ساختار اجتماعی داوود (۱)

مدبریت ۱۱:۱۵ ب.ظ ۲۸

بنام خداوند گردون ، سپهر

زادگاهم مهد و عشقم ریشه ام **** تا ابد باقیست در اندیشه اممرکز داوود

ساختار اجتماعی داوود :

مدتی این مثنوی تأخیر شد !

گپ نخست :

سلام دوستان خوب و گردشگران جهان مجازی ! سپاس بی پایان پروردگار بی همتا را سزاست که بار دیگر توفیق عرض ارادت و حضور در جمع گرم و صمیمی شما عزیزان را به ما عطا فرمود ، تا در ادامه ای مطالب پیشین بخشی دیگری از نگارش های پیرامون زادگاهم را خدمت شما ارائه دهم ، از اینکه به وعده ام در ارائه ای این مطلب دیر تر از حد معمول جامه ای عمل پوشاندم معذورم دارید و دلیل اصلی آن فاجعه ای از دست دادن پدر و استادم بود که روال زندگی معمولی من و خانواده ام را بهم ریخت که دیگر آثار و پی آمد های آن هنوز هم کاملاً برطرف نشده است ! .

 بدلیل ایجاد شبهه در ذهن کنجکاو برخی دوستان پس از خوانش مطالب پیشین ، برخود لازم دانستم تا پیش از نگارش بحث اصلی توجه دوستان گرامی را به چند مطلب جلب کنم که چندان با سخن اصلی هم بی ربط نیست البته ؛ نگارنده آنها را از مسلمات شمرده و چنین پنداشته بودم که همگان از آن آگاهی دارند و نیازی به تذکر ندارد ، اکنون بر این باور رسیدم که وقایع تاریخی را باید گفت ، اگر چه به ظاهر مشهور هم باشند .

یک : پیش از این گذشت که برخی نام ها دو مفهومی اند ، همانند واژه های که از نام قوم یا قبیله ای گرفته شده و به مرور زمان بر محل سکونت ایشان اطلاق شده و شکل جغرافیای بخود گرفته اند ، این نام ها در واقع واژه های دو مفهومی اند که با همدیگر تفاوت اساسی دارند ، در دنیای معاصر موارد بسیاری داریم که نام کشور و یا سرزمینی از نام  نژاد اکثریت ساکنان آنها گرفته شده و اکنون بر تمام مردم آن کشور یا آن سرزمین اطلاق میشود ، ولو اینکه برخی از ساکنان آنجا ها ، از نظر نژادی  با آن نام وابستگی نداشته و ندارند مانند : تاجیکستان ، ازبکستان ، افغانستان و… همانند تاجیک های ساکن افغانستان و ازبکستان که افغان و ازبک نیستند اما افغانستانی یا ازبکستانی به شمار میروند  .

دو :  بنا بر این ؛ واژه ای «جاغوری نژادی یا قومی» با «جاغوری جغرافیای» تفاوت شان در آن است که جاغوری قومی و نژادی تنها شامل کسانی میشود که نسب شان به جاغوری خاتمه یابد به عبارت دیگر تنها شامل فرزندان جاغوری میشود ؛ اما جاغوری جغرافیای عام تر بوده و فراگیر تر است زیرا شامل تمام کسانی میشود که در این محدوده ای جغرافیای زندگی میکنند ولو از نظر نسبی و خونی کمترین اشتراک را با جاغوری داشته و یا هیچ گونه اشتراکی با جاغوری و فرزندان آن نداشته باشند ؛ همانند پاره ای از اقوام مهاجر هزاره که پس از فاجعه ای تاریخی عصر عبدالرحمن خان ، بدین سرزمین روی آورده و ساکنان اصلی جاغوری آنان را در کنار شان پذیرفتند ، که در تاریخ منطقه از ایشان ، به «ناقلین » یاد میشود .

سه : از جمله ساکنان اصلی جاغوری قوم بزرگ « آته » است که عمدتا ً در غرب جاغوری سکونت دارند . این قوم که از نظر جمعیت تقریباً یک سوم کل نفوس جاغوری را تشکیل میدهند ، خود به شاخه های نسبتاً بزرگی همچون : اوقی ، مسکه ، بابه ، دهمرده و… تقسیم شده اند . این قوم از گذشته های دور تا کنون در تاریخ جاغوری نقش اساسی داشته اند، زیرا پس از«کشمیرخان داوود » در دوره های بعد مقام خانی تقریباً همیشه از آن ایشان بوده و در ساختار سیاسی اداری جاغوری نقش فعال داشته اند . باید دانست که« قوم آته » از فرزندان جاغوری به شمار نمیروند ، بلکه در واقع «آته » برادر «جاغوری» بوده است بدین لحاظ نمی توان آن را در زیر مجموعه  جاغوری نژادی قرار داده و از فرزندان او به شمار آورد ! نتیجه اینکه :

فرزندان جاغوری به سه دسته « گری ، ایزدری و باغچری » محدود گردیده و از نظر نژادی ، برادرزاده های « آته » شمرده می شوند و آته هم در واقع کاکای ( عموی ) سه دسته به شمار آید ! بدین لحاظ در نوشته های پیشین « قوم آته » در زیر مجموعه جاغوری قرار نگرفته و از فرزندان «جاغوری نژادی» شمرده نشده بود ، اما این مطلب هرگز به معنای انکار آنان از جاغوری جغرافیای نبوده و نیست ، بلکه اساساً چنین چیزی قابل انکار نبوده و به شرح و بیان نیاز ندارد !  شاید همین مسأله باعث پدیداری شبهه ای در ذهن برخی از دوستان شده بود که گویا نگارنده« قوم آته » را از جاغوری ندانسته و به گونه ای جاغوری بودن ایشان را انکار میکنم ! و شاید هم منشأ این شبهه غفلت و نارسائی نبشته های پیشین بوده باشد ! که امید است، با نگارش این توضیح جبران مافات شده باشد ! .

چهار : برخی دوستان انتقاد شان هم این بوده که چرا نوشته های نگارنده بیشتر رویکرد تاریخی دارد ؟ ضمن احترام کامل به نظرات این دوستان ، لازم است توضیحی در این زمینه ارائه شود که شاید برای ایشان قناعت بخش باشد ، باید دانست که مطالب بنده به سه دلیل عمده تاریخی بوده و یا حد اقل رنگ و بوی تاریخی دارد :

الف ) شاید مهم ترین دلیل همانا اهمیت و ارزش خود علم تاریخ باشد که تمام دانش ها ، مکتب ها ، اندیشه ها ، بحث های سیاسی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی وتمدنی و… همگان به گونه ای از آن  متأثر گشته اند و در برخی موارد چنان تاریخ با تار پود اینها آمیخته شده که شاید تفکیک آنها از هم غیر ممکن و یا حد اقل به شدت سخت و دشوار باشد ! و چه بسا گرفتن تاریخ از اینان ، کاملاً آنها را متضرر نموده و زیان های جبران ناپذیری را متوجه شان خواهد ساخت و در واقع خلأ ایجاد خواهد شد که غیر از خود تاریخ چیزی دیگری آن را پر نخواهد کرد ، به عبارت دیگر : هر آنچه را اگر بخواهی استفاده ای کامل و بهینه داشته باشد باید به تاریخ و گذشته او مراجعه کرد تا با  استفاده تجربه ای از شکست ها و پیروزی های پیشین ، موفقیت های آینده را تضمین کنیم ، در نهایت میتوان گفت : این دانشها و … اند که به تاریخ نیازمند اند و همین نیاز خواسته یا نخواسته نویسنده را بدان سمت و سو سوق میدهد ! .

