زندگی نامه الحاج شیخ محمدعلی مدرس شخصیت علمی ، فرهنگی ودینی کشور!

مدبریت ۸:۱۶ ب.ظ ۴
زندگی نامه الحاج شیخ محمدعلی مدرس شخصیت علمی ، فرهنگی ودینی کشور!

modعلامه الحاج شیخ  محمد علی مدرس افغانی فرزند مرادعلی  در سال ۱۲۸۴ خورشیدی در قریه خربید المیتو  ولسوالی جاغوری از توابع ولایت غزنی کنونی چشم  به جهان گشود. محمدعلی مدرس درآن زمانیکه اصلا در مناطق دور دست جاغوری  مکاتب رسمی دولتی فعالیت نداشت، تحصیل ابتدائی را  در نزد پدر مرحومش و عالم منطقه مشهور به شیخ خربید فراگرفت و در آغاز نوجوانی همراه با پدرش عازم ایران شد  و در مشهد مقدس رضوی تحصیلات خود را ادامه داد. شرح نظام را نزد ادیب اول و سایر متون درسی ادبی را از عالم معروف شیخ محمد تقی هروی مشهور به ادیب نیشابوری آموخت.
وی در حدود سال ۱۳۰۴ خورشیدی رهسپار حوزة علمیة نجف شد. پس از تحمل مشکلات و سختی‌های بسیار و خستگی طاقت فرسا با پای پیاده به نجف می‌رسد و با کمال فقر و تهی دستی به دنبال مدرسه و درس به این جا و آن جا سر می‌زند، اما موفق به پیدا کردن خوابگاه و مدرسه نمی‌شود. شب‌ها را در صحن امیرالمومنین (علیه السلام) به صبح میرساند و روزها را به درس و مباحثه و فراگیری دانش می‌گذراند. وی مدت‌ها به جای کفش، مقوایی را با نخ به پاهایش بسته برای نظافت خود و شستشوی لباس‌هایش روزهای جمعه به پانزده کیلومتری نجف رفته  در نهر فرات به شستشوی خود و تنها لباسی که بر تن داشت می‌پرداخت و پس از خشک شدن لباس‌ها و استحمام، به حوزه بر می‌گشت. مدتی را به این منوال سپری کرد تا این که روزی پس از توسل و دعا در حرم امیرالمومنین (علیه السلام) از سوی بیت حضرت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی دعوت می‌شود و پس از تفقد، شهریه‌ای برایش مقرر می‌شود و به این ترتیب بهبودی نسبی در وضعیت اقتصادی  وی حاصل می‌شود.
مهاجرت و سرگردانی، فقر و تنگدستی، مشکلات سفر و یتیمی و تنهایی، او را مانند فولاد آبدیده کرد و در پرتو استعداد درخشان و سعی فراوانی که داشت پله های علم و معرفت را پیمود و به سرعت سطوح متوسط و عالی را نزد علمای بزرگ و مدرسین نامی همچون شیخ محمد رشتی، شیخ بادکوبی و سایران به پایان رساند. سپس در دروس خارج فقه و اصول نزد علمای بزرگ همچون  سید ابوالحسن اصفهانی، سید محسن حکیم، ضیاء الدین عراقی، محمد علی کاظمی شرکت جست. پس از حدود بیست سال تحصیل و تحقیق، در سال ۱۳۱۸ شمسی از سوی مرجع تقلید وقت مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی عازم کشور شد. وی خود در این باره گفته است: من در حالی که روحانی جوان بودم از نجف اشرف به دستور آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید وقت، به افغانستان رفته در جاغوری وطن اجدادی ام اقامت گزیدم و مدرسه‌ای بنا نهادم و مشغول تدریس و تربیت طلاب شدم.
