شهید جانعلی قهرمان گمنام ملی

مدبریت ۱۱:۳۸ ق.ظ ۶

شهید جانعلی قهرمان گم نام وطن

شهید جانعلی قهرمان گمنام ملی

هر روز که می گذرد دشمن انسانیت در افغانستان جسورتر و خشن تر می­گردد مسامحه کاری دولت به ریاست کرزی در طول یک ده موجب قربانی شدن هزاران انسان مظلوم در کشور و خرابی زیر ساختهای زیادی شد که مسؤلیت اصلی و تقصیر اصلی این همه جنایت و ظلم و تخریب، مدیریت کلان کشوری است. شاعر خوب سروده است :

ترحم برپلنگ تیز دندان ***ستم کاری بود بر گوسفندان

سهل انگاری و موضع گیری منفعل و در این اواخر ترحم آمیز کرزی نسبت به کسانی که فقط به کشتن می اندیشند و جلیقه انتحاری به تن نموده و با تمام قساوت در میان بی دفاع ترین قشر جامعه یعنی کودکان و زنان و پیرمردان و… رفته شرنک تلخ کشت و کشتار را به کام مردم میریزد. طالب این جریان قساوت پیشه و ننگ جامعه بشری در طول حیات سیاسی و نظامی خویش این موضوع را اثبات نموده است که از عاطفه انسانی و احساسات بشری محروم اند و در مدت آموزش آن چنان سیاهی و قساوت در دل آنان میرزند که خصلت های طبیعی یک انسان را از او گرفته و قساوت وبی رحمی تحویل شان می دهد که دیگر از مهرورزی ،انسان دوستی، کرامت بشری، خبری نیست و از آنها یک حیوان درنده خو می سازند با چنین وضعیت روحی و روانی و ثابت شدن این قضیه در افکار عمومی و جهانی، برخورد کرزی نسبت به دست گیر شده های این جانیان و رفتار عطوفانه و پدرانه و دست مهرنوازی کشیدن به سرو صورت چنین افرادی و دادن پول وهدیه از سوی کرزی و برخورد مشفقانه شان به چه معنا می تواند باشد؟ مگر غیر از دهن کجی به کسانی است که شب و روز در بد ترین شرایط و سخت ترین وضعیت علیه تروریزم مبارزه می کند؟ مگر نوازش تروریزم به معنای نیشخند به فرزندانی نیست که توسط این افراد شهید می شود ؟ نمیدانم با دیدن این گونه منظره در دل زنانی که شوهران شان توسط این ترویزم ها شربت شهادت می نوشند چه می گذرد؟

یکی از کسانی که در این اواخر با تمام ایثار گری به مفهوم واقعی کلمه در راه امنیت و دفاع از سرزمین خویش و مبارزه با تروریزم شر بت شهادت نوشید، شهید جانعلی بود. جانعلی مثل آقای ربانی نام و نشان نداشت تا در رسانه ها شب و روز منعکس شود او فردی بود بی نشان در پولیس ملی که با تمام صداقت و شهامت خدمت می نمود. جانعلی از مردم فقیر بود اما با جهانی از انسایت و پاکی و صداقت. شهید جانعلی خانه اش خانه کسانی نبود که چون قله سربه آسمان می ساید بلکه خانه او از بی بضاعتی در قله کوه بود او از کسانی نبود که وقتی خبر آمدن طالب انتحار کننده پخش می شود یک سورخ موش را به بهانه زیاد حاضر بخرند و بخزند بلکه وقتی دید انتحار کننده می خواهد خود را میان مردم منفجر کند شهید جانعلی برای اینکه از کشته شدن دیگران و یا کمتر کشته شدن دیگران جلو گیری کرده باشد خود را به انتحار کننده می رساند و محکم او را در بغل می گیرد تا خود برود اما دیگران بماند. خود شهید می شود تا از شهادت دیگران جلو گیری کند به راستی که او با این اقدام خویش یک بار دیگر واژه ایثار را معنا نمود وطن دوستی و دیگر دوستی با رفتار این گونه افراد معنا می شود.جای تاسف این جا است که نام این گونه افراد چندان در رسانه ها برده نمی شود این گونه افراد در واقع قهرمان واقعی کلمه است تجلیل از این گونه افراد تجلیل از از مردانگی از ایثار از شهامت و رشادت و وطن دوستی است.

آری جان علی و سمیع الله افسران پولیس ملی بودند که در حادثه ۲۲ سنبله سال روان در کابل با بغل نمودن انتحاریان جنایت کار که به خاطر کشتن و ریختاندن خون انسان افغانستانی از سوی شبکه استخباراتی … و حقانی به کابل اعزام گردیده بودند، با نثار نمودن جان خود اولی در نزدیکی لیسه حبیبیه واقع کارته سه شهر کابل و دومی در منطقه بی بی مهرو واقع سرک میدان هوایی مانع از به هدف رسیدن این جانیان شد و جلو تلفات هر چه بیشتر شهروندان کشور خویش را گرفت. راه این شهیدان و قهرمانان ملی وطن پر رهرو و یاد شان گرامی.   

