سفر به هزاره جات قسمت سوم پنجاب؛ برهانی

محمد جواد برهانی ۴:۱۷ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
سفر به هزاره جات قسمت سوم پنجاب؛ برهانی

12744622_1701566756724793_1092105988465406000_n

به سمت ولسوالی پنجاب

بعد از ظهر بیست و سوم جوزا بازار نیک و ولسوالی یکه ولنگ را به مقصد ولسوالی پنجاب ترک کردیم. آقای مبارز ولسوال یکه ولنگ موتر های لاکس را در اختیار هیئت قرار داد و ساعت ۵ بعد از ظهر راهی پرپیچ و خم پنجاب را در پیش گرفتیم. منطقه انده و شنیه را پشت سر گذاشتیم و سرانجام وارد دره ی شدیم که ما را به سمت کوتل شاتو هدایت می کرد. دره عمیق که دو طرف آن سخره های بزرگی بود و هیبت و عظمت آن وحشت آور بود و بالاخره ما بر فراز کوتل شاتو رسیدیم. کوتل شاتو مملو از علف است که در این فصل سال بوی خوش انواع گیاهان به مشام می رسد و بسیار ستودنی است. کوه سر سبز است و قسمت های از کوه برای کاشتن دیم یا للمی پاک شده است. از بام شاتو کوهی زیبای در امتداد سلسله کوه بابا دیده می شود که به آن کوه عروس می گویند. افسانه ای محلی چنین روایت دارد که در زمانی که منطقه در اختیار کفار بوده اند، مومنی همراه با تعداد از هم کیشانش عروسی را از این منطقه عبور می دهند که ناگاه در محاصره کفار سنگ دل و بی رحم قرار می گیرند و آنها قصد ربودن عروس را داشتند که داماد و عروس رو به سمت خدای یکتا می کنند و عاجزانه از درگاه کبریایی خدای بزرگ خواستار نجات از این مخمصه و گرفتاری می شود. آنگاه به حکم آفریدگار هستی، عروس همراه با تمام “قوده” تبدیل به سنگ می شود. بشردوست یکی از هنرمندان خوش ذوق منطقه که صدای خوشی دارد و نوحه خوان و به قول خودش بحر خوان امام حسین است و گاه هم پنهان از چشم پدرش دوتار می نوازد، این کوه را از نزدیک دیده و بارها با همسالانش برای آوردن هیزم به آنجا رفته است. او می گوید در حدود سه چهار سال شب ها و روزها مکرر چند چرخ بال نیروهای ناتو در اطراف این کوه پرسه می زد و رفتار مشکوکی از آنهاد دیده می شد، انگار کفار بار دیگر به جان عروس سوء قصد نموده اند تا اینکه یکباره صدای مهیب انفجار و کوچ کردن کوه دیده و شنیده شد. خبر کوچیدن قسمت کوه عروس در منطقه پیچید اما هنوز زیبایی کوه عروس مشهود است، هرچند بخش های آن به تاراج رفته است.

موتر ولسوال خیلی با سرعت در ظرف دو ساعت ما را در تگاب یکی از دره های پنجگانه ولسوالی پنجاب رساند. علما، طلاب و موی سفیدان منطقه به گرمی از هیئت استقبال کردند و همه جلو مدرسه امام مهدی صف کشیده بودند.

معلومات عمومی در باره ولسوالی پنجاب

ارباب حسن قریه دارد منطقه است و خیلی جوان و با هوش، اطلاعات خوبی در باره پنجاب دارد، طبق معمول از وی در مورد پنجاب سوالاتی نمودم و ایشان هم با کمال میل پاسخ مناسب می داد و هر موردی را هم که به یاد نداشت بلافاصله از شخص دیگری توسط تلفن سوال می کرد و بی درنگ پاسخ سوالاتم را پیدا می کرد. نکته قابل یادآوری اینکه در اکثر مناطق هزاره جات تلفن ام تی ان یا اریبا فعالیت دارد.