وی پس از ساختن مدرسة علمیه، مدت پنج سال به تدریس علوم اسلامی و تربیت طلاب علوم دینی و ارشاد مردم پرداخت و در کارهای اجتماعی و حل تخاصمات مردم و رفع مسائل حقوقی و مرافعات آنان شرکت فعال و حضور چشمگیر داشت. حضور فعال در جریان قیام تاریخی پسر گاو سوار و آشتی دادن وی با دولت، از جمله آن‌ها است. و پس از پنج سال به دلیل مشکلات اقتصادی و سیاسی به حوزة علمیة نجف برگشته تدریس علوم اسلامی را آغاز کرد.
مقام رفیع علمی پژوهشی، مهارت در تدریس و آموزش، بیان رسا و لهجه شیرین و سخت کوشی و نظم وی موجب شد تا به سرعت طلاب و شاگردان فراوان درس‌های او را برگزیده به تدریج شهرت فراوان و ماندگار به دست آورد. او که تا آن زمان به شیخ محمد علی غزنوی معروف بود از سوی حوزویان و طلاب به مدرس ملقب شده همگان او را به این لقب خطاب کردند؛ در نتیجه دیری نپایید که عنوان مدرس حوزة علمیة نجف به او اختصاص یافت.
کثرت جمعیت علما و طلابی که در درس‌های وی شرکت می‌کردند در حوزه علمیة نجف کم‌نظیر بود. این مطلب از گزارش شاهدان و زائرانی که در ایام زیارت در درس‌های مراجع و علمای مهم شرکت جسته اوضاع حوزه علمیه را بررسی می‌کردند یا مدرسان نامی را می‌خواستند از نزدیک ببینند به دست می‌آید. آقای محقق خراسانی نوشته است: زائری از تبریز که در ایام زیارت در دروس علما و مدرسان متعدد حضور یافته بود می‌گفت پر جمعیت‌ترین درس‌های حوزة علمیه؛ درسهای آیات عظام: حکیم، خوئی و مدرس افغانی هستند.   این مورد را شمار از شاگردان مدرس مرحوم که اکنون از علمای بزرگ هزاره  بشمار میروند نیز تائید نموده اند.
آقای مدرس پس از اتمام تحصیل و پرداختن به تدریس و تربیت نیز از تنگدستی مالی و فقر رنج می‌برد؛ از این رو مجبور به گرفتن شهریه متناسب بلکه اندک از طلاب و علم آموزان با بضاعت شد. البته این امر هر چند در حوزه‌های علمیه بی‌سابقه  بود، اما در شمار شاگردان  و کثرت اصحاب درس وی هیچ گونه تأثیری بر جای نگذاشت. به طوری که روزی مرجع بزرگ تقلید حضرت آقای خویی از جلو مدرسه یی که نامبرده در حال تدریس در آن بود عبور کرده از کثرت شاگردان وی تعجب کرد و آن را در یکی از روزهای بعد با وی در میان گذاشت. مرجع یاد شده براساس روابط دوستانه و گفتگوی صمیمانه که با وی داشتند گفته بود که آقای مدرس! اصحاب زیادی جمع کرده‌ای، درست خوب گرفته است. عدة شاگردان شما با اصحاب درس ما برابری می‌کند! وی در جواب با لحن مزاح گونه گفته بود: بلی در کمیت تفاوتی نمی‌کند؛ تنها تفاوت در این است که شما پول می‌دهید و شاگرد جمع کرده‌اید ولی من از شاگردانم پول می‌گیرم!
علامه مدرس در کنار تدریس به تدوین شروح مفید و با ارزش کتاب‌های درسی به ویژه کتاب‌های ادبیات اقدام کرد و با تخصص ادبی و قلم شیوایی که داشت موفق شد آثار ماندگار و ارزنده‌ای به زبان علمی عربی بنویسد و از این رهگذر نیز خدمات بزرگی به جهان علم به ویژه حوزه‌های علمیه اسلامی انجام داد که فهرست آن را در صفحات بعد می‌آوریم.
