ساختار اجتماعی داوود ؛ تاریخچه تعلیم و تربیه – بخش دوم : (۲) ۲

مدبریت ۸:۱۷ ب.ظ ۸

بنام آنکه جانرا فکرت آموخت

زادگاهم مهد و عشقم ریشه ام – تا ابد باقیست در   اندیشه ام

داوود جاغوری

تاریخچه تعلیم و تربیه –بخش دوم :

نخستین ساختمان مکتب داوود و زیرک :

در بخش پیشین گذشت که ، ورود نخستین مکتب کلاسی به منطقه جاغوری واکنش های منفی مردم را در پی داشت ، زیرا مردم از تربیه فرزندان شان در این مکاتب وحشت داشته و آن را نماد انحراف از دین و تغیر مذهب بچه های شان به شمار می آوردند ! و نیز گذشت که نخستین مکتب کلاسی در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۸ خورشیدی به منطقه داوود راه یافته و مرحوم ((میرزا اسحق علی خان)) نخستین معلم این مکتب سه صنفه دهاتی بود که افتخار تدریس در این مکتب را کمائی نموده و نیز مدیریت نخستین مرکز تعلیم و تربیه منطقه به نام ((مکتب داوود و زیرک)) را به عهده گرفتند .

مکتب دهاتی داوود و زیرک به مدت دو سال به صورت گردشی و قریه به قریه البته بیشتر در قریه های چارشنبی داوود در زیر سایه درختان بدون کمترین امکانات برگزار می شد ، حتی فرشی هم وجود نداشت و ناچار شاگردان روی خاک نشسته ، درس می خواندند . مردم هم که چندان علاقة به داشتن این مرکز تازه تعلیم و تربیه برای بچه های (پسران) شان نداشتند و بیشتر بدان به دید منفی می نگریستند ؛ لذا ، کسی حاضر نبود که برای تجهیز آن گامی جلو بگذارد ! .

داوود جاغوری

سرانجام حکومت غزنی و ولسوال آن وقت جاغوری به مردم داوود و زیرک دستور دادند که هرچه زود تر جای را در حد میانی منطقه داوود و زیرک برای ساختمان (تعمیر) مکتب در نظر گرفته و اقدام به ساخت آن نمایند ، مردم منطقه چاره ای جز پذیرش این دستور نداشتند . هیئت از طرف حکومت تعیین شد تا پس از بررسی منطقه جای را برای تعمیر مکتب معین کنند ، واکنش های مردم قریه های این بار به صورت دیگری جلوه کرد و همگان درتلاش این بودند که این بلای ناخواسته را به گونه ای از آغیل و قریه خودشان هرچه دورتر برانند ! . ساخت نخستین تعمیر (ساختمان) مکتب داوود و زیرک ، نیز دارای فراز و فرود های بوده که خود داستان جالب و خواندنی دارد ، ضرورت دارد برای حفظ حقایق تاریخی و نیز بجهت جلوگیری از طولانی شدن بی مورد مطلب ، تنها به یادآوری موارد کلی از وقایع مربوط به ساختمان مکتب مذکور بسنده نماییم ! .

هیئت دولت پس از بررسی منطقه و رای زنی های بسیار در نهایت جای را در زیر چشمه ((قول بیخو)) روی زمین مرحوم کربلائی یعقوب علی در منطقه ((پتار چارشنبی)) معین نمودند ـ  ونیز گویند :که در ابتدا ظاهراْ زمین دشت زیر سرخده برای ساختمان تعیین شده بود ـ تا ساختمان مکتب آنجا احداث شود . کربلائی مذکور تلاش بسیار به خرج داد تا هیئت را متقاعد کند که زمین او حد وسط برای داوود و زیرک نبوده و باید جای مناسبتری در نظر گرفته شود ، سرانجام وی با همکاری مردم داوود پایین (لُوده شِیو) موفق شد که رضایت هیئت دولتی را گرفته و جای تعمیر مکتب را اندکی پایین تر به سرکاریز مرحوم کربلائی محسن منتقل کند ! .