وضعیت اجتماعی و اقتصادی

علت نامگذاری پنجاب، وجود پنج دره و نهری است که در این منطقه وجود دارد و عبارتند از دره تگابرگ، دره غرغری، دره نرگس، دره مهر، و دره ترپس. آب های که در این پنج دره جاری است از کوه بابا سرچشمه می گیرد و به رودخانه هلمند سرازیر می شود. در حاشیه و امتداد دره های پنج گانه مردم زندگی می کنند و در زمستان زندگی مردم نیز چون رودش یخ می زند و با گرم شدن هوا در بهار و تابستان که رودخانه جاری می شود زندگی مردم نیز جریان می یابند.

ولسوالی پنجاب مجموعا در حدود ۹۳ هزار نفوس دارد که در ۸۷۵ قریه زندگی می کنند. تابستان بسیار سرسبز و زیبا دارد و آب در پنجاب فراوان وجود دارد به قسمی که وقتی از حجت الاسلام والمسلمین الحاج رضایی در مورد آب و زمین منطقه سوال می کنم، با لبخند چنین بیان می دارد که این مردم از دست فراوانی آب در عذاب است. ولسوالی پنجاب بی نهایت سردسیر است و درخت میوه در آنجا دیده نمی شود و درخت بدون میون نیز خیلی کم است. پنجاب زمستان بسیار طولانی دارد که گاه به گفته باشندگان منطقه زمستان از ۱۵ میزان شروع می شود و تا ۱۰ ثور ادامه دارد. در این مدت زندگی در پنجاب محصور در خانه ها می گردد، هیچ گونه فعالیت اقتصادی در این مدت در منطقه وجود ندارد. در تابستان تمام تلاش مردم این است که هیزم زمستان و علف حیوانات خود را تهیه کند. در کنار و یا روی دیوارهای مردم می بینی که انبار بزرگی از هیزم و چلمه(کودحیوانی) دیده می شود که برای سوخت زمستان تدارک دیده شده است. انبار از علف نیز در کنار خانه های گیلی دیده می شود که بصورت مدور گرد شده و رویش پوشیده است و در زمستان آرام آرام از دو انبار یکی برای حیوانات و دیگری برای گرم کردن منزل استفاده می شود. نکته جالب اینکه مردم به فکر خوراک خود کمتر است و بیشتر در فکر آذوقه حیوانات و گرم کردن منزل است.

در تمام هزاره جات مساله قومیت مطرح است. در ولسوالی پنجاب نیز این گونه است. گونه ی از تضاد قومی در میان سید و هزاره مشهود است. باوجودیکه هر دو قوم از پیروان اهل بیت می باشند و از شیعیان دوازده امامی اند اما ازدواج درون گروهی و درون قومی درمیان شان رواج دارند. سادات به ندرت حاضر می شوند دخترش را به یک هزاره بدهند. آنها این امر را ناپسند می دانند و حتی بسیاری از آنها معتقدند که از لحاظ مذهبی نیز درست نیست که دختر سید به عقد یک هزاره در بیاید و سادات از منظر مذهبی دارای شرف سیادت است که یک فرد عام شایستگی این پیوند را ندارد.

مردم هزاره جات بصورت عموم زراعت پیشه اند. در ولسوالی پنجاب نیز اکثر مردم به کشاورزی و مالداری مشغول اند. مردم در زمین خود گندم، جو، کچالو می کارند. درخت میوه خیلی کم در منطقه دیده می شود و شاید نتوان یافت. زره کوهی و زره آبی در پنجاب زیاد است. در انتهای دره نرگس در مرز غور و بامیان منطقه ای تاریخی بنام کرمان است که در آنجا نیز زره وجود دارد، شاید مثال معروف زره به کرمان بردن مربوط به همین منطقه باشد، البته اگر کرمان ایران زره نداشته باشد.