وی در سال ۱۳۵۳ شمسی به دست مأموران بعثی عراق مورد آزار و اذیت قرار گرفت و آنان پس از یورش به منزلش مقداری از نوشته‌ها و اجازه نامه‌های مراجع سابق را پاره کرده وآتش زدند ومدرس را تهدید می‌کنند تا میان ترک عراق و تعطیلی درس و بحث یکی را انتخاب کند. از این لحاظ مدرس، در سال ۱۳۵۴ به ایران منتقل شده برنامه درسی و تحقیقی خویش را در حوزة علمیة قم آغاز کرد و علاوه بر تدریس ادبیات عرب از سیوطی تا مطول و تحقیق علوم اسلامی و تداوم شرح نویسی، اجازه داد تا درس‌های وی بر روی نوار ضبط شود و بدین وسیله دانش وی نه تنها از محضر وی فراتر رفته غایبان حلقه درس وی را نیز در برگرفت که با استفاده از نوارهای درسی ایشان، اتاق‌های مدرسه، منزل و مسجد را مدرس خویش قرار داده از درس‌های استاد استفاده کنند، بلکه طلاب متعدد شهرستان‌های دور و نزدیک به جمع آنان پیوسته با صدای استاد مدرس کسب فیض کرده و رشد می‌یافتند.
مرحوم مدرس از مجتهدان با نام و مراجع تقلید معروف حوزة علمیه نجف اجازه نامه اجتهاد داشت. مطالب و نکات موجود در آن‌ها به خوبی مقام بلند دانش وی را در علوم اسلامی نشان می‌دهد.
آیت الله محمد علی کاظمی خراسانی در اجازه نامه خود نوشته است: جناب عالم فاضل، مهذب کامل و پاک و مورد اعتماد، شیخ محمد علی غزنوی از جمله کسانی است که عمرش را صرف تحصیل علوم شرعیه کرده است؛ در حالی که تحصیل او با بحث و  کوشش، تلاش و اجتهاد همراه بوده است، او در محضر علما حاضر شد و از آن ها با فهم و تدبر استفاده کرده بحمدالله به مرتبة اجتهاد رسیده و مورد وثوق و اعتماد است.
اجازه نامة فوق که به تأیید حضرت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی رسیده در تاریخ یازدهم جمادی الاول ۱۳۶۴ قمری صادر شده است و مرحوم خراسانی در اجازه نامة دیگری مقام ارجمند علمی علامه را بیش‌تر ارج نهاده او را از همراهانش پیشگام شمرده است.
مرحوم آیت الله خوئی در اجازه نامه خویش مرحوم علامه مدرس را دانشمند فاضل، ادیب کامل، عماد علمای اعلام و برگزیده فضلای کرام دانسته است
شیخ آقا بزرگ تهرانی در اجازه نامه اش که به عربی نوشته شده در مورد مدرس افغانی جملات ذیل را نوشته است: فانه الشیخ الفاضل الکامل ابوالمکارم و الفضائل، المحقق المدقق و المعلم الاستاد الفائق و المصنف الماهر الباهر الثقة السند و الصفی الو فی مولانا الشیخ محمد علی المدرس الافغانی النجفی … التی تشهد بها تصانیفه من قبیل…
آقای دکتر محمد هادی امینی فرزند علامه عبدالحسین امینی مؤلف الغدیر درباره وی این طور نظر داده است: محمد علی بن مراد علی الافغانی عالم فاضل ادیب جلیل محقق خبیر درس فی النجف الاشرف الفقه و الاصول و تصدی لتدریس السطوح و مقدمات العلوم الادبیه و قرأ علیه الکثیر من الفضلاء و کانت له عدة جلسات تدریسیه منقلة و أسس مدرسة دینیه للطلاب الافغانیین.