 در پی این تلاش  جالب و عجیب کربلائی پتار در واقع توانسته بود با یک شوت ماهرانه ، توپ را به زمین کربلائی دیگری از جنس خودش انداخته و این به ظاهر بلای خطر ساز و آینده سوز را از خودش دفع نموده ، نفس راحتی بکشد ! اما ، مرحوم کربلائی محسن که از این پیش آمد به شدت ناراحت بود در سدد برآمد که از هر راه ممکن رضایت هیئت را بگیرد تا این مهمان ناخوانده و به ظاهر نامیمون را از زمین خود براند . وی که از موسفیدان و بزرگان پر نفوس چارشنبی به شمار می رفت تلاش شبانه روزی را به کار بست ، تا سرانجام توانست که با اندازه گیری های دقیق بازار اشکه را به عنوان حد وسط منطقه به هیئت بقبولاند ، بدین گونه نخستین ساختمان مکتب بدستور حکومت غزنی روی زمین مرحوم کربلائی محمدعیسی در زیر بازار اشکه داوود – ظاهراً با اجبار و اکراه و بدون رضایت ایشان –  تهداب گذاری و بدین گونه کار ساختمان نخستین مکتب داوود و زیرک آغاز شد . و نیز گویند : که کربلائی محمد عیسی اشکه که خود یک فرد خیر بود سرانجام حاضر شد بخشی از زمین رزاعی خود را برای جای تعمیر واگذار کندکه در برابر آن ، دو ساعت حق آب از کل آب اشکه برای مکتب و نیز یکسال مالیات منطقه اشکه توسط مردم داوود وزیرک پرداخت شود که ظاهراْ چنین بوده است ! اما نگارنده از نزدیکان کربلائی مذکور شنیدم که هیچ معامله ای در کار نبوده بلکه تنها بدستور حکومت و بدون رضایت قلبی کربلائی ، در واقع زمین جای مکتب از او گرفته شده است !؟ .

این ساختمان در زمین به مساحت بیش از ۳۰۰ متر مربع ، رو به جنوب و در کنار قول اشکه متصل به قریه غوجده درابتدا در سه اطاق ساخته شده  و بعد به  شش اطاق گسترش یافته است  ، که طبق دستور حکومت غزنی تمام هزینه بدوش مردم منطقه زیرک و داوود بوده و مقرر شد که علاوه بر ساخت مکتب ، مردم باید هزینه تمام وسائل آن همچون درب ، کلکین ، میز ، چوکی و… را نی
ز بپردازند . با وجود نارضایتی نسبی مردم از این مزاحم مدرن که آرامش منطقه شان را به هم زده ، آنان را زیر دستور حکومت سید عباس جابر قرار داده و نیز تاوان بار شان نموده بود ، خواسته یا ناخواسته در این کار اجتماعی شرکت نموده و خیلی زود و در وقت معین ساختمان مکتب را تکمیل نموده و به نماینده معارف ولایت غزنی تحویل دادند .

بزرگان ، اربابان و ریش سفیدان منطقه داوود و زیرک به صورت سنتی هزینه های ساخت آن را روی خانوار و دنگه تقسیم نموده و نیروی انسانی آن(کارگران ایلجاری) هم بر اساس همان تقسیم بندی هر روز سروقت باید در محل حاضر می شد وگرنه ناغه گی (جریمه) نقدی یا نانی را در پی داشت . در انتقال چوب پوشش از سراسر منطقه مردم از گاو های قلبه ای شان استفاده نموده و تیر های چوبی را در وقت مقرر به منطقه اشکه با کشش توسط گاو های شان حمل کردند . اطاق ها چه هنگام ساخت و چه در زمستان ها و وقت برف روبی طبق همان تقسیم بندی ، صاحبان مشخصی داشت که صاحبان آن موظف به ساخت و ساز ، کاهگل سالانه در فصل خزان ، برف روبی آن در زمستان بودند ، تا مبادا اطاق مربوط ایشان آسیب دیده و تاوان بار دولت شده و مورد بازخواست قرار گیرند ! سرانجام پس از دو سال مکتب دهاتی داوود و زیرک از حالت سیّاری درآمده و با ساخت نخستین ساختمان شاگردان مکتب در آن استقرار یافته و جای ثابتی را به خود اختصاص دادند .