ب ) مطالب پیشین و یا آینده که به بهانه ای معرفی منطقه داوود ارائه شده و یا می شوند بدلیل اینکه بار اول مطرح میگردند به ناچار باید گذشته های آنها هم مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان با آشنائی بیشتر مطالب کنونی در باره ای جاغوری یا داوود معاصر را به خوبی دریافت و گرفت ، پس رویکرد تاریخی در این مباحث نه تنها مردود نیست بلکه بسیار هم لازم و ضروریست و باید برای شناخت مطالب در مورد معاصر ، گریزی هم به گذشته های آنها زده شود  .

ج ) نیاز به تصریح نیست که رشته ای تحصیلی نگارنده هم تاریخی است و لاجرم هنگام نگارش با توجه به اهمیت تاریخ ، خواسته یا نخواسته به سمت جنبه های تاریخی یک بحث کشیده شده و مطالب مطرح رویکرد تاریخی می یابد البته ؛ همانگونه که خواننده گان عزیز متوجه شده اند ، نبشته های بنده تنها و صرفاً حکایت های تاریخی نیست بلکه تلاشم بر این است که با رویکرد تحلیلی تاریخی پیش روم ، تا بدین سان ارزش داشته ها ویا نداشته های تاریخی یک قوم و یا یک ملت  بیش از پیش آشکار گردد !  همین تحلیل های تاریخی است که بر ارزشمندی و اهمیت تاریخ به عنوان یک علم و دانش افزوده و آنرا امروزی ، لازم و ضروری معرفی میکند  .

ساختار اجتماعی داوود :

بدون تردید ساختار اجتماعی جوامع در سراسر جهان ،  شکل وصورت یکسان ندارند بلکه نظر به نیاز آن مناطق شکل ویژه و خاص همان منطقه ها را  داشته یا دارند ، در یک تقسیم بندی کلی میتوان ساختار اجتماعی جوامع را بدو صورت جامعه های مدرن و شهری امروزی و جوامع سنتی و روستائی از هم تفکیک کرد گرچه جوامع سنتی حتّی در روستا ها از آسیب و پی آمد های زندگی مدرن و امروزی مصون نمانده است . نیک میدانیم که جامعه ای سنتی روستائی همواره شکل و صورت قبیله ای داشته اند شاید چنین ساختاری نیز ریشه ای تاریخی دارد و به سالهای نخستین سکونت یک قوم یا یک قبیله در سرزمین خاصی برمیگردد . چون تغیر در زندگی دهاتی به کندی صورت میگیرد ، با و جود کثرت نفوس همان شکل و صورت قومی در آن ساختار باقی بوده و تمام ارکان زندگی آن جامعة روستائی را متأثر میسازد !  بدون تردید موقعیت جغرافیایی نیز یکی از عوامل مهم در تغیر لاک پشتی یک جامعه سنتی بوده و خواهد بود  .

در این میان ؛ مردم مظلوم و محروم هزارستان ، جاغوری ، ناوه گری و منطقه داوود ، که بیشتر صورت روستائی و ساختار سنتی دارند نیز از این قاعده بیرون نیستند ، به خصوص که علل و عوامل ویژه همچون اختاپوسی بر زندگی تاریخی این مردم چنگ انداخته و زمینه های تغیر ، تکامل و پیشرفت را ا ز ایشان کاملاً گرفته اند ، عواملی همچون :

الف – موقعیت جغرافیایی :

کوهستانی و صعب العبور بودن این مناطق از طرفی و نداشتن مرز به خارج از کشور و محدودیت و محصوریت مرگ آور جغرافیای از جانبی دیگر ، بیشتر از پیش از تغیر و پیشرفت درحیات قومی و قبیله ای این مردم جلوگیری نموده و زندگی سخت و طاقت فرسائی را برای شان رقم زده است ( محصور و محدود در حصارسنگی یا آوخور سنگی !! ) ،  گرچه همین کوهستان های سر بفلک و پوشیده از برف با دره های عمیق و صخره های خطرناک شان نقش پناهگاه این مردم رانده شده از سرزمین های آبائی شان را نیز داشته و باعث ماندگاری شان هم شده است ! با وجود این ، همین مسأله باعث تعامل اندک میان ساکنان این سرزمین از یک سو و میان آنها با دیگر مردم و ساکنان کشور یا جوامع خارج از کشور شده و این جامعه شکل و شمائل قبیله ای خود را حفظ نموده و تغیرات بسیار اندکی طی سالهای متمادی در آن پدید آمده است .

 ب – تحمیل جنگ های ویرانگر :

جنگهای خانمانسوز و نسل کشی های بی مانندی همچون « هلوکاست » عبدالرحمان خانی که پیش از این اشاره رفت باعث محدویت های بیش از پیش این مردم گردیده و ساختار قومی همچنان ثابت و بدون تغیر مانده است چنین ساختاری در این جامعه بقدری اهمیت دارد که هرگاه کسی یاکسانی اگر در منطقه ای سکونت اختیار میکنند باید تابعیت و قوانین رسمی و غیر رسمی آن قوم را بپذیرند به گونه ای همان داستان «موالی» اعراب ، در دیگر جوامع سنتی و قومی نیز حاکم است همانند حضور و سکونت «ناقلین » عصر عبدالرحمان خان که در میان دیگر اقوام سکونت یافته و جز ساختار آن قوم قرار گرفته اند و به ناچار از هویت اصلی شان به گونه ای بازمانده و در ساختار تازه ای قومی شان حل شده و از حمایت قوم حامی ، برخودار شده اند .

ج –  عقب ماندگی و عقب نگهداشته شدگی ! :

 ناگفته پیداست که عقب ماندگی چنین جوامعی علاوه بر آنچه گفته شد آنگاه دو چندان میشود که در منطقه ای با آن ویژگی بی مانند محصور و محدود شوند و حکومت های جابر با سلاح تعصب قومی و مذهبی زندگی متزلزل این مردم را نشانه رفته و با عقب نگهداشته گی از تغیر و پیشرفت ایشان جلوگیری کنند در چنین صورتی تغیر ساختاری یا پیشرفت چنین مردمی بیش از پیش کند و کندتر گردیده و هم از کاروان پیشرفت تمدن انسانی بازمانده و عقب نگهداشته میشوند وهم عدم تغیر در چنین ساختاری ایشان را بیشتر پای بند سنت های ثابت قومی نموده خود بندی بر پای این مردم شده و آنها عقب می مانند !

جامعه ای روستائی هزارستان ، جاغوری ، ناوه گری و داوود همگان از چنین ویژگی برخودار اند که تا کنون همان ساختار قومی و قبیله ای با وجود تغیرات اندک سالهای اخیر به گونه ای بر زندگی شان حاکم است ، در این میان ؛ ساختار منطقه داوود دارائی شکل ویژه ای بوده که شاید در دیگر مناطق کمتر دیده شود :

قوم بزرگ داوود که بیشترین خاک ناوه گری را به خود اختصاص داده و در مرکز این ناوه موقعیت دارد از هفت خانوار تشکیل شده که در عرف عام مردم منطقه همواره با پیشوند « دنگه » و با پسوند «خیل» به شمارش گرفته شده و میان مردم منطقه به« هفت دنگ داوود » مشهور اند ، که در واقع تعبیر خاصی از همان خانوار است !  همانند :

۱-     دنگه میرزا خیل یا خانوار خرّم بیک .

۲-     دنگه مهتر خیل یا خانوار لالی ( لعل محمد) .

۳-     دنگه ملک خیل یا خانوار کاکا  .

