سوغات هرات(۲)

مدبریت ۱۱:۱۲ ب.ظ ۷
سوغات هرات(۲)

سوغات هرات(۲)

گپ چهارم: کودکان کار!

دکتر مصطفی خرمی تا چند گام برنداشته ای که جماعتی از کودکان فقر با گاری دستی های خالی به استقبال ات می آیند تا در قبال خدمتی که به تو میکنند، لبی نانی از جیب خالی ات نصیب ایشان شود. اینجا نه از مدرسه و مکتب خبری است و نه از آموزش و سواد! اینجا گویا این خردسالان، مردان کار اند که به ناچار باید هر روز صبح به جای لمس بند «کیفناک» کیف مدرسه، دسته ای سرد و سخت گاری و گادی ها را برای لقمه ای نانی محکم می فشارند. اینجا در هجوم این کم سالان معصوم برای تصاحب ساک و چمدان مسافران خسته، شاهد دردناک ترین مسابقه خردسالان به امید بدست آوری «جایزه نان» از بزرگسالان هستیم! گرچه این جماعت تهی دست آموخته اند که در عین رقابت باید رفاقت داشته باشند؛ اما، گاهی این رفاقت را دوامی نیست؛ بلکه، ممکن است در روزهای بارانی و سرد که تعداد مسافران ورودی انگشت شمار میشوند، جدال برای حمالی سامان به بی سروسامانی کودکان حمال انجامیده و به درگیری برای تصاحب مال ختم شود!

مسلماً اینجا نیز همانند نظام طبیعت، ضعیف تر پامال است!؟

گپ بعدی: شکارچیان جیب!

در خارج از محدوده ممنوعه، رانندگان جلب و تیغ زن با مهارت تمام انتظار ات را میشکند، انتظار خودت که نه؛ بلکه، در واقع انتظار جیب ات را، که تیغی بزنند و بهره ای ببرند! در این قسمت ماشین های دسته دوم و کهنه جاپانی با رنگ ها و مدل های گوناگون آن قدر زیاد است که گاهی باورت میشود که وطن ویران تو نیز کم کم دارد افتان و خیزان جاده کاروان تمدن بشری را می پیماید. اینجا قانون و نرخنامه ای وجود ندارد! مقدار و میزان کرایه را رضایت طرفین (راننده و مسافر) تعیین میکند و همین توافق بر سر کرایه خود نوعی قانون و نرخنامه نانوشته ای است هر دو طرف تا پایان راه خود را بدان ملزم میدانند.

 اینجا نیز همانند دیگر شهر های شرقی، اگر نابلد باشی و ناوارد، شکار خوبی خواهی بود، تا مسیر صد افغانی گی را به چهار برابر، پنچ برابر یا بیشتر در کنار راننده خوشبرخورد، خوشرو، خندان و در عین حال تیغ زن باشی! اینجا هر نابلد و تازه واردی را با پنبه سر میبرند و چنان با مهارت جیب اش را میزنند که خود با دست خود جیب اش را خالی کرده و دو دستی به راننده خندان تقدیم میکند و… اما، تازه زمانی متوجه فریب خوردگی اش میشود که دیگر کار از کار گذشته و راننده خوشحال او را دلخون به جا گذاشته است!؟

گپ دیگر: سرک سالم!

سرک مسیر هرات با جاده های کشور ایران شباهت تام و تمام دارد، از نوع آسفالت گرفته تا خط کشی ها، تابلوهای راهنمائی، پل و پلچکها، حتی تک مسجد مسیر که  بی استفاده مانده و بیشتر به کلیسای متروکه عیسویان در دیار اسلامی شباهت دارد، تا به مسجد مسلمانان در دارالاسلام! پیداست که سرک اسلام قلعه به هرات را، ایرانی ها از همان کمک های وعده شدگی میلیونی برای بازسازی خانه ویران همسایه شرقی! ساخته اند، خانه پدر شان آباد آبادان باد بی باد! خوشبختانه تمام مسیر دو صد و سی و چهار کیلومتری، سالم و دست نخورده باقیمانده! نه از تخریب ماین های کنار جاده ای خبری است و نه از پل و پلچک های ویران! گویا اینجا از طالب نماهای مخرب و تمدن ستیز خبری نیست! یا شاید طالبان این مناطق اندکی خردگرایند که از تخریب و تحریف و انتحار بدور مانده اند.

