ستون پنجم ?!!

نصرالله مومن زاده ۵:۴۱ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
ستون پنجم ?!!

ستون پنجم ?!!FB_IMG_1545974834566

اخیرا نامه‌ای در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود که به طور جدی باید مورد توجه قرار گیرد.

نامه در روز ۲۸ یکی از برجهای سال ۱۳۹۴ (تاریخ برج دقیق خوانده نمی شود یا ۳ است یا ۹) از سوی طالبان به یکی از بزرگان و متنفذین جاغوری نوشته شده است. لحن نامه بسیار دوستانه و محترمانه است و معلوم می شود که نویسندگان به کسی که نامه را فرستاده اند، احترام گذاشته و حداقل خواسته اند که او را بزرگ بشمارند. نامه ظاهرا رسمی است و همه مواردی که در یک نامه رسمی مراعات می شود، در این نامه هم رعایت شده است. سربرگ، شماره و تاریخ نامه مشخص است. نامه امضا و مهر طالبان را دارد. (اصل بودن نامه صددرصد معلوم نیست، به گمان قریب به یقین نامه و محتویات آن صحت دارد.)
نامه خطاب به عبدالحکیم نیازی چهل‌باغتوی پشی یکی از قوماندان های جهادی جاغوری نوشته شده‌است. حکیم نیازی را اغلب باشندگان جاغوری می شناسند. نیازی در جنگهای داخلی جاغوری از افراد دخیل و با نفوذ به شمار می‌رفت. او متهم به چندین مورد برپایی محکمه‌های صحرایی است. چند روایت از به چوب بستن جوانان منطقه به دستور او به شیوه‌ طالبانی و داعشی وجود دارد.

در اول نامه حکیم نیازی «برادر مجاهد» خطاب می شود. در ادامه موضوع عجیب و غیر قابل باوری پیش کشیده می شود. فرستادگان نامه به اقای نیازی گوشزد می کنند که «شما گفته بودید که حکیم شجاعی پشی را تحویل می‌دهید.» در ادامه نامه از تحویل گرفتن اسلحه‌های ارسال شده توسط نیازی به طالبان اشاره می شود و جالب اینجاست که طالبان از پرداخت پول بابت اسلحه سخن می گوید. در این نامه حکیم نیازی دلال اسلحه معرفی شده است.
بخش پایانی نامه به اقای نیازی اطمینان داده می شود که پنج نفر از مردم جاغوری در دستان ما در پشین کویته پاکستان اسیر است و تا مصلحت شما نباشد، رها نخواهیم کرد.
نامه با امضای شخصی به نام مولوی عبدالواسع پایان می یابد
.
اصل ارتباط با طالبان نمی تواند قابل نکوهش باشد. مردم جاغوری همسایه آنها اند و از سر ناچاری هم که باشد، با طالبان ارتباط دارند. بالاخره هر روز سر و کار ما با این مردم است. از این رو اینکه اقای عبدالحکیم نیازی یا فلان مردم و فلان شخص با طالبان ارتباط دارد یا نه، نه اهمیتی دارد و نه قابل نگرانی است. اما آنچه غیر قابل بخشش و وحشتناک است، مباحث طرح شده در نامه است. اکنون نگاهی به موضوعات مطرح شده در نامه می‌اندازیم.

در بخش اول نامه طالبان به صراحت در نامه‌ی شان نوشته اند که قرار بوده آقای نیازی حکیم شجاعی را به طالبان تحویل دهد. معلوم نیست که این مبحث چقدر جدی بوده است. آیا واقعا حکیم نیازی چنین قصدی داشته است؟ بعید است که حکیم نیازی چنین کار خطرناکی‌را در این برهه انجام دهد. نیازی حتما خوب می داند که شجاعی چقدر بین مردم محبوبیت دارد. در صورت اتفاق افتادن چنین امری مطمئنا مردم جاغوری نیازی را هیچگاه نبخشیده و دنیا را روی سرش خراب می کردند. از سوی دیگر در صورت بودن چنین طرحی از سوی عبدالحکیم نیازی، معلوم نیست که او چنین قدرتی هم داشته باشد که فرمانده هوشیاری چون شجاعی را به دام بیندازد. معلوم نیست که عبدالحکیم نیازی میخواسته طالبان را گپ بدهد یا نه اینکه واقعا عبدالحکیم نیازی با حکیم شجاعی دشمنی دارد و در صدد ضربه زدن به او است. سوالی که اینجا پیش می اید این است که رابطه حکیم نیازی با حکیم شجاعی چگونه است؟ ایا این دو باهم دشمنی دارند؟

بخش میانی نامه هم جالب است. معلوم می شود که نیازی به طالبان اسلحه می فروخته است. اما این اسلحه از کجا تامین می شده است؟ آیا واقعا طالبان از نیازی اسلحه می خریده اند؟ در صورت درست بودن این بخش از نامه، نیازی نمی توانسته از دولت اسلحه بخرد و یا اینکه از دیگر پشتونها اسلحه مورد نیاز طالبان را تامین کند زیرا طالبان نیازی به واسطه ندارند. مطلبی که می ماند این است که حکیم نیازی از اسلحه مردم جاغوری و یا خود حزبش طالبان را تمویل می کرده است. با توجه به سابقه حزبی اقای نیازی هیچ بعید نیست که نیازی در این اواخر به خواست بادارنش با طالبان همکاری کند.