۴-     دنگه وکیل خیل یا خانوار عالم بیک ( دولت وکیل ) .

۵-     دنگه غیب علی ، البته عده از سادات مشهور به سادات اشکه یا برفباد از ملحقات قومی غیب علی به شمار میروند .

۶-     دنگه بابکه یا اشکه ، که در مرکز داوود و در دره ای به همین نام سکونت دارند .

۷-     دنگه کشمیر یا همان کشمیر خیل ( بازماندگان همان کشمیر خان مشهور نخستین خان جاغوری) البته ؛ قوم «دلتمور» که اصالتاً  از قوم بزرگ قلندر بوده و در منتهی الیه جنوب غربی داوود و در مرز انگوری سکونت دارند پس از عصر عبدالرحمان خانی ، ساکن این سرزمین شده و در شمارش قومی به دنگه هفتم داوود (  دنگه کشمیر خیل) ملحق شده اند .

منطقه اشکه بیشترین تراکم جمعیت داوود را به خود اختصاص داده اند ، زیرا علاوه بر موقعیت دو دنگه بابکه و غیب علی ، پاره ای بزرگی از قوم حیدر نیز در منطقه مرکزی داوود سکونت دارند که در زمان باباعلی وکیل زمین های به ایشان واگذار شده و در قریه های  نیزار ، پی جلگه و گردون حیدرا به اضافه ای قریه اودلا و لر در همسایگی گردن داوود ساکن شده اند .

البته ؛ پاره ای از قوم دولت شه در قسمت شمال غربی داوود ( درمنطقه توپ داوود) ساکن هستند چون دارای هویت مستقل قومی بوده و از نظر تقسیمات اداری هم دارای قریه داری مستقل بوده اند تنها از نظر جغرافیای در منطقه داوود قرار داشته و در ساختار قومی داوود با هفت دنگه آن اشتراکی ندارند ، سکونت این بخش از قوم دولت شه درمنطقه داوود که در واقع از برادر زاده های داوود نژادی به شمار میروند ، به زمان شکست سران گری از بزرگ قوم آته یعنی باقر سلطو برمیگردد ؛ که پس از آوارگی ،  این بیجا شدگان میان سرزمین های باقی اولاد گری سکونت داده شدند ؛ لذا برخی به سرآس حیدر ، جماعتی در توپ داوود ، و عده ای در بارگاه انگوری سکونت داده شدند .

خوب است بدانیم که چهار دنگه نخستین داوود ( خانوار های خرّم ، لالی، کاکا و وکیل خیل ) بدو قسمت تقسیم گردیده و پاره ای از ایشان در بخش بالای داوود نزدیک مرز زیرک (منطقه چهارشنبی ) سکونت داشته و پاره ای دیگر از آنها در منطقه پایین داوود هم مرز با انگوری در قریه های گردن داوود ، نو آباد ، بیلو مرکزی و بیلو پایین  ساکن شده اند .

ساختار اجتماعی – مذهبی :

در یک تقسیم بندی دیگر؛ میتوان منطقه داوود را همچون دیگر مناطق جاغوری ، با یک ساختار متفاوت ( یعنی ساختار مذهبی – اجتماعی ) نگریست ! نیک میدانیم که این تقسیم بندی سنتی از سالهای دور تا کنون همچنان شکل خاص از ساختار را به این جوامع داده است  و آن عبارت است از بخش بندی «بیله گی» یا همان « ملّا بستی ها » که در آغاز هر منطقه از یک یا چند ملّا بستی شکل گرفته بودند که به مرور زمان و با کثرت نفوس به بیله های بیشتری تقسیم شده اند .

در حال حاضر ؛  منطقه داوود در قالب این ساختار( ساختار مذهبی – اجتماعی) از ۱۸ بیله یا ملّابستی تشکیل یافته است ، که هر بیله از ۴۰ تا بالای ۱۰۰ خانوار را در بر میگیرد ، در این ساختار مسائل قومی یا نژادی دخالت چندانی نداشته بلکه اصل بر سکونت هر خانواده در حیطه ای آن بیله یا ملّا بستی است که مثل باقی رعیت ( مردم مربوط آن بیله )باید قوانین و مقررات آن بیله را پذیرفته و ضمن پرداخت عوارض ، متقابلاً از حقوق و مزایای آن بیله بهره مند خواهند شد .

 برابر این ساختار هر بیله از یک مسجد یا منبر مرکزی با یک یا چند مسجد فرعی تشکیل شده است که مردم آن بیله از آنها استفاده های متفاوتی دارند همچون : تجمع های مذهبی ، سیاسی ، اجتماعی و… هریک از این بیله ها بطور سنتی و الزامی یک ملّا دارند که در برابر دریافت حقوق معینی با قرارداد سالانه ، تقریباً بصورت شبانه روزی ساکن این مساجد یا منبر ها بوده و مسؤلیت سواد آموزی و مراسم های مذهبی و شرعی مردم را به عهده دارند .

ساختار بیله ها در منطقه داوود :

برابر این ساختار لازم است که بیله های منطقه داوود را مورد شناسائی قرار داده و به معرفی بگیریم ، این بیله ها از چهارشنبی داوود تا بیلو پایین عبارتند از :

۱-     بیله کاریزمیانه و الغوی داوود   .

۲-     بیله قریه مهتر خیل داوود  .

۳-     بیله قریه ملک خیل داوود  .

۴-     بیله قریه وکیل خیل داوود .

۵-     بیله قریه سیاده داوود مربوط دنگه میرزا خیل یا خانوار خرّم بیک .

۶-     بیله قریه غیب علی داوود  .

۷-     بیله قریه اشکه داوود  .

۸-     بیله قریه حیدرای داوود واقع منطقه پای جلگه  .

۹-     بیله قریه سادات مشهور به سادات میرزی در منطقه غیب علی داوود .

۱۰-  بیله قریه بوخچه جای ( یا باغچه جای ) داوود .

۱۱-  بیله قریه دامن داوود .

۱۲-  بیله قریه گردن داوود ( مسجد جامع گردن ) .

۱۳-  بیله قریه چمبر گردن داوود  .

۱۴-  بیله قریه نوآباد بیلو داوود .

۱۵-  بیله قریه بیلو مرکزی ( مسجد جامع بیلو )  .

۱۶-  بیله قریه توپ دولت شه داوود .

۱۷-  بیله قریه مترو یا مهتران بیلو پایین  .

۱۸-  بیله قریه دلتمور بیلو پایین .

پرچمداران سواد آموزی :

بدون تردید در ترویج سواد و سواد آموزی میان مردم و نیز درحفظ و بقای دین ، مذهب و اندیشه ای شیعی این مردم ؛  ملّا ها ، مساجد و منبر ها نقش مهم و اساسی داشته اند ، زیرا به صورت سنتی هر قریه بر خود داشتن ملّا ، مسجد و یا منبر را لازم و واجب دانسته و ملّا ها علاوه بر وظیفه ای مهم تبلیغ و ترویج دین و اجرای مراسم های عبادی و مذهبی بویژه مراسم بسیار مهم و حیاتی دهه ای اول محرم و عزاداری شهادت سالار شهیدان امام حسین (ع) ، نقش ارزشمند معلم را هم داشته اند که به تعلیم و تربیه ای کودکان قریه ای مربوطه  خود در حد توان پرداخته اند . به یقین نقش ملّا ها در سواد آموزی مردم و کودکان محروم هزاره و فرزندان مظلوم تشیّع در طول تاریخ قابل انکار نیست ! زیرا مردم هزاره بدلیل محرومیت های نژادی و مذهبی بصورت وحشتناکی در طول دو قرن اخیر به سوی محرومیت و نابودی سوق داده شده و بشدت عقب نگهداشته شده اند طوریکه کمترین بهره از منافع مادی و معنوی کشور نصیب ایشان گردیده و نه تنها از نصاب تعلیمی مدرن در آنجا خبری نبوده بلکه بصورت های مختلفی از گسترش سواد میان این مردم جلوگیری می شده است . که  بحق میتوان از گذشته های دور تا کنون ملّا ها را یگانه پرچمدار سواد و سواد آموزی در هزارستان ، جاغوری ، ناوه گری و منطقه داوود  دانست .

