شماره پانزدهم ماهنامه پاتو (۱)

مدبریت ۸:۳۰ ق.ظ ۷
شماره پانزدهم ماهنامه پاتو (۱)ماهنامه پاتو صحفه (۱)

بنام پروردگار

پاتو :ماهنامه ی علمی ،فرهنگی واجتماعی

صاحب امتیاز:    مجمع فرهنگی نور

مدیرمســــول: فرهاد اخـــــــلاصی

سردبــــــــــیر:عصمت الله عرفانی

هیات تحریر: محمد ضیا غریب ،مرضیه نبوی ،حبیبه سیرت، گل شاه نوری،محبوبه حیدری،

لطیفه شیدا،بنفشه احمدی،سلطان حیدری،سعیده صمدی، خاتمه یوسفی، ،فاطمه فروتن ، 

داود فیاضی،عصمت الله سروش ، ، شکریه حیدری و مسعود حسینی

 شماره پانزدهم ماهنامه پاتو (۱)صحفه (۱)

بنام پروردگار

پاتو :ماهنامه ی علمی ،فرهنگی واجتماعی

صاحب امتیاز:    مجمع فرهنگی نور

مدیرمســــول: فرهاد اخـــــــلاصی

سردبــــــــــیر:عصمت الله عرفانی

هیات تحریر: محمد ضیا غریب ،مرضیه نبوی ،حبیبه سیرت، گل شاه نوری،محبوبه حیدری،

لطیفه شیدا،بنفشه احمدی،سلطان حیدری،سعیده صمدی، خاتمه یوسفی، ،فاطمه فروتن ، 

داود فیاضی،عصمت الله سروش ، ، شکریه حیدری و مسعود حسینی

مراکز پخش: پاتو دوکان علی اکبرمحسنی سنگماشه دفترمجله قلم انگوری کتابفروشی آشنا

 حروف چین: سلطان محمدی، لطیفه شیدا و محبوبه حیدری

همکاران انترنتی : محترم نصرالله مومن زاده در سنگماشه و محمد علی سروری در اتریش

صـــفحه آرا:  استا د سحر     گذارشگر: نورالله نوری

گپ های این شماره

گپ اول…………………………………………………………………………………………….ص ۲

دموکراسی، انتخابات و انسانی ساختن سیاست………………………………………ص ۳

مرثیه در سوگ آیینه ……………………………………………………………………………..ص۶

مصاحبه با محترم خداداد فقیهی   …………………………………………………………… ص ۷

مصاحبه  با محترم خداد عرفانی   …………………………………………………………. .ص ۸

مصاحبه با محترم الحاج عباسی  …………………………………………………………..ص ۱۰

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم  انجنیر نفیسه عظیمی  ..……………………….ص ۱۱

بیوگرافی محترم شکرالله حیدری …………………………………………………………..ص ۱۲

گزارش از مکتب شهید قربانعلی……………………………………………………………ص۱۴

لیست کاندیدان……………………………………………………………………………..ص ۱۶

 بت پرستان دیروز و زیارتگاه های دروغین امروز…………… …………………………ص ۱۸

توجه!

v     ۱:  ماهنامه پاتومطالب همه ی عزیزان را استقبال می نماید.

v     ۲:   درویرایش وپیرایش مطالب دست باز دارد

v     ۳:  نظریات مطرح شده الزاما دیدگاه نشریه نیست

v     ۴:   ومطالب ارسالی باز پس داده نمی شود.

v     ۵:  ازانتقادات وپیشنهادات سازنده ی دوستان استقبال می گردد.

 صفحه (۲)