مالداری در پنجاب رونق دارد و رمه های گوسفند، بز، گاو و الاغ زیاد دیده می شود. به خاطر اینکه کوه ها و دشت های پنجاب در بهار و تابستان پوشیده از علف است لذا از طمع کوچی ها در امان نبوده است. درگذشته همیشه کوچی در فصل علف وارد پنجاب می شده است. کوچی ها در کنار سیاحت و به چرا آوردن حیوانات به تجارت به زور نیز دست داشته است. آنها پارچه های را از پاکستان به نام بتیره باخود می آوردند و به زور به مردم می فروختند و چون مردم پولی نداشته است که قیمت پارچه را پرداخت کنند لذا بعد از چند سال قطعه زمین و یا قسمت از کوهش را به قباله کوچی می دادند و گاهی حتی دختر هزاره را به جای قیمت پارچه اش می بردند. اکنون قلعه های از پشتون در دل مناطق هزاره ها وجود دارد که مردم هزاره برای اجاره کردن آن باهم رقابت دارند.

نعمت آب کوه بابا ضمن اینکه مردم را سیراب کرده است اکنون به مدد پروژه همبستگی ملی خانه های مردم را با لامپ شهری نیز روشن نموده است.

هنوز در کوه های بابا و کوه های نزدیک پنجاب آهو، بزکوهی، گرگ، روباه، شغال زیاد دیده می شود، اما پلنگ و خرس که در گذشته زیاد بود اکنون به ندرت دیده می شود.

در ولسوالی پنجاب نیز هنوز حمل و نقل توسط الاغ صورت می گیرد و الاغ نقش مهم در زندگی اقتصادی مردم دارد و به همین خاطر قیمت یک الاغ بین ۱۵ الی ۲۰ هزار افغانی است. افطاری را که توزیع می کردیم در حدود بیش از ۵۰ درصد آن توسط الاغ برده می شد.

مردم پنجاب هنوز خاطرات گذشته را به یاد دارد و از دوران درگیری بین سازمان نصر و سپاه پاسداران به بدی یاد می کنند. در یک دوره مردم فقیر قربانی درگیری و جنگ بین پیروان خط امام و غیر آن نیز بوده است.

به تاریخ ۵ میزان سال ۱۳۷۵ طالبان از مسیر بامیان وارد منطقه پنجاب می گردد و تعداد بیست و یک نفر غیر نظامی را به رگبار می بندند تا زهر چشمی از مردم گرفته باشد و اقتدار و تسلط خود را تثبیت کنند. شاهدان عینی و قمندان ها می گویند بعد از سقوط بامیان مردم تصمیم جنگ را نداشتند و آماده تسلیم بودند، اما تسلیمی مردم هم بدون خونریزی پایان نیافت.

گفته می شود در کوه های پنجاب معادن فیروزه و سنگ های قیمتی وجود دارد و چشمه های آب گرم نیز در نقاط مختلف پنجاب وجود دارد که دوتا از چشمه آب گرم و یک معدن سنگ مرمر که در حال استخراج و بهره برداری است نگارنده از نزدیک مشاهده کرده است.

رضایت مندی از زندگی

مردم در عین محرومیت و مشکلات فراوان که طبیعت به مدد ساختار اجتماعی و تبعیض سیستماتیک برآنها تحمیل کرده است، از زندگی خود تا جایی راضی است. آنها معتقدند که اکنون شرایط عوض شده و زندگی بهتر و آسان تر گردیده است، مردم زندگی امروزه خود را با گذشته مقایسه می کند و اظهار رضایت می کنند، در حالیکه زندگی در پنجاب و در سایر مناطق هزاره جات چنان سخت و دشوار است که مردم تمام تلاش و مبارزه اش برای زنده ماندن است نه زندگی.

وضعیت فرهنگی

در گذشته افراد با سواد در منطقه بسیار محدود بوده است و تحرک اجتماعی نیز نزدیک به سفر بوده است به ندرت مردم می توانسته اند که مسافرت کند. از رادیو و سایر رسانه های جمعی خیلی خبری نبوده است. در ولسوالی پنجاب نیز ملابستی و یا مکتب خانه رواج نداشته است. انگار ملابستی و رسم ملاگرفتن فقط در غزنی محدود بوده است. البته این رواج وجود داشته است که تعداد از طلاب جمع می شده و ملایی را کرایه می کرده اند تا در زمستان و یا در طول سال آنها را درس بدهند.