نخستین پرسنل مکتب داوود و زیرک :

پیشترک گذشت که مرحوم میرزا اسحق علی خان گرچه خود از نعمت سواد به صورت کلاسی بی بهره بود ، اما خط خوش و نیز سواد نسبی که از مکتب آخوندی آموخته بود ، باعث شد که زمام اداره ، تعلیم و تدریس نخستین مکتب منطقه ، با کمترین امکانات را بدست گیرد . در طی دو سال اول که مکتب حالت سیّار را داشت و قریه به قریه در منطقه چارشنبی داوود روی زمین بدون فرش و وسایل دایر می شد ، وی هم مدیر مکتب بود و هم تنها معلم آن که تدریس هر سه صنف را به عهده داشت . پس از ساخت نخستین ساختمان و استقرار دایمی مکتب ، پرسنل اداری و تعلیمی آن از طرف حکومت به شرح زیر تعیین و مقررگردید :

۱-    چمن علی خان به حیث سرمعلم از سبزچوی سنگ ماشه .

۲-    میرزا اسحق علی خان به حیث معلم از چارشنبی داوود .

۳-    عبدالحسن خان به حیث معلم از منطقه قره باغ ولایت غزنی .

۴-    نورگل خان به حیث معلم از قوم پشتون (اوغان) .

۵-    توکل خان به حیث معلم از ولایت لغمان .

خوبست بدانیم که در افغانستان پسوند ((خان)) بجهت احترام به آقایان و پسوند ((جان)) برای احترام به خانمها بخصوص در مورد کارمندان دولتی کاربرد دارند .

ارتقائی مکتب داوود و زیرک

الف- ارتقا از دهاتی سه صنفه به ابتدائی شش صنفه :

چند سال بعد با کثرت شاگردان فارغ شده از صنف سوم مکتب دهاتی داوود و زیرک  و مراجعة برخی از ایشان برای ادامه تحصیل  به مکتب انگوری- اوتقول که با یک گام جلوتر از مکتب داوود و زیرک ، شکل ابتدائی و شش صنفه به خود گرفته بود ، و نیز بر اثر تقاضائی مکرر مرحوم معلم اسحق از وکیل آن زمان جاغوری ، شهید شیخ شریفی و با وساطت روانشاد شهید شریفی ُ مدیریت معارف ولایت غزنی با ارتقائی مکتب دهاتی داوود به مکتب ابتدائی شش صنفه موافقت نموده و در نهایت با وجود عدم اقبال مردم و نارضایتی ایشان از این مهمان ناخوانده و نامیمون ، مکتب مذکور با نتایج ملموس و محسوس در باسواد نمودن بچه های (پسران) منطقه ، توانست خیلی زود جای خود را در میان مردم باز نموده و تا حدودی مراتب پذیرش قلبی خود را از سوی مردم کمائی کند .

ب – ارتقا از ابتدائی به متوسطه (هشت صنفه) :

سالها بعد در دهة پنجاه خورشیدی  پس از استقرار حکومت جمهوری داود خانی ، ظاهراْ مطابق نصاب تعلیمی حکومت جمهوری تمام مکاتب ارتقا یافته اند و بدیهی است که این برنامه سراسری شامل مکتب داوود وزیرک هم شده و مکتب ابتدائی داوود وزیرک با یک گام عقب تر از مکتب انگوری – اوتقول  ، از ابتدائی عبور نموده و با یک رتبه ارتقا ، شکل متوسطه ( ۸ صنفه ) به خود گرفت . این ارتقائی رتبه در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی از طرفی حکایتگر کثرت فارع شدگان و شاگردان منطقه بوده ، از جانب دیگر حاکی از اقبال نامحسوس مردم از آن نیز است .

ج – ارتقا مکتب و احداث ساختمان جدید :

در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه ، وفور شاگردان مکتب و نیز ارتقائی رتبه آن ، باعث شد که نخستین ساختمان مکتب در برابر کثرت شاگردان و نیز پرسنل اداری- تعلیمی آن جوابگو نباشد در نتیجه احداث ساختمان جدیدی در کنار ساختمان قدیم از طرف ولایت غزنی منظور و به مردم منطقه ابلاغ شد که مثل بار نخست ، این بار نیز خود موظف به ساخت تعمیر جدید برای مکتب هستند .

