سرطان، ماهِ تاریخی برای جاغوری ها!

مومن زاده جاغوری ۵:۳۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
سرطان، ماهِ تاریخی برای جاغوری ها!

سرطان، ماهِ تاریخی برای جاغوری ها!FB_IMG_1532064760513
——

اجازه بدهید که به عنوان یک باشنده جاغوری در رابطه به اتفاقات اخیر ولسوالی جاغوری نکاتی را با شما شریک نماییم.
جاغوری از نظر جغرافیایی بدش شانس ترین منطقه هزاره‌جات است؛ از هر سه طرف در محاصره مردم قرار دارد که عموما به صلح و علم ارزشی قایل نیستند، مکاتب را آتش می زنند، پل و پلچک را تخریب می کنند و سخت اعتقاد دارند که با این کار خود خدا و رسولش را راضی می کنند. این همسایگی برای مردم ما همیشه با جنجال همراه بوده است. متاسفانه همسایه‌های جاغوری پتانسیل بالایی در خلق خشونت و پناه دادن به گروه‌های خود سر بوده و هماره برای مردم ما مزاحمت خلق کرده اند. جوانان زیادی در مسیر رفت و آمد؛ شهید شده اند، اسیر شده اند و ثروت و دارایی زیادی هم توسط همین نامهربان‌ها به تاراج رفته است. البته مردم پشتون مناطق نوار مرزی؛ از آنجایی که از هر جهت وابسته به جاغوری اند، تا حدودی این وابستگی را درک کرده و در دهه‌های اخیر تلاش کرده اند که روابط خود با مردم جاغوری را خدشه دار نسازند.
این وضعیت یکی دو روز و یکی دو سال مردم ما نیست، سالهاست که چنین است و شاید هیچ فردی از مردم ما در طول زندگی‌اش از این وحشت بی‌نصیب نبوده است. گروگان‌گیری اخیر چندین تن از مردم ما در مسیر قره‌باغ از همین نوع آزار و اذیت و تهدیدهایی بود که ما در سالیان دراز شاهد آن بوده ایم.
جاغوری در طی همین برج جاری یکی از ملتهب‌ترین روزهای چند سال اخیر را تجربه کرد و به یکباره فضای امنیتی و جنگی خاصی منطقه را فراگرفت.

۵/۴/۱۳۹۷
بعد از سه حوزه شدن ولایت غزنی، طالبان به طور عجیب و غیر قابل انتظاری با ارسال نامه‌های تهدید آمیز از مردم جاغوری خواستند تا یا تسلیم شده و والی‌های خودخوانده طالبان را قبول کنند یا منتظر عملکرد طالبان بمانند. این خبر برای مردم نگران کننده بود. مردم به سرعت بسیج شدند و جوانان منطقه آماده هر نوع رویارویی با طالبان شدند. از همان اول به وضوح می شد حدس زد که پشتون‌ها و طالبان مناطق مرزی جاغوری با این وضعیت مخالفت خواهند کرد و حاضر به کشیدن بار جنگ با مردم جاغوری نخواهند شد. از سویی آنها قبلا پیامد درگیری با مردم را دیده بودند و از سوی دیگر آنها از نظر اقتصادی و درمان به شدت وابسته به مردم جاغوری اند و صدها خانواده آنها با ارسال نیروی کار به جاغوری از پول همین مردم امرار معاش کرده و در عین حال خود آنها دکان زیادی را در بازارهای جاغوری دارند.