شهرک جبرائیل!؟

 گاراژهای بیابانی موتر فروشی ها، بدون درب و دیوار و خاردار، با صدها موتر ریز و درشت و تابلوهای کج و کِل و خاک گرفته، حاکی از آن است که به ورودی شهر هرات رسیده ای، در در سمت راست جاده و در انتهای سرک اسلام قلعه «شهرک جبرئیل» قرار دارد که تقریباً برای تمام هزاره ها نام آشنائی است. اگر دوست و فامیلی آنجا داشته باشی بی شک اقامت در جبرئیل را بر مسافر خانه های گور ملک(دروازه ملک) ترجیح میدهی! با بریک زدن خلیفه موتروان، انبوهی از سه چرخه هاست که موتر را دوره میکنند، انگار همگان منتظراند تا در حمل تو و بار های احتمالی ات، یاری ات کرده و با ستاندن اندکی از مایه کیف پولت، جیبهای تهی ات را تهی تر سازند. سه چرخه های متفاوت اینجا تو را به یاد رکشه های پاکستان میاندازند، همانگونه که هرچه به کوچه و پس کوچه های تنگ و گلین جبرئیل فرو میروی، به یاد محله های هزاره نشین شهر کویته بویژه محله «هزاره تاون» واقع در منطقه بروری کویته می افتی! محله مشهوری که تا کنون رسیدن به آن، جان صدها مسافر هزاره را گرفته است.

منطقه جبرائیل که در منتهای الیه غرب هرات قرار دارد، در روزگار نچندان دور محله عزرائیل و پاتوق درندگان و وحوش بوده است! تنها پس از خریداری زمین های این منطقه توسط مردم هزاره و سکونت در آن، قابل زیست و زندگی انسانی شده است. شوربختانه این شهرک در زمین های پست دو لبه ای
یک «قول»(شیله) قرار گرفته و در مسیرسیل واقع شده است، که اگر خدای نخواسته بارانی شدیدی ببارد و سیل راه بیفتد، به یقین بسیاری از خانه های گلین و محقر مردمان ساکن اینجا را، خطر جدی تهدید میکند! گرچه خوشبختانه تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده و از زمان ایجاد نخستین خانه ها و سکونت هزاره ها در این منطقه مشکلی خاصی پدید نیامده؛ اما، احتیاط نشانه ای خردمندی است.

شهرک جبرئیل در واقع یک شهرک مهاجر نشین است که امروزه اکثر ساکنان آنرا مهاجران دوگانه و دبل مهاجران تشکیل میدهند! یعنی کسانیکه بار اول به خارج از کشور مهاجر شده و پس از بازگشت در این شهرک ساکن گردیده اند. بویژه بسیاری از بازگشتگان از ایران در این نقطه ساکن شده اند. لذا، چهره ای این شهرک همانند شهر هرات کاملاً رنگ و بوی ایرانی دارد. میتوان گفت: شهرک جبرئیل هرات، یکی از محله های هزاره نیشین این شهر است، که هزاره های رانده شده را به سوی خویش جذب و جلب نموده است. شهر هرات همانند بسیاری از شهر های شرقی، ساختار قبیله ای دارد، که سکونت افراد یک قوم در محله های مربوط به اقوام دیگر معمول نبوده و مردمان ساکن این محله ها، تنها در محله قومی خودشان احساس امنیت و آرامش میکنند.

