زندگینامه شهید علی شفا احمدی انگوری

محمد جمعه کریمی ۸:۰۵ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
زندگینامه شهید علی شفا احمدی انگوری

ahmadiبسم رب الشهداء و الصدیقین

وَلاتَقُولُوا لِمَن ْیُقْتَل ُفِی سَبِیلِ لخاللَّهِ أَمْواتٌ بَل ْأَحْیاءٌو َلکِن ْلاتَشْعُرُون‏

سلام بر شهیدان و گلگون کفنان راه اسلام. سلام بر شهیدانی که مردانه وار استقامت و ایستادگی نمودند و جان پاک خود را تقدیم معشوق خود نمودند و با خون خود ریشه‌های دین را آب یاری نمودندو مکتب الحادی کمونیسم را از افغانستان ریشه‌کن نمودند.

درود بر روان پاک شهیدان اسلام، منادیان نور و رهروان طریقت عشق، کسانی که مرزهای عالم خاک را در نوردیدند و به گستره‌ی عالم پاک متصل گشتند و در مقام عندیت مأوا گزیدند.

می‌خواهم از شهیدی بگویم که گمنام و بی نشان‌، ساده و بی‌ریا زندگی کرد‌، با مردم زیست و در شادی و غم با آنان قرین و دمساز بود‌، و به درستی ‌مصداق حدیث شریفی بود که می‌فرماید : «مَنْ‏أَصْلَحَ‏مَابَیْنَهُ وَبَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَابَیْنَهُ وَبَیْنَ النَّاس‏»

وی نه تنها مبلغ خوب بلکه همراز دل هابود نه تنها طبیب روح بلکه طبیب جسم‌ها بود. و نه تنها در کارهای فردی منشأ خیربود بلکه در کارهای جمعی و ایجاد سنت‌های نیک و عام المنفعه پیشگام و پیشقدم بود.

وی نه تنها یک روحانی و مدرس، بلکه طبیبی حاذق، داروساز هوشمند، باغدار نمونه، ساعت ساز دقیق و باهوش بود.

شهید شیخ علی شفا احمدی حدود سال ۱۳۰۰ هجری شمسی در منطقه انگوری از توابع ولسوالی جاغوری چشم به جهان گشود. پدرش غلام نبی کربلایی از کشاورزان متدین و عالم دوست بود که به دلیل علاقه دینی و عشق به ائمه اطهار(ع) توانست با تحمل مرارتها و خطرات فراوان آن سال‌ها، به زیارت عتبات عالیات، بخصوص مرقد مطهر امام حسین(ع) بشتابد و به آرزوی دیرین خود دست یابد. آرزوی دیگر وی به تحصیل واداشتن تنها فرزندش علی شفا و قرار گرفتن وی به عنوان شاگرد مکتب امام صادق و اهل بیت عصمت و طهارت بود و از این رو پسرش را به مکتب خانه محل فرستاد.

در سایه تشویق پدر و استعداد و پشتکار فرزند، علی شفا به زودی ادبیات فارسی و دروس اولیه عربی را فرا گرفت. سپس به محضر عالمان بزرگ منطقه و اطراف، از جمله شیخ محمد حسن کربلایی انگوری و استادفقید شیخ قربانعلی وحیدی مشرف گردید و در آن جا ادبیات عرب و مقدمات فقه و اصول را آموخت و در اواخر سال ۱۳۲۰ همراه شماری از طلاب و علم جویان به دیار مشهد مقدس عزیمت نمود.

شهید احمدی به مدت دوسال در حوزه علمیه مشهد مقدس به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و سپس جهت رسیدن به مقامات عالیه علمی و عملی در سال ۱۳۲۲ عازم حوزه علمیه نجف اشرف گردید تا از سفره گسترده ی علوم اهل بیت در کنار ضریح مولای متقیان و از حوزه کهن، بزرگ و نامدار مکتب تشیع ، خوشه چینی نماید، ولی با کمال تاسف ، به دلیل گرمای شدید نجف اشرف و کسالت مزاجی مجبور به ترک نجف اشرف و عازم شهر کریمه اهل بیت در قم می‌گردد و مدت پنج سال باجدیت تمامبه ادامه تحصیل در این شهرپرداخت. و در این شهر است که وی بدون شناخت قبلی وبدون اعلام نیاز،مورد تفقد مرجع بزرگ عصر، حضرت آیت الله العظمی سید حسین بروجردی قرار می‌گیرد و وسایل اولیه زندگی طلبگی برای وی فرستاده می‌شود که همین مسئله باعث می‌گردد شهید احمدی با تلاش و علاقه فراوان به تحصیل بپردازد و جز در موارد بسیار لازم و ضروری از مطالعه کتب درسی دست نکشد.