 بنا بر این ؛ پیش از ورود مکتب ها و لیسه ها  ( مدرسه های مدرن کلاسی ) بار سواد آموزی تمام مردم هزارستان ، جاغوری ، ناوه گری  و منطقه داوود ، بدوش ملّا های مناطق بوده است و همه ای باسوادان کم یا زیاد ، نزد ایشان آموزش دیده اند . مساجد و منبر ها علاوه بر نقش عبادی و مذهبی جایگاه تحصیل و تعلیم نیز بوده اند . امروزه با وجود کثرت مکتب ها (مدارس دولتی) هنوز فرزندان مردم در بسیاری از مناطق جاغوری  ، ناوه گری و منطقه داوود به همان شیوه ای سنتی نزد ملّا های هر بیله حداقل سواد ابتدائی ، قرآن و احکام دین را فرا میگیرند .

مناسب و بجاست که یادی از بزرگان  دین ، دانش و سوادآموزی در منطقه داوود نیز داشته باشیم  البته تا جای که ازحافظه تاریخی این منطقه بدست ما رسیده است و به یقین اینان همه ای بزرگان دانش و سوادآموزی منطقه نخواهند بود بلکه تنها اسامی کسانی از مشاهیر علمی منطقه در پی می آید که ما از آنها اطلاع یافته ایم ، لذا با پوزش از روح بزرگمردان علم و سواد منطقه و نیز با عذر خواهی از خوانندگان عزیز که  ممکن است اسامی برخی از این بزرگان از قلم افتاده باشد . هرگاه کسانی از فرزندان داوود یا داوود نشینان بتوانند اسامی آنها را به این لیست بیفزایند ممنون و سپاسگزار خواهیم شد . در هر صورت اسامی این بزرگان عبارتند از :

۱-     مرحوم ملّا محمدموسی آخوند از دنگه غیب علی جد اعلائی آقای نوری داوود .

۲-     مرحوم ملّا فیض محمد فرزند مرحوم ملّا موسی مذکور .

۳-     مرحوم ملّا نورمحمد فرزند ملّافیض محمد مذکور .

۴-     مرحوم ملّا علی اکبر مشهور به آخوند کلان از دنگه ملک خیل .

۵-     مرحوم ملّا سرورعلی مشهور به آخوند زوار پدر آقای نوری داوود .

۶-     مرحوم ملّا غلام حیدر مشهور به آخوند کربلائی بیلو پدر الحاج عظیمی .

۷-     مرحوم ملّا محمد جمعه مشهور به آخوند کربلائی گردوو .

۸-     مرحوم آقای سید نجفی داوود .

۹-     مرحوم حجت الاسلام آقای توسلی اشکه .

۱۰-  حجت الاسلام آقای استاد اکبری داوود .

۱۱-  مرحوم حجت الاسلام آقای استاد خرّمی داوود .

۱۲-  مرحوم حجت الاسلام آقای سید مرتضوی بیلو داوود .

۱۳-  مرحوم حجت الاسلام آقای فقهیی اشکه داوود .

۱۴-  مرحوم حجت الاسلام آقای شیخ ناطقی داوود .

۱۵-    مرحوم حجت الاسلام آقای وحدت رضائی اشکه .

۱۶-  مرحوم حجت الاسلام آقای کشمیری اشکه داوود .

۱۷-   آقای حاجی ملّا محمد حکیم از دنگه مهتر خیل داوود .

۱۸-  حجت الاسلام آقای نوری داوود .

و نیز اسامی علما و طلاب داوود که هم اکنون  مشغول خدمت به مردم منطقه و یا مصروف تحصیل اند را در ادامه پی میگیریم :

۱۹-   حجت الاسلام آقای الحاج عظیمی .

۲۰-  حجت الاسلام آقای زاهدی گردن داوود .

۲۱-  حجت الاسلام آقای الحاج کریمی بیلو داوود  .

۲۲-  حجت الاسلام آقای جواد جاوید بیلو داوود .

۲۳-  حجت الاسلام آقای اصغری داوود .

۲۴-  حجت الاسلام آقای دکتر ناصری داوود .

۲۵-  حجت الاسلام آقای حسین نوری داوود لیسانسیه حقوق .

۲۶-  حجت الاسلام آقای مصطفی خرّمی دانشجوی دکترای تاریخ .

۲۷-  حجت الاسلام آقای زکی احسانی لیسانسیه حقوق و استاد دانشگاه کاتب کابل  .

۲۸-  حجت الاسلام آقای جواد ناصری لیسانسیه علوم سیاسی .

۲۹-  حجت الاسلام آقای جواد سلطانی کارشناس ارشد تاریخ اسلام .

۳۰-  حجت الاسلام آقای محمد جمعه حکیمی لیسانسیه اقتصاد .

۳۱-  حجت الاسلام آقای مطهری بیلو داوود .

۳۲-  حجت الاسلام آقای روحانی بیلو داوو .

۳۳-  حجت السلام آقای نوری زاده .

۳۴-  حجت السلام آقای عبدالخالق قاسمی داوود .

۳۵-  حجت الاسلام آقای غلامرضا کریمی دانشجوی علوم سیاسی .

۳۶-  حجت الاسلام آقای محمدی فرزند حاجی محمد موسی قریه دار دولت شه داوود .

۳۷-  حجت الاسلام آقای یونس محمدی بیلو داوود .

۳۸-  حجت الاسلام آقای عطائی بیلو داوود .

۳۹-  حجت الاسلام آقای رستگار گردن داوود .

۴۰-  حجت الاسلام آقای خالقداد محسنی چهارشنبی داوود .

۴۱-  حجت الاسلام آقای سید ابراهیم نقوی .

۴۲-  حجت الاسلام آقای سید عزیز الله نقوی .

۴۳-  حجت الاسلام آقای سید علیزاده برفباد زاده از سادات اشکه داوود .

۴۴-  حجت الاسلام آقای رضوانی اشکه .

۴۵-  حجت الاسلام آقای رسولی اشکه .

۴۶-  حجت الاسلام آقای رسولی چمبر حاجی مقام داوود .

۴۷-  حجت الاسلام آقای جاوید نوآباد بیلو داوود .

۴۸-  حجت الاسلام آقای مرتضوی زاده .

یادآوری :

·         البته ؛ ممکن است که اسامی کسی یا کسانی از قلم افتاده باشد که پیشاپیش عذر خواهی نموده و تاکید دارم که اگر چنین مسأله ای اتفاق افتاده باشد عمدی نبوده و تنها بدلیل سهو و نسیان بوده است و بس !

·         در لیست بالا تنها اسامی علما و طلاب گذشته و حال منطقه داوود به شمارش گرفته شده است که مسلماً به معنای تنها باسودان منطقه نیست !  بلکه اسامی دیگر مشاهیر و بزرگان علم و سواد از اهل معارف در بخش مربوط به تاریخ و بررسی نظام تعلیم و تربیه منطقه داوود در فرصت دیگر در پی خواهد آمد انشا الله .