ترسناک ترین بخش نامه، موضوع پایانی آن است. چرا این بخش ترسناک است؛ چون این کار احتمال انجامش بسیار است. آنهایی که عبدالحکیم نیازی را می شناسند خوب می‌دانند که او آدم افراطی‌ای است. هیچ بعید نیست که او به عقیده خودش برای رضای خدا شر جوانان «گمراه و گناهکار» را از سر مردم مومن و انقلابی جاغوری کم کرده باشد. برای این کار او راه اسانی را رفته است،‌ «گزارش دهی به طالبان.»
نیازی حتما می‌داند که خودش به تنهایی نمی توانسته این کار را در جاغوری انجام دهد زیرا جدا از حمایت و اقبال مردمی آن افراد، این کار مساله قومی را هم در جاغوری دامن می زد. از سوی دیگر با حاکمیت نسبی دولت در جاغوری و وجود رسانه‌های آزاد، چنین کار ریسک زیادی را به دنبال داشت. نیازی با سپردن این کار به طالبان هم به آنها خودی نشان داده است و هم کسانی را که مورد پسندش نبوده بدین صورت از راه بر می‌داشته است. طالبان هم با خوشحالی دست به جنایت می زنند و اصولا از دید آنها هزاره خوب و بد وجود ندارد و همه هزاره‌ها می توانند به راحتی هدف قرار گیرند و یا کشته شوند.

مساله‌ای که می ماند این است که این پنج نفر چه‌ کسانی‌ اند؟ چه کسانی در سال ۱۳۹۴ از مردم جاغوری در دست طالبان اسیر بوده اند و آن افراد چه نسبتی به نیازی دارند و اصولا چرا نیازی از آنها بیزار بوده‌است؟ شاید معلوم شدن این موضوع هم بتواند گرهی را بگشاید.
با توجه به مطالبی که گفته شد، بخش اول نامه اگر چند خطرناک ولی تقریبا نا ممکن است. بخش دوم نامه هم چندان اهمیتی ندارد و دلالی اسلحه موضوع چندان عجیبی نیست. خود پشتونها هم به راحتی دست به فروش اسلحه به هزاره‌ها می‌زنند. اما بخش سوم نامه قابل تامل است زیرا احتمال اقدام به این‌کار از سوی افراطیون و خیانت‌ کاران در جاغوری بسیار بالا است. در این چند سال جوانان زیادی را با کمک همین مزدوران داخلی از دست داده ایم و هستند کسانی که به خاطر پول حاضرند دست به هرکاری بزنند.

در مورد این نامه چند موضوع باید در نظر گرفته شود.
۱- مساله وجود جاسوسان طالبان در منطقه جدی است. خائنین داخلی موارد زیادی با دشمنان همدست شده و حتی دست‌شان به خون جوانان ما هم آغشته اند. جاسوسان داخلی به هیچ عنوان قابل بخشش نیستند و اینها همیشه به مردم خویش از پشت خنجر زده اند.
۲- ممکن است این نامه جعلی باشد و طالبان فقط به خاطر پاشدن بذر نفاق در میان مردم ما دست به چنین کارهایی بزند.
۳- جزا دادن جنایتکاران وظیفه مردم نیست و نباید کسی خودسرانه دست به اقدامی بزند. بلکه بر دولت فشار بیاوریم که تحقیق جامعی در این مورد انجام داده و در صورت درست بودن این موضوع، به مجرمین جزا داده شود. اگر چند با توجه به مسایل بدوی قبیله‌ای و قومی حاکم بر فضای جاغوری، انجام چنین کاری از سوی مسوولین ولسوالی جاغوری بسیار بعید است.
۴- فعلا همه چیز در سطح حدس و گمان است از این رو جرم هیچ کسی ثابت نشده و همه چیز فقط در حد یک اتهام است.
منتظر می مانیم که مسوولین جاغوری در این زمینه چه کاری از دست شان ساخته است. ایا آنها توانایی پی‌گیری این مساله و انگیزه جزا دادن به مجرمین را خواهند داشت؟ اگر این مساله ثابت شود، آب از آب تکان نخورد و هیچ اقدامی برای مجازات مجرمین انجام نشود، آنگاه فاتحه جاغوری را باید خواند.

مومن زاده -۲۷ دسامبر۲۰۱۸- تورنتو-کانادا

#جاغوری_انلاین

163بازدید

کامنت بسته شده است.