در ولسوالی پنجاب اکنون ۴۳ باب مکتب وجود دارد که به بچه ها و دختران در سن تحصیل تا صنف دوازده را درس می دهند. در ولسوالی پنجاب مانند سایر مناطق هزاره جات مکاتب رشد کمی قابل قبولی داشته است و اشتیاق به تحصیل در میان مردم فراوان دیده می شود، اما از لحاظ کیفیت مشکلات زیادی وجود دارد، مکاتب فاقد آزمایشگاه، کتابخانه، معلمان توانمند و… می باشد و دارای امکانات بسیار محدود و ناچیز است.

نماز جمعه

در گذشته در مناطق هزاره جات، جمعه خوانی رواج بود، اکنون نیز این رواج در بسیاری از مناطق هزاره جات همچنان به قوت خود باقی است و مردم در روز جمعه در مسجد جمع شده، به موعظه و سخنرانی روحانی محل گوش می دهند. پایان بخش مراسم جمعه خوانی، روضه خوانی است که در مناطق مرکزی رونق زیادی دارد. حمله خوانی، شاه نامه خوانی و منقبت خوانی نیز در گذشته رسم بوده است که عمدتا در شب ها و روزهای زمستان و ایام بی کاری صورت می گرفته است. شخصی خوش صدا اشعار حمله حیدری، شاه نامه فردوسی را با صدای خوش و با صوت و سبک خاص می خواند و شخصی هم به ترجمه و شرح جاهای کلیدی می پردازد. معمولا جنگ های حضرت امیرالمومنین با شور و هیجان خاصی خوانده می شود. برخی از موی سفیدان حتی اگر سواد هم نداشته باشد بر اشعار حمله و شاه نامه مسلط اند و اگر کسی اشتباه بخواند تذکر می دهد. عبدالاحمد میرزالی یکی از آنها است که بسیاری از اشعار حمله و شاه نامه را از بر می خواند و معمولا در هر جلسه ی در میان صحبتش شعر و یا اشعاری خوانده می شود، در حالیکه وی سواد خواندن و نوشتن را ندارد.

اکنون در برخی مناطق نماز جمعه برپا می شود و در مرکز ولسوالی پنجاب نماز جمعه اقامه می شود. به این ترتیب صرفا یک نماز جمعه در ولسوالی پنجاب دایر است.

در ولسوالی پنجاب یک باب کتابخانه عامه نیز وجود دارد که برای عموم مردم خدمت رسانی می کند، البته در کنار برخی مکاتب و مدارس دینی نیز کتابخانه های کوچک وجود دارد که خدمت رسانی اش بسیار محدود است. متاسفانه هنوز کتابخوانی و فرهنگ خواندن کتاب در جامعه رواج نیافته است و شاید سرانه خواندن کتاب در هزاره جات بیش از نیم دقیقه در روز نباشد.

در گذشته مدارس دینی در هزاره جات زیاد بوده است و طلبه هم زیاد داشته است اما اکنون با بازشدن مکاتب مدارس دینی رونق گذشته خود را از دست داده و اکثر مدارس دینی یا تعطیل و یا نیمه تعطیل است. از مجموع ده باب مدرسه دینی که در ولسوالی پنجاب وجود دارد فقط سه تای آن اکنون فعال است که عبارتند از: مدرسه تکابرگ، دراز قول و خم که در هر سه مدرسه در حدود صد نفر طلبه تا کفایه مشغول تحصیل و فراگیری علوم دینی است.