شهرک جبرئیل در آغاز از شهر دور بوده و با فاصله ای نسبتاً زیادی، بدون نقشه و ساختار شهری بنا شده بود، به گونه ای که در محله های قدیمی این شهرک، نمای غیر شهری با کوچه های تنگ و پیچ در پیچ کاملاً مشهود است. اما، امروزه با ازدیاد جمعیت و بازگشت مهاجران، این شهرک گسترش بسیار یافته و به محله های «محله» و «بابوجی»(باباحاجی) واقع در حومه شهر هرات کاملاً وصل شده است. بخش های جدید این شهرک با نقشه شهری و خیابان های عریض و کوچه های فراخ همراه با نام و پلاک گذاری؛ بویژه محله تازه تأسیس «توحید» با ساختمان های مدرن، بلند و زیبای شهری، چهره این شهرک را کاملاً دگرگون کرده و بدان شکل یک شهرک امروزی و مدرن داده است.

خوشبختانه امروزه ابر حمایت دولت جدید گاه گداری بر سر این منطقه از شهر نیز سایه افگن گردیده و اندکی از بودجه های کلان شهری شهر هرات را، بصورت این منطقه نیز می مالند! اکنون ناحیه های این منطقه از شهر در ساختار شهری هرات کاملاً رسمیت یافته و جز از شهر هرات به شمار میروند. به گونه ای که مردمان ساکن این شهرک دیگر باور شان شده که هراتی هستند! گرچه نگرانی از عواقب سال آینده (سال۲۰۱۴ میلادی)به این منطقه نیز سرایت کرده، باعث کندی ساخت و ساز ها و بازسازی منطقه گردیده است. قیمت های زمین و ساختمان به شدت افت کرده و خرید و فروخت به ندرت صورت میگیرد.

 با این وجود، زندگی همچنان با جوش و خروش از صبح زود تا پاسی از شب ادامه دارد. مردم امیدوار اند که دیگرباره شاهد عصر تنگ و تاریک طالبانی نباشند! بی شک بدلیل همان گذشته تیره، تار و خوفناک بسیاری از مردمان وطن، ساکنان هرات و شهرک جبرئیل، نیروهای خارجی را به چشم ناجیان بین المللی می نگرند. لذا، بسیاری از ایشان حضور آنان را پس از سال ۲۰۱۴ نیز ضروری و لازم می پندارند. شهر هرات و مناطق اطراف آن تقریباً از امنیت کامل برخودار بوده و خوشبختانه از سالها پیش تا کنون این آرامش همچنان برقرار است. امنیت و آرامش نسبی که باعث ازدیاد جمعیت شده و بسیاری از مهاجران بازگشته به وطن را، در خود جای داده است.

خوشبختانه در شهرک جبرئیل همانند بسیاری از شهرک های هزاره نشین، آموزش و یادگیری به شدت جریان دارد و این مردم علم خواه و دانش پرور حتی از نان ناچیز خانوده های شان مایه گذاشته و فرزندان فقیر شان را با لباس های کهنه و مندرس به مکتب(مدرسه)ها، دانشگاه ها و کورس های خصوصی اعزام میکنند. تا کنون تعداد چشمگیری از دانش آموختگان نسل جدید از مؤسسات آموزشی دولتی و خصوصی فراغت یافته و بعضاً جذب اردوی ملی، پلیس ملی و یا در ادارت دولتی استخدام گردیده اند. به گونه ای که از همان بدو ورود در ادرات مرزی تا مرزبانی ها و تا ادارات دولتی شهری شهر هرات، میتوان شاهد حضور نسل نو مردم هزاره بود که همدوش با دیگر هموطنان شان مشغول خدمت به وطن و مردم خویش اند.