ساختمان جدید با وسعت به مراتب بیشتر از تعمیر پیشین و با نقشه گسترده و در حد لیسه (۱۲ صنفه) در نظر گرفته شده بود که در سمت غربی ساختمان قبلی ، با سرعت تمام و با همان تقسیم بندی سنتی در هزینه ساخت ، گارکر ، حفاظت و… رو به غرب در بیش از ۲۰ اطاق به شیوه ای نسبتاً مدرن و امروزی ساخته شد که اطاق اداری (اداره) مکتب و تحویل خانه(انبارو کتابخانه) در
وسط و مقابل درب ورودی در نظر گرفته شده بود و راهرو طولانی تونل مانند صنف ها را از هم جدا میکرد که در دو طرف این راهرو مقابل هم در سمت شرق و غرب قرار گرفته بودند . ظاهراً این بار دولت مکتب متوسطه داوود را جدی گرفته و تمام درب ها ، کلکین ها ، میزها ، چوکی ها و تخته سیاه چوبی با کیفیت بالا از چوب خار ساخته شده  و از غزنی حمل ، و در اختیار این مکتب قرار گرفت .

پس از انتقال بخش آموزشی به ساختمان جدید ، ساختمان پیشین به خوابگاه معلمینی اختصاص یافت که خارج از منطقه بوده و جز در رخصتی های نیم سالة تابستانی و تعطیلات سه ماهه ای زمستانی مجبور بودند در کنار مکتب سکونت کنند تا بتوانند به وظایف شان به خوبی رسیدگی کنند . نگارنده به خوبی هر دو ساختمان را به یاد دارم و تا صنف پنجم از جماعت شاگردان این مکتب بوده بصراحت می توان اذعان داشت که ساختمان جدید از امکانات بی نظیری در آن زمان برخوردار بود همانند : ساخت صنف های بزرگ و روشن با دروازه ها ، کلکین ها و میز و چوکی های بسیار زیبا و جدیدی که تقریباْ در حد استاندارد جهانی از چوب خار ساخته شده بودند .

د – ارتقائی مکتب و ازدیاد پرسنل :

در پی ارتقا رتبه مکتب داوود و زیرک و نیز کثرت شاگردان ، ناگزیر بر تعداد کادر تعلیمی و تربیوی مکتب نیز افزوده می شد که معمولاً بسیاری از معلمین آن از خارج منطقه بوده و طبق تقرر دولت به منطقه اعزام گردیده ، در مکتب ها استقرار یافته و مشغول انجام وظیفه می شدند . در این دوره علاوه بر ازدیاد معلم ها ، چند نفر دیگر هم در بخش خدمات به کادر مکتب افزوده شد که وظایف خدماتی مکتب همچون : جلب و احضار شاگردان غائب ، احضار بزرگان و ریش سفیدان منطقه در صورت لزوم ، احضار اولیای شاگردان هنگام ضرورت ، حفاظت و نگهبانی از ساختمان و امکانات مکتب ، نظافت و جاروکشی مکتب و … غیره را به عهده داشتند . این جمع چهار نفری که با لقب و عنوان ((چپراسی)) یا ((چبراسی)) خوانده می شدند ، موظف بودند که در طول سال در مکتب حضور داشته باشند . فرق ایشان با باقی پرسنل در آن بود که مزد و معاش شان از طرف اهالی منطقه تأمین می شد و طبق دستور حکومت مردم وظیفه داشتند که هنگام برداشت محصول و خرمن ها ، هر خانه یک سیر گندم به چبراسی مربوطه ای  خود شان بدهند .

دگرگونی های گسترده ای نظام تعلیمی- تحصیلی در کشور

الف – عصر داود خانی :

در ماه سرطان سال ۱۳۵۲ خورشیدی بدنبال کودتای سفید داود خان بر ضد نظام شاهی و عموزاده اش ظاهر خان ، همانگونه که نظام شاهی به جمهوری تغیر یافت ، پی آمد های آن نیز تمام کشور را دگرگون کرد . در این میان ؛  نظام تعلیم و تربیه نیز از این تغیر سیاسی بی نصیب نماند . این تغیر به مکتب داوود و زیرک نیز رسید و بر قدرت سیاسی- اداری معلم ها به عنوان تنها نمایندگان دولت در منطقه افزوده شد که چه بسا گاهی این قدرت غیر رسمی سبب سؤ استفاده های هم می شد .