مدرسه مهدیه تکابرگ

شب در مدرسه تکابرگ ماندیم، مدرسه تکابرگ توسط حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ غلام حسین نورا در سال ۱۳۵۰ تاسیس شده است. اکنون مسولیت مدرسه را فرزند موسس حجت الاسلام والمسلین حاج شیخ عبدالوهاب رضایی به عهده دارد. مدرسه مذکور دارای ۱۳ اتاق برای طلاب، آشپزخانه، حسینیه و کتابخانه است که در آن ۴ هزار جلد کتاب عمدتا دینی موجود است. مدیر مدرسه عالم خیلی خوش فکر است و مدرسه اش از امکانات خیلی خوبی برخوردار است. سیستم صوتی، تصویری، چاپ و کامپیوتر آن بسیار جالب است که در آن ساحه شبیه به معجزه می ماند. برخی از این تجهیزات مرهون تجاربی است که استاد در جامعه المصطفی در قم کسب کرده و سالها آنجا کارمند بوده است.

مدرسه امام حسین خم

این مدرسه در سال ۱۳۴۵ تاسیس شده است و قدیمی ترین مدرسه در منطقه پنجاب می باشد. موسس مدرسه حجت الاسلام والمسلمین شهید نطاق است که از عالمان برجسته بامیان محسوب می شود. شهید نطاق خطیب توانمند بوده است که در سال ۱۳۵۸ توسط حکومت وقت دستگیر و به شهادت می رسد. اکنون مدیریت مدرسه به عهده حجت الاسلام والمسلمین نطاق زاده فرزند موسس است. مدرسه مذکور زمانی تاسیس شده است که در انجا کوچی ها حضور داشته است. استاد اکبری ورس و استاد عرفانی یکه ولنگ و استاد امینی اشترلی از جمله شاگردان برجسته این مدرسه است که هرکدام از جمله شخصیت های مهم کشور محسوب می شود. اکنون ۳۰ نفر طلبه تا کفایه را مشغول تحصیل اند و چهار استاد در مدرسه تدریس دارند. مدرسه مذکور حیات بزرگ دارد که اطراف آن را یازده اتاق و یک حسینیه و یک کتابخانه احاطه کرده است.

قابل یادآوری اینکه مدرسه دینی مستقل بوده و وابسته به جایی نیست. هزینه طلاب و اساتید نیز از وجوهات مذهبی و عمدتا از سهم مبارک امام علیه السلام تامین می شود. برخی از مراجع که در نجف و یا قم تشریف دارند نیز گاهی مساعده و یا شهریه ای را برای طلاب و اساتید می پردازد. معمولا طلاب بسیار فقیر است و زندگی خود را به سختی سپری می کنند. شهریه ای که یک طلبه دریافت می کند بیش از هزار تا دو هزار افغانی نیست که معادل ۱۵ تا ۲۵ دلار در ماه می شود.

مراسم مذهبی و دینی درمنطقه پنجاب با شکوه برگزار می شود. روضه خوانی در مناطق مرکزی هزاره جات مرسوم است و در ایام شهادت مردم عزاداری می کنند. مردم در ایام فاطمیه به مدت بیست روز روضه خوانی دارند و بانیان نوبت می گیرند و روحانی را دعوت می کنند تا روضه بخوانند. این سنت قدمت زیادی در منطقه دارد. در محرم و ۲۸ صفر نیز مراسم عزاداری برپا است.

رسم دیگری که در مناطق مرکزی و بخصوص در پنجاب وجود دارد این است که اگر شخصی در زمستان از دنیا برود آنگاه در بهار برای متوفی مراسم روضه خوانی می گیرد که به آن اربعین یا چهلم می گوید و خیلی باشکوه برگزار می شود. علت این امر زمستان سرد منطقه است که در حین مرگ به خاطر سردی هوا برای میت مراسمی گرفته نمی شود.