استقلال سیاسی افغانستان و زمینه‌های بین‌المللی آن

استقلال افغانستان در ۱۹ اگست سال ۱۹۱۹ میلادی برابر با ۲۸ اسد ۱۲۹۸ خورشیدی در ضمن جنگ نسبتاً کوتاهی که امیر امان الله خان با انگلیس ها راه انداخت رسماً اعلام شد. انگلیس‌ها پیش از آن دو بار دست به حمله‌ی نظامی بر افغانستان زده بودند که هریک آن در زمینه‌ی رقابت‌های استعماری کشورهای قدرتمند آن زمان، مخصوصاً روسیه و انگلیس، قابل بررسی است. بار اول انگلیس‌ها در سال ۱۸۳۹ در زمان حکومت دوست محمد خان در پی ورود نمایندگان روسیه به افغانستان برای پی‌ریزی روابط دوستانه میان این دو کشور، و معاهده‌ی سه‌جانبه انگلیس‌ها با شاه شجاع و سِک‌های پنجاب به افغانستان حمله آوردند که در اثر جنگ‌های مردم بعد از سه سال در سال ۱۸۴۲ وادار به ترک افغانستان شدند. بار دیگر به دنبال تیرگی روابط انگلیس‌ها با امیر شیرعلی خان، و باز هم نزدیکی روابط امیر با روسیه تزاری،‌در سال ۱۸۷۹ به افغانستان هجوم آوردند. این بار افغانستان در اثر انعقاد معاهده‌ی گندمک میان انگلیس‌ها و امیر محمد یعقوب خان استقلال سیاسی خود را رسماً از دست داد و انگلیس‌ها متولی سیاست خارجی کشور گردیدند. پس از آن امیر عبدالرحمان در اثر توافق دو ابرقدرت آن زمان، انگلیس و روسیه، به قدرت رسید. وی مواد معاهده‌ی گندمک را همچنان جاری و نافذ شناخت و انگلیس‌ها را در تعیین سیاست خارجی خود صاحب صلاحیت دانست. امیر عبدالرحمان که به امیر آهنین مشهور است، با استبداد و خشونت شدیدی به سرکوبی حکومت های ملوک‌الطوایفی قبایل و راه اندازی جنگ‌های مذهبی و قومی در مقابل اقوام مختلف کشور پ
رداخت و صدها هزار انسان را به قتل رساند که باعث شد در طول بیش از بیست سال دوران حکومت‌اش منضبط ترین و سرکوبگرترین حاکمیت متمرکز سیاسی را در افغانستان به وجود بیاورد. هنگامی که حکومت به دست پسرش امیر حبیب‌الله خان افتاد، تمامی حکومت‌های محلی از میان برداشته شده‌بود و چنانچه خود امیر آهنین گفته‌بود، هیچ نیروی مخالف در داخل کشور در مقابل حبیب‌الله خان باقی نمانده بود؛ به همین دلیل دوران حکومت ۱۸ ساله‌ی او با آرامش نسبی در داخل کشور همراه بود.

با نگاهی به تاریخ صدساله‌ی پیش از استقلال کشور در می‌یابیم که اکثریت بحران‌ها و تحولات بزرگ افغانستان متأثر از تحولات و صف بندی‌ها و خواسته‌های کشور‌های قدرت‌مند استعماری آن زمان بوده است. بنابراین دوران امیرعبدالرحمان خان و امیرحبیب‌الله خان را نیز می‌توان با توجه به تحولات بین‌المللی آن زمان دقیق‌تر مورد بررسی قرار داد. تاریخ سیاسی اروپا از سال ۱۸۷۰ با سقوط امپراتوری فرانسه و ایجاد امپراتوری جدید آلمان مسیر تازه‌ای یافته بود. رقابت‌های سیاسی- نظامی آلمان با کشورهای فرانسه و انگلستان و روسیه و ایجاد اتحاد مثلث میان آلمان و امپراتوری اتریش- مجارستان و ایتالیا،‌ و اتفاق مثلث میان فرانسه، انگلستان و روسیه باعث شد که کشورهای اروپایی با تقسیم شدن میان این دو بلوک به طرف صف‌آرایی نظامی در مقابل همدیگر پیش بروند که سرانجام به جنگ جهانی اول منجر شد. فرانسه و روسیه که هرکدام به نوبت بزرگ‌ترین حریفان استعمارگر انگلیس در افغانستان و کشور‌های همسایه‌ی آن بودند، حالا به خاطر یافتن دشمن مشترک در کنار همدیگر قرار گرفته بودند و متحد نظامی هم شده بودند. بنابراین هرکدام تلاش می‌کردند که جنگ و منازعات شان را با مصالحه خاتمه ببخشند، لذا افغانستان نیز در این دوره در روابط خارجی خود ثبات نسبی پیدا کرده بود.

