ضرورت تجدید نظر اساسی در مناسبات هزاره ها با دولت کنونی

اسلم جوادی ۹:۰۳ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
ضرورت تجدید نظر اساسی در مناسبات هزاره ها با دولت کنونی

javadi-300x300ضرورت تجدید نظر اساسی در مناسبات هزاره ها با دولت کنونی
١- باید تفاوت تبعیض سیستمی و نهادی با تبعیض موردی و سلیقه ای را درک کرد. تبعیض موردی را می توان به صورت موردی حل کرد اما تبعیض سسیستمی و نهادی با تغییر موردی حل نمیشود، شکل عوض می کند اما ماهیت تبعیض در اشکال متفاوت ادامه پیدا می کند. خواست تغییر لین برق تنها مورد تبعیض نیست. دولت کنونی از همان آغاز به کار رویکرد تبعیض آمیز داشته است. در شصت و چهار نمایندگی رسمی افغانستان در خارج کشور فقط یک نفر هزاره در رأس نمایندگی ها قرار دارد. در بسیاری از ادارات دولتی و نهادهای تأثیرگذار هزاره ها را با ذره بین هم نمیتوان پیدا کرد. تمامی پروژه های انکشاف بنیادی مناطق مرکزی تعلیق شده است. حتا مهاجرین و پناهندگان خارج از کشور از شر اقدامات تبعیض آمیز دولت در امان نمانده اند. بنابراین آنچه نیاز به تغییر دارد تنها تغییر مسیر لین برق نیست بلکه پایان بخشیدن به اصل ماجرای تبعیض سیستماتیک و نهادی در قبال هزاره هاست.
٢- واکنش محمد محقق و آقای دانش مسخره آمیز و مأیوس کننده است. در شرایطی که اشرف غنی خود دستورنهایی تغییر مسیر لین برق را داده است متهم کردن بریشنا و وزارت آب و برق گمراه کننده است. مردم به محقق و دانش رأی دادند تا در برابر زورگویی بایستند و در چنین موارد حساس و سرنوشت ساز ایستادگی کنند. محقق و دانش مأمور اشرف غنی و عبدالله نیستند که بنشینند زورگویی را تحمل کنند و سپس گزارش آن را به مردم دهند. محقق و دانش برای تأمین عدالت و برابری در دولت اند و نباید می گذاشتند این همه هزینه بر مردم تحمیل شود. آنها در همان جلسه، تحت هر شرایطی، باید مانع تصویب میشد و نمی گذاشت کار به اعتراضات گسترده مردمی کشانیده شود. حال که مردم به صحنه آمدند حضور محقق و دانش در کنار آنها خوب است اما بپذیریم که هزینه سنگینی روی مردم می گذارد و در این محقق و دانش مقصراند.
٣- ممکن است مسیر لین برق به ظاهر تغییر کند اما ماهیت تبعیض عوض نخواهد شد بلکه حتا اشکال پیچیده تر به خود خواهد گرفت. مگر سرک گردن دیوال و سرک دره صوف بامیان به نفع منافع ملی و همه اقوام افغانستان نیست. چرا بیش از چهاردهه است متوقف است؟ آنانی که تبعیض می کنند به چیزی غیر از منافع ملی می اندیشند. اشتباه است که ما آن ها را با منطقی مجاب کنیم که برای شان بی اعتبار است. برای ما در شرایط فعلی خواست و تأمین مطالبات مهم است حتا اگر هزینه سنگین اقتصادی داشته باشد. مطالبه اصلی پایان ماجرای تبعیض نهادی و سیستماتیک است.
۴- از سقوط دولت نباید ترسید. دولت کنونی شعله ورسازی شکاف های قومی را با درک تمام پیامدهایش روی دست گرفته است. ما بیش از چهار دهه است که در”شرایط دشوار و شکننده” قرار داشتیم. اما چرا همیشه هزاره ها باید نگران “شرایط حساس و شکننده” باشند اما دیگران به خصوص رهبران دولت نه. “شرایط حساس و شکننده” تا هنوز محملی برای سرکوب خواست برابری و استتار اقدامات تبعیض آمیز بوده. مسؤلیت هر نوع سقوط دولت به دوش کسانی است که با اعمال تبعیض و بازی با آتش شکاف قومی بحران خلق می کنند نه کسانی که برای تأمین عدالت ایستادگی می کنند. از سقوط دولت نباید ترسید.
۵- همواره باید تناسبی بین هزینه و دستاورد باشد. نمی شود میلیون ها انسان هر روز برای تغییر مورد به مورد اقدامات تبعیض آمیز به خیابان بیاید. باید یکبار و برای همیشه مشکل را حل کرد. بعد از تظاهرات میلیونی برای دولت دشوار نیست که اعلام کند مسیر لین برق تغییر می کند اما در عمل اصلا هیچ لین برقی درکار نباشد. مساله شاهراه های مناطق مرکزی به خصوص سرگ گردندیوال نمونه خوبی است. خوب است تصور کنیم تظاهرات میلیونی کردیم و به ظاهر مسیر لین برق تغییر کرد اما در عمل هیچ وقت چراغ خانه های مردم مناطق مرکزی روشن نشود. آنوقت برای طرح این پرسش که ” آیا برای اتفاقی چنین بی نتیجه تظاهرات میلیونی لازم بود؟ ” مسلما دیر است. باید این پرسش را حالا طرح کرد. آنانی که تبعیض می کنند تنها متعصب نیستند، دروغ گو، مکار و حیله گر نیز هستند. باید مشکل را به صورت بنیادی و از ریشه حل کرد و مجالی برای فریب بیشتر باقی نگذاشت. اعتراضات میلیونی هزینه سنگینی در پی خواهد داشت. اگر مشکل ریشه ای حل نشود و موردی حل گردد تبعیض ادامه خواهد یافت و اشکال پیچیده به خود خواهد گرفت. کمترینش مسدودشدن ادارات دولتی به روی فرزندان هزاره برای سالهاست. دولت کنونی در حد “شرلازم” هم نیست و به آستانه تحمل ناپذیر رسیده است. اگر قرار است اعتراضات میلیونی صورت گیرد باید شر دولت را از بیخ حل کرد. مسؤولیتش به دوش کسانی است که بحران می آفرینند نه آنانی که برای تأمین برابری انسانی و حقوق شهروندی شان ایستادگی می کنند. اعتراضات مردمی نباید ماهیت فرسایشی به خود بگیرد. این اعتراضات باید از جنس اعتراضات بهار عربی و میدان تحریر باشد نه چیزی کمتر از آن. از سقوط دولتی که حقوق اولیه میلیون ها شهروند برایش به اندازه تار موی معصوم استانکزی ارزش ندارد نباید ترسید و نگران بود.

1,499بازدید

کامنت بسته شده است.