سفر به دیار ضامن آهو (۳) تاجران

مدبریت ۷:۱۶ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
سفر به دیار ضامن آهو  (۳)  تاجران

tajiran1سلام دوستان

سفر به دیار ضامن آهو  (۳)  تاجران 

در ادامه مشاهدات خود در مشهد در قسمت دوم از تاجران هموطن گفتیم که خوشبختانه در سال های اخیر زیاد نیز شده است . یاد اور شدیم که :

۱ –  این قشر مخصوصا بچه های آنها از پتانسیل وامکانات به وجود آمده بدرستی استفاده نمی توانند ونکرده اند .

۲ – خوشبختانه و یا متاسفانه الگو گیری مردم ما ، عالی است وبسیار زود خود را با دور و بر خود وفق می دهند ، این ازجهات بسیاری خوب است. ولی بدبختانه به این دلیل که جنبه های مثبت کمتر به آن متمایل وآن را فرا می گیریم،  بیشتر به جنبه های ظاهری و فریبنده و گاهی مخرب رو می آوریم ، خود را با آن هماهنگ می کنیم. از این جهت مایه تاسف است . برای مثال بد قولی چیزی است که در جامعه ما در گذشته تقریبا به صفر می رسید ولی امروز در بین کاسب های همشهری ها ، غالبا به عنوان زرنگی از آن یاد می شود . و …

۳ – بچه های غیر پول دار ها ، با توجه به وسع شان خوب درخشیدند . امروزه در کمتر خانواده مهاجر پیدا می شود که یکی یا دو وبیشتر دانشجو نداشته باشد. ودر بعضی موارد از رنج که برای هزینه های  تحصیل می کشد آزرده خاطراند . ولی با آن هم به تحصیل ادامه می دهند . این نوع نگاه به زندگی،  اینده درخشان را برای این قشر نوید می دهند . امروزه افراد موفق از قبیل دکتر ومهندس در ایران ، از همین قشر دیده می شود . دکتر برهانی  جراح و فوق تخصص چشم و دکتر کریمی جراح و فوق تخصص ارتوپد و … همه وهمه مشت نمونه خروار از همین قشر بوده اند .

۴ – در خانواده های پول دارها برعکس ، امروزه کمتر خانواده پولدار را می بینی که افراد لایق ودانشگاهی داشته باشد . بر سری سفره ای  پولدارها همه چیز وجود دارند جز افراد تحصیل کرده . این افت را باید به یک نحوی از بین برد . این غده ی بدخیم  هنوز سر باز نکرده واثرات آن هنوز به خوبی قابل لمس نیست . وقتی سر باز کند دیگر برای جبران آن معمولا دیر است .

۵ – اصل رقابت کاری بد نیست. بستگی دارد. جامعه ی که حس رقابت در او زنده نباشد، آن جامعه مرده است و یا بزودی خواهند مرد . منتها با دو شرط :

الف) رقابت مثبت : رقابت مثبت به رقابت گفته می شود که طرف تمام تلاش خود را به کار می گیرد که در درس و یا در کار و تجارت از فلان شخص کم نیاورد . وهمیشه سعی دارد به ابتکارات واختراعات جدید در حوزه ی کاری خود داشته باشد. بدون اینکه در راستای پیشرفت دوستانش سنگ اندازی کند . چه بسا در صورت نیاز تجربه های خود را در اختیار آنها نیز قرار می دهند. این نوع رقابت در یک جامعه به عنوان نیاز و یک اصل مطرح است و باید باشد .

رقابت منفی به رقابتی گفته می شود که فرد بجای اینکه تمام توانایی اش در راستای پیشرفت خودش بکار بگیرد،  بخش عمده از نیروی اش را برای کار شکنی وجلو گیری از موفقیت دیگران بکار می گیرد . این خصلت بیشتر در افراد لیم و ناکاره و حسود و در جامعه عقب نگهداشته شده، دیده می شود و بسیار خطر ناک است .

ب ) الگوی مناسب:  شرط دوم در رقابت این است که ما الگوی های رقابت را باید تغییر دهیم . بجای رقابت در مراسم های پر هزینه عروسی، خانه های نامتناسب مجلل، که پیامد  منفی در جامعه دارد. این رقابت ها را در زمینه های مثبت مثل تحصیلی و یا در زمینه های تعدد کارخانه والگوی های مولد واشتغال زا تغییر دهیم . در این صورت هم خود به نوایی رسیده ایم .هم تعدادی از هموطنان مان را یاری کرده ایم .

