صدا و تن رنجور من پر از درد است مرا تکه تکه نکنید

عزیزالله جاغوری ۱۰:۲۱ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
صدا و تن رنجور من پر از درد است مرا تکه تکه نکنید

naصدا و تن رنجور من پر از درد است مرا تکه تکه نکنید

- [ ] قاصدک سوز نفس راتو فقط میدانی

- [ ] قاصدک درد دلم راتو فقط میخوانی
– [ ] قاصدک زخم زبان ها شنیدم
– [ ] قاصدک نی بنواز زخم زبانها
– [ ] شنوی
– [ ] قاصدک قصه این ساز قدیمیستت قصه ی اتشیست قصه اسیریست
– [ ] قاصدک میدانی ؟
– [ ] من اسیرم بهمه مثل این میماندد که بمانی درقفس
– [ ] قفسی سرد و پراز تنهایی
– [ ] راستی میشود کاری کنی
– [ ] میشود پیش خدایی بروی
– [ ] وبگوی این بنده تو کیست ؟
– [ ] وچرا نالان است بگو این بنده تو نست شایسته رحم .

(بسم تعالی )

- [ ] باعرض سلام وادب خدمت تمام ملت غیور افغانستان وبالخصوص مردم آزاد اندیش وروشن فکر جاغوری تقدیم میکنم .
– [ ] با استفاده از این مقاله کوچکم با مردمم میخواهم درد دل کنم
– [ ] وقتی کوچک بودم آرزو داشتم تا برای کشور و مردم ملتم روزی ازز طریق خدمت کنم واولین قدم را بسوی مکتب برخواستم .
– [ ] بعد از مدت هشت سال درس خواند بنابر مشکلات اقتصادیی واجتماعی مجبور به ترک تحصیل خانواده خویشاوند ودوستان وزادگاهم شدم از ان روز به بعد با خود عهد کردم که دیگر دست بر قلم نخواهم زد وبه نوع دیگر به کشور و مردمم خدمت خواهم کرد.
ودر وازه غربت را باز کردم وبه کشورهای ایران وپاکستان مهاجر شدمم سیلی های وچماق های همسایگان مان راخوردم به عنوان یک مهاجر وبجرم مهاجرت وزیر لگد ها رفتم.گفتم عیب نداره تاباشد روزی کاری برای مردمم کرده بتوانم اما افسوس تا حال مهاجر ماندم وکاری کرده نتوانستم
امروز قلم امد ومجبورم کرد تا بنویسم دردل دل کنم واز عمق دل سخنانن تلخ گویم تا باشد نمایندگی از کسانی کنم صدای شان خاموش شد ه ومردمم به من گوش سپارد من از خودم زیاد حرف نمی زنم چون باقلم عهد کردم . ولی من به انتخاب قلم مجبورم از نمایندگی نسلم سخن بگویم صدای شان خاموش شده.
من از نسلی سخن میزنم که برای دیدن خانواده خود امده بود قربانی ماینن شد.
من از نسل سخن میزنم که برای رخصتی به زادگاه اش میخواست برود بهه گروگان گرفته شد و سرش از تن جدا شد.
من نماینده نسل هستم که از عالم مهاجرت با کوله بار غم بغض درگلوو بسوی کشور خودش امده بود وبه گروگان رفت وبدون سر به پیش خانواده اش واقوامش مشرف شد.
من به نمایندگی از نسلی سخن میزنم که درمنطقه خودش واز خاکک خودش اسیر شد وسر های ناموس شان بریده شد وکودک نه ٩ ساله اش حتی سربریده شد.
من از نسل سخن میزنم که بیش از هفتاد فیصد نسل شان نابود شد ومنن از نسل سخن میزنم که با خواستن حق شان در دوم اسد بخاک وخون غلطید . من از نسل سخن میزنم که در روز عروسی اش تیر باران شد من نماینده نسل هستم که در زیر سنگباری ها کشته شد من از نسلی هستم که به فجیح ترین روش به قتل رسید وحتی جنازه اش به آتش کشیده شد . من از نسل ان سرباز ان غیور هستم که هفتادو ساعت جنگید وبعد از تمام شدن مهمات شان به شهادت رسید وبدون کمک هم سنگران در صد متری وحتی قوای مسلح افغانستان .
من ازنسل ان سربازان سخن میزنم که به دلیل نرسیدن مهمات بعد از یکک هفته سربریده شدن .
من از نسل سخن میزنم که در اردوگاهای کشور بیگانه از تشنگیی وگرسنگی در زیر شکنجه جان داد من نماینده نسلی هستم که در راه های کشورهای با توسعه تعمه (غذای) نهنگ وماهی شدند
وصداهای شان خاموش شدن .
من از نسل ان دانش جویان فارغ شده که واسطه ندارن برای یافتن کارر وگرسنه در جاده قدم میزند هستم .

صدا و تن رنجور من پر از درد است مرا تکه تکه نکنید
اجازه دهید امروز از درد بزرگتر سخن گویم :که بغض گلویم را می فشاردد دراین روزهااخبار ضدالنقیص به گوش میرسد که دولت مخرب کار جناب اشرف غنی ویا همان حکومت وهشت ملی پلان دارد تا زادگاه عزیزم که بنده متسفانه فقد پانزده سال دران زندگی کرده و تا کلاس هشتم درس خواندم به چند حصه جداگانه تقسیم کند و از وحدت همدیلی مردم شریف جاغوری بکاهت وهمانند گذشته (گروه گرائی )جاغوری را پارچه پارچه کند واین ارمان را بگور خواه برد.