آیت الله محمد عیسی محقق خراسانی نگاشته است: ان سماحة العلامه الحجة الشیخ محمد علی بن مراد علی المدرس الافغانی لمن مفاخر الحوزة الاسلامیه و اساتیدها الذین نذر انفسهم فی سبیل خدمة الدین و نشر العلوم الاسلامیة و تربیة الطلاب و المحصلین فی هذه الحوزة المقدسة ذات المجد و الفخامة و هو فی حین انه الا دیب الوحید و البیانی الفرید اصولی فاهم و فقیه عارف و فلسفی قاهر و متکلم ماهر و مفسر جلیل و قد با شر جمیع هذه العلوم بالدراسة و التحلیل کما انه کتب و الف فی الکثیر منها.
علامه محمدعلی مدرس افغانی ضمن دارابودن درجه عالی علمی  بیشتر داشته های علمی اش را تحریر و برای نسل های اینده  به یادگار گذاشته است .
تالیفات
۱- مکررات المدرس (شرح سیوطی)
۲- الکلام المفید للمدرس و المستفید (شرح صمدیه )
۳- المدرس الافضل فیها یرمز و یشار الیه فی المطول (شرح مطول در ۷ جلد)
۴- رفع الغاشیه من غوامض الحاشیه (شرح حاشیه ملا عبدالله)
۵- اعراب سورة الفاتحه
۶- الشواهد المنتخبة للکتاب السیوطی
۷- تصحیح و تعلیفة جامع المقدمات
۸- القواعد الادبیة فی توضیح شرح عوامل فی النحو
۹- القواعد النحویة در شرح عوامل فی النحو
بنا بر نظر برخی از فضلایی که سالیان طولانی از محضر علامه مدرس افغانی استفاده کرده‌اند، یکی از ابتکارات وی تأسیس مؤسسة نوار است تا درس‌هایش ضبط شده و کسانی که امکان حضور در درس‌های او را نداشتند، همین طور طلاب شهرستان‌ها و کشورهای دیگر استفاده کنند. دلیل این ابتکار هم این بوده که بسیاری از حوزه‌های اطراف و سایر کشورها از ایشان  نوار می‌خواسته‌اند… اکنون حوزه های علمیه از علامه مدرس در حدود سه هزار نوار در دست دارد که  شامل این درسها میشوند.
۱ – شرح امثله ۲- صرف میر ۳- عوامل جرجانی ۴- عوامل ملا محسن ۵- منطق کبری ۶- شرح انموذج ۷- کتاب الهدایة ۸- کتاب الصمدیه ۹- سیوطی ۱۰- شرح جامی ۱۱- مختصر المعانی ۱۲-المطول؛ ۱۳- مغنی البیب ۱۴- حاشیه ملا عبدالله ۱۵- معالم الدین۱۶- شرح باب حادی عشر (در کلام).
مهم‌تر از ابتکار فوق، نوآوری علامه مدرس در باب تدریس و آموزش است که قابل تقدیر و تقلید است. حجة السلام و المسلمین احدی امیر کلاتی یکی از مدرسان حوزة علمیة قم و از شاگردان مبرز ایرانی علامه مدرس، مطالب باارزشی درباره ویژگی‌های استادش از جمله سبک نو و روش ابتکاری وی در تدریس گفته است که به دلیل اهمیت آن، قسمت‌هایی از آن را عینا نقل می‌کنیم:
در دوره‌هایی که در خدمت اساتید معظم حوزه بودیم ویژگی‌های خاصی را در این استاد می‌دیدیم، که نه تنها حقیر دیده‌ام بلکه خیلی از برادران دیگر وقتی که به کلاس بالاتر می‌رفتند و استاد، آن کلاس (درس) را تدریس نمی‌فرمودند مأیوس می‌شدند یا می‌گفتند ما نمی‌فهمیم یعنی روش درسی دیگر اساتید را نمی‌پذیرفتند یا می‌گفتند بیان آنها بیان جامعی نیست که بتوان مطلب را از آن بگیریم. چیزهایی که باعث شده این استاد