۶/۴/۱۳۹۷
همزمان با آمادگی ها برای رویارویی با طالبان، مردم جاغوری با برگزاری نشستی تاریخی در سنگماشه بعد از شور و مذاکره با همدیگر، به طور قاطع به طالبان جواب رد داده و در عین حال به آنها گوشزد کردند که ما به هیچ عنوان مایل به درگیری نیستیم،‌ اما در صورتی که مورد حمله قرار بگیریم،‌ در دفاع از خود مصمم بوده و تردیدی به خود راه نخواهیم داد. همزمان با آن، صدها جوان با سلاح های دست داشته شان مسلح شده و با نگهبانی از مرزهای جاغوری عملا آمادگی مردم را به طالبان نشان دادند. این تهدید ها مردم جاغوری را یک بار دیگر یک دست و یک پارچه کرده و اتحاد این مردم در خور تامل بود. هزاران نفر از مردم جاغوری از پیر و جوان به نقاط مرزی شتافته و آماده دفاع از سرزمین خود شده و پیام واضح و محکمی را به طالبان فرستادند. همزمان از طریق رسانه ها و احتمالا وکلای مردم ما در پارلمان و یا هم جاغوری های پایتخت نشین این موضوع با دولت هم در میان نهاده شد. اقای محمدمحقق یکی از رهبران مردم هزاره با نشر اعلامیه‌ای به این تهدید ها واکنش نشان داد و دولت را مسوول حفاظت از مردم دانست.

۷/۴/۱۳۹۷
همزمان با این وضعیت، مذاکراتی نیز بین ریش سفیدان جاغوری و مناطق همجوار شروع شد. در اوایل ریش سفیدان پشتون از زیر بار مسئوولیت شانه خالی کرده و خود را در مقبال تصمیم طالبان ضعیف و بدون اراده قلمداد می کردند. تردد از مسیر راههای منتهی به قندهار و کابل کاملا متوقف شد و فقط کسانی دست به مسافرت می زدندکه کار ضروری داشتند. تمرکز مردم و نظامیان نقاط مرزی بیشتر شده و احتمال نبرد بسیار بالا بود.
در این ایام نرخ مواد اولیه نیز به طور شگفت بالا رفت و فرصت طلبان از فرصت استفاده کرده نرخ ها را بالا بردند و تا حالا نیز نرخ ها نهایت بالا است.

۱۰/۴/۱۳۹۷
بعد از یکی دو روز تاخیر، در مذاکرات بعدی بین نماینده های جاغوری و منطقه همجوار به یکباره طالبان منکر تهدید مردم شده از تصمیم خود برای حمله به جاغوری در صورت رد جواب آنها اظهار بی اطلاعی کردند. آنها به مردم جاغوری پیام دادند که به هیچ عنوان ما چنین قصدی نداشته و در صدد درگیری با مردم نیستیم. با این پیام طالبان مردم نفس راحتی کشیده و سایه شوم جنگ از بین رفت. رفت و آمد به مناطق پشتون نشین دوباره آغاز شده و از فضای التهاب به وجود آمده فروکش کرد. جالب اینجاست که دولت کاملا در این مدت ساکت بود و هیچ صدایی از سوی مسئوولین مبنی بر حمایت یا رها کردن مردم جاغوری بلند نشد. اینکه چطور طالبان اینطور به یکباره از ادعای خود عقب نشستند؛ سوالی است که بی جواب مانده است. بعید نیست که این تهدید آنها با اشاره ارگ و برای منصرف کردن اذهان مردم از حوزه‌ بندی ولایت غزنی بوده باشد.

۱۳/۴/۱۳۹۷
بی احتیاطی یکی از نیروهای خیزش مردمی کار دستش داد! یکی از نیروهای خیزش مردمی بعد از فروکش کردن غایله به وجود آمده، با خیال راحت به رسنه رفت و از آنجا که روزهای قبل از طریق یکی از رسانه ها تصویرش در حال حمله اسلحه نشر شده بود، دستگاه تبلیغاتی طالبان عکس او در دو حالت مسلح و اسیر به دست طالبان را نشر کرده و آن را برای خود دستاوردی مهم به حساب آورده بود. انتقادها به رسانه پخش کننده تصاویر سربازان بالا گرفت و همچنین خود سرباز مذکور به خاطر بی احتیاطی به شدت مورد حمله قرار گرفت. از فرمانده سرباز اسیر، طی مصاحبه‌ای با همان رسانه از کار سرباز به شدت انتقاد کرده و با ملامت کردنش؛ او را خود سر و در نتیجه مسئوول دانست. فرد مذکور همانطوری که به راحتی به اسارت رفته بود، گویی بدون سروصدا از چنگال طالبان آزاد شده و دوباره به منطقه برگشت. این واقعه تجربه خوبی برای اهالی رسانه ها و نظامیان بود.
همزمان با این جار و جنجال اخباری از سفر مقامات بلند پایه امنیتی به جاغوری به گوش می رسید.