 شاد ،  بهروز و پیروز باشید ………………….  با مید دیدار …………………… یا حق

نوشته شده توسط مدیریت بخش داود – خرمی
2,616بازدید

۲۸ دیدگاه »

  1. nazari جدی ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۷ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۵۲

    salam
    bradar khorami
    az naweshtahai khely ba arzish tan estifabordam waqean zahmat kashidaaid
    mofaqyat rozafzon shomara khahanam

  2. خرمی جدی ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۰ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۷ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۴۰

    دوست نهایت عزیزم آقای نظری سلام و درود ما نثار تان باد ! از اینکه هنوز هم با حضور سبز تان خانه ای جاغوری ها را زینت میبخشید جای شکر و سپاس است .
    از خوانش و توجه تان به مطلب نگارش یافته در مورد زادگاهمان متشکرم در واقع لطف شما مشوق ما در ادامه ای راهی است که در پیش گرفته ایم امید که بتوانیم همچنان شما و دیگر دوستان را با خود داشته باشیم . موفق و پیروز باشید .

  3. ناروی جدی ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱:۳۷ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۷ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۳۷

    سلام اقای خرمی برادر . خواندم عالی بود ! دست , قلب , قلم و قد مت توانا باد !

  4. خرمی جدی ۲۸, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۸ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۱۷

    ناروی عزیز سلام و درود بی پایان نثار تان باد ! از لطف و نیک اندیشی تان همه ای قلم بدستان جاغوری یک و خود بنده ممنون و مشکور و مسروریم ! امید که همواره دوستان نیک بین چون شما را با خود داشته باشیم .
    سالیم ، موفق، بهروز ، شادکام و پیروزگام باشید !…………. یاحق

  5. احمد جدی ۲۸, ۱۳۸۸ در ۴:۱۰ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۸ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۱۰

    آقای خرمی محترم سلام
    نوشته عالی معلوماتی و تاریخی تان زیبا و مفید هست که از خواندنش استفاد و بر معلوماتم در باره جاغوری بخصوص ناوه گری و داوود افزوده شد.

    تشکر از زحمات و تلاش تان پیروز و شاد کام باشید

  6. ویرایش جدی ۲۸, ۱۳۸۸ در ۴:۵۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۸ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۵۸

    ناروی عزیز سلام و درود بی پایان نثار تان باد ! از لطف و نیک اندیشی تان همه ای قلم بدستان جاغوری یک و خود بنده ممنون و مشکور و مسروریم ! امید که همواره دوستان نیک بین چون شما را با خود داشته باشیم .
    سالیم ، موفق، بهروز ، شادکام و پیروزگام باشید !…………. یاحق
    ویرایش:
    ناروی عزیز سلام و درود بی پایان نثار تان باد! از لطف و نیک اندیشی تان، همه¬ی قلم به دستان جاغوری یک و خود بنده ممنون، مشکور و مسروریم ! امید که همواره دوستان نیک بینی چون شما داشته باشیم( با خود داشته باشیم- کجا؟)
    سالم ، موفق، بهروز ، شادکام و پیروز باشید!(پیروز گام را واقعا نفهمیدم چگونه فعلی است؟! آیا آدم خودش پیروز است یا گامش؟ مگر آقای ناروی با گامش می نویسد؟!) !…………. یاحق

  7. خرمی جدی ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ب.ظ -

    چهارشنبه ۳۰ دی۱۳۸۸ ساعت: ۲۳:۵۱

    سلام بر دوستان عزیز احمد آقای گل و برادر ویرایش گر قهرمان ! در هر صورت خوشحالم که اندکی از وقت تان را به خوانش و یا ویرایش نوشته های بنده داده اید این نهایت لطف شماست که نبشته های ما را مورد توجه و دقت تان قرار داده اید ! خوب ممکن است حق با شما باشد بنده پیش از این عرض کردم که ما در این جا فقط مشق قلم میکنیم و هیچ ادعای هم نداریم ! البته ، اعتراض های شما چندان هم خالی از عیب نیست : ۱- کلمه ای که با اضافه خوانده میشود هم با ای و هم با ی تنها مینویسند و برخی هم با همزه ! در واقع قانون ثابتی در این مورد وجود ندارد
    ۲- منظور از ( با خود داشته باشیم ) مسلما در کنار خود و در فضائی مجازی جاغوری نشینان ( همین سایت ) بوده است ایراد این سخن در کجاست ؟
    ۳- در مورد ( پیروز گام ) آیا به نظر شما گام آدم غیر از خود آدم است ؟ در واقع این گام ماست که ما را به سوی پیروزی سوق میدهد یا به سوی پردگاه ! اما ضمن احترام به نظر جناب شما ، باید عرض کنم که هر گاه کسی چیزی را نفهمید مسلما این به معنای نقص در نوشته نیست بلکه مشکل از خواننده است راه درست آن است درک نشده ها را با پرسش قابل هضم و درک کند …………. همواره ویرایشگر باشید البته لازم است که نخست ویرایشگر بشوید تا بتوانید ویرایشگر باشید ….. موفق باشید ،………………………. یاحق

  8. احمد حسین جاغوری دلو ۱, ۱۳۸۸ در ۴:۱۴ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۱۴

    دوستان عزیز سلام بر شما.
    لطفآ به این مطلب را خوانده و بعد نظر دهید.

    قوم آته » از فرزندان جاغوری به شمار نمیروند ، بلکه در واقع «آته » برادر «جاغوری» بوده است بدین لحاظ نمی توان آن را در زیر مجموعه جاغوری نژادی قرار داده و از فرزندان او به شمار آورد ! نتیجه اینکه :

    از نوشته این ادم چنین بر می آید که این شخص چند مشکل دارد.
    اول، بنظر می رسد این شخص یک ملای تعویض نویس بیسواد است
    دوم یا اینکه شدیدآ دوچار مشکل روانی است..
    سوم . یا اینکه یک نوع ویروس است البته از نوع ایرانی اش..
    در مورد اول اگر یک اوخوند تعویض نویس باشد که خداکند چنین باشد نباید زیاد جدی گرفت.. به خاطر که دیگر فصل بهار ملا ها بخصوص ملاهای جادوگر گزشته است و ازین به بعد فصل خزان ان میرسد. هر اندازه که مردوم با سواد شود به همان اندازه از ملا ها فاصله میگیرد.
    مورد دوم اگر صدق داشته باشد باید این شخص را به داکتر معرفی کرد.
    مورد سوم که خطر ناکترین است باید یک انتی چتیات برای این ادم پیدا کرد..

    هزاره ها همه از یک نژاد است و فرزند یک پدر.. مردم جاغوری همه از یک نژاد و عضوی یک خوانواده است و این ادعا که مردم آته را نمیتوان در زیر محموعه جاغوری نزآدی قرار داد ، یک توطعه برای ایجاد اختلاف در صف مردم جاغوری در راستای انتخابات پار لمانی پیشرو می باشد.. ناچفته نماند که عوامل ولایت فقیه ایران برای تضعیف مردم مناطق مرکزی همانند انتخابات شوراهای ولایتی جاسوسان خود را اجیر خواهد کرد… باید هشیار باشیم نگزاریم که عده ای اوباش در بین ما و برادران خونی تحت نام تاریخ نویسی پرده سیاه ایجاد کند… امید وارم کسانی که نظر می دهد بر اساس پیوند خاله بوله به تعریفات نپردازد بلکه واقع بینانه و مسولانه نظر دهد.