شهید احمدی در سال ۱۳۲۹ با حوزه علمیه قم و حضرت فاطمه معصومه وداع و عازم زادگاه خویش گردید. وی پس از ورود به انگوری در منزل علی شفا کربلایی که از مردان مؤمن و عالم دوست انگوری بود اقامت گزید و مردم گروه گروه به استقبال او شتافتند، قدم او را در منطقه و کشور، با برکت و گرامی داشتند و از ابراز هر گونه محبت و قول مساعد برای همکاری مالی و فرهنگی دریغ نورزیدند. شهید احمدی نیز از شرایط پیش آمده حد اکثر استفاده را نمود و طرح تاسیس حسینیه جامع ومدرسه علمیه انگوری را روی دست گرفت.

پس ازاعلام تصمیم شهیداحمدی مبنی بر ساخت مسجد و حسینیه، مردم متدین بدون آنکه از رفاه و اقتصاد مناسب برخوردار باشند به وعده ی خود عمل نمودند به کمک وی شتافتند و ایشان توانست با کمک همه جانبه ی کاری، مالی، تبلیغی و غیره مدرسه علمیه مورد نظر را با یک حسینیه بزرگ به نام تکیه عمومی یا مسجد جامع انگوری که در آن روزگار در نوع خود بی نظیر بود در سال ۱۳۳۱ دوطبقه تکمیل نماید.

پس از ختم بنای مدرسه و حسینیه یاد شده ، شهید احمدی دست به انجام برنامه ریزی زده و چندین فعالیت همزمان را از طریق همین بنای مبارک آغاز نمود.

۱) برگزاریمراسم سخنرانی و روضه خوانی در روزهای جمعه که هم باعث مشارکت گسترده مردماز مناطق مختلف ناوه و هم باعث انتشار سنت نیک و مبارک برگزاری جلسات سخنرانی و عزاداری در سایر مناطق گردید

۲) جذب طلاب و جوانان مستعد در این مدرسه و ترویج وگسترش فرهنگ تعلیم و تربیت و معارف اسلامی که باعث گردید جویندگان علوم اهل بیت از مناطق مختلف جاغوری و حتی خارج از جاغوری بدانسو کشیده شوند و به تحصیل بپردازند که بعد از چند سال تحصیل، گروهی به قصد ادامه و تکمیل تحصیلات عازم نجف اشرف و یا حوزه های ایران می گردیدند و گروه دیگر به عنوان روحانیون محلی انتخاب و مسئول آموزش مسائل شرعی و آموزگار مکتب خانه ها گردیدند .

۳) ایجاد مکتب خانه سنتی و آموزش سواد ابتدایی و تعلیم قرائت قرآن برای کودکان و نوجوانان.

۴) تبدیل شدن مسجد جامع به محل تشکیل جلسه‌های مشورتی در امور مهم محلی و منطقه‌ای و طرح مسائل اجتماعی مهم که باعث اتحاد و هم گرایی قومی می‌گردید.

همانگونه که قبلا اشاره گردید شهید احمدی نه تنها به کارهای آموزش ، تبلیغ و تدریس مشغول بود بلکه در بسیاری از کارهای تخصصی، فنی و سنت های نیک، پیشقدم، پیشگام و پیشقراول بود که به تعدادی از آن‌ها به صورت فهرست وار اشاره می‌گردد:

۱) وی طبیب حاذق و فهیم در امر طبابت و دارو سازی بود به گونه‌ی که شهرت وی از ولسوالی جاغوری فراتر رفت و مریض‌های بسیاری از مناطق دیگر مانند : مالستان، ناهور، قره باغ، جنده، مقر نیز به قصد طبابت، عازم دیار شیخ می‌گردیدند. شهید احمدی طبابت را وظیفه‌ی خود می‌دانست بگونه‌ی که برای پاسخ به نیاز مریض‌ها، شب و روز‌، گرما و سرما نمی‌شناخت. از طرف دیگر، وی هیچگاه به این شغل، به عنوان تجارت و منبع در آمد نگاه ننمود و هیچ‌گاه به عنوان ویزیت، از کسی پول طلب ننمود و اگر مریض‌های فقیری بودندکه پول دارو را هم نداشتند یا دارو را به صورت رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌داد و یا در صورت تجویز داروهای شیمیایی ، پول آن را خود پرداخت می‌نمود.

وی تا آخرعمر ازتحقیق و بررسی جهت افزایش دانش طب خود دست بر نداشت و نه تنها خود به کشفیات و تجربیات تازه دست می‌یافت بلکه در تعامل با فارغ التحصیلان علم پزشکیاز تجربیات خود برای آنان سخن می‌گفت و از نوآوری‌های علم پزشکی مطلع می‌گردید.

۲) شهید احمدی ساعت ساز ماهری بود که بادقت وظرافت تمام ازعهده‌ی این کار برمی‌آمد و در اوقات فراغت به این کار مشغول می‌گردید . او در واقع نخستین ساعت ساز در جاغوری بویژه ناوه‌گری به حساب می‌آمد و مردم از اینکه یک روحانی دارای چندین مهارت و هوش بالا در فهم اجزای ساعت و تعمیر دارد و در خواص گیاهان و ساختن انواع داروی گیاهی فعالیت می‌نمود شگفت زده می‌گشتند.