پس از قدرت گیری داود خان و استقرار نظام جمهوری ، اندیشه های سیاسی گوناگون از چپ مائویست (شعله جاوید) گرفته تا چپی های مارکسیست – لنینست ( خلقی ها و پرچمی ها) و تا طرفداران اسلامیست های همچون اخوان المسلمین سنی و… به دانشگاه های کشور راه یافته و دانشجوهای پر شور و شر را بدنبال خود می کشیدند ، اندک اندک این شور و جذبه حتی به لیسه ها و مکاتب متوسطه هم راه یافت ، که باعث شد مکاتب علاوه بر شکل اصلی تعلیمی – تربیوی ، صورت پرکشش سیاسی را نیز به خود بگیرند و همین آغازین روزهای انعقاد نطفة شوم سیاست و سیاست بازی در کانون های تحصیلی – تعلیمی و در جمع پر شور و احساس شاگردان و محصلین بود که بعد ها انحراف ویرانگر و خانمانسوز جنگهای سی ساله را در پی داشت ، که تا کنون شاهد نتایج مرگبار آن بوده و هستیم !  .  ادامه دارد …  .

بدرود تا درود دیگر

یا حق

+;نوشته شده در ;یکشنبه دهم مرداد ۱۳۸۹ساعت;۲۰:۱۷ توسط;مدیریت بخش داود – خرمی; |;

1,610بازدید

۸ دیدگاه »

  1. یکی از خادمین داوود اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۵ ق.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۰:۴۵

    به نام خدا(ج) جناب آقای خرمی سلام ورحمت الله : از زحمات شما
    سپاسگزارم ؛ مجددآ نکات ذیل را لازم به تذکر میدانم: ۱- سال تاسیس مکتب ۱۳۳۸دقیق است و۱۳۳۶سال تاسیس مکتب دهاتی حوتقل انگوری میباشد. ۲-میرزا محمداسحق نام رسمی واصلی است. یا مولا علی بابی انت وامی.۳-تعمیر مکتب دهاتی داوود وزیرک بدستور حاکم وقت جاغوری در اٍثر التماس وخواهش موی سفیدان داووداز مرحوم کربلایی محمد عیسی آشکه که فرد بسیار خییر ونیک بور؛ بالای زمین زراعتی موصوف زیر بازار آشکه در سه اتاق اعمار گردید؛ودر ازآ ان وهکذا دو ساعت حق آبه از آب کل آشکه برای مکتب ؛مردم داوود یک ساله مالیه آشکه را پرداختند . ۴- مکتب دهاتی در اٍٍثر تقاضای مکرر میرزا معلم ، معلم مکتب از روانشاد شهید حجته الاسلام رمضانعلی شریفی وکیل جاغوری در پارلمان ؛بوسیله موصوف از دهاتی به ابتدایی(شش صنفه) ارتقا یافت. ۵- همزمان با ارتقآ مکتب جای تعمیر آن مورد کش وقوسهای فراوان قرار گرفت ، ابتدآ در ساحه سرخده بعدآهمان ساحه قول بیخان کربلایی محمد یعقوب مرحوم ودرنهایت با پیروزی حریفان در جوار کاریز مرحوم کربلایی محمد محسن وکیل تهداب گذاری شد. سر انجام در اٍٍثر تلاشهای موصوف مجددآتعمیر مکتب در جوار تعمیر سه صنفه سابق اعمار گردید.۶-بعد از کودتای محمد داوود مطابق نصاب تعلیمی نظام آموزش وپرورش حکومت او مکاتب ابتدایی از شش صنف به هشت صنف ارتقا یافت. ۷- مکتب متوسطه انگوری حوتقل بعد از کودتای مارکسیستی به لیسه ارتقآ یافت ۱۳۵۷٫

  2. حفیظ الله شریعتی اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۵:۴۰ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۴۰

    سلام استادخرمی عزیز. نیکو باد که مارا با همدیارم و دیارم آشنا می کنی. من در دوران معرفی پیدگه کفرم در آمد، عده ای اشکم را درآوردند. تو خوبی و عزیز مایی.

  3. خرمی اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۸:۱۹ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۱۹

    دوست ناشناس آغای خادم داوود سلام و درود بر شما ! وظیفه ای خود می دانم که تشکر و سپاسگزاری قلبی خویش را از جناب شما بدین گونه ابراز نموده و از خداوند عزت و سرافرازی بیشتر حضرت عالی را که انسان خیر ، نیک بین ، نیک اندیش و خدوم هستید خواهانم ! بار دیگر از ارسال مطالب تکمیلی تان قدردانی نموده و فوراَ از آنها برای رفع نواقص احتمالی استفاده خواهم کرد . امید است که جناب شما و دیگر خیر اندیشان همزادگاهم همچنان در این مسیر سخت و دشوار با ارسال مطالب ، انتقادات و پیشنهادات سازنده ای شان بنده را یاری نموده و در این کار مهم و ارزشمند سهیم گردند ! چه خوب بود که خود را معرفی می کردید تا مطالب ارسالی تان با نام مبارک خود تان به ثبت می رسید ! سالم و پایدار و پیروز باشید .

