طناب دار استبداد بر فراز بام این میهن!

مدبریت ۱:۲۴ ق.ظ ۷

  بنام خداوند!

 این روز ها سرو صدا ها یی بلند است مبنی بر این که آقای عبدالرشید دوستم، که یکی از اعضای بر جسته جبهه ملی افغانستان می باشد، وی را دولت آقای کرزی به  شورای امنیت ملی  و یا داد ستانی کل جهت رسیدگی به تخطی وی از اصول امنیت ملی به معرفی گرفته است!؟؟

 این که  شورای امنیت ملی آقای کرزی تا به کدام پیمانه مشروعیت مردمی را دارا بوده، و این نهاد در  راستای تامین امنیت ملی و ایجاد وحدت ملی  تا حال چقدر مفید و تاثیر گذار بوده است، خود در خور تامل بوده و سوال بر انگیز می باشد. که این موضوع خود بحث جداگانه ی را می طلبد اما این قلم در راستای  موضوع مرتبط به اتهامات آقای دوستم و معرفی وی  به ارگان های قضایی و امنیتی کشور، ذکر نکات  چندی را  لازم و ضروری می داند .

 ۱=  افغانستان که تعفن اندیشه های فاشیستی و استبداد تک محوری قبیله یی قریب به سه صد سال است که در این سرزمین بیداد مینماید. آیا عاملین و بانیان این اندیشه که همواره اهرم قدرت را در دست داشته اند، غرض از تاکید آنها بر اصل وحدت ملی و امنیت ملی و… هدفی جز تداوم استبداد قبیله و ایجاد وحشت ملی و سرکوب دیگر اندیشان؛ ارمغان دیگری را برای جامعه و تاریخ این سرزمین در پی داشته است؟؟!

۲= آیا این چگونه وحدت ملی؛- انسجام و همدلی مردمی؛- و کشور و  مملکت واحد است که، ساکنین نقاط مرکزی، مناطق شمال، شمال شرق و.. در مناطق جنوب و در میان قبایل « امارت ساز و لشکریان ایل جاری استبداد» حتی عبور و مرور آزادانه و بدون دغدغه خاطر را نه میتوانند انجام بدهند. در حال که قبایل و حلقات مشخص وابسته به دربار ارگ، در فواصل و زمان بندی های مشخص، کرگدن  وا ر، بر آشیانه و  داشته های مردم« بومی» یورش برده، جان، مال و ناموس آنان را به تاراج می برند. برای تعدادی از ساکنین این سرزمین حتی عبور از بخشی از این سرزمین به قیمت حیات و زنده گی شان تمام میشود، و تعداد دیگر بر خود حق میدهند تا خود را صاحبان مطلق این خاک و مردم بدانند. سوال این است که آیا با موجودیت چنین  استبداد و تبعیض، ما دارای سرزمین واحد، منافع ملی مشترک و آرمان های ملی-مردمی واحدی را دارا میباشیم؟؟

 ۳= صاحبان قدرت و حاکمیت موروثی در افغانستان، به جای به معرفی گرفتن آقای دوستم به شورای نام نهاد امنیت ملی، چقدر عادلانه  و به نفع وحدت ملی در این سرزمین میبود، اگر بانیان تجاوز بر حریم جان و مال مردم را در مناطق هزارستان، به جرم  تجاوز به اتباع این کشور، و خدشه وارد نمودن به وحدت ملی افغانستان، به این شورا به معرفی میگرفتند. بانیان خدعه و استبداد را که از ریشه وحدت ملی را آماج اندیشه های فاشیستی خویش قرار داده، و مدت ها قبل از امروز این سرزمین را به تجزیه کشیده اند، آنان باید به جرم نفاق و تجزیه این سرزمین به داد گاه تاریخی کشیده می شدند..

 ۴= آیا به همان گونه که قبایل سمت جنوب این کشور حق دارند راجع به چگونه گی تعیین سرنوشت و منافع منطقه یی خویش کاملا آزاد و بدور از دخالت های دیگر اقوام ساکن در سرزمین افغانستان عمل بنمایند؛ آیا  مردمان دیگر مناطق حق چنین تعیین سرنوشت را ندارند؟؟ همان گونه که در جنوب  بر سر در دانشگاه ها شان به زبان مورد علاقه شان تابلو نصب مینمایند، آیا مناطق دیگر چنین حقی را دارا نه میباشند؟؟ جنوب چوب های چار تراش را به هر گونه که میل شان هست به حراج میگذارند و…آیا کسی هست تا از آنان باز خواست بنمایند و…!

 ۵= آیا از دیگر مناطق این کشور میتواند کوچک ترین ادعا و یا حق دیکته نسبت به مناطق جنوب را ابراز بنمایند؟ میتوانند برای آنان حق، و تکلیف تعیین بنمایند؟؟ در شمال کشور آقای عبدالرشید دوستم به جرم اظهار نظری به داد گاه  و داد ستانی های حاکمیت جهت توبیخ معرفی میشود؟!  در حالیکه همین ابراز نظر، به صورت عملی ان از جانب صاحبان قدرت و حاکمیت بیش از  سه صد سال در این کشور با شدت هرچه تمام تر آن  نسبت به  اقوام دیگر اعمال گردیده و پیگیری میشود!! 