  9. ویرایش دلو ۱, ۱۳۸۸ در ۶:۳۱ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۳۱

    سلام داکتر صاحب خرمی!
    قصد جدی ویراش نوشته شما را نداشتم! با همین واکنش تان نشان دادید که تا چه اندازه به ادبیات تسلط دارید!
    نوشته اید:« کلمه ای که با اضافه خوانده میشود هم با ای و هم با ی تنها مینویسند و برخی هم با همزه ! در واقع قانون ثابتی در این مورد وجود ندارد»
    جان برادر! همین مورد ر نیز اشنباه نوشته اید که مبتنی بر اشتباه درک قواعد گرامری است!
    الف. کلمه ای که اضافه می شود با «ی» نوشته می شود؛ که قبلا با همزه(همان ی کوچک) نوشته می شد! نا گفته نماند؛ لفظ کلمه این جا اضافه نیست؛ بلکه نکره است!
    ب. کلمه؛ در صورتی با «ای» نوشته می شود که اضافه نشده باشد؛ چون میان مضاف و مضاف الیه چیزی فاصله نمی شود؛ دید که قاعده خاص هم دارد!
    گام نیست که آدم را موفق یا ناکام می کند؛ بلکه اندیشه و تفکر آدمی است که به جوارح فرمان می دهد! از آدمی مانند شما که دکتری دارید؛ این گونه حرف زدن بعید است!
    تعبیرهایی از قبیل «باخود داشته باشیم؛ تعبیر خاص عامیانه ایرانی است که نباید در نوشتار دکاتره ما بازتاب یابد!

  10. ازره دلو ۱, ۱۳۸۸ در ۶:۵۳ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۵۳

    سلام بیرارون گل . راستی وزیران فعلی پشتون چه از سابق و چه از اکنون سواد کافی داشت و یا داره که شیر وری بالای از مو وشمو حکمو ت مونه .
    مو مردم خیلی خود خوری در یم و تو دوکترا دری چرا چنین است و چنان . باز مو گیم که تا را جولگگ وری ده دور خو پید نکنید . مه خودم املای درست ندرم اما حق نظر دادن دور از توهین را دروم . بلیاظ خدا بیایید همدیگر را ده بغل بگر یم .
    میگه ادم حسود از چاغی دیگرو لاغر مو شه .

  11. خرمی دلو ۲, ۱۳۸۸ در ۱:۵۱ ب.ظ -

    جمعه ۲ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۵۱

    قومای گل آقای احمد حسین خان و ویرایشگر شایسته سلام بر شما ! ما همواره از برخی افرادی ناسالم آن قدر فحش و ناسزا شینده ایم که در واقع توهین های شما را نوعی نوازش به شمار می آوریم آن هم از نوع نوازش خاله خرسه !!؟ توهین های جناب احمد آغا را هم به پای عدم آگاهی اش از مسائل تاریخی میگذاریم ، بهتر است بدانید که هدف بنده از ارائه ای این اطلاعات تنها در حد یک پژوهش علمی صرف بوده و قصد و غرض سیاسی یا غیر سیاسی را به هیچ عنوان نداریم ! راستی شما بهتر است از بزرگان آغیل و طایفه ای تان و یا از افراد با اطلاع بر ذخیره اطلاعات تان بیفزایید و ندانسته هیچ گاه بی خلته فیر نکرده و نافامیده بر کسی نتازید !
    همین اندازه هم بدانید که ملا ها همواره پرچم داران سواد آموزی و دانش افزائی مردم محروم ما در گذشته و حال بوده اند به یقین میتوان گفت که بیشترین قشر با سواد فعلی جامعه ای ما به طور مستقیم یا با چند واسطه سواد خود را مرهون این قشر مظلوم هستند و بهتر است بدانیم که دانشگاه کاتب بهترین و فعال ترین دانشگاه کشور با درایت و کاردانی همان ملا یا آخوند ها میچرخد که شما آنقدر مورد توهین و تهمت قرار داده اید ! و این تنها گوشه ای از ثمرات این قشر مظلوم است . بهتر است شما دوست خوب مودب ، نیک بین ، نیک اندیش نیک گفتار و نیک رای باشید .

  12. ویرایش دلو ۳, ۱۳۸۸ در ۳:۲۹ ب.ظ -

    شنبه ۳ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۵:۲۹

    سلام خرمی جان!
    امیدوارم مرا ببخشید! قصد جسارت نداشتم!
    من راستش مرض ویرایشی دارم! کتاب هایی که مشکل فنی دارد اعصابم را خرد می کند! دعا کن هم من خوب شوم و هم نوشته ها!

  13. خرمی دلو ۳, ۱۳۸۸ در ۷:۵۴ ب.ظ -

    شنبه ۳ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۹:۵۴

    برادر عزیز ویرایشگر !!!!! ؟ سلام بر شما ! خدا به شما شفا دهد و به ما سواد ویرایشی !!؟ ما از ویرایش شما نه ناراحتیم و نه دلخور بلکه مشتاقانه منتظر ویرایشگری تان در آینده هم هستیم ! موفق باشید .

  14. مینا داودی دلو ۴, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۵ ق.ظ -

    یکشنبه ۴ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۰:۵

    داکتر صاحب سلام ، از نوشتار پر بار تان استفاده بردم و متشکریم که ما را از ساختار سیاسی ، اجتماعی ، تاریخی و… زادگاهمان آگاه میسازید ، اما از اعتراض جاغوری صائب هیچ نفهمیدم یعنی برخی در واقع بیماری عقده گشائی دارند و گرنه من که جای اعتراض به اطلاعات تاریخی در مورد آته نمی بینم ! بهر صورت موفق باشید و از این گونه عقده گشائی ها ناامید و دلگیر نشوید .

  15. خرمی دلو ۵, ۱۳۸۸ در ۸:۰۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۵ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۲۰:۶

    خواهر گرامی مینا داودی سلام برشما ! بسی خوشحالیم که خواهران عزیز هم به سایت جاغوری ها عنایت دارند ، از لطف تان که شامل نوشته های حقیر نموده اید ممنون و سپاسگزارم امید که شما و دیگر خواهران عزیز خواننده ای همیشگی این سایت باشید . و ما بتوانیم نظر نیک شما و دیگر دوستان را همراه داشته باشیم . موفق باشید . یا حق .

  16. گری دلو ۹, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰ ق.ظ -

    جمعه ۹ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۰:۲۰

    اقای خرمی از تحقیق علمی و قلم پردازی تان بس استفاده شایان بردیم. امید که از نظرات دوستان دلخور و از ورایشگران توانا و چیره دست مان رنجور نباشید. چون انها به شبگردهای بزدل و ترسو می مانند که روشنی روز را بر تاریکی شب ترجیح داده و می خواهند دیگران چون انها در تاریکی و خفا زندگی کنند. نا امید نباشید و به کارهای تحقیقی و نوشتاری خود ادامه دهید. خداوند انها را هدایت کند. موفق باشید

  17. خرمی دلو ۱۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۳ ب.ظ -

    شنبه ۱۰ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۲۳:۱۳

    برادر گرامی آقای گری سلام برشما ! از اینکه بخشی از وقت ارزشمند تان را به خوانش نوشتار بنده اختصاص داده اید ممنونم امید که شما و نظرات نیک تان همواره مشوق ما در ادامه راهی باشد که در پیش داریم . ما نه از ویرایشگری کسی و نه از پیرایشگری شان و نه از شرگری شان خسته و دلخور نیستیم بلکه از روزی که به این جماعت پیوستم منتظر نظرات خیر و شر بوده ایم و از دلداری شما دو ست خوب هم بار دیگر تشکر و سپاسگزاری میناییم . موفق و پیروز باشید. ……. یا حق

  18. بیلو والا دلو ۱۴, ۱۳۸۸ در ۳:۳۸ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۴ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۵:۳۸