کلمه جاغوری اتحاد وحدت همدلی است اگه به معنی واقعیت ان نگاه کنیم .این همدلی مجانی ومفت بدست مان نرسیده است شهید دادیم زخمی دایم خانه خرابی ها را تجربه کردیم تا بلاخره به این درجه اتحاد کسب کردیم که متاسفانه حسود وکوردلان امروز میخواهد این ویژه گی را از ما بگیرد. اگه ما به واسطه نیرنگ وفریب دشمن فریب خورده این ملت بزرگ و شیردل را قسمت بندی کنیم پس خون شهدای مان به حدر دادیم و ارمان شهدا را پایمال کریدم .یک بهار را به پایز تبدیل کرده ایم وبدانیم هر اشتباه جبران می شود واین اشتباه نابخوشدنی و جبران شدنی نیست. مردم باغرت جاغوری سبز،جاغوری را با اتحاد و افکار دقیق به یک سرزمین طلائی مبدل کنید . بخواست و مطالبه تان اطمنان داشته باشید وبه اتحاد تان باور وبه مردم تان افتخار و بر بزرگان تان احترام و به خوردان مهربانی و به دانش جویان وفرهگیان تا غرور و به همدیگر اخوت .

با این چنین جمله بندی ملت جاغوری به یک نمونه از وحدت و اتحاد دربین المنطقه و سرزمین جاغوری به یک سرزمین همچون بهشت تبدیل خواهند شد . از تیکه تیکه شدن حراس داشته باشید و به جاغوری واحد امید داشته باشید . و نگذارید جاغوری را کسی به چندین حصه تیکه تیکه کند . تیکه تیکه شدن جاغوری کلید است برای ازبین بردن اتحاد وپشرفت مردم جاغوری. برای ولایت شدن این سرزمین تا اخرین نفس مان مبارزه باید بکنیم امروز دشمنان مردم سرزمین جاغوری از اتحاد جاغوری ترسیده با وجود یکه ما نه مردم را تحدید ونه قتل ونه زورگوئی کردیم ولی انها فقد از اتحاد این دلیران ترسیده مناقشه از بین بردن این توسعه وشکوفایی را دارد به بهانهای مختلف وبه دلیل های سیتماتیک.  پس بیدار باشید (مواظب باشید کسی با سرنوشت تان معامله نکد ) . رهبر استاد شهید وحدت ملی مزاری .

اگر با این طرح سستماتیک (تقسم اداری یا اضافه شدن ولسوالی )دولت زحمت ملی موافقت کنید چیزای زیادی را از دست داده ایم که دیگر هیچ وقت به این ویژگی نخواهیم رسید (نامزدشدن جاغوری به ولایت) بدانید امروز حتی دولت از شما ترسیده به نوعی خود با پای لوچ (فقد گفتن وعمل نکردن وفریب ) در پیش شما امده است . مواظب باشید گول نخورید . دست از ولایت شدن برندارید . برتقسم اداری خوشحال نباشید . چرا چون در سهم ولایت از هرنگاه امکانات بشتر است در برابر ولسوالی مثلاً ولایت باید سرک اسفالت شده داشته باشد دانشگاه داشته باشد نیروی امنیتی زیاد داشته باشد و مدیریت شفاف وسالم داشته باشد وارتباط مستقیم با پایتخت دارد و شفاخانهای معیاری داشته باشد .

ولسوالی چه دارد؟در ولسوالی جاغوری چه اتفاق افتاده از نگاه پیشرفت از سوی کمک های دولتی فقد ساختمان خود ولسوالی است اونکه باید یک ولسوالی داشته باشد و دیگه چه شده هیچ چه . از خود بپرسید ؟ امروز اگه مشکلات مردم جاغوری را کلان های مان درنظر گرفته نمی تواند برای امتحان در سر کوتل لومان یک خبر نگار را برای مدت ٣ساعت در صبح استاد کنید و ازمردم بپرسد درباره مشکلات شان که چقدر در ولایت ضرورت دارند از مشکلات دعوای حقوقی تا اسناد وجدول های مکاتب که با ترس و لرز و با خطر مرگ فقد بسوی ولایت در حرکت است . ببنید که مشکلات شان چقدر کلان است ومن متاسفانه در عالم مهاجرت هستم وافتخار است تا در مقابل حقوق شهروندان جان بدهم و عده مان ولایت شدن جاغوری واتحاد مردم جاغوری است .

من درسایت  جاغوری یک خواندم بعضی از بزرگان مان مخالف ولایت شدن جاغوری است و گفته اند که ما ولایت همان د ولایت دایکندی نمی خواهیم ولسوالی باید اضافه تر شود و من در جواب انان می گویم نه ولسوالی همانند ولسوالی جاغوری هزار تا ولسوالی نمیخواهم البته اتحاد مردمش قابل قدر است که نتیجه کوشش صد ساله مردم است . عزیزان که با ولایت شدن جاغوری مخالفت داری تقاضا میکنم بیا اتحاد کنیم هم دست در دست  هم بدیهم ان وقت  به ارزوی مان برسیم .

اول ولایت شدن جاغوری و بعد ولسوالی چهار گانه تو به دست میاید . تا جای که من شنیدم میگن جاغوری از چهار شاخه باهم برادر استند و من حتی نامهای شان را نمی دانم وحتی نمی دانم خودم از کدام شاخه هستم ولی باهم برادر و برابر هستیم . قسمیکه چند سال پیش داعش ویا طالبان تهدید کرد جاغوریان را مردم جاغوری همه باهم ایستاد شد وحتی دولت ترسید که حالا میخواهد حصه حصه کند. این نماد و الگوی جوان مردی را حفظ کنید . وعده مان ولایت جاغوری است و السلام .

فرستنده  نویسنده : عبدالله حسنی

597بازدید

کامنت بسته شده است.