سوغات هرات- قسمت آخر! و

مدبریت ۱۰:۳۶ ب.ظ ۳
سوغات هرات- قسمت آخر! و

سوغات هرات- قسمت آخر!

گپ گفتنی: پول آلووو!؟

گفتنی است که در هرات نیز همانند بسیاری از شهرها و روستا های وطن، جماعتی زیادی از خانواده ها به کمک مستقیم کارگران شان در خارج از کشور روزگار میگذرانند. سالانه میلیون ها میلیون دالر، یورو، تومان، روپیه و… حواله و بصورت افغانی به نقاط مختلف وطن سرازیر گردیده و در اختیار خانواده ها قرار میگیرند. شوربختانه خانواده های دور از کارگر، به خوبی نمی دانند که غربت زدگان دورافتاده شان، چگونه این پول ها را بدست آورده اند! درک نمیکنند که کارگران غربت نشین چگونه از عمر، جوانی، عزّت و حتی آبروی شان مایه میگذارند، تا پولی تهیه شده و برای خانواده های کم احساس یا ناآگاه شان حواله گردد! سالهاست که شغل پردرآمدی برای جمعی خاص در کشور های  کارگر نشین بنام «حواله داری» شکل گرفته و «حواله داران» شریف روزانه میلیون ها پول به حساب شان واریز و برداشت میشود، تا بدست خانواده های کارگران در جای جای وطن برسد.

از زمان رسمیت یافتن حکومت دموکراسی وارداتی و زورکی! که مظاهر تمدن(تلویزیون، ویدئو، دیش، موبایل، انترنت و…) به تمام نقاط کشور حتی بمناطق بسیار دورافتاده و کوهستانی راه یافته، شغل شریف «حوله داری» نیز دگرگون، بی خطر و بسیار راحت تر از پیش شده است. زیرا، مثل گذشته دیگر انتظار کشنده ای هفته ها و ماه ها نه حواله دارها را برای ارسال و نه خانوده ها را برای دریافت، دچار سختی نمیکند؛ بلکه، یکروزه حواله از کشور مبدأ به مقصد ارسال و تنها با یک «آلووو» (موبایل) بدست خانواده ها میرسد! این سهولت در دریافت، «قوز بالا قوز» گردیده و بر نادیده و ناچیز انگاری پول های کارگران و دایم الوصول بودن آن، اثر گذاشته و سبب شده که خانواده ها با خیال راحت بدون کمترین دغدغه، مصرف نموده به تجمل گرائی، اسراف، رقابت های منفی و… روی آورند! با این پندار غلط که «پول آلووو» همواره و فوری در دسترس شان است.

در شهرک جبرئیل نیز همانند دیگر مناطق کشور جماعت بسیاری با«پول آلووو» روزگار میگذرانند! خانه های زیبای شهری که هرکدام به کاخ سلاطین بیشتر شبیه است، تا به خانه معمولی، اکثر شان از همان پول ها ساخته شده است! بقول آن هموطن اوغوو:«… وی لا اَزاره بی بخت ارچه پول گیر کد، وی لا ده خانه زده یا ده خاتو زده یا ده موتر، وی لا ازاره بی بخت…!!» تقریباً این هموطن دوراندیش درست دریافته، چون پولهای به ظاهر بادآورده هزاره ها، بجای سرمایه گذاری و شراکت در تولید مفید و سودآور، که از سود آن خانه ساخته، خاتو نموده و موتر بخرند، به راحتی اصل پول را مصرف نموده و خود سرمایه شانرا، سهل و ساده، به باد میدهند!.

 اینجا در کنار اکثریت غریب و فقیر، جماعتی که با همان پول زندگی مرفه و راحتی دارند، به سختی باور پذیر است که همسایه ای حتی از پر کردن یک کپسول سه کیلوی گاز(پیک نیک)ناتوان باشد؛ اما،  در همان حال همسایه به ظاهر پولدار، با ساخت خانه های میلیونی، برای گرمابخشی خانه اش، تانک صدها کیلوی گاز در گوشه کاخش خوابانده، که تنها با تانک پر شده و تمام خانه اش از گاز لوله کشی بهره مند است. اینجا نیز داستان«شب سمور و لب تنور» در تاریخ تکرار میشود دنیای افراط و تفریط با «پول آلووو» که هردو نیز بگذرد!!؟

کاش می شد از زندگی کارگران هموطن در کشور های دیگر، فیلمی تهیه کرده بجای سریال های بدآموز هندی و ترکیه ای از طریق «مدیا» های!! بی شمار وطنی، برای خانواده ها، پخش کرد، تا حداقل هنگام خرج پولهای مذکور، اندکی دست و دل شان بلرزد و با احتیاط دست به کیسه برند! کاش!؟ .

گپ پیش از آخر: مرگ غریبان!

