««فرخنده عید سعید غدیر، عید امامت و ولایت بر همگان مبارکباد.»»

مصطفی خرمی ۷:۱۵ ق.ظ ۰
««فرخنده عید سعید غدیر، عید امامت و ولایت بر همگان مبارکباد.»»

««فرخنده عید سعید غدیر، عید امامت و ولایت بر همگان مبارکباد.»»

برگ یکم: صبح روز جمعه، یک روز مانده به خجسته سالیاد عید سعید غدیر، هنگام بازگشت از پیاده روی روزانه در این اندیشه بودم که چه تحفه ای برای این عید عظیم و عزیز آماده نمایم؟ هنگام صرف صبحانه، ناخواسته دیوان شاعر مشرق «علامه محمد اقبال لاهوری» را به خوانش گرفتم و در بخش«اسرار خودی» به مثنوی بسیار غنی، پرمعنا و دل نشین از ایشان در توصیف امیرالمؤمنین امام علی(ع) با عنوان:« در شرح اسمای علی مرتضی» دست یافتم! سروده ای که عمق ارادت وی را به امام و اهلبیت نشان میدهد. حیف ام آمد که گلچینی از این مثنوی بلند را به عنوان هدیه عید خجسته و فرخنده امامت به ارادتمندان حضرت «بوتراب» تقدیم نکنم.

مسلم اول شه مردان علی
عشق را سرمایه ی ایمان علی

از ولای دودمان اش زنده ام
در جهان مثل گهر تابنده امimages (13)

نرگسم وارفته ای نظاره ام
در خیابان اش جو بو آواره ام

زمزم ارجوشد زخاک من از اوست
می اگر ریزد ز تاک من از اوست

خاکم و از مهر او آیینه ام
می توان دیدن نوا در سینه ام

از رخ او فال پیغمبر گرفت
ملت حق از شکوه اش فر گرفت

قوت دین مبین فرموده اش
کائنات آئین پذیر از دوده(دودمان) اش

مرسل حق کرد نام اش«بوتراب»
حق«یدالله» خواند در ام الکتاب

هرکه دانایی رموز زندگی است
سر اسمای علی داند که چیست

خاک تاریکی که نام او تن است
عقل از بیداد او در شیون است

از هوس تیغ دو رو دارد به دست
رهروان را دل بر این رهزن شکست

شیرحق این خاک را تسخیر کرد
این گِیل تاریک را اکسیر کرد

مرتضی کز تیغ او حق روشن است
«بوتراب» از فتح اقلیم تن است

هرکه در آفاق گردد«بوتراب»
بازگرداند ز مغرب آفتاب

از خود آگاهی«یدالهی» کند
از یدالهی، شهنشاهی کند

ذات او دروازه ای شهر علوم
زیر فرمان اش حجاز و چین و روم

و…..!

برگ دوم: تاریخچه زبان و ادبیات فارسی در هند

از زمان ورود ناصرالدین سبکتگین غزنوی به هند در سال۳۶۹هـ.ق/ ۹۸۶٫م تا سال۱۲۷۵هـ.ق/۱۸۵۷٫م زمان انقراض سلطنت مغولان کبیر  مشهور به گورکانیان هند، زبان پارسی دری؛ زبان رسمی دربار، دیوان ها، زبان شعر و ادب، زبان دین و دانش و زبان بزرگان و خواص مردم هند به شمار میرفت. در عصر پادشاهی گورکانیان که از سال ۹۳۲ تا۱۲۷۵ مدت بیش از سیصد و چهل و سه سال به طول انجامید، دربار شاهان دهلی یکی از مراکز مهم زبان و ادب فارسی در سرزمین زرخیز هند بوده است. در این دوران، شاعران بسیاری در شعر و ادب فارسی از این دیار مهر و عشق برخواست و شعر و ادب فارسی هند را غنایی بالایی بخشیدند تا جای که سبکی خاصی به نام «سبک هندی» در تاریخ شعر و ادب پارسی پدیدار گشت.