اما در داخل کشور اوضاع در تحت تأثیر دیدگاه‌های آزادی خواهانه و فضای روشنفکرانه‌ای که در زمان امیرحبیب‌الله خان توسط کسانی مثل محمود طرزی و عبدالهادی داوی و دیگران خلق شده بود، جهت تازه‌ای می‌یافت. در نیمه‌ی اول حکومت امیر حبیب‌الله خان اولین مکتب (لیسه‌ی حبیبیه) در کشور ایجاد شد و سپس نشریه‌ی سراج الاخبار منتشر شد. سراج الاخبار با آنکه بیش از یک شماره منتشر نشد، اما فضای آزادی خواهانه تداوم یافت که سرانجام منجر به ایجاد جنبش مشروطیت در افغانستان شد. دور دوم نشرات سراج‌الاخبار در سال ۱۹۱۱ به سرپرستی محمود طرزی آغاز شد که تا سال ۱۹۱۹ ادامه یافت. سراج‌الاخبار فضای روشنفکرانه و حس آزادی خواهی را بسیار تقویت کرد. به همین دلیل استقلال کشور مهم‌ترین شعار سیاسی آن روزگار در حلقات مختلف مردم شده بود.

در جریان جنگ جهانی اول (از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸) انگلیس‌ها که این فضای جدید را درک کرده بودند، امیرحبیب‌الله خان را با وعده‌ی استرداد استقلال افغانستان بعداز ختم جنگ، به آرامش و بی‌طرفی در جنگ دعوت کردند. با آنکه در سال ۱۹۱۵ نمایندگان آلمان و ترکیه برای جلب حمایت امیر به افغانستان آمدند، ولی امیر موقف بی‌طرفی خود را حفظ کرد. انگلیس‌ها و متفقین در جنگ پیروز شدند و بنابرآن وعده‌ی استقلال کشور معلق ماند. امیر حبیب‌الله خان در سال ۱۹۱۹ در جریان تفرّج و تفریح در جلال‌آباد به قتل رسید. سردار نصرالله خان نائب‌السلطنه برادر امیر، که با او در جلال‌آباد بود، از عساکر همراه و مردم برای پادشاهی خود بیعت گرفت و به مناطق دیگر نیز برای اعلان به قدرت رسیدن‌اش نامه فرستاد. امان‌الله خان که در این هنگام در کابل به سر می‌برد، با شنیدن خبر قتل پدر و اعلان پادشاهی عمویش، به تب و تاب افتاد و خود اعلان پادشاهی کرد و برای اینکه از فضای عمومی حاکم بر کشور بهره برداری کند، شعار استقلال افغانستان را در رأس برنامه‌هایش مطرح کرد، و توانست همکاری و پشتبانی اکثریت سرداران حکومت را جلب کند. سردار نصرالله‌خان مجبور شد به پادشاهی پسر برادرش امان‌الله خان تن در دهد. او به سرعت عساکر خود را بسیج کرد و در مقابل انگلیس‌ها اعلان جنگ داد. چون شعار استقلال در مناطق مرزی خط دیورند بازتاب گسترده یافته بود و جنگ‌هایی هم که در مقابل انگلیس‌ها در مناطق قندهار و خیبر و پکتیا اتفاق افتاده بود انگلیس‌ها را به شدت نگران ساخته بود، بنابرآن برای جلوگیری از گسترش شورش‌ها در اطراف دیورند، تلاش کردند زمینه‌ی مصالحه را با امیرامان‌الله خان مساعد کنند. انگلیس‌ها بعد از یازده ماه مذاکره با امان‌الله خان رسماً استقلال افغانستان را پذیرفتند. بدین صورت استقلال سیاسی کشور بیشتر در زمینه‌ی مناسبات و تحولات بین‌المللی آن زمان، در سال ۱۹۱۹، حاصل آمد.

گزارش ویژه :  لیسه‌ی عالی معرفت

 صفحه (۳)