از قدیم گفته اند: فصل سرما هنگامه ای مرگ غربیان است! بدلیل گرانی مواد سوخت، این مثل متأسفانه برای بسیاری از مردم کشور، شهر هرات و شهرک جبرئیل رنگ واقعیت بخود گرفته و هم اکنون مردم کم درآمد روزگار سرد و سختی را سپری میکنند! زیرا، چوب سوخت در این شهر بسیار گران بوده و و برای گرم نگهداشتن خانه ها مناسب و با صرفه نیست! مواد سوخت دیگر همانند: تیل(نفت) و گاز که از ایران وارد میشوند، نیز قیمت بالائی دارند که بسیاری را توان خرید و مصرف آنها برای گرم کردن خانه ها نیست. گرچه برای پخت و پز ناچار به هر قیمتی باید از گاز استفاده کنند، بطور مثال: قیمت گاز که در فصل گرما کیلوی سی افغانی بوده، اکنون در آغاز فصل سرما به دو برابر یعنی شصت افغانی افزایش یافته است! به گفته ای اهالی همزمان با اوجگیری سرما، قیمت گاز نیز سیر صعودی داشته و به بالای صد افغانی نیز میرسد! در این راستا، گرچند نیروی برق که از دو کشور همسایه ایران و ترکمنستان به شهر هرات میرسد، از قیمت کمتری برخوردار بوده اما، در مناطق فقیر نشین مثل شهرک جبرئیل بسیار کمزور، ناتوان و چنان پر رفت و آمد است که هرگز بدان دل بستنی نیست!

با این وجود، هرگاه این نعمت بزرگ(برق) بصورت دایم حضور گ
رما زا و نور بخشش احساس شود، صندلی های حقیرانه با یک «لامپ صد» گرم شده و گرمائی مطبوعی را تولید میکند که فرو رفتن به زیر لحاف صندلی برقی لذت بخش و خواستنی است! بدین گونه فصل مرگ غریبان با تلفات اندک به پایان خواهد رسید! که برای مردم بی بضاعت خودش نعمت بزرگی خواهد بود. در این میان، آمدن بخاری های دوگانه سوز گازی و برقی کم مصرف، ساخت کشور ترکیه به بازار هرات، اندکی از نگرانی های مردمان فقیر و کم درآمد آن دیار، کاسته و بدلیل مصرف کم و کارآئی زیاد، بسیاری را توانائی بخشیده تا بتوانند کم و بیش از کپسول های گاز، برای گرمابخشی خانه های سرد شان بهره ببرند.

 شوربختانه در همین حال بدلیل افزایش جمعیت بی کاران و نبود یا کمبود کار، مزد یک کارگر تقریباً ثابت مانده و هیچ افزایش نیافته و همان روز صد تا صدو بیست افغانی است، که با وجود گرانی مواد خوارکی و سوخت هیچ دردی از این جماعت محروم را دوا نمیکند.

گپ آخر: شهر هرات گل سرسبد شهرهای وطن!

 سرک جدید که از مناطق محله، بابوجی و منارها میگذرد شهرک جبرئیل را به شهر هرات وصل میکند تقریباً رفت و آمد در این مسیر را برای مردم آسان تر کرده است. مناره های هرات که قرن ها از احداث شان میگذرد و از آثار باستانی بی نظیر هرات و کشور اند، در همین مسیر قرار دارند که مردم جبرئیل حداقل روزانه دوبار از کنار آنها عبور میکنند. بدلیل بی توجهی سردمدارن کشور و شهر هرات، متأسفانه این آثار بی بدیل تقریباً در حالت فرو ریختن کامل قرار دارند، تنها عملکرد مسؤلان در حفاظت از این آثار ارزشمند، بستن سرک عمومی و انحراف سرک به اندکی دورتر از آنهاست.

 از میان دیگر آثار تاریخی شهر هرات، مسجد جامع و قلعه اختیارالدین که در مرکز شهر قرار دارند نسبتاً از وضعیت بهتری برخوردارند. بخصوص قلعه مذکور در نزدیکی دروازه ملک، که به بالاحصار هرات نیز شهرت دارد، مورد توجه ویژه مسؤلان قرار داشته و مرمت و بازسازی کامل شده است. شاید بدان دلیل که دارآمد زائی آن بیشتر بوده و توریست های بسیاری را بخود جلب میکند. دروازه ملک تقریباً حکم ترمینال و ایستگاه موتر های شهری و خارج شهری هرات را دارد، وجود مسافرخانه های رنگین، نشانگر حضور مسافران بسیار است که از ایران و یا از دیگر مناطق کشور وارد هرات شده و در این اقامتگاه های نسبتاً ارزان چند شبی را بیتوته کرده و با تجدید قوا ادامه مسیر میدهند. دست فروشان خرد و کلان تقریباً پیاده روهای این منطقه را مسدود کرده و عبور و مرور را به مشکل مواجه ساخته اند و… به همین دلیل بسیار شلوغ، کثیف و پر و رفت و آمد است.

 با این وجود، زندگی با ملایمت جریان دارد و عابران و شهریان هرات، به گونه ای به این شلوغی عادت کرده اند. شهر هرات یکی از شهرهای بزرگ و مادر کشور به شمار می آید که قدمت تاریخی بسیار دارد. در این شهر سلسله ها و دولت های بسیاری حکومت کرده اند. و بارها از جمله در حمله ویرانگر چنگیز خان مغول تقریباً بصورت کامل ویران گردید. با این وجود، همچنان پویا و سرزنده به حیات سیاسی- اجتماعی خویش ادامه داده است. اکثریت ساکنان شهر هرات را تاجیکان و هزاره های پارسی گوی تشکیل میدهند، گرچه تعداد اندکی از پشتون ها و دیگر اقوام نیز در این شهر سکونت دارند.