بزرگوار در اعماق فکر بچه‌ها نفوذ کرده بود سه عامل بود: عامل اول تخصص و تبحر خاصی که استاد بزرگوار در کتب درسی داشت. فرضا اگر می‌خواست عوامل فی النحو را تدریس کند از نویسنده آن کتاب بهتر وارد بود به لطایف و دقایق و نکته‌های عبارت آنقدر مهارت داشت که وقتی به درس ایشان می‌رسیدیم یک وجدی در حضور ایشان برای شاگردان پیدا می‌شد از نخستین ویژگی ایشان این بود که تخصص داشت یعنی یک مردی بود متخصص به تمام معنا…
عامل دومی که در درس ایشان بسیار منحصر به فرد بود، بیان ورود در بحث و خروج از بحث بود ممکن بود ایشان داستانی از ناصر الدین شاه شروع کنند و بگویند در حالی که درس شروع نشده بود بعضا بعضیها شگفت زده می‌شدند می‌گفتند حالا وقت گفتن داستان ناصر الدین شاه نیست وقتی داستان تمام شد می‌فهمیدند عجب! در ضمن این داستان مطلبی که در عبارت است هم حل شد، یا یک وقتی از ابتدا می‌گفتند من می‌خواهم چهار مطلب بگویم هم گوش می‌دادیم به آن مطالب، می‌دیدیم با پایان مطالب ایراد شده از سوی ایشان چند صفحه از کتاب حل شده است. این خصیصه‌های ورود و خروج را کمتر استادی دارند و اتفاقا بارها از ایشان شنیده بودم که می‌فرمود؛ این خصیصه منحصر به من است که طوری به درس وارد شوم که محصل نفهمد چگونه وارد شده‌ام و طوری از درس خارج شوم که محصل احساس خستگی نکند…
عامل سوم در جذابیت و ویژگی تدریس استاد، اینکه ایشان در ادبیات اگر لازم می‌دیدند از فلسفه نقل می‌کردند، از معانی و بیان نقل می‌کردند از اصول نقل می‌کردند، از فقه نقل می‌کردند معلوم بود که ایشان در تمام این جنبه‌ها معلومات عمیقی داشتند یا درس گفته بودند یا تحقیق داشتند…
نامبرده در ادامه راجع به شخصیت علمی و جهانی علامه مدرس می‌گوید: در واقع شخصیت علمی استاد، جهانی است و در حوزه وسیع جهان اسلام جایگاه بلندی دارد… من روزی در منزل ایشان بودم چند نفری نشسته بودند، بعد از اینکه صحبتهایی شد و آنها رفتند خودشان فرمودند این‌ها از دانشگاه الازهر آمده بودند وقتی که المدرس الافضل چاپ شد و یک نسخه‌اش به دست دانشگاه الازهر رسید و بعد در آنجا مکرر چاپ شد خود آنها گفتند ما فکر نمی‌کردیم علمای شیعه معانی و بیان بلد باشند ولی شما دست اساتید را از پشت بسته‌اید. که ما امروز در الازهر با بودن کتابهای شما مشکلات زیاد خود را حل می‌کنیم…
وی پس از برشمردن امتیازات و ویژگی‌های آثار استاد از جمله المدرس الافضل و بیان این نکته که بیش‌ترین مراجعین کتب ایشان دانشمندان و علم پژوهان عرب است، اضافه می‌کند:
بسیاری از دانشمندان امروز بار ادبی خود را از او کسب کرده‌اند شرکت غیر حضوری در درس ایشان استفاده از نوارهایی درسی شان است تقریبا مجموعة نواری که از ایشان داریم بیش از سه هزار نوار است از این جمع نوار که از ایشان باقی مانده بسیار از کشورها استفاده می‌کنند در پاکستان بخش نوار ایشان باز است… آقایان الازهر خواستند که امر بدهید یک دوره نوار شما را ببریم با این که درسهای استاد فارسی است و مجموعه را بردند…