دموکراسی، انتخابات و انسانی ساختن سیاست

محمد حسین سرامد

به نظر میرسد که مسألهی قدرت سیاسی و مباحث مرتبط با آن محوریترین مسأله در سیاست بشمار میرود. ما بدون آنکه قصد آن را داشته باشیم که به تمام موارد پرشمار مربوط به قدرت بپردازیم، یاد آور میشویم که در نظام دموکراسی تمام این مباحث بر محور اراده و منافع مردم میچرخد، از این رو شمسألهی قدرت سیاسی و تمامی مباحث مرتبط با آن را همواره باید با تکیه بر اراده و رضایت مردم و برای رسیدن به خواستهای مردم مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و اراده و منافع مردم را از این جهت معیار ارزیابی ق
درت بشمار آورد. این دیدگاه اولاً قدرت را ناشی از ارادهی مردم میداند، و ثانیاً قدرت در صورتی مشروعیت دارد که برای تحقق خواستهها و منافع مردم استفاده شود. بنابراین در نظام‌های دموکراتیک قدرت سیاسی خاستگاه مردمی دارد؛ یعنی منشأ اصلی قدرت را  خواست و رضایت مردم تشکیل میدهد. باید درنظر داشت که کلمهی «مردم» در اینجا بر مجموع افرادی اطلاق میشود که در یک جامعه عضویت دارند و به لحاظ هویت اجتماعی و سیاسی دارای اشتراکات رسمی و مورد توافق همگانی اند و هرگز نمیتوان آنها را از همدیگر تجزیه کرد و برای شان هویت فردی قایل شد. یعنی ممکن است افرد بیشماری در تشکیل مردم نقش داشته باشد بدون آنکه بتوان ادعا کرد که چه کسی مردم است و یا کسی و یا کسانی را به معنای دقیق کلمه مردم بشمار آورد. در عین حالی که ممکن است همهی مردم همواره در عملکردهایی که به نام مردم اجرا و ثبت میشود نقش نداشته باشد.  در اینجا به نظر میرسد که مسأله به ناحق گرفتار تعقید میشود، ولی واقعیت این است که مفهوم مردم تا حدود زیادی پیچیده و تعریف ناپذیر است و منظور ما نیز از بیان این جملات لا در لا بیان این پیچیدگی است. وقتی از «رضایت مردم» نیز سخن میگوییم منظور ما رضایت همان مجموعهی افراد تعریف ناپذیر اند که نقش سیاسی و اجتماعی مساوی در تشکیل مردم دارند و از هویت اجتماعی و سیاسی همسان و تجزیه ناپذیر برخوردار اند. بنابراین رضایت مردم یک مفهوم تجزیه ناپذیر است و نمیتوان آن را در میان افراد پراکنده فرض کرد. به تعبیر روشنتر، برای ایجاد مرجعیت قدرت سیاسی به اراده و رضایت مردم به معنای یک کتلهی واحد از کسانی که قدرت بر آنها تسلط خواهد یافت، توسل میجوییم، با آنکه ممکن است همهی آن «کسان» رضایت خود را به صورت صریح ابراز نکرده باشند. این سخن بدان معنا نیست که برای تشکیل قدرت سیاسی باید میان تمامی اعضای «مردم» توافق ایجاد شود. چنین چیزی، مخصوصاً در میان تعداد بیشمار اعضای مردم در ملتهای پرنفوس امروزی، همواره محال مینماید. پس به لحاظ اصولی نباید انتظار داشت که میان تمام افراد مردم توافق نظر وجود داشته باشد.

نکتهای که تاکنون تذکر دادیم ایجاد کنندهی یکی از اصول اساسی نظامهای دموکراتیک است: قرارداد اجتماعی. یعنی قدرت سیاسی بنابر قرارداد میان مردم ایجاد میشود. براساس اصل قرارداد اجتماعی زمامداران و صاحبان قدرت در واقع امانت داران قدرت اند، که بنا بر اراده و رضایت مردم به این مقام تکیه داده اند. اصل قرارداد اجتماعی قدرت را از انحصار افراد و حلقات خاص بیرون میآورد تا هیچ گاه مطابق میل فردی آنان برمردم اعمال نشود. پیشتر از آن که قدرت را ناشی از ارادهی مردم بدانند، برای آن خاستگاههای آسمانی و دور از دسترس مردم قایل بودند و یا آن را میراث اسلاف زمامداران میدانستند. ما به دلایل و توجیهات این نظریهها کاری نداریم، ولی در این نوشته برای ما این مهم است که در هرکدام این صورتها نتیجهی واحد آن بود که قدرت در انحصار افراد و حلقات خاصی قرار میگرفت و بنابر میل فردی آنان برمردم اعمال میشد و نیاز به تذکر ندارد که در آن صورت مردم از قدرت به عنوان امکانی برای رسیدن به خواستها و منافع شان محروم بودند، در عین حالی که همواره هم توسط قدرت سرکوب میشدند. یعنی قدرت در آن صورت «قدرت سرکوبگر» بود.