۱۷/۴/۱۳۹۷
درست بعد از یک ‌هفته از فروکش کردن جار و جنجال‌ها وزیر دفاع و معاونین بلند پایه امنیتی وزارت‌ داخله و امنیت ملی وارد جاغوری شدند. شگفت اینکه جلسه صبحگاهی این وزرا درست قبل از ظهری که وارد جاغوری شده بودند، به علت حمله موشکی طالبان نیمه تمام ماند و آنها به سوی منطقه امن جاغوری به نوعی فرار کردند!
جلسه برگزار شد و سخنرانان سخنرانی کردند و بعدا این جلسه با دعای خیر به پایان رسید. در این نشست مردم با مقامات بلند پایه امنیتی کشور، به جز وعده و وعیدهای همیشگی هیچ اتفاق خاص دیگری نیفتاد و هیچ دستاورد ملموسی هم برای مردم جاغوری به ارمغان نیاورد. سود واقعی را نمایندگان جاغوری در پارلمان بردند که در سایه این وزرا به جاغوری آمده و ثابت کردند که زنده اند؛‌ همین!
سفر مقامات بلند پایه امنیتی به جاغوری به طور آشکاری نمادین بود و درخواست های مردم جاغوری برای تاسیس کندک اردو و تجهیز بیشتر پولیس و مردم و توجه دولت به مناطق همسایه جاغوری بدون هیچ گونه جواب روشنی به فراموشی سپرده شد.

۱۸/۴/۱۳۹۷
فردای سفر مقامات بلند پایه امنیتی کشور به جاغوری، خبر گروگانگیری در دشت قره‌باغ مردم جاغوری را در شوک قرار داد. خبر خیلی کوتاه و ساده بود:‌ «افراد مسلح موتوسایکل سوار هشت موتر را همراه باسرنشینان ان با خود به جای نامعلومی منتقل کرده اند» از سرنوشت گروگانها و گروه گروگانگیر خبری در دست نبود اما از آنجا که ساحه زیر کنترل طالبان بود، مشخص بود که این کار یا به دست طالبان انجام شده و یا حتما با چراغ سبز آنها این اتفاق روی داده است. فردای همان روز گفته شد چند موتر دیگر هم از همین دشت با مسافرین آن به گروگان گرفته شد. نفس ها در سینه حبس شد و بازهم فضای ترس؛‌ انزجار و نا امیدی منطقه را فرا گرفت.
تمام امید مردم برای داشتن امنیت در مسیر راه‌ها و تمامی هیاهوی سفر مقامات امنیتی به جاغوری به یکباره ضرب در صفر شد و به سرعت به فراموشی رفت. سفر مقامات به جاغوری برای مردم بدشگون تلقی شد.

۱۹/۴/۱۳۹۷
دلیل گروگان‌گیری مشخص شد. گروگانگیرها ادعا کردند که پسر بچه‌ای از مردم محل بر اثر تیر اندازی نظامیان مستقر در دشت قره‌باغ کشته شده است. تایید و یا رد این ادعا کار ساده ای نبود و معلوم نبود که ایا اصل این حادثه اتفاق افتاده یا خیر.
بعد از ظهر همین روز، مذاکره بین ریش سفیدان جاغوری و گروگان‌گیران بی نتیجه ماند اما با مشخص شدن موضوع و مکان مسافرین به گروگان‌گرفته‌شده تا حدودی خیال مردم از بابت گروه های وحشت افرین دیگر راحت شد. قرار شد مذاکره به روز بعد پیگیری شود. مردم محل به طور مصرانه‌ای خواستار برچیده شدن پاسگاههای امنیتی دشت قره باغ بودند. عجیب اینکه نظامیان دولتی مستقر در قره‌باغ هم در این مورد با گروگان‌گیرها همنوایی می کرده‌اند!‌