آقای احدی امیر کلائی در ادامه، از روابط نزدیک علمای نامی عرب با استاد خاطراتی را درباره مناظرت استاد مدرس با شماری از آنان که به پیروزی استاد مدرس منجر شده است بیان می‌دارد و در پایان، یکی از خصوصیات منحصر به فرد مدرس را عدم توجه به شهرت و نام و پرنمودن خلأهای موجود در حوزه‌های علمیه تشیع دانسته است و افزوده است:
خصیصه‌ای را که ایشان داشتند فکر نمی‌کنم اکنون کسی داشته باشد. ایشان چند برگ مؤید اجتهاد داشتند و با توجه به اینکه یک مجتهد مسلم بودند، همیشه درس مقدمات و ادبیات می‌گفتند و حاضر بودند همه طعن‌ها را بخرند اما طلبه را پرورش دهند نکته‌ای را بارها از ایشان می‌شنیدم که می‌فرمودند من فقط آرزو دارم که روز قیامت بالای پرونده‌ام بنویسند این آدم از خادمین طلاب است دیگر کاری ندارم که جامع المقدمات بگویند یا هر چیز دیگری…
مدرس مردی بود دارای ارادة پولادین و عزم استوار، شجاع، مهربان، متواضع، قانع و دارای همت بلند که تا آخرین لحظه خصوصیات یک عالم عامل و روحانی ژرف اندیش زاهد را حفظ کرد و در تاریخ معاصر افغانستان به استاد الکل و شیخ الاساتید شهرت یافته که توانست الگوی مناسبی باشد برای دانش پژوهان و علم جویان سخت کوش و  متدین و محرومیت چشیده.
مرحوم مدرس به نام وطن ، مردم و زادگاهش سخت عشق میورزید و در حوزه های علمیه نجف و قم فقط دنبال طلبه های بود که تازه وارد بودند و اشنایی با کسی نداشتند . مدرس خود درخدمت انها بود و انهارا برای شمولیت در مدارس حوزه و پیدا نمودن خوابگاه کمک میکرد، جون خودش این رنج هارا دیده بود .
حجت الاسلام محمد جمعه اسدی مدیر مسئول جامعه امام صادق کوئته پاکستان  که یکی از شاگردان علامه مدرس بوده  روزی در مورد استادش چنین میگفت :
ما جند تن طلبه های افغانی در اواخردهه ۱۳۴۰ خورشیدی وارد شهر نجف شدیم و در یک مسافر خانهء اطاق گرفتیم .
بعد از ارامش  من با یکی از دوستانم برای خرید آذوقه از مسافرخانه بیرون شدیم ، در مسیر راه با مرد قدکوتاهی برخوردیم که لباس کهنه و چهره نهایت غریبانه داشت و از ما سوال کرد که بچه های که تازه از افغانستان امده اند کجا جا گرفته اند ؟
ما شماره اطاق را گفته و براه خود ادامه دادیم . وقتیکه از خرید برگشتیم رفقای ما گفتند که استاد مدرس امده بود و به ما وعده داد که برایتان در حوزه شمولیت میگیرم و اطاق هم برایتان جستجو میکنم . بعد وقتیکه مسخصاتش را گفتند متوجه شدیم که همان مردی بوده که از ما ادرس گرفت .
اقای اسدی  علامه مدرس را یکی از نوابغ  علمی حوزه های علمیه میداند .
میگویند که  دولت ایران  حاضر شد برای ایشان شناسنامه ایرانی بدهد ، اما به شرطیکه تخلص افغانی اش را به خراسانی  تبدیل کند، اما ایشان این پیشنهاد را نپذیرفت و تا دم مرگ افغانی ماند .
