شغلِ شریفِ کمپاینری

عزیزالله جاغوری ۸:۵۴ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
شغلِ شریفِ کمپاینری

شغلِ شریفِ کمپاینری
……………………..
نسل جدیدِ هزاره نسلِ کمپاینر است و در شغلِ شریفِ کمپاینری دستِ همه را از پشت بسته‌اند. خواستِ سیاسی ندارند. اهل خطر نیستند. از چشم‌به‌چشم شدن با دشمن سیاسی هراس دارند. از مرگ می‌ترسند. هرگاه کسانی در شغل و مقامی کاندید شوند دست و پای خود را می‌شکنند. در خط اول جبههٔ تعریف یا دشنام‌اند. دیگران اگر دشنام می‌دهند یا تعریف می‌کنند، هدفِ عینی و مشخصِ سیاسی دارند. نسل نو هزاره، اما، بی‌آن‌که هدف مشخصِ سیاسی داشته باشند و برای رسیدن به‌قدرت این کار را انجام دهند، مؤمنانه و از سر ساده‌لوحی و صداقت انجام می‌دهند. اگر کسانی خیابان‌های شهر یا مکان‌های جمعی را پر از آشغال کنند، بر خود واجبِ شرعی می‌دانند که آن را پاک کنند و نام این کار را «مدنیت» گذاشته‌اند. از یاد برده‌اند که مدنیت همان سیاست‌ و حاکمیت بر شهر است، نه عمله‌گی و عموتم‌بازی. تصور اینکه مردم هزاره نیز حق ریاست پارلمان را دارد یا طلسمِ معاونت را بشکنند و رئیس جمهور شود، برای آن‌ها محال است و حتا در رؤیا و آرزوی خود چنین خواست‌هایی را کشته‌اند. با یک رای شکست‌خوردن بهتر از کمپاینر شدن است، دست کم به این دلیل که رؤیایی برابری انسانی را برای نسل های بعدی زنده نگه می‌دارد. واقعیت این است که تاریخ بی‌رحم است. هیچ‌ مردمی بدون تقبلِ هزینه و خطر، با شغلِ شریف کمپاینری به قدرت نرسیده‌اند. کمپاین‌گروی در ساختار سیاسی حذفی سهم‌گرفتن در حذف خود است. به هر اندازه که گروه تحتِ ستم در کمپاین فعال‌تر ظاهر شوند، فرایند حذفِ خود را طبیعی‌تر کرده‌اند. کمپاین‌های آتشین برای عبدالله و غنی، آتشِ معرکه‌شدن و فحش و دشنام‌های قومی به قوم تاجیک و پشتون در آن انتخابات را به یاد آورید! همین‌طور اشکِ تمساح‌ریختن در سوگ جنرال رزاق و ماجراهای کمپاین و راه‌اندازی هشتگ‌های انترنتی برای دیگر کارمندان این دولتِ حذفی را. وضعیت‌هایی هست که آدمی باید تصمیم بگیرد. اگر به هر دلیلی نمی‌تواند در راس قدرت قرار بگیرد و خواستِ سیاسی خود را تحقق بخشد، درد خود را در درون فرو خورد و با ظاهرشدن در نقشِ کمپاینر حرمتِ خود را له نکند و فضیلتِ انسانی خود را بر باد ندهد.
اسد بودا

294بازدید

کامنت بسته شده است.