یکی دیگر از لوازم اصل قرارداد این است که قدرت از لحاظ زمانی محدود میشود و زمامداران، و یا به تعبیر دقیقتر، امانتداران قدرت، برای مدت معینی در مرجعیت استفاده و اعمال قدرت قرار میگیرند. معین و محدود بودن زمان حکومت زمامداران به این معناست که مردم صلاحیت آن را دارند که بعد از مدت معینی کسی دیگر را امانت دار قدرت خود بسازند. از این رو قرار گرفتن در مرجعیت رهبری و اعمال قدرت سیاسی تنها از طریق جلب و کسب رضایت مردم امکان پذیر است و هر کسی که خواسته باشد در این مقام قرار گیرد باید مورد توافق و رضایت مردم باشد، در غیر آن از هیچ طریق دیگر امکان رسیدن به مرجعیت اعمال قدرت سیاسی امکان پذیر نیست.

 صفحه (۴)

اراده و رضایت مردم در نظام‌های دموکراتیک امروزی از طریق انتخابات تبارز می‌یابد. انتخابات امکان آن را فراهم می‌سازد که مردم فارغ از هرگونه ترس و فشار و نگرانی، آزادانه زمامدار مورد نظر خود را برگزینند. مکانیسم انتخابات به گونه‌ ای است که به صورت طبیعی توافق نظر اکثریت مردم را آشکار می‌سازد. یعنی هرکسی می‌خواهد در مرجعیت رهبری و استفاده از قدرت سیاسی قرار گیرد، باید توافق اکثریت مردم را با خود داشته باشد تا بتواند به مرجعیت اعمال قدرت برسد. در واقع فرض انتخابات براین است که حکومت باید توسط اکثریت، یا نماینده‌ی اکثریت، اداره شود، زیرا ما ناگزیریم که سرانجام راهی برای رسیدن به یک توافق نظر کلی برای ایجاد یک حکومت داشته باشیم. دست‌یابی به این توافق در جوامع امروزی که متشکل از ملیون‌ها نفر شهروند است، به گونه‌ی مستقیم امکان ندارد و همچنانکه اشاره شد، رسیدن به یک توافق همگانی نیز عملاً ناممکن است، پس باید ناگزیراً به رأی و نظر اکثریت تن درداد. در واقع این یکی از نواقص بزرگ دموکراسی شمرده می‌شود که رأی و نظر اقلیت‌ها در مقابل اکثریت کنار گذاشته می‌شود و مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد و یا خواست آنان قربانی خواست اکثریت می‌شود، در حالی که دموکراسی اصولاً «حکومت مردم» تعریف می‌ش

971بازدید

۷ دیدگاه »

  1. پاطو زاده عقرب ۱۲, ۱۳۸۹ در ۵:۴۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۲ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۴۴

    برادران ماهنامه دار تشکر از فعالیت قومی فرهنگی تان. بهتر است نام شریف پاطو را به ماهنامه آته تبدیل کنید. چی چیز مشترک باعث شده تا قومندان خداداد عرفانی وقومندان ابراهیم پاطو را در یک ماهنامه به تعریف و تمجید میگیرید؟ یاد تان باشد که صد ها جوان پاطو در میان سنگها و دره های پاطو بدست عرفانی و عباسی کشته شدند. سنگر نصری ها و حزب اسلامی هنوز در میان تپه های پاطو یاد کشتار و خشونت آنان را در اذهان زنده میکند. سنگهای پاطو هنوز بوی خون میدهد، بوی خون جوانان پاطو مثلا مامور احمد، حیدری، قندی و……
    خدا داد عرفانی و عباسی دو مجرم و قاتل جنگی را باید به دادگاه کشاند نه اینکه نماینده ملت ساخت.

    شخصی … بنام خداداد فقیهی را همه مگر نمی شناسید که در فروختن افشار دست داشت؟ بچه ی چلوس بیش نبود که در زیر چپن سیاف و محسنی و سید فاضل مرتکه شد، و صد ها عمل جاسوسی بر ضد هزاره ها انجام داد. هر روز از میان مردم جاغوری و هزاره خبر گرفته برای سیاف و مسعود جاسوسی میکرد جالب که ماهنامه دسته گی فرهنگی پاطو خائن مردمی را رهبر و نماینده معرفی میکند.

