شعر(بهار ازاره هم مایه)

مدبریت ۱:۵۶ ب.ظ ۶

راه و روود ازاره صدها کوه و کوتل دره

آسو نباشه تیر شودو ازخود چمرس و چل دره

ناقی ناقی خیزک زیدو ده ار دوور  چیز فاییده؟

«آو ره دیده پای ره لوچ کو!» مردم مو یک مثل دره

ده دویدو راه خانهِ خدا نمی گرده تامو

بیرار تو سمیدم نشو ارچیز ازخو مجل دره

بهار ملک ازاره هم بیشک و شبهه مایه

پیش از بهار هر زمستو یک کم وتوم توغل دره

تامیر اگر ماکم بایه تادو باید پخته باشه

خانه ازاره تا ده تیس تادو بلی دلدل دره

مو سر ندری رهبر ندری از یکدیگه خبر ندری

بی رهبری هر راه گذر بلهِ سنگ شالمل دره

رهبر امو کس که سرو سمبل قومه جم مونه

شیعه ، سنیی ازره ره پالوی خو ده بغل دره..

بیرار تو سرمه قار نشو  ایره ازسوزدل موگیم

ازاره هم خوب وخراب هم باتور و بژغل دره

 بایین توان خو بال برده جان ومالخو ماکم کنی

کی راه هزاران راهزن  و خسک دوز ودغل دره

ده فکر ( زردادی) تمام مشکلات قوم مو

گر رهبر دلسوز باشه ده ظرف یکروز حل دره…

+;نوشته شده در ;چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت;۱۳:۵۶ توسط;محسن زردادی; |;

1,263بازدید

۶ دیدگاه »

  1. حاجی علی اسد ۱۲, ۱۳۹۱ در ۶:۲۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۲۶

    دالر کارخودش را می کند همانطوریکه دربامیان تجربه کردیم انموقع نیز غزل گویان ما بسیارسرودند که اگرمردی ازکوتل شیبر بیا وازحاجگگ بیا وسیغان وکامرد بیا ولی استاد خلیلی همه دره ها وکوتل ها را هموارکرد برای معامله دارانش

  2. نصیر اسد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۰ ق.ظ -

    جمعه ۱۳ مرداد۱۳۹۱ ساعت: ۱۰:۰

    خیلی عالی است؛ ظرفیت لهجه ناب هزارگی در آرایه های ادبی معاصر، با قوت و قدرت در این شعر ، متجلی شده و جواب محکم به کسانی است که با بیگانه گرایی ها میخواهند از خود بگریزند و این زبان فخیم و قدیم بومی و اصیل را به فراموشی بسپارند!
    تشکر جناب زردادی. برای تان موفقیت های هرچه بیشتر آرزو میکنم.

  3. حمیدا... اسد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۶ ق.ظ -

    جمعه ۱۳ مرداد۱۳۹۱ ساعت: ۱۰:۵۶

    اگرهوای جنگ دری قدتانک غول پیکر بیا
    اگرخوده مردک موگی ازکوتل شیبربیا
    رهبرقوم روزیکه بامیوراقد۳۳پایه زیونصب شده ترک کردبدون دروغ یک موترپول درهرپوسته بسته بسته داده تاقول خویش خودرارساند،وبا اون بیچاره نظامیهامی گفته که بچه هایم سنگرهارامحکم نگهداریدکه من برای استحکام سنگرها ازپوسته هابازدیدمیکنم! بالاخره باعذروالتماس پیش مسعودکه یک طیاره هلی کپتربفرست تامابیاییم!
    طالبوقدتانک غول پیکرازدره شیبرآمددیدکه رهبرقوم دپنجشیررفته است!ماندمردم بیچاره ویک عالم دشمن تراشی بااوغو!
    که ماندتاخدای دپاره کندکه مردم رانکشید؟همون کسی که درغرب کابل پس ازانهمه دشمنی ودشمن تراشی کنارمردم قرارگرفت وفداکاری کرد. انکسی که همیشه مظلوم است وموردآماج افراطیهاقراردارد؟

  4. رجب رجایی جاغوری اسد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۶ ب.ظ -

    جمعه ۱۳ مرداد۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۳۶

    بیرار گل آقای حاجی علی سلام!
    درست است که دالر و کلدار وتومان کار خودش را میکند ولی اشعار به گفته ی شما غزلگویان همان روز که با موسیقی و دنبوره خوانده میشدند در بلند نگهداشتن مورال رزمی جوانان هزاره خیلی تاثیر داشت. آهنگهای سرور سرخوش و بعد برادرش داود سرخوش و دیگران را بیاد دارید. امروز هم همینطور است. اگر یک قوم ویک ملیت ازخود فرهنگ نداشته باشد می میرد و به مرور زمان نابود میگردد.
    چیزی را که میخواستم بگویم اینست که همین غزل زردادی را شما شاید درست درک نکرده اید ، هدف شعر به فکر قاصر من مشکلات هزاره ها است و کلمات راه وروود هم بیشتر به معنای راهایی است که باید توسط مردم هزاره طی گردد تا به هدف برسند ویا مشکلات خودرا حل نمایند نه همان راه و کوتلهایکه شما نام برده اید.. بهر صورت معنای شعر در بطن شاعر است و به این سوال باید خود آقای زردادی جواب بدهد ویا کدام ادبیات شناس ، من که بهره چندانی از ادبیات ندارم..

  5. سعیدی اسد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۸ ب.ظ -

    جمعه ۱۳ مرداد۱۳۹۱ ساعت: ۲۳:۴۸

    درود بر شاعر گران سنگ و عزیز ما خیلی خوب سرودید گرامی

  6. محسن زردادی اسد ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۹ مرداد۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۴۶

    باسلام و درود فراوان به همه دوستانیکه این غزل ازارگی ام را خوانده اند و نظر داده اند.
    تشکر از آقای سعیدی محترم که با تمام گرفتاری های وطنی ، مهمانی ها و محافل دوستانه و دید وبازدیدهای دیگر وقت پیدا کرده و لطف ونوازش کرده اند.
    یکبار دیگر ممنون از همه دوستان.