وضعیت صحی و بهداشت

در پنجاب مانند سایر مناطق هزاره جات در کنار انواع گوناگون مشکلات، وضعیت صحی و بهداشت مردم است که بسیار وخیم است. اکثر مردم به آب آشامیدنی صحی دسترسی ندارد، البته در این قسمت متنفذان جامعه کار ارزشمندی را شروع کرده که اگر نتیجه دهد، الگوی خیلی خوب برای سایر مناطق هزاره جات می تواند باشد. متنفذان جامعه از دولت خواسته است مشکلات آب آشامیدنی آنها را حل کند و دولت هم وعده داده است با لوله کشی مشکل آب مردم را حل کند.

بسیاری از مناطق فاقد سرویس بهداشتی است و در بازارها نیز سرویس بهداشتی وجود ندارد، سوء تغذیه در میان مردم بخصوص اطفال و مادران شیرده مشهود است. آمار مرگ و میر کودکان و مادران باردار نیز بالا است. بیماری های مسری چون تبرکلوس(سل)، مورقه (تب مالت و تب حیوانی) بزتاو و گاو تاو، اسهال و استفراغ کودکان و… در کلینیک ها زیاد مراجعه کننده دارد و در میان مردم زیاد دیده می شود. آگاهی از تنظیم خانواده در میان مردم خیلی پائین است. البته نهادها و ان جو های وجود دارند که در این زمینه کم و بیش مشغول فعالیت و آگاهی بخشی می باشند.

در تمام پنجاب ۱۳ تا کلینیک وجود دارد که اکثر شان فاقد داکتر مسلکی است و در بسیاری از کلینیک ها تنها دوافروشی وجود دارد که هم دوا می فروشد و هم معاینه می کند و در میان مردم معروف به داکتر است.

در پنجاب دو تا شفاخانه نیز وجود دارد که یکی از شفاخانه ها از سوی خارجی ها درست شده است و مخصوص بیماری سل است و از مناطق مختلف هزاره جات در این مرکز برای تداوی سل مراجعه می کند. نگارنده خود شاهد زن و شوهری بوده است که از ولسوالی اشترلی ولایت دایکندی یک شبانه روز مسافرت کرده بود و فرزند خوردسالش را برای تداوی در این بیمارستان آورده بود.

شفاخانه دیگری در مرکز پنجاب وجود دارد که به گفته مردم در حدود پنجاه سال قدمت دارد و از سوی دولت ساخته شده است. این شفاخانه دارای ۳۰ بیستر است و دارای چهار داکتر می باشد. امکانات از قبیل معاینه خون، گراف قلب، عکسبرداری و معاینه تلویزیونی در آن وجود دارد. شفاخانه مجهز با یک عراده آمبولانس نیز می باشد. از قضا یکی از همراهان ما جناب آقای انجنیر اسماعیلی در اینجا بیمار می شود، قریه دار منطقه به داکتر تماس گرفت و با التماس وی در مدرسه تکابرگ حاضر شد. وقتی کنجکاو شدم متوجه شدم که وی یک دوا فروش است اما همه مردم وی را به عنوان داکتر می شناسد.

به خاطر پراکندگی جمعیت بسیاری از مناطق مخصوصا در زمستان به کلینیک رسیده نمی تواند. اهالی محل می گوید در منطقه نی قول پنجاب و همچنین منطقه پشته غرغری نیاز شدید به کلینیک دارد و فاصله برخی از خانه ها تا نزدیکترین کلینیک منطقه دو ساعت راه موتر است.

به اتفاق اعضاء هیئت تصمیم براین شد که در پنجاب از خانواده های ایتام هم سر زده شود، در یک بعد از ظهر باهمکاری حجت الاسلام والمسلمین محمدی یکی از عالمان منطقه به سه خانه یتیم می رویم. خانه ها بسیار محقرانه است و مادر خانواده یتیمانش را به کابل برده بود تا شاید بتواند در آن شهر زندگی کنند، اما زندگی در شهر کابل برای آنها بی نهایت سخت بوده است زیرا آنها کسی را نمی شناخته است و کارگری هم نداشته است، ناگزیر بچه های خردسالش را گرفته دوباره به پنجاب زادگاه آبائی اش پناه می آرند و خانه ی را نزدیک بازار کرایه می کنند. اکنون وی همراه پنج یتیم قد و نیم قد در این خانه محقرانه که فقر تمام دارای آنها را تشکیل می دهد زندگی می کنند و به کمک مردم چشم دوخته است. سه دختر در سن تحصیل است اما این سه دختر دیگر در مکتب نمی رود زیرا سال گذشته مکتب دخترانه در پنجاب مسموم شده بود و آثار سم هنوز در بدن دانش آموزان موجود است. دختران یتیم مانند سایر دختران مسموم شده در منطقه گرفتگی تنفسی دارد و کمی ناراحت شود بی حال به زمین می افتد و ضعف شدید متوجه شان می شود، به این خاطر مادر خانواده تصمیم گرفته است دخترانش را به مکتب نفرستد.