برگ سوم: مختصر زندگی نامه علامه اقبال شاعر مشرقimages (10)

خاندان اقبال از برهمنان و پاندیت های عالی مقام کشیمر بودند که در حدود سال ۷۲۶ هجری، به نام خاندان «سپرو»(ملا و با سواد) به دین اسلام گرویدند. پدر کلان اقبال به نام «شیخ محمد رفیق» به اتفاق برادرانش زادگاه شان دهکده «لوی هار» را به مقصد شهر «سیالکوت» پنجاب ترک نمودند و در این شهر به پارچه فروشی اشتغال یافتند. علامه اقبال در حدود سال۱۲۵۶ خورشیدی/ ۱۸۷۷٫م در شهر سیالکوت ایالت پنچاب پاکستان فعلی، دیده به دنیا گشود. پس از تحصیلات ابتدایی در مکتب خانه محل، به مکتب اسکول «اسکاچ مشین سیالکوت» راه یافت. زبان فارسی و عربی را نزد مولانا سید میرحسن شمس العلما فرا گرفت. اقبال در سن ۲۴ سالگی از کالج فارغ و وارد دانشگاه دولتی لاهور گردیده فوق لیسانس خود را در رشته فلسفه با نمره عالی و اخذ جایزه دریافت نمود. در سال۱۹۰۵ از مسیر دهلی و بمبئی به انگلستان عزیمت نموده و وارد دانشگاه کمبریج گردید و درجه لیسانس را از این دانشگاه دریافت نمود و همزمان در رشته حقوق در دانشکده حقوق «لینکولن ان» به تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۰۷ برای تکمیل مطالعات فلسفی خود عازم کشور آلمان گردید. اقبال در همان سالها  رساله «سیر حکمت در ایران» را نگاشت که منجر به اخذ درجه دکترا از دانشگاه مونیخ گردید. اقبال در سال۱۲۸۷ خورشیدی به عضویت کانون وکلایی شهر لاهور درآمده و به شغل وکالت روی آورد شغلی که تا آخر عمر کمابیش ادامه داد. وی در سال ۱۲۹۰ خورشیدی، بر کرسی استادی فلسفه در دانشگاه لاهور تکیه زده و به تدریس این رشته همت گماشت. در سال۱۳۰۹ خورشیدی، در اجلاس «حزب مسلم لیگ»، ریاست این اجلاس مهم و تاریخی با علامه اقبال بود، وی در همان اجلاس برای نخستین بار طرح تشکیل یک کشور مستقل به نام پاکستان را در هند شمالی برای مسلمانان مطرح نمود. اقبال در سال ۱۳۱۰ خورشیدی برای دفاع از حقوق مسلمانان به لندن رفته و در کنفرانس آنجا شرکت نموده و سخنرانی تاریخی ایراد نمود. اقبال با ارسال نامه های طی سالهای ۱۳۱۵و ۱۳۱۶ به محمد علی جناح بر نظریه استقلال مسلمانان در شمال غرب هند و تشکیل یک کشور مستقل تأکید نمود.  سرانجام روزگار ناتوانی اقبال فرا رسید و اجل مهلت اش نداد تا ثمره طرح خود مبنی بر تشکیل کشور مستقل برای مسلمانان ره به دیده بیند. اقبال در سال ۱۳۱۷ خورشیدی/ یکم آوریل۱۹۳۸ میلادی در سن شصت و یک سالگی بدرود حیات گفت.250px-AllamaIqbal_Tomb_Night

علامه اقبال فیلسوف، حقوق دان، شاعر پارسی گوی و اندیشمند و دانشمند اصلاحگرا و نواندیش بنیانگذار اندیشه بیداری اسلامی، که میتوان بازتاب اندیشه های ناب وی را در دیوان اشعار وی به وضوح به تماشا نشست. دیوان اقبال برای تمام افراد که به شعر و شاعری علاقه دارند، خواندنی و آموزنده خواهد بود.

روح بزرگ اش شاد و یاد و نام اش جاویدان باد.

م، خرّمی
۱۷/۶/۹۶

43بازدید

پاسخی بگذارید »