“سرسپردگی!”

مصطفی خرمی ۳:۵۵ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
“سرسپردگی!”

“سرسپردگی!”

******

[به بهانه دادخواهی جمعی از هزاره های اسماعیلی از بیداد پیر شان سید کیوو!؟]

****

در تابستان سال ۷۵ از بامیان و از مسیر دره شکاری عازم شمال و شهر زیبای پلخمری شدم. مسیر بسیار تنگ، طولانی و سخت گذر دره شکاری با شیب تند، در واقع همان سرک شاهی است، که پیش از افتتاح شاهراه سالنگ، تنها مسیر ارتباطی شمال و جنوب کشور بوده است.

در انتهای این دره، سرانجام به منطقه [دو آو میخ زرین]، رسیدیم. منطقه سردسیر و تاجیک نشین سنی مذهب با قیافه های هزارگی، که با چنان ساختار فزیکی، هزاره بودن ایشان بیشتر قابل باور بود تا…! به نظرم رسید که این جماعت باید از مجموعه های گمشده قوم هزاره باشند، که به اجبار مذهب سنی اختیار نموده، تذکره تاجیک گرفته باشند!

****

با همکاری موتروان لاری کماز، ما سه نفر هزاره، از باب احتیاط به اتاق پشت هوتل ی راهنمایی شدیم که صاحب آن یک هزاره اسماعیلی و از مریدان سید کیان بود! رعایت احتیاط در آن شرایط کاملا خردپذیر و منطقی می نمود، زیرا هنوز میان حزب وحدت هزارگی به مرکزیت بامیان و حکومت ربانی تاجیک، دشمنی باقی و صلح کامل برقرار نگشته بود!

به علاوه در آن شرایط و اوضاع، حاکمیت هر منطقه، به دست نظامیان خودسری بود، که پای بند هیچ نوع دین، مذهب، قانون و مقرارات نبودند و چه بسا آدم کشی مثل [غرب وحشی] برای ایشان، چون آب خوردن بود!22281830_1064858313617021_6452860113704505302_n

هزاره اسماعیلی صاحب هوتل، از ما چنان به گرمی پذیرایی نمود که انگار ما سالها همدیگر را می شناسیم! پنداشتم در پس این گرمی، باید حکایت سرد و تلخ جیب خالی کدوو و… مطرح باشد! اما این گونه نشد، واقعا نفهیمیدم به حساب خون شریکی بود؟ یا از روی دلسوزی و یا به دلیل اشتراکات در باورهای شیعی یا شاید…! هرچه بود آن انسان هزاره اسماعیلی، با محبت بی تول خویش، خاطره خوبی را برای ما رقم زد!

****

منطقه [دوآو میخ زرین] را با ترس و هراس پشت سر گذاشته به اولین زنجیر از هزاره های اسماعیلی در منطقه مشهور به [شارنو] رسیدیم، هنوز برخورد انسانی یک هزاره اسماعیلی را به خوبی هضم و جذب نکرده بودیم، که این بار با برخورد تلخ، خشک و خشن نظامیان هزاره باچه کیوو، از همان هزاره های اسماعیلی، مجبور به پرداخت مبلغ گزاف به عنوان [ماصول] یا حق العبور شدیم تا زنجیر برداشته شود!؟

بازارک [شارنو] در واقع ورودی منطقه هزاره های اسماعیلی و مریدان تا دندان مسلح و بسیار خشن سید کیان به شمار میرفت! منطقه تاله و برفک شامل آغیل های بسیار است که بعد از شارنو تا منطقه دوشی امتداد یافته و ساکنان آن به طور تام و تمام از هزاره های اسماعیلی اند که به هیچ وجه به غیر اسماعیلی اجازه سکونت از سوی ایشان داده نمیشود!Sayed Mansoor, Nadiri

منطقه طولانی، دره ای و پر آب [تاله و برفک] نسبتا گرم، خوش آب و هوا، حاصلخیز و با کشت فراوان گندم و شالیزار در مدخل ورودی [دره کیان] مقر سادات کیانی ها، رهبران اسماعیلیه شمال کشور و بدخشانات دو طرف مرز قرار دارد.