۲۰/۴/۱۳۹۷
درست همان شبی که قرار بود فردایش مذاکرات انجام شود، طالبان با حمله به پاسگاه‌های مستقر در دشت قره‌باغ سه نفر از نظامیان را شهید و عده‌ای را زخمی کردند. حملات طالبان بر پوسته ها از سالهای قبل شروع شده بود. آنها فقط شبها و با استفاده از آشنایی‌ای که با منطقه داشتند و احتمالا تجهیزات دید در شبی که در اختیار آنها قرار داده شده بود، بر این پاسگاه‌ها حمله کرده و هر بار تلفاتی را بر مدافعان تحمیل می کردند. شگفت اینکه آنها بدون بر جا گذاشتن رد پایی به همان سرعتی که می آمدند،‌ غیب می شدند.
مذاکرت لغو شد. افراد باقی مانده در پاسگاه‌های دشت قره‌باغ با نا امیدی تمامی سنگر‌های شان را رها کرده و به یکباره قره‌باغ را ترک کردند. این حرکت نظامیان جایگاه گروگان‌گیر ها را به شدت بالا برد و احتمالا این کار آنها در بین مردم شان با تجلیل زیادی رو‌به‌رو شده باشد. نگرانی ها در مورد سرنوشت گروگانها بالا گرفت. گروگان‌گیر ها به خواسته اصلی خود رسیده بودند و این مردم جاغوری بود که قدرت چانه زنی پایین تری یافتند. طالبان در این باره سکوت کرده بودند و مسئوولیت به دوش مردم محل بود.
عده‌ای تلاش بسیار کردند که این مساله پنهان بماند. حتی مسئوولین برخی از رسانه‌ها در جاغوری توسط چند تفنگدار ناشناس تهدید شده‌بود که این خبر را نشر نکنند. اما این عملکرد ناشیانه آنها هیچ سودی نداشت زیرا این خبر به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.
مذاکرات مردم با گروگانگیر‌ها ادامه داشت و دولت در این مورد کاملا ساکت بود. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. از سویی مردم نیک می دانستند که از دولت امیدی هم نیست و آنها هیچ کاری در این مورد نخواهند کرد. تجربه این موضوع را به مردم ما ثابت کرده بود.

۲۷/۴/۱۳۹۷
خبر «ازادی مسافرین به‌گروگان‌گرفته‌شده» از دست گروگان‌گیر ها به سرعت پخش شد و عده‌ای زیاد از مردم در شبکه های اجتماعی از این بابت خدا را شکر کردند. مردم خوشحال شدند اما خوشحالی ای که سوالهای بسیار بزرگی را به دنبال دارد و نگرانی‌های مردم به هیچ عنوان فروکش نکرده بلکه بیشتر هم شده است.
مسافرین با همراهی عده‌ای زیاد از مردم نصف شب به جاغوری رسیدند….
ظاهرا مسافرین بدون قید و شرط آزاد شده اند و این ازادی نتیجه مذاکرات بین خانواده‌های مسافرین همراه با ریش سفیدان منطقه خاکیران با مردم شیر و بله بوده است. جزئیات زیادی از مذاکره به بیرون درز نکرده است.
فعلا غایله خاتمه یافته است. اما سوالهای بزرگی تا هنوز وجود دارد. سرنوشت پاسگاه‌های مستقر در قره‌باغ نامعلوم است. معلوم نیست که آیا تضمینی برای تکرارنشدن دزدی‌ها و غارت‌های دشت قره‌باغ وجود دارد یا خیر؟ گروگانها چطور آزاد شده اند و نقش طالبان در این مورد چه بوده است….؟
سکوت دولت در این زمینه بسیار عجیب و غیزقابل انتظار بود. این غایله مردم را از دولت و حمایت آنها به کلی نا امید کرد اما اعتماد به نفس و حس اتحاد و یکپارچگی مردم را بالا برد. این موارد بزرگترین درسهای بزرگی به مردم ما داد.
اما از سویی به نظر می رسد که این وضعیت بر تغییر اذهان مردم نسبت به طالبان و دولت نقش بسیار بزرگی برجای خواهد گذاشت.
نقد و نظر.

مومن زاده – ۲۹ سرطان ۹۷ – جاغوری

49بازدید

کامنت بسته شده است.