غزنی، اورشلیمِ فرهنگی

عزیزالله جاغوری ۵:۰۷ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
غزنی، اورشلیمِ فرهنگی

غزنی، اورشلیمِ فرهنگیFB_IMG_1540703168299
اسد بودا
———–
همه می‌دانیم که ولایت‌شدن جاغوری کم‌ترین حقِ این مردم است. در دوران انتخاباتْ هم تقریبن همه وعده داده بودند که ولایت‌شدنِ جاغوری در دستور کار آن‌ها قرار خواهد گرفت. نظر شخصی من این است که ولایت‌شدنِ جاغوری به ضررِ هزاره‌هاست و انزوای تاریخی و فرهنگی را تشدید خواهد کرد. غزنی، یکی از مهم‌ترین شهرهای تاریخی منطقه است. پایتخت غزنویان بود. در اکثر متونِ تاریخی از آن سخن رفته است. علاوه بر متون سیاسی و عرفانی چون آثار سنایی و…، «شاهنامه» و «تاریخِ بیهقی»، این دو استثنای نظم و نثر در تاریخ زبانی فارسی، برای غزنی و در بار غزنویان نوشته شده‌اند. همه می‌دانیم که بدون شاهنامه و تاریخِ بیهقی، نظم و نثر فارسی تقریبن بی‌هویت می‌شود.
با ولایت‌شدن جاغوری، بخش‌های هزاره‌نشینِ غزنی، از غزنی جدا و زیر مجموعه‌ی ولایتِ جاغوری معرفی خواهند شد. چنین اتفاقی، یک تصفیه‌ی تاریخی خواهد بود. تجربه‌ی ولایت‌شدنِ دایکندی آموزنده است. با ولایت‌شدنِ دایکندی یک ولایت فاقد امکانات به دست مردم هزاره افتاد ولی بهای این دست‌آورد ناچیز و حقیر تاریخ‌زدایی بود و هزاره‌ها از سرزمینِ تاریخی که مطابق اکثر روایت ها نام «هزاره/ ازره/ ازرگان و ارزگان» از آن‌جا آمده است، مطلقن محروم شدند. از دست‌دادن ارزگان، فقط از دست‌دادن چند ولسوالی نبود، بزرگ‌ترین پاک‌سازیِ تاریخی بود که پس از یک قرن غصبِ سرزمینی در دروان کرزی اتفاق افتاد.
اهمیت تاریخی و فرهنگی بلخ و هرات و بامیان و غزنی را نباید دستِ کم گرفت. غزنی، نوعی اورشلیمِ فرهنگی است. با از دست‌دادن آن بحرانِ هویت و انزوای سیاسی مردم هزاره را چند برابر می‌کند. تحصیل‌کردگان و فرهنگیانِ جاغوری، کمتر به اهمیت فرهنگی و تاریخی غزنی توجه دارند. جای شرم است که مردم جاغوری به جای آن‌که خود را میراثِ فرهنگی چون آثار باستانی غزنی و سنایی و شاهنامه و تاریخ بیهقی معرفی کند، به خامک‌دوزی و شال و لباس پاکستانی و سنگ‌گیرگ و نان‌بُته برای خود هویت دست و پا می‌کنند. قریه‌های شان مرکز جهان است و آن‌قدر محلی‌گرا شده‌اند که به رغمِ این همه تحصیل‌کرده، دید و درک جاغوری را در بسترِ تاریخی و فرهنگی را ندارند. من به اهمیت اداری ولایت‌شدن جاغوری آگاه‌ام و پیوند تاریخیِ آن با غزنی را بر ولایت‌شدن ترجیح می‌دهم. از دست‌دادن غزنی، مردم جاغوری را همان‌قدر بی‌ریشه می‌کند که از دست‌دادن اورشلیم یهودی‌ها را.
جاغوری باید به ولسوالی‌ها بخش‌بندی شود ولی نباید آن تاریخ‌زدایی که در ارزگان اتفاق افتاد در غزنی تکرار و زمینه‌ی اخراج مردم هزاره از یکی از مهم‌ترین قلمروهای تاریخی و فرهنگی فراهم شود. پیش‌نهاد من به مردم غزنی و جاغوری این است که هویت فرهنگی و تاریخی را بیش از این به دست فراموشی نسپارند. از این بعد به جای گم‌شدن در پاتو و مالستو و زیرک و داله، در هر کجای این زمین هستید، خود را با هویتِ تاریخی خود معرفی کنند. با میراثِ فرهنگیِ غزنی و آثار سنایی و فردوسی و بیهقی. در مهمانی خود لباس‌های رنگی بپوشید ولی مهم‌تر از آن در قفسه‌ها و تاق‌های خانواده‌های تان کتاب‌ها تاریخی تان را بگذارید و از تاریخ و فرهنگ خود مراقبت کنید. دریافت ابلهانه از گذشته و تقلیل آن در سیال‌های داری بین قریه، مردم را تباه می‌کند. مهم نیست که فرزندان تان لباس‌های خامک‌دوزی بپوشند یا نپوشند ولی مهم است بدانند که تاریخِ فرهنگی آن‌ها تاریخ غزنی است، نه سنگ‌ماشه و زیرک و داله و … که یاد و نامی از آن‌ها در تاریخ نیست.

اسد بودا

61بازدید

کامنت بسته شده است.