    آفرین بر شما جوانان احساساتی دسته گی و قومی-فرهنگی پاطو که بنام فرهنگ تبلیغات قومی و جنایت کاران را میکنید. اگر خود در دوران جنایت آنان طفل شیر خوار بوده اید حالا که دوازده پاس شده اید حد اقل از پدران تان بپرسید.
    لطفا از نام زادگاه من پاطو سوءاستفاده نکنید.

    از مدیران محترم جدا خواهش میکنم که پیام بنده را حذف نکنید، دشنام ندادم و حرمت سایت را حفظ کردم فقط و فقط کوتاه یاد آوری تاریخ را کردم .

  2. آدم عقرب ۱۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۳ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۱۰:۵۳

    جناب پاطو زاد (هوشیار) سلام !
    برادر نی تنها پاطو بلکه افغانستان سرزمین مرده ها است . هرکس که در این جهنم آباد (سرزمین مرده ها ) بیشتر کشت و مرتکب جنایت شد بیشتر در جامعه مطرح گردیده و تاج شرف مردم میگردند .
    همین مردم به گفته لومانی خرناس گونه و همین تاج افتخار !!!
    سطح رشد سیاسی شان همین را تقاضا میکند . در قندهار ملا عمر و در جاغوری چنین ادم ها .
    افرین بر شعورت. کاش ادم های هم شما زیاد میداشتیم

  3. اسد عقرب ۱۳, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۵ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۳ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۵

    بلی درسته مه از خیانت شان تاهنوز نشیندیم ولی در طول دوران که ولسوال بود هیچ خیدمتی نه کرده در جاغوری
    ولی هالا که مردم انخاب کرده باید احترام داشت به رای مردم
    وانشاالله که خدمت می کند

  4. اخلاصی عقرب ۱۳, ۱۳۸۹ در ۵:۰۱ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۳ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۱

    سلام دوستان! یک گپ است : اگه نگی درو پاره اگه بوگی برو پاره . دوستای عزیز نظریات شما قابل قدر است ولی آدم یک سره ملاحظات برادری و قومی را نیز باید مد نظر داشته باشد. خیلی خوب نشریه و جریده قضاوت نمی کند بلکه پیام رسانی می کند ولی خوب و بد را می سپارد به خوانندگان محترم و اهل درد و درک چون شما. دلی که همین گپا را داشته باشد آن دل زنده است و در غیر ان صورت مرده است . مرده .
    دل زنده و سرحال باشید

  5. سلام عقرب ۱۴, ۱۳۸۹ در ۲:۳۱ ق.ظ -

    جمعه ۱۴ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۲:۳۱

    مدیران محترم سایت وزین جاغوری یک سلام علیکم و رحمت…….
    لطفا سایت آنلاینی جاغوری را سایت نبشته مصرف شده و ماهنامه های تاریخ تیر شده نسازید.
    تو را خدا ماهنامه محلی پاطو یک ماه قبل چاپ شده، که شامل مصاحبه ها کاندیدا میباشد و ما این ماهنامه مصرف شده و تاریخ تیر شده را دو ماه بعد میخوانیم. اگر قرار باشد که بجای اخبار و گزارش و نوشته های دست اول، ما از ماهنامه های کهنه و تاریخ تیر شده استفاده کنیم بنظرم صد ها ماهنامه وجود دارد که کاپی و پیست نموده اینجاه انبار نمائیم.

    این سایت را دلگیر نسازید لطفا

  6. احمدزاده پاتو عقرب ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱:۱۰ ب.ظ -

    شنبه ۱۵ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۱۰

    سلام
    اختلافات هزاره ها جزئی است ،برادرانه و خواهرانه است ،قومی نیست ،مذهبی نیست ،نژادی نیست ،برادرانه است یک دست در کاسه یک دست در جاغه است

  7. حیدری عقرب ۱۶, ۱۳۸۹ در ۹:۳۸ ق.ظ -

    یکشنبه ۱۶ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۹:۳۸

    سلام دوستان بسلامت باشید پاتوزاده شمااز شکصت خورده ها استید
    باید تحمل کنید اکرنه حچکار نمیتوانید بکنید خداد عرفانی با ان کم کاست
    که دارد و لیاقت یک نامزد موفق را هم دارد
    چنانچه با چشم خود میبنی و با کوش خود میشنوی