۳) ترویج و گسترش فرهنگ کار در راستای بهبود وضعیت اقتصادی مردم و عدم اکتفا به در آمدهای اقتصاد سنتی مانند کشاورزی و دامداری.

تکیه بر اقتصاد سنتی روز به روز وضعیت معیشتی مردم را دچار رکود می‌نمود و سال به سال بر گستره تسلط کوچی‌ها بر اقتصاد منطقه می‌افزود به گونه‌ی که در آن وقت، در صد بسیار بالایی از زمین‌های منطقه تحت قباله کوچیان قرار گرفته بود. شهید احمدی با درک خطرتصاحب زمین‌های زراعی از سوی کوچی‌ها وجهت ترویج فرهنگ کار و جلوگیری از بیکاری جوانان در طول فصل سرما، دست به ابتکار جالبی زد و آن اینکه طی فراخوان عمومی در حسینیه عمومی، از جوانان و کسانی که بیکار بودند ثبت نام به عمل آورد و آن‌ها را برای کار با خود در سد کجکی بر روی رودخانه هیرمند بردند و برای استقامت و استقرار جوانان و جهت تقویت روحیه آنان ، خود نیز به عنوان روحانی در همان جا مستقر می گردد و مدت شش ماه در آن جا زندگی می‌نماید. بعد از بازگشت از قندهار نیز، تعدادی دیگر از جوانان جویای کار را به شهرهای مزار شریف و دیگر شهرها به دوستان خود معرفی نمود که انجام همین ابتکار باعث ارتقای سطح زندگی مردم و و‌ضعیت رفاهی گردید.

۴)ترویج فرهنگ درخت کاری و فضای سبز

یکی از سنت‌های نیکو و عام المنفعه شیخ شهید که منشأ خیرات فراوان در سطح منطقه گردید، ترویج فرهنگ درخت کاری اعم از درختان میوه‌ای وغیره به صورت گسترده و انبوه بود. ایشان در مرحله اول، طرح درختکاری را در کنار جوی بارها و کنار رودخانه که محل مناسبی برای زراعت نبود به اجرا در آورد که دستاورد خوب اقتصادی و تأثیر مناسب آن بر محیط زیست منطقه و کاهش بعضی از امراضدر چند سال بعد، باعث تحسین مردم و تشویق عملی آنان به کاشت درخت به صورت گسترده در نواحی مذکور گردید به گونه‌ای که در مدت زمان کوتاه صادرات چوب جاغوری به مناطق دیگر آغاز گردید . در مرحله دوم ایشان درزمین شخصی خود، طرح نشاء کاری و یا تلوخانه را به اجرا در آورد که در این طرح تعداد هزاران نشاء پرورش داده شد و نشاء مورد نیاز منطقه را با قیمت بسیار مناسب و به صورت کامل و گسترده تأمین نمود. علاوه بر این، شهید احمدی خود از این تلوخانه تعداد ۵۰۰۰ درخت زردآلو را در زمین شخصی خود غرس نمود که در منطقه به باغ بزرگ شیخ لالی شهرت یافت که مصداقی بود از سنت حسنه و صدقه جاریه به گونه‌ی که عابران و مسافران خسته در فصل تابستان با عبور از این مسیر هم از سایه درختان جهت استراحت کوتاه استفاده می‌نمودند و هم ذائقه شان را با میوه‌های آبدار زردآلو شیرین می‌نمودند .

شهید احمدی، به گواهی همه‌ی آشنایان و دوستان، مجسمه محبت ورزی، تواضع گری و همگرایی با مردم بود به طوریکه اشخاص متعدد و افراد دور و نزدیک، آشنا و ناشناس از هرقشرو جریانی، در اولین مراجعه و ملاقات، او را مهربان، صمیمی و خاکی می‌یافتند و کمترین فاصله و بیگانگی بین او و خود احساس نمی‌کردند و به خاطر همین اوصاف نیک، مشهور به «شیخ لالی» گردید که این اصطلاح در میان مردم هزاره و بویژه مردم جاغوری، دارای بار عاطفی، تکریمی و شخصیت بخشی ویژه و بالا می‌باشد که معمولا افراد کوچک برای برادر بزرگترو محترم خویش به کار می برند.

شیخ شهید تا آخر عمر، درکمال ساده زیستی، در میان مردم زندگی نمودو خالصانه و بی ریا خدمت نمود به گونه‌ی که تا آخر عمر حتی از داشتن خانه ی شخصی محروم بود.

و در آخر اینکه شهید احمدی با وجود اطلاع قبلی از تحت تعقیب بودن و قرار گرفتن در لیست دست گیری و با آنکه نزدیکان خود را تشویق به مهاجرت می‌نمود، و ظیفه‌ی خود را ماندن تا آخرین نفس در کنار مردم می‌دانست تا اینکه سرانجام در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۷ هجری شمسی توسط کمونیست‌های مزدور دستگیر و همراه شهید شریفی به غزنی منتقل و مانند هزاران روحانی آزاد و پرتلاش به جرم دانایی و آزادگی مظلومانه به شهادت رسید

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

1,102بازدید

کامنت بسته شده است.