وفات
علامه مدرس پس از ۸۱ سال عمر و بیش از نیم قرن علم اندوزی، تدریس، تحقیق، تألیف و سعی و تلاش، در پنجم سنبله ۱۳۶۵ خورشیدی در شهر قم ایران در دیار مهاجرت و درعالم دوری از وطن دارفانی را وداع گفته و به لقا الله پیوست. با آن که تشییع جنازه وی با عجله و در بعد از ظهر روز وفاتش صورت گرفت اما اذدهام  تشییع کنندگان و تنوع آن که از ملیت‌های گوناگون عراقی، افغانی، ایرانی، پاکستانی، لبنانی، سوری و هندی بودند همگان را به حیرت واداشته بود و مجالس ترحیم که بعد از آن در مساجد متعدد قم و شهرستانهای ایران و کشورهای اسلامی برگزار شد و انعکاس خبر رحلت وی در مطبوعات کشورهای عربی از جمله عراق، ایران، لبنان، هندوستان و پاکستان و احزاب جهادی افغانستان، پاکستان، هند و غیره صدمة غیر قابل جبرانی را که اسلام و جهان علم به علت فقدان او به خود دید به نمایش گذاشت.
قالو انا لالله و انا الیه راجعون
روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
گردآوری خادم حسین بهزاد

2,455بازدید

۴ دیدگاه »

  1. م لومانی! جدی ۱۶, ۱۳۹۲ در ۵:۵۷ ق.ظ -

    جناب مدیریت عزیز و دیگر باز دید کننده گان این سایت خودمانی سلام!
    جناب مدیریت عزیز شما چرا؟! وقتی در عنوان موضوع پسوند اسم افغانی « اوغانی » را در این مقاله ندیدم، خدا شاهد است که چقدر زوق زده و خوشحال شدم، از این که بلا خره به خود باوری نسبی رسیده ایم.. وقتی در متن نگاه کردم و پسوند اوغانی را دیدم، مایوس شدم! مثل همیشه؛ مثل تاریخ مان و موقعیت و خردمندی جامعه و نسل مان؛ جامعه افغان مال و اوغان زده مان!! آخر این آقای مدرس کجایش اوغان است! به خدا اگر اوغان، اقای مدرس را در یک گوشه از مناطق اوغان نشین گیر میارود، تکه بزرگه شان گوش شان بود و…. به لحاظ خدا بیاییم از یک جایی شروع کنیم به باز گشت هویتی! یک کس و کسانی باید همت کنند؛ یک همت تاریخی و… امید وارم آزرده نشوی عزیز! چون شرایط طوری هست،اگر به به و چه چه نگفتی، یک عالمه مشکلات برایت خلق کردای و..

  2. صالحی مهاجرینی- فنلاند جدی ۱۶, ۱۳۹۲ در ۶:۵۸ ب.ظ -

    درود و صلوات خداوند به روح پاک شخصیّت والا مقام جهان اسلام و اعجوبهٔ دهر حضرت ایت الله مدرّس افغانی (ره).

  3. اعتمادی جدی ۱۷, ۱۳۹۲ در ۴:۵۱ ب.ظ -

    سلام خدمت برادرعزیزبهزاد که زحمت کشیده واین زندگینامه را نوشته است.
    گرچند درتلفظ شکسته وطنی خربید گفته می شود ولی اصل آن خار بید است. خارزار، خار تیزک. شاید خرکوش به نسبت سنگلاخ بودن منطقه وبارسنگین کدام الاغ جانش را ازدست داده باشد، اما خر با بید وتیزک درست نیست. اگر خار بنویسید ازنظر معنی باواقعیت صحیح است.

  4. شریف جدی ۲۵, ۱۳۹۲ در ۵:۲۵ ب.ظ -

    متن های عربی را چون خودت بلد بودی به فارسی برنگرداندی.. من بدبخت که نمی فهمم باید نفهمیده بمانم. خواهش میکنیم فکر اینرا بکنید که مه نحوی نیستیم و عربی هم نمی فهمیم. حالادرست است که نصف عمر ما بر فناست. اما جدا ازاین، مطالب خوبی بود و استفاده کردیم. به جز متون عربی ….