۵ –  بد بختانه در زندگی ما هموطنان اصلا تناسب وجود ندارد.  این مثال که خدا پای ترقیده را موزه ندهند بیشتر در ما صادق است . واین یک افت بسیار جدی در همه ما هموطنان بالخصوص هزاره ها است . من اعتقاد دارم خانه ، زندگی ، ماشین ، بسیاری و … از تجملات دیگر زندگی ، باید  با درامد های انسان تناسب داشته باشد . هزینه های در مصارف مثل عروسی با هزینه های در موارد امورخیریه باید تناسب داشته باشد . مثلا ماشین که در دنیایی امروزه به عنوان یک کالای مصرفی بحساب می اید باید حتما با خانه وشغل ودرامد تان تناسب داشته باشد.  بیبیند ما اصلا قصد نداریم بگویم که کسی برای زندگی شان هزینه نکند وبرای شادی های شان خرج نکند ومخالف خرج نیستیم. پول برای خرج ومصرف و روز مبادا جمع می شود. منتها خرج ها باید حساب شده باشد. مثلا کسیکه هزینه یک شب تالار شان ۳۵ میلون تومان ویا ۶۵ میلون تومان می شود باید این هزینه نسبت به درامد سرانه شانه ناچیز وبا کمک های خیریه شان تناسب داشته باشد .  مثلا تالار و یا باغ تالار که می گیرد با خانه ومحل که زندگی می کند تناسب داشته باشد. حداقل از نظر ظاهری، وقتی جلوی خانه می رسی کمی حال هوای تالار را بیبینی ، نه اینکه اینگار از گلستان به خرابه آمده باشی .

بد بختانه این عادت ، دیگر مخصوص پولدارها نیست . نشات گرفته از چشم هم چشمی های کور کورانه است، که در بسیاری مواقع اسیب جدی زده واین حسادت ها بیشتر افراد کم پول و کم توان را بیچاره کرده است. منتها بیشتر در افراد پولدار بچشم می اید در بین افراد غیر پول دار نیز کم نداریم که دست به این کار غیر عاقلانه می زند.logo

در نتیجه : مرغ خوشبختی ما دو بال دارد . یکی علم که خوشبختانه قدم های عمومی خوبی در این راستا برداشته شده ، ولی کافی نیست . چون نیازمندی ها تغییر کرده وتخصص تنها را نجات پنداشته می شود وباید نسل نو هزاره در راستای تخصص گام های موثرتری را بر دارد . تا اینده نوید بخش در پیش رو  داشته باشد .

بال دیگر اقتصاد است . عذر خواهی از همه عزیزان تاجر و شرمنده  از یاد آوری از نکات آزاردهنده . بسیاری تاجران از دوستان من است نمک پرورده اکثر شان هستیم  واز صمیم قلب دوست شان داریم. آینده زندگی شان را آینده خودمان می دانیم. تاجران وقشر متمول جامعه  اساس بال دیگر از پرنده ی خوشبختی  ملت ماست و ما روی آنها واقتصاد بسیار اهمیت قائل هستیم . سرمایه یک هموطن را سرمایه خودم می دانم وسخت نسبت به آن حساسم . برای یک جامعه پویا هیچ درد بالا تر از فقر نیست. ما باید دست به دست هم بدهیم جامعه خود را از این بدبختی وفقر نجات بدهیم . واین کار را باید از خودمان شروع کنیم . فردی که توانایی مدیریت زندگی خود از نظر اقتصادی نداشته باشد محال است که کاری برای دیگری انجام داده بتواند . کل اگر طبیب بودی سر خود را دوا می کردی .

چرا امروزه درصدی ناچیز از صهیونیست ها در تصمیمات کلان در دنیا تاثیر گزارند آنها تصمیم می گیرند که کی ؟ در کجا ؟ چه کار ! کند !!!. برای اینکه تمام بنگاه های کلان اقتصادی در دست آنها قرار دارند .

بدبختانه مرغ خوشبختی ما فعلا دارای یک بال آنهم معیوب است بدرستی تکامل نیافته است. بال دیگر شان که اقتصاد است زیر صفر است. با تناسب نوع زندگی می توان گفت اصلا وجود ندارد. در چنین وضعیتی با این پرنده خوشبختی که حتی یک بال سالم ندارد آیا می توان به قله های خوشبختی پرواز کرد ؟!!! پاسخ منفی است .

با این حال ! حساسیت ما نسبت به تاجران وقشر پولدار به خوبی قابل درک است . امید که تناسب را همه در زندگی ما رعایت کنیم  والگوی های رقابتی را به جای مصارف های بیهوده در زمینه های  تحصیلی ودستگاه هایی مولد اشتغال زایی و زمینه های مثبت  تغییر دهیم.  این کار هم ما را به ثروت و پول بیشتر می رساند وهم کمک به همنوعان واقتصاد ملی و کشوری بحساب می اید . به امید چنین روزی

474بازدید

کامنت بسته شده است.