گویند: شهر هرات پس از بلخ در مرتبه دوم قدمت تاریخی قرار داشته و از نظر زیبائی و موقعیت ویژه جغرافیای در کنار هریرود، از شهر های مادر بوده و همواره گل سرسبد شهرهای خراسان زمین به شمار میرفته است. هم اکنون نیز این شهر باستانی و زیبا از شهر های مادر و اصلی کشور شمرده میشود. با این وجود، متأسفانه چهره شهری شهر هرات، همانند بسیاری از  شهر های کشور خط و خال برجسته ای از فقر و عقب ماندگی را بر خود دارد، که ناگزیر از پیآمدهای ناامنی و جنگ های چندین دهه اخیر در وطن ماست! گرچه خوشبختانه این شهر از آسیب های مستقیم درگیری های طولانی گذشته بدور مانده، اما متأسفانه حتی در نقاط مرکزی شهر نیز از بازسازی و زیبا سازی چندان خبری نیست که نیست!.

 به نظر میرسد: عملکرد منفی و کم کاری مسؤلان، فساد اداری بی پایان، تجمل گرائی و اسراف، انباشت ثروت های بادآورده برای جمع اندک، نبود کار، درآمد پایین برای اکثریت مردم و… از مهمترین عوامل اند که بر فقر و ناداری شهری شهر هرات، بیش از پیش افزوده و آنگونه که شایسته این شهر است کارکرد مثبتی چندانی در آن به چشم نمیخورد. گدایان و متکدیان بسیار از زن و مرد، معتادان فراوان به مواد مخدر با لباس های پاره و کثیف و چهره های استخوانی در هرگوشه از شهر بخصوص در خیابان های مرکزی شهر، کودکان کفاش و واکس زن، دست فروش های نامنظم، موترهای بسیار با خیابان های نسبتاً کم ظرفیت و… تنها بخشی از معضل این شهر تاریخی و زیباست که به شدت چهره ای آن را زشت و نازیبا ساخته است. با این وجود، برقراری امنیت نسبی به مردم هرات، امیدواری بسیاری داده و حیات سیاسی- اجتماعی بهتری را  برای ایشان رقم زده است!

 همه بگونه ای از زندگی فقیرانه ای شان در سایه امنیت کنونی راضی اند و آرزومند اند که دیگر هرگز شاهد حضور وی
رانگر و مخرب جنگ و برادر کشی در کشور و شهر شان نباشند. امیدوارند که دیگر هرگز شاهد بازگشت دوران سیاه و تاریک طالبانیزم نباشند. آرزومندند که این امنیت نسبی همچنان بعد سال ۲۰۱۴ نیز ادامه یابد. بدون شک این آرزو و آمال تمام مردم کشور از هر قوم و نژادی بوده و همگان پس از سالهای سیاه و نکبت بار جنگ که پیآمدهای نابودگر آن را با گوشت و پوست شان حس نموده و از آن به شدت بیزار اند، به خوبی دریافته و به این تجربه تلخ دست یافته اند که به فرموده امام علی(ع):

دکتر مصطفی خرمی

نعمتان مجهولتان؛ الصحت و الامان

ما نیز امیدواریم که هرگز مردم ستمدیده ای کشور ما، بار دیگر از نعمت امنیت و سلامتی محروم نگردند و ما همچنان شاهد سازندگی، بالندگی و تابندگی کشور محروم خویش باشیم.

به امید آنروز

یادآوری:

در این سفرنامه، نگارنده تلاش بسیار بخرج داده تا هیچ یک از چشمدید هایش از قلم نیفتد و از اینکه نتوانسته بدلیل مجال اندک و بضاعت کم، به گوشه گوشه های شهر هرات سرزده و گزارش تهیه کند پوزش خواه است.

این طلب باشد تا وقت دیگر!؟

+;نوشته شده در ;جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ساعت;۲۲:۳۶ توسط;مدیریت بخش داود – خرمی; |;

1,675بازدید

۳ دیدگاه »

  1. رضا قوس ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۰ ب.ظ -

    جمعه ۲۴ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۴۰

    عالی بود تشکر فراوان از جناب خرمی دست ات درد نکنه کاش عکس های بیشتری نشر میکردید

  2. مغموم قوس ۲۹, ۱۳۹۱ در ۹:۴۳ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۹ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۹:۴۳

    جالب و عالی بود من از هراتم و دوست داشتم که بیشتر از این مینوشیتید موفق باشید

  3. سالم قوس ۲۹, ۱۳۹۱ در ۹:۴۵ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۹ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۹:۴۵

    کاش همه جای هراته خوب میدید و گزاش میدایدی باز یک دنیا سپاس عالی و جالب گرچه کم و اندک! تشکر