  4. خرمی اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۸:۳۱ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۳۱

    دوست گرامی آغای دکتر شریعتی سلام و درود ما نثار وجود نازنین شما باد ! امید است که سلامت بوده و صحت کامل تان را باز بدست آورده باشید ! از این که مطالب ناچیز بنده را به خوانش گرفته اید متشکرم و بخاطر اظهار همدلی تان تشکر مضاعف بنده را بپذیرید ! بلی سوگمندانه هنگام نشر نوشته های شما در مورد پیدگه گاهی شاهد نظریه های ناامید کننده ای بودم که جای تاسف دارد و… اما دکتر جان ما با یک مردم پیشرفته و متمدن و کامل طرف نیستیم که توقع آن گونه ای داشته باشیم ! در واقع فحش ها و ناسزا گوئی های برخی ها را باید به عنوان نوازش از نوع خاله خرسه ای آن پذیرفت و رنه باید کنار کشید که : جگر شیر نباشد نباید سفر عشق آغازید !؟ جسارت نباشد همان ((گو مرگی )) مرگی را پیش از شما ما نیز به کررات تجربه کرده ایم اما به روی مبارک خود نیاروده ایم گویا پوست کلفت عجیبی استیم ! .
    دکتر عزیز چاره ای نیست باید سوخت و ساخت و راه دیگری وجود ندارد و این قانون گذر از جوامع روستائی و عقب مانده به جامعه ای نیمه متمدن است ! بازهم متشکرم که تشویقمان فرمودی ! سلامت و پایندگی تان آرزوی ماست .

  5. حفیظ خرم اسد ۱۱, ۱۳۸۹ در ۱:۱۱ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۱ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱:۱۱

    استاد خرمی گرامی سلام به سیما و سلامتی به کامت!
    عالیست! خواندم و استفاده شایان بردم، جهان سپاس از شما و همه مدیران محترم که از نقاط مختلف جاغوری و کشور عزیز ما می نویسند و بر معلومات و آگاهی ما بیخبران می افزایند.
    وجود تان توانا و قلم تان رساتر باد.

  6. علی حکمت اسد ۱۱, ۱۳۸۹ در ۳:۱۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۱ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۱۶

    استاد خرمی گرامی سلام و به امید موفقیت های مزید تان

    تشکر از نوشته های تان, خیلی برایم دلچسب است, امید است نوشته های بیشتر تان را در این وبلاگ بخوانیم
    کامیاب باشی

  7. ناروی اسد ۱۱, ۱۳۸۹ در ۸:۰۵ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۱ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۵

    خرمی گرامی سلام .
    نوشتاری تان را در مورد مکاتب منطقه داوود ,زیرک بخوانش گرفتم عالی بود .
    پشتونها بویژه در مورد مردم خودشان با تبلیغات تو خالی , ازقبیل پوهان , خان ,
    خان صاحب , و.. استفاده نموده و حتا در اروپا هم خودرا دست کم نمیگیردوآنعده که تازه وارد( کمپ) میشود با ملیتهای فارسی زبان خودرا , دگرمند , دگروال , داکتر و… معرفی میکند و, تاباشد که دراین جا هم مقداری اغای کند . بالعکس که هیچ کس به انها محل نداده ونمیدهد و حتی وقت صبحت نمودن از طرز برخورد فصاحت وبلاغت شان مردم میفهمد که به کلی بیسواد بوده است . خلیلی

  8. خرمی اسد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۸:۴۸ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۳ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۴۸

    دوستان گرامی آقایان خرم جان ، علی حکمت خان و خلیلی عزیز سلام و درود ما نثار تان باد ! از این که اندکی از وقت گرانبهائی تان را بخوانش نبشته های بنده اختصاص داده اید مسرور و مشکورم ! برای ما بسی مایه ای افتخار است که شما گرامی ها همواره با ما همراه باشید . آرزومندم فرصت های ناچیزی نصیبم شود تا بتوانم داشته های خودم را با عزیزانی همچون شما از طریق خامه ای مجازی در دنیای مجازی تقسیم کنم ! پایدار و پیروز باشید . یاحق .