به دلیل خرابی موتر شب را در یکی از قریه های هزاره های اسماعیلی در منطقه برفک ماندیم، به سختی می شد با ایشان ارتباط برقرار کرد! همانگونه که شنیده بودم شکاکیت ایشان به غریبه های غیراسماعیلی، اطاعت مطلق، احترام خاص و ویژه و حتی نوعی [سرسپردگی] تام و تمام به سید کیان را می شد به راحتی در سخنان و برخورد های ایشان شاهد بود!

****

آن زمان مرحوم شیخ عوض صادقی لومانی و مرحوم مدیر جانعلی دولت شاهی، ساکن شهر پلخمری بودند و حاکمیت مطلق این شهر با سید منصور نادری و والی این ولایت پسر اش سید جعفر بود!

مرحوم شیخ صادقی توانسته بود که با سید کیان رابطه بسیار صمیمانه ای برقرار نموده چن جلد کتاب قدیمی اسماعیلی از جمله کتاب مهم [دعائم الاسلام] را برای سید منصور ترجمه کند. با همراهی مرحوم شیخ صادقی و مرحوم مدیر جانعلی چاشتی را، مهمان خصوصی سید منصور در مقر پلخمری اش بودیم، در این ملاقات جز ما سه نفر، سید کیوو مهمان دیگری نداشت، از ما به گرمی بسیار پذیرایی گردید.

در این ملاقات، گرچه سید بسیاری از پرسش هایم را بی پاسخ گذاشت، اما پیدا بود که از پرسش های اعتقادی اصلا رضایت ندارد، سرانجام مرحوم صادقی با خنده فهماند که پرسش هایم گویا [اسرار هویدا] میکند که برای سید خوشایند نیست!؟

****

در آن سفر گرچه بنده از سرکوب با ترور مخالفان سید کیان، آن هم از میان مریدان خوداش، چیزی نشنیدم، بلکه سخنان مرحوم صادقی بیشتر حاکی از سرسپردگی تام و تمام پیروان سید نسبت به ایشان بود!

و نیز تمام نظامیان تا دندان مسلح سید کیان، همگی از هزاره های اسماعیلی و از مریدان خاص ایشان بودند، که می شد احترام تام و اطاعت تمام و محبت مطلق به سید را، در رفتار و گفتار شان به عیان دید! عملکردی که در تاریخ این فرقه سابقه دیرینه دارد.

چهره های مصمم هزارگان نظامی اسماعیلی و تسلیم مطلق به سید کیوو، همراه با احترام تام، مرا به تاریخ حاکمیت [الموت] برده و [فدائیان اسماعیلی حسن صباح] را، در حافظه تاریخی ام زنده نمود!؟

****

نمیدانم که دادخواهی جمعی از هزارگان اسماعیلی، از کشتارها و اعدام های عزیزان شان توسط سید کیان، تا چه اندازه صحت دارد؟ اما باید به این مطلب توجه نمود، که اطاعت مطلق مریدان از پیر، سرسپردگی کامل مریدان به پیر، احترام ماورائی و فرابشری مریدان هزاره به پیر و… همراه با حفظ اسرار و رموز خاص داخلی مذهب اسماعیلی، از موارد اعتقادی در این مذهب است، که دست پیر را برای هرنوع برخورد و تنبیهی نسبت به مریدان اش باز می گذارد!

****

تعجب من از تردید جناب داکتر شریعتی است که می نویسد: “… چگونه سید با چارخانه در کابل و یازده خانه در دره کیوو توانسته جمعی از ولی نعمتان خود را بکشد…!؟”

باید به داکتر سائیب عرض نمود که با وجود چنان مریدان سرسپرده، جان برکف و مطیع، اساسا نیازی نیست که خود پیرزاده ها دست مبارک شان را به خون جمعی از مریدان مخالف شان آلوده کنند! آنچه بنده از نزدیک دیدم، تنها یک اشاره پیرزادگان کافیست که تن بی سر شود و یا فردی سر به نیست!

******

م، خرمی

۱۸ میزان۹۶

 

81بازدید

کامنت بسته شده است.