 ۶= آیا وحدت ملی مدت ها قبل در این سرزمین در قبرستان استبداد  امارت فرزندان پاینده محمد خان به دفن گرفته نه شده است؟! آیا نادر و ظاهر و داود  و دیگر خان های هفت و سر، به جرم کاشتن نفرت و فتنه در این سرزمین، آنان نباید به محاکمه تاریخی کشیده شوند؟؟!

 ۷= هدف این بخش سخن ام متوجه آنانی هست که از نام و نشان ملیت های  تحت ستم بر اریکه قدرت تکیه زده اند  و در بدل رضایت ارباب، کاخی و دم و دستگاهی را به هم زده اند؛ آنان باید بدانند: توده ها رو بیداری است. نسل های جدید دیگر ان گونه که شما میپندارید؛ گوسفند گونه نه می اندیشند. معامله، مماشات و مشاطه گری با استبداد بس است. نسل های گذشته را بر گرده ها شان سوار بوده اید!.  نسل جدید،  به زیر تان خواهد کشید! در معضله توطئه استبداد بر علیه جناب عبدالرشید دوستم، حد اقل ترین کاری را که شما  باید به انجام ببرید، نباید در این امر لبخند رضایت بر ارباب  قدرت تحویل بدهید!منافع تاریخی یک ملت رنجدیده را نباید فدای کاخ و ریاست و ولایت تان بنماید!!!

 ۸= تا حال؛ طناب دار استبداد مختص گردن، گردن افرازان در این بادیه ب

1,200بازدید

۷ دیدگاه »

  1. عبدالوحید جوزا ۲۵, ۱۳۹۱ در ۹:۲۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۲۶

    اگردولت های بعدازظاهرخان وداوودخان راکه پیش چشم خوددیدیم وعملا بی کفایتی شان برهمه واضح است درنظرگیریم حکومتهای ظاهرخان مخصوصاده سال اخیرشان وداوودخان دولت های شان رانباید بدگوییم.امنیتش درحداعلابوده است.
    ===================================
    م. لومانی!
    جناب عبدالوحید محترم درود خداوند بر شما باد!
    برادر تا مین امنیت شهروندان یک کشور و مملکت، البته یکی از وجایب اولیه و ضروری دولت وحاکمیت ها میباشد! اما این امنیت و ارامش به تنهایی خود نه میتواند دال بر ایدیال و یا مشروع بودن و خدمت گذار بودن یک سیتم حکومتی را به تایید بگیرد! که؛ چه بسا در محدوده دیکتاتوری ترین حاکمیت ها؛ جامعه ، کشور ،مملکت؛ در آرامش، همچون قبرستانی بیش نه بوده اند! تراکم مشکلات، و حمام خون را که ما نسل حاضر در آن داریم شته میزنیم؛ یکی از عوامل اساسی ان پیامد خیانت و استبداد حاکمیت های مذ کور میباشد!
    از خداوند برا ی تان صحت آرزو نموده و منتظر نظرات شما عزیزان میباشیم. و من ا..

  2. داوود جوزا ۲۵, ۱۳۹۱ در ۹:۳۴ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۳۴

    دوستم یکی ازپهلوانان عیارورهبرتوده ترک تباران افغانستان است که متعهد به وحدت ملی ملی می باشد.واگرطرفداری ازفدرال میکند بمعنای جدای وتجزیه نیست.کرزی درنظرداشته باشدکه دوستم هم علف بی ریشه نیست تابکنی ودورش اندازی.

  3. محمدهاشم جوزا ۲۵, ۱۳۹۱ در ۹:۵۵ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۵۵

    نجیب الله باآنکه خوب سخن میگفت وآشتی ملی رادادمیزددراخیرباحرکت قوم گرایی دست به خلع سلاح نیروهای غیرپشتون زدکه این کارسبب سقوط وی شد.حرکتهای غیرعادی کرزی وفتنه اندازیها میان مردم به تطمیع مقام دراین دولت که درفسادنمونه شده کاری نکندکه به سرنوشت نجیب گرفتارنشود.

  4. غریب حسین جوزا ۲۹, ۱۳۹۱ در ۲:۳۵ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۹ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۳۵