    سلام برادر عزیز
    راستی مهتر خیل و دنگه لالی از هم جدا هستند ودیگه آیا تحصیل کرده ندارد
    به غیر از آخند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  19. عبدالله همدرد ضمیری دلو ۱۶, ۱۳۸۸ در ۵:۱۲ ب.ظ -

    جمعه ۱۶ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۱۲

    سلام خرمی عزیز
    از زحمات را که برای اطلاعات منطقه داوود کشیده اید واقعا قابل قدر است
    موفق باشی استفاده های لازم را از ان بردیم
    راستی یک چیز خودم را نیز سردرگم کرد مسله دنگه یا خنوار است گر چند زیاد مهم نیست ولی فهمیدنش هم بد نیست.
    دنگه لالی با دنگه مهتر خیل جدا هستند مهتر خیل که یکتعداد شان در بیلو یک تعداد شان در چارشنبه داوود زندگی دارند فکر کنم برادر بوده با لعل محمد خنوار لالی جدا از مهتر خیل است اینها در سه منطقه داوود بیلو باغچه جای و منطقه چارشنبه داوود زندگی میکنند
    این مهتر خیل که شما نوشته کردید شاید منظورتان از اولاد مهتر باشه همان طوریکه
    لعل محمد ۴ بچه داشت که یکی از انها نظرعلی بود که همه انها را بنام مهتر مشناسد بابه کلان ملا حکیم . بیشتر اسم فامیل خود را نظری میگذارند
    و اولاده ضمیر بنام ضمیری مشهور استند که بشتر در بیلو و منطقه باغچه جای هستند.
    ازینکه حساب میکنم هفت دنگ داوود تکمیل شده و از خنوار خوشمیر چیزی نوشته نکردید. که در خشکک داوود و بیلو داوود به اصطلاح خنوار اقای عظیمی.

  20. خرمی دلو ۱۶, ۱۳۸۸ در ۷:۳۹ ب.ظ -

    جمعه ۱۶ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۹:۳۹

    سلام بردران عزیز آقایان بیلو والا و همدرد ضیمری ! بی اندازه خوشحالیم که خوانندگان با دقت چون شما مطالب زادگاهمان را به خوانش گرفته و با دقت بر اصلاح این مطالب یا رفع شبهات پیرامون آن ما را یاری میکنید ! ضمن تشکر فراوان و عرض خیر مقدم در پاسخ عرض میگردد که این نوشته تنها تلاشی فردی است که در راستای معرفی زادگاهمان مان صورت میگیرد و نگارنده به هیچ عنوان اداعی کامل بودن آنرا نداشته و ندارم بلکه همواره در انتظار دوستان نیک بین همچون شما هستم که مرا در تکمیل این کار مهم و ارزشمند یاری کنید . برار گل بیلو والا اولا که منظور ازمهتر خیل و دنگه لالی که یکی شمرده شده با تکیه بر همان عنوانی است که خود مردم منطقه به کار میبرند و در بحث کلان و لو از باب مجازی آندو را یکی میشمارند یا یکی را بدیگری از این جهت که با هم اشتراکاتی دارند قرار میدهند و گرنه حق باشماست که این دو همانگونه که با هم اشتراکاتی دارند افتراقاتی هم دارند . و اگر در آخر این نوشته توجه کرده باشید تذکر داده شده که این تنها با سوادان منطقه نیست بلکه باقی نخبه گان و با سودان منطقه در بخش آتی که با تاریخ معارف خواهم پرداخت معرفی خواهد شد و هیمن جا از جناب شما و باقی دوستان تقاضا دارم که در معرفی اهل معارف و روشنفکران منطقه نگارنده را یاری کنید .

  21. خرمی دلو ۱۶, ۱۳۸۸ در ۸:۰۳ ب.ظ -

    جمعه ۱۶ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۲۰:۳

    به آقای همدرد عزیز سلام دوباره ! گرچه به بخشی از نوشتار جناب عالی به نحوی پاسخ داده شد و درمورد دنگه لالی که همان بازماندگان لعل محمد باشد کاملا حق با شما و برادر گرامی بیلو والا است ! شاید دلیل این تقسیم همان اشتراکات و یا از باب مجاز باشد ، که مردم در تقسیم کلان دنگه بستی آنها را در تحت یک عنوان قرار میدهند ! پس این دسته ها و خانواری ها با اشتراکات شان در دنگه بستی یکی به شمار رفته اند و با افتراقات شان همانطور که شما ها اشاره فرمودید مستقل و جدا از هم اند ! تقریبا همین داستان در مورد خوشمیر و غیب علی هم قابل تکرار است یعنی در بحث دنگه بستی خوشمیر را در جمع غیب علی به شمار آورده اند در عین حال که ممکن است این اطلاق بدلیل همان اشتراکات شان باشد و در عین حال هر کدام خانوار مستقل باشند ! اما هیچگاهی به عنوان دنگه مستقل به شمار نیامده اند . بار دیگر از نیک بینی و دقت نظر تان ممنونیم و همچنان منتظر نظرات نیک و تکمیلی تان بوده و دست یاری ما به سوی شما و همه دوستان همزادگاهمان دراز است و با آغوش باز از نوشته های تان استقبال نموده و از آن ها در مورد اطلاعات تکمیلی منطقه استفاده خواهیم کرد . بهروز و پیروز و پایدار باشید …… یاحق

  22. عبدالله ضمیری دلو ۱۷, ۱۳۸۸ در ۴:۲۱ ب.ظ -

    شنبه ۱۷ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۲۱

    زنده باشی آقای خرمی حرفهای شما کاملا به جاست ولی بعضی از سوالات که در ذهن ادم خلق میشود نباید نگهداشت
    همان طوری رسول اکرم فرموده : پرسیدن را عیب نیست ولی ندانستن را عیب است.
    میدانم که جمع کردن اطلاعات در مورد یک قوم قبیله کاری ساده نیست افرین تان که تاحال خیلی خیلی اطلاعات جمع اوری کردید .
    راستی اگر امکانش است در مورد خود بابه داوود که کی بوده ؟ هفت فرزند داشت کیها اند.برای نسل نو یک اطلاعات خوب است مثلا خودم خیلی چیز ها را تازه
    متو جه شدم.

  23. بیلو والا دلو ۱۹, ۱۳۸۸ در ۴:۰۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۸

    سلام خدمت آقای خرمی و همدرد عزیز!
    من از فرصت میخواهم چند نکته را خدمت تان عرض کنم
    ۱: برای اقای خرمی عزیز در این مورد گفته اید که بنده ادعا کامل بودن انرا ندارم
    تا هنوز تکمیل نشده بیبن خرمی عزیز در صورتیکه تکمیل نشده چطور در دسترس دیگران قرار داده اید
    ۲: چرا درین مورد از از بزرگان که در کنار توست مثل ناصری مطهری سلطانی وووو که در قم هستند
    ۳: باید در قدم اول داوود را به معرفی میگرفتی بعد تمام صفحه بخش داوود به معرفی بابای تو اختصاص داره
    و دیگر جناب اقای همدرد تو هم قبول کردی که دنگه لالی در بالا جائی بنام مهتر خیل حساب می شود ایا تو از نام پدرت شناخته میشوی یا برادرت؟
    در صورتکه خودت واضح بیان میکنی که نظر علی بچه لعل محمد بوده و دیگه مهتر خیل (مترو) به اصطلاح خودما که در بیلو است از دنگه کاکا است که ربطی به ما دنگه لالی ندارد
    دیگر خوشمیر از غیب علی جدا است شاید بزرگترین خنوار در داوود باشد
    و کشمیر خو دنگه ای نیست که به حساب شود اگر انها یک مقدار شان در گردن داوود ویک تعداد شان در اشکه اقامت دارند که اولاده بابوکه ست یعنی اشکه

  24. عبدالله ضمیری دلو ۱۹, ۱۳۸۸ در ۶:۳۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۳۶

    سلام خدمت دوست عزیز بیلو والا
    نمیدانم شما یک نفر استید یا همان طوری که نوشته کردید یا چندین نفر؟
    کاش اسم مبارکت را مینوشتی تا شما را بشتر میشناختم !
    برادر عزیز یا خواهر عزیز !
    ۱:- هر کس از پدر شناخته میشود ولی یک چیز را به یاد داشته باشیم که پدر برای پسر خود نام انتخاب میکند!!! هر کس او را به نامش میشناسد.