 بسی جای خوشی است که این اختلاط همانگونه که حاکی از احساس مسؤلیت و سهم گیری مردم ستمدیده و محروم هزاره در سرنوشت کشور است، نشانگر کاهش تعصب و دیگر پذیری سایر اقوام ساکن در وطن نیز بوده و میتواند نشانه ای خوبی برای «ملت سازی» در آینده ای نزدیک وطن باشد، آینده ای که در آن دیگر از به کارگیری تعصب های کور قومی، قبیله ای، سمتی و لسانی خبر و اثری نبوده؛ بلکه، شایستگان و متخصصان از هر قوم و نژاد زمامدار کشور گردند. در این شهرک علاوه بر مراکز آموزشی، کتابخانه عمومی نیز احداث گردیده که گویا بودجه ساخت آنرا ایرانی ها پرداخته اند. مسجد جامع زیبا، بزرگ، امروزی و مدرن به شهرک جبرئیل جلوه ای خاصی بخشیده است که توسط مرجع عالیقدر تشیّع و هزاره حضرت آیت الله محقق کابلی دامت برکاته ساخته شده است. علاوه بر آن مساجد و تکیه خانه های دیگری توسط خود مردم متدین، در نقاط مختلف این شهرک ایجاد گردیده است. از دیگر مراکز عمومی این شهر که در بهداشت و تمیزی مردم نقش بسیار دارند، میتوان از حمام های مردانه و زنانه شهرک جبرئیل نام برد که بدلیل گرانی مواد سوخت، استفاده از حمام های خانه ها، بخصوص در فصل سرما، چندان با صرفه نبوده؛ لذا، بسیاری از مردم از این حمام ها برای پیرایش و بهداشت هفتگی شان بهره میبرند. < /P>

 ادامه دارد… .

+;نوشته شده در ;جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت;۲۳:۱۲ توسط;مدیریت بخش داود – خرمی; |;

1,887بازدید

۷ دیدگاه »

  1. dawood قوس ۱۸, ۱۳۹۱ در ۲:۱۰ ق.ظ -

    شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲:۱۰

    تشکر از این گزارش تان ولی اگر همان گپ هفتم و هشتم را هم میگفتید خیلی خوب بود ، اغایی خرمی زاده خیلی دیر دیر یاد تو میه این دفه کلگی را ده یاد خو بیرو نویشته کو دیگه
    داود

  2. habib mirzaee قوس ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۵ ق.ظ -

    شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۰:۱۵

    آقای خرمی عزیز سلام. منهم دیریست که ساکن این شهرم. کاش خبر می شدم که شما تشریف آورده اید. دید و بازدیدی میشد خیلی خوب بود. به هر حال! توفیق یارتان باد

  3. جاسوس رسواگر قوس ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۲ ق.ظ -

    شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۲۲

    جاغوری ولایت نی بلکه تجزیه می گردد
    کسی میدانه که جاغوری به زودترین وقت تجزیه میشه
    و چه کسانی می خواهد جاغوری را پارچه کند ؟

    پس بیا جاسوس رسواگر را بخوان و اگاه شو
    جاسوس رسواگر با بهترین های افشاگری مفسدین جاغوری
    http://www.jasos-raswagar.blogfa.com

  4. پاتو قوس ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۵ ب.ظ -

    شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۴۵

    خیلی عالی بود. نمیدانم چرا بعضی ها بجای تشکر و تشویق عقده گشائی میکنند به نظرم باید از نویسندگان این سایت خوب قدردانی و تشویق کنیم تا قلم بدستان بهتر بتوانند ادامه بدند. از جناب خرمی ام تشکر با این نوشته زیبا و قشنگ ادامه بده برادر ادامه بده .

  5. رضا رضائی قوس ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۶ ب.ظ -

    شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۴۶

    مثل همیشه خوب نوشته اید تشکر از آغای خرمی منتظر قسمت های بعدی استیم کاش عکس های بیشتری نشر میکریدد اگه آورده باشید.

  6. دخترهزاره قوس ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۲ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۹ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۲۲

    مثل همیشه گل کاشتید استاد عزیزم..

  7. معین قوس ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۵۸ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۵۸

    دست تان درد نکند جناب خرمی
    ماهم این مسیر را بارها طی کردیم، چیزهایی را که نوشته اید واقعیت است.
    پایدار باشید.