دره نرگس از یکی دره های پنجگانه پنجاب است. دو تا فلاینگ کوچی را کرایه کردیم و مقداری برنج باخود برداشته به سمت اخضرات و کرمان حرکت کردیم. راه ناهموار است و قدرت موتر فلاینگ کوچک خیلی زیاد. در اخضرات سرای قدیمی را دیدیم که از دوران خیلی دور به جا مانده بود. اکنون این سرای همچنان سرپا و سالم است و در میان آن هفت خانه و یک مسجد ساخته شده است. سید قاسم معلم و ارباب منطقه اخضرات نیز تاریخ دقیق سرای را به یاد ندارد، اما می داند که این سرای مانند ده ها سرای دیگر در مسیر شاهراه کابل هرات ساخته شده است. در گذشته تجارها اجناس و اموال خود را بار شتر کرده و منزل به منزل از این مسیر عبور می کردند. اکنون نیز طرح سرک گریندوال که از هزاره جات می گذرد و کابل را با هرات وصل می کند از همین مسیر عبور می کند، هرچند طرح این سرک سالها است ریخته شده و سروی گردیده است اما بصورت جدی کاری دیده نمی شود. سراهای دیگری را نگارنده در امتداد همین را در بهسود، کرمان و… دیده است که شاید سالمترین سرا، سرای اخضرات باشد. اخضرات دره سرسبزی است و اسم با مسما دارد. اخضرات ۵۰ خانه دفتری و دارای یازده شورا است و در حدود دو هزار خانه در آن زندگی می کند. در اخضرات کلینیک و درمانگاهی وجود ندارد و مردم از این جهت در تنگناه قرار دارد. در کرمان یک باب کلینیک وجود دارد اما امکانات کلینیک مانند سایر مناطق هزاره جات بسیار ناچیز است. کرمان از جمله مناطق بسیار سرد پنجاب می باشد. آثار باستانی به جا مانده از گذشته فراوان به چشم می خورد. سرک پنجاب کرمان چند سال قبل درست شده است و سید قاسم می گوید در حین کار سرک یکی از کارگران مجسمه طلایی را پیدا کرد و حکومت خبر شد و آن را از کارگر گرفت. در کرمان درخت دیده نمی شود، مردم خیلی محروم و فقیر است هرچند تابستانش فریبنده است و هوای دلپذیر آن دلچسپ. سرای کرمان و قصر دختر پادشاه در کنار بازار و سرک قرار دارد. به اتفاق سید قاسم در بازار رفتیم و هم سرای و هم قصر دختر پادشاه را برافراز یک تپه دیدیم. قصر در دل یک تپه از سنگ ساخته شده است و آرامگاه دختر پادشاه برفراز تپه است که رفتن در آنجا کمی دشوار است. سید قاسم معتقد است که در اینجا صدها اثر باستانی دیگر نیز وجود دارد که از گذشته به جا مانده است. دولت در این مناطق حضور خیلی کم رنگ دارد. سید قاسم می گوید که منطقه کرمان دارای پنج شورا است و هزار و پانصد خانواده در این ساحه زندگی می کنند. مردم همه اش کشاورز است و تنها محصولی که مردم می کارند گندم می باشد.

1,384بازدید

کامنت بسته شده است.