترک نموده و لباس خاص روحانی را گویا برای تبلیغ دین بتن می کنند ترجیح میدهند از انتقادات گذشته

1,166بازدید

یک دیدگاه »

  1. رحیمی دلو ۸, ۱۳۸۸ در ۱:۴۰ ب.ظ -

    پنجشنبه ۸ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۴۰

    سلام دوست عزیز جناب آقای افتخاری

    آری دوست عزیز

    یکی از اساتید ما به کنایه از اینکه متاسفانه سخنرانان هیچ وقت مقتضای حال را رعایت نمی کند و همیشه از پسخاندگی خود گفته روان است می فرمود :

    سخنرانی در یک تقسیم به چنددسته تقسیم می شود
    یک : سخنرانی است که مقتضای حال است هم گوینده و هم شنوینده می فهمد
    خوب این سخنرانی تعریف ندارد چون وجود خارجی به ندرت پیدا می کند

    دیگر اینکه : گوینده می فهمد ولی شنوینده چیزی دست گیرش نمی شود این هم بد نیست بازار رسم رواج این نوع سخنرانی داغ است .

    سوم اینکه : گوینده مطلب از دستش در می رود خودش نمی داند که چه می گوید ولی شنونده از سخنانش یک برداشت های می کند . ولو برخلاف نظر گوینده هر کسی از ظن خودش یار شان شده .

    ولی بهترین سخنرانی آن سخنرانی است که نه خودش بفهمد که چه می گوید و نه مردم بیچاره چیزی دست گیرش شود این بهترین نوع سخنرانی است که بازار خوبی دارد به به چه چه نیز به دنبال خواهد داشت .
    بجای طرح مشکلات روز و یا مشکلات حوزه نمایندگی شان بحث سیکولاریزم و لیبرالیزم از مسایل عمده مردم بیچاره است که باید به صورت جدی حل فصل گردد.
    استفاده کردیم . ممنون جناب آقای افتخاری