    واقعاً خوشحالم که آقای لومانی، دوستم را نماد ازبک می خواند. اما من از آقای لومانی می یپرسم نماد هزاره ها چی و کیست??. اگر شما و افعاً وجدان داشته باشید. دوستم با مزاری قابل مقایسه است ؟؟؟؟؟ اگر جواب تان آره بود، به نطفه تان شک کنید و از خود دوستم در رابط با مزاری بشنوید ، یعنی درگوگل سرج کنید مزاری از زبان دوستم ….
    —————————————————————————————-
    م لومانی!
    جناب غریب حسین عزیز نه، میدانم که معیار تشخیص هزاره بودن از نظر شما چیست؟! اگر هویت، اصالت؛ افتخار؛ اقتدار و عزت یک ملت وابستگی به یک سازمان و جریان خاص سیاسی پیدا بنماید؛ که فاتحه این مردم دیگر خوانده است! قبر ش کنده است و گلم اش نیز جمع!!!! این ساز مان کاش در یک مقطع از تاریخ، مشکلات و رنج تاریخی مردم ما را مرهم میگذاشت! اما این ساز مان و رهبریت ان غرق دیوانه بازی های تاریخی است! جنگ های خونین و پی هم را مسبب بوده است. ویرانی و سقوط در قهقرا، و در نهایت در دامان طالبانیزم!
    برای مقایسه بین آقای دوستم ومرحوم مزاری؛ همین قدر باید عرض کنم که موجودیت دوستم در حاد ترین شرایط ها سنبل وحدت اقوام ترک تبار بوده است و در تاریخ زنده گی سیاسی دوستم جنگ های میان قومی و سمتی میان اقوام ترکتبارثبت تاریخ نه میباشد. که این خودش خیلی ارزش دارد….الی اخیر!
    و اما راجع به نماد مردم هزاره؟! ملیت هزاره در دامان خویش شخصیت های ارزش مندی را به پرورش گرفته اند. شخصیت های که در عرصه ملی و بین المللی میتوانند اعتبار، اتو ریته و حیثیت برای این مردم با ارمغان اورند. اگر، فتنه گران خاک در چشم مردم نپاشند…!
    اما این که گفته اید راجع به شناختی از مرحوم مزاری به سخنان دوستم در گوگل مراجعه بنمایم؛ دوست من این سخن را برای نا دیده ها بگویید! امید وارم که داستان فلکلور هزاره گی « دیده » را شنیده باشید..!

  5. عبدالوحید جوزا ۲۹, ۱۳۹۱ در ۹:۴۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۹ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۴۱

    جناب آقای لومانی سلام من دولتهای ظاهرخان وداوودخان راایده آل ومشروع نگفته ام ولی مقایسه بادولتهای بعدازآنهاکردم.براستی آیاظاهرخان درچهل سال حکومت خودچهل نفرازمردم هزاره راکشت که شماتمام بدبختیهارابه آنهانسبت می دهید؟کاری که گروها میان خودانجام دادوازکشته پشته ها ساخت امروزگل سرسبدانداول درجاغوری عرفانی دولنه عباسی پاتووواثق لوموو……چقدرنبردجانانه کرد؟وچقدربچه های مردم راکشتند. امروزبایدصفت استادرابه آنهاگفت؟؟؟بگذریم ازسایرهزاره جات همین استادمزاری قهرمان جنگ داخلی است وبه اندازه چندوزن خودخون هزاره راریختانید؟که امروزنمادملی شده است.
    ==================================
    م. لومانی!
    جناب عبدلوحید عزیز سلام مجدد! دوست عزیز کشتن انسان فاجعه است. در کشور ها ی متمدن حتی اگر کسی به صورت کس سیلی میزند فاجعه است چه رسد به کشتن آن! من با شما موافقم که شخصیت های نامبرده فاجعه ها آفریدند که درد من هم از همین ناحیت میباشد! اما برادر خوبم! تحمیل حیات گوسفندی در زیر سایه ساطور استبداد، نیز یک فاجعه بزرگ انسانی است! این جا نیز انسان در رنج میباشد. رنج سخت تاریخ! برزخ است هزار بار مردن و زنده شدن.وو امید وارم درک ام بنمایید!چنین زنده بودن نیز تلخ است و خفت بار! منتظر نظرات شما عزیزان میباشم!

  6. حسن علی جوزا ۳۰, ۱۳۹۱ در ۶:۵۷ ق.ظ -

    سه شنبه ۳۰ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۶:۵۷

    سلام برادران وخواهران عزیز اگرهمین رهبران وقوماندانهای احزاب رااعم ازهرقوم به خاطر خداوپیامبرواسلام وعمل اسلامی این طرفدارانش دورش گرفته این راه به ترکستان است. اگربه خاطرپارت بازی وبقول شهیدملابوستانعلی مجاهد مالستان ((اتوروم))دوروزه این کارهامیشود بهرصورت بگذردومیگذرد.

  7. میراحمد لومانی جوزا ۳۰, ۱۳۹۱ در ۸:۲۷ ق.ظ -

    سه شنبه ۳۰ خرداد۱۳۹۱ ساعت: ۸:۲۷

    روشنفکر و جنبش روشنفکری در افغانستان اسیر در خرافات، تاریخ خون بار؛ غم انگیز و نا مراد ی را دارا بوده است! استبداد اگاهانه و جهت تداوم خویش، نخبه کشی نموده است، و استبداد مذهبی نیز چنین! و اما توده ها به علت عدم اگاهی همچون اله ابزرای همواره در تقابل با روشنفکر و شخصیت های نخبه عمل نموده اند و….! خداوند توفیق حاصل نمایددر این موضوع باید مکمل تر بنویسم!
    این کامنت هم در جواب اقای غریب حسین میباشد که راجع به شخصیت نمادی مردم هزاره پر سیده اند. برادر تا حالا کی هزاره از روشنفکرانش انگونه که شایسته است قدردانی نموده اند و…