    ۲:- شما فکر کنم در مورد مهتر خیل و مترو دچار مشکل هستید یعنی تا هنوز مهتر خیل و مترو نمدانید
    دوست عزیز مهتر خیل اسم دنگه است و مترو اسم منطقه است درست است که در مترو خنوار کاکا زندگی میکند و هیچ ربطی به دنگه لالی ندارد ولی مهتر خیل که در بالنه سر داوود (چارشنبه داوود) هستند مربوط دنگه لالی میشود ولی انها در بال جائی بنام دنگه لالی به حساب میاید.
    بازهم افرین بر شما در نوشته هایت دقت کن حرف های که میزنی به دیگران بر نخورد
    مسله دنگه خنوار زیاد مهم نیست از همه کده مهمتر هزاره بودن مهم است از ان مهمتر انسان بودن است من نمی خواستم درین مورد چیزی بنویسم ولی فقط خواستم جواب شما را بگویم .
    موفق باشی.

  25. خرمی دلو ۲۱, ۱۳۸۸ در ۶:۰۵ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۱ بهمن۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۵

    برادر گرامی آقای ضمیری و برارگل بیلو والا سلام بر شما! از اینکه با کمی تاخیر پاسخ تان را نگاشتم به بزرگواری تان ببخشید ! غرض بی اعتنائی به دوستان خوب چون شما نبود بلکه گرفتاری های درسی و خرابی این صندوق جادوئی بود که امکان ارتباط ما را فراهم میکند ، ضمیری عزیز از لطف و بزرگواری تان یک جهان سپاس ، راستش جناب عالی کار بنده را راحت کرده اید و امید که برار گل بیلو والا متوجه اشتباه خود شده باشد ! درست همان است که شما نوشته اید به نظر میرسد که این برار چون خودش زاده ای بیلو است به صرف دیدن کلمه (( مهتر ))‌ دچار اشتباه شده و مهتر خیل چهارشنبی که از دنگه لالی است را با مترو بیلو که در همسایگی شان است را یکی شمرده و بی گدار به آب زده است !! به هر صورت امید که با توضیح شما ایشان به اشتباه شان پی برده باشند و همین طور بر اطلاعات شان اضافه شده باشد . در مورد بابه داوود هم انشا الله در بخش بررسی تاریخ منطقه داوود خواهم نوشت امید که مورد پسند شما و باقی دوستان قرار گیرد .
    - برار گل بیلو والا کاش شما خود را با مشخصات معرفی میکردید تا افتخار آشنائی بیشتر با شما را میداشتیم ! خداوند پدر من و همه ای گذشته گان را بیامرزد ! من کجای این نبشته را به ایشان اختصاص داده ام ؟ که باعث رنجش شما شده است . اگر منظورت خبر های غم انگیز روز های وفات ایشان و پس از آن بود که لطف دوستان بود و بازهم از این بزرگواران و خوبان از صمیم دل ممنون و متشکرم .
    در مورد خوشمیر گپ درست آن است که عرض شد ، بلی دوست خوب بنده تلاش نهائی خودم را در راستائی معرفی داوود بکار برده و میبرم و از هر کسی از جمله آقایان که شما نام برده اید مبپرسم و خواهم پرسید و از جمله از جناب شما و باقی دوستان تقاضائی همکاری دارم ، که در راستائی غنامندی بیشتر این موضوع دست همکاری به بنده دهید ، بنده بدون مزد و منت تمام سعی و تلاش خود را بکار خواهم بست که این مطالب هر چه بر بارتر عرضه گردد !
    …………. موفق باشید …………………. یاحق………………….

  26. بسم الله تابان حوت ۱۵, ۱۳۸۸ در ۲:۴۳ ب.ظ -

    شنبه ۱۵ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۴۳

    دوستان عزیز سلام امیدوارم همه سر حال وسلامت باشید . سلام جدا گانه خدمت جناب خرمی صاحب .
    وبلاگ عالی است خداوند (ج) برای همه مان توفیق خدمت گذاری را بدهد وهمچنان از همه مهم تر جرئت قدم گذاشتن در عرصه خدمت گذاری در موارد متخلف ب اندازه که شعاع وجود مان اجازه میدهد عنایت فرماید. خدا را شکر که امروز همه ما سعی میکنم تا با استفاده از این طریق نوشته ونکته نظرات خود را با همه شریک سازیم.
    در ضمن برای مامای عزیز خود آقای عبدالله همدرد ضمیری وسایر خوانندگان وبلاگ تقدیم میدارم .

  27. خرمی حوت ۱۵, ۱۳۸۸ در ۸:۱۲ ب.ظ -

    شنبه ۱۵ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۲۰:۱۲

    ماما جان عزیز آقای تابان سلام بر شما و سالم باشید ، تشریف آوری جناب عالی را به خانه مشترک جاغوری ها خیر مقدم گفته و از ابراز احساسات پاک تان ممنون و سپاسگزاریم امید که همچنان شاهد حضور گرم و صمیمی شما در این خانه ی مجازی باشیم . شاد ، موفق ، پیروز و سالم باشید . یا حق !

  28. عیدمحمدحکیمی وکیل خیل حوت ۲۷, ۱۳۸۸ در ۵:۰۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۶

    سلام تقدیم مونوم بلدی تمامی قومای گرامی!
    در این نوشته از دو … تعریف و تمجید شده که یکی آن سید … می باشد،که یکی ازنوکران درجه یک ایران و خائین ملی بود و آغاز گر جنگهای داخلی در منطقه بوده است. که برادر عزیز در بالا به طور واضح به آن پرداخته.و خائین دیگر شخصی به نام … می باشد.این شخص کسی بود که نهصت هزاره را در ارزگان با نیرنگ وفریب از بین برد. آن راد مردان تاریخ را با تعهد و امضا نمودن به بهانه اینکه مورد عفوه قرار می گیرند از طرف عبدالرحمن جابر وچهره خون اشام تاریخ از کوها پایان نموده و تحویل حکومت جابر عبدالرحمن نموده و آنها را در باغ با لا کابل سگ های آدم خار را بالای شان رها می نمایند و بدن شان راپاره پاره می سازند.و همچنان این شخص خائین مبارزین ضد استبداد همچون شهیدعالم بیگ وکیل رابه عبدالرحمن راپور می دهد،و تاکید می کند که وی نیز از رهبران نهضت هزاره بو ده حتمآ دستگیر و از بین برده شود.وی خود مامور از بین بردن عالم بیگ وکیل از طرف امیر عبدالرحمن موظف می شود.که بالاخره عالم بیگ وکیل توسط این شخص به شهادت می رسد، وناگفته نماند انتقام خون عالم بیگ وکیل توسط یکی از فرزندان غیورعالم بیگ شهید گرفته می شود. این خائین را درنزدیکی غجور به سزای اعمالش می رساند و سرش را ازتن جدا می سازد