+;نوشته شده در ;دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ساعت;۱۱:۳۸ توسط;مدیریت بخش خدای داد -غفوری; |;

852بازدید

۶ دیدگاه »

  1. ازره میزان ۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۴ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۵۸

    اول خلیلی را نقد کنید که با کنار رفتن در دو مر حله در کنار این قران خور کرزی رفت واین داغ تو دیده را بالای تولغه خود خونه بلکه بالای تو لغه مردم ازره ایشت .
    از دیگران گلایه نه بلکه اول خودی هارا اصلاح کنید با این نقد تان …

  2. حبیب وفا ازچین میزان ۴, ۱۳۹۰ در ۳:۴۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۴ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۱۵:۴۶

    تشکر آقای مومین زاده عزیز .
    ما مردم هرجای باشیم به این فکر هستیم که چیگونه وظیفه اسلامی و وجدانی خودرا ادا نمایم ولی برعکس از تفکر ما درکشوری مثل افغانستان وپاکستان قشر دیگری براین سدد است که چیگونه زیرپای دیگری را به بهانهای دین ومذهب کاو بکنیم
    تا خودرا سابت کنیم ما احمق ترین بشری درروی کره خاکی هستیم.
    قشری دیگری به این سدد است که چیگونه اسم بشربودن را از پشانی خود پاک کنیم .
    این روند تازمانی جریان دارد که معنی دقیق اسلام برای آن عده ازوحشیان معنی نشود چون آنها به گمراهی مطلق قراردارد .
    به عقیده آنان اسلام یعنی کشتن آدم های بیگناه یعنی انتحاری در بین مردم بیگناه .
    خدایا خدت خلق کرده ای خدت انسانیت نشانش ده .

  3. صمد آقا میزان ۵, ۱۳۹۰ در ۳:۲۹ ق.ظ -

    سه شنبه ۵ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۳:۲۹

    سلام مدیران وبازدید کننده گان محترم

    من هم به نوبه خویش برای شهید جانعلی بهشت برین را ازدرگاه ایزد متعال تمنا نموده وبرای فامل شریف شان تسلیت عرض مینمایم.

    میخواهم که نظریه شخصی خویشرابا آنعده برادرانیکه درصفوف قوای مسلح، پولیس، وسائیر ارگانهای امنیتی کشور مصروف خدمت هستند به عرض برسانم، اینست که حفظ نمودن جان تان لازم است، چون حکومت کرزای یک حکومت فاسد، وبی اداره بوده که صدای یتیمان وبیوه زنان به گوش آنها نمیرسند، وقتیکه در قدم اول راجع به این شهید واقعی وطن خواندم اشک ازچشمانم جاری شد، چه فائیده، آیا حکومت کرزای غم خوری یتیمان این شهید رامیکنند؟

    میبخشید دوستان کمی احساساتی بودم درصورت نواقصات نوشتاری من آنرا نادیده بیگیرید.

  4. نصیر میزان ۷, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۷ ق.ظ -

    پنجشنبه ۷ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۲۷

    شهادت این قهرمان بی نشان کشور را به خانواده و مردم افغانستان تسلیت میگویم. حیف از این دلاوران و سربازان شجاع وطن که طعمه آتش انتحار و انفجار میشوند و همچون درخت از دوش این وطن برخاک می افتند.
    کرزی رئیس جمهور کشور، از این قهرمان شهید؛ نام نبرد و نادیده وناشنیده گرفت و از برابر آن چشم بسته گذشت. این نادیده گیری، یک حقیقت را برملا کرد و آن اینکه قهرمان کشی در تاریخ سیاسی افغانستان در حق مردم هزاره رواج داشته وجاری بوده است. به همین خاطر در کتاب قهرمانی جنگ های استقلال کشور، نامی از مردم هزاره نیست؛ در حالیکه هزاره در تمامی جنگ های استقلال پیشاپیش همه قرار داشت و بیشترین فداکاری و قهرمانی را با خون و جان و استخوان خود برای کشور کمایی کرد؛ درست همانگونه که شهید جانعلی اخیراً با رفتن در آتش و بغل گرفتن مرگ متحرکی که میخواست جان یک جمع را بگیرد، شمع شد و مغز سیاه انتحاری را آتش زد و خود نیز پاره های پیکرش را به وطن و انسان هم میهنش اهدا کرد۱
    سلام بر جانعلی! و درود بر این سرباز قهرمان که با مرگ خود، دریچه دیگری از بینایی و روشنایی به روی مردم خود گشود و حقیقتی را برملا کرد!!

  5. حبیب وفا ازچین میزان ۷, ۱۳۹۰ در ۴:۱۹ ب.ظ -

    پنجشنبه ۷ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۱۶:۱۹

    نصیرجان شما روی من درنویشتن خط عربی انطقاد دارید من توسیه میکنم که شما خط فارسی را درست بنوسید چون زبان گفتاری و نویشتاری خود ما هست
    ببین تو نویشته کرده ای که : (نام نبردونادیده وناشنیده گرفت) درکلمات که پی درپی یک معنی را بیان میکند باید باید ازکامه ازاستفاده نمود ما نند : نام نبرد،نادیده وناشنیده گرفت .

  6. نصیر میزان ۱۲, ۱۳۹۰ در ۹:۳۹ ق.ظ -

    سه شنبه ۱۲ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۹:۳۹

    جناب وفا! سلام و تشکر از توجه و نظر تان. عرض کنم که کلماتی همچون: "نام نبرد و نادیده و ناشنیده گرفت" هرکدام معنای خودرا دارند و درجای خود استفاده شده اند. و اگر یک معنا را هم بیان کنند، آوردن حرف عطف (و) هرچند تکرار ، غلط نیست و در هرزبانی متداول است. تشکر.