فریاد محرومیت یا سفرنامه به هزارستان قسمت دوم برهانی

محمد جواد برهانی ۶:۴۶ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
فریاد محرومیت یا سفرنامه به هزارستان قسمت دوم برهانی

سفر به ولایت بامیان باستان

متاسفانه هیئت مرجعیت با اشتیاق فراوانی که داشت تا به هزاره جات سفر کنند، اما به خاطر اینکه بلیت هواپیما گیر نیامد از این سفر بازماند. در طی جلسه ی که در دفتر کابل برگزار گردید بنا شد هیئت جدیدی ترتیب و به هزاره جات فرستاده شود؛ اعضاء هیئت عبارت بودند از آقایان حجج اسلام محمد بشیر فهیمی، محمد آصف حکمت، انجنیر اسماعیلی و نگارنده.

هدف از این سفر علاوه بر توزیع افطاریه برای فقرا، کمک به ایتام، توزیع تقسیمیه به مدارس دینی، تهیه یک گزارش جامع از نیازمندی های مردم بود. برای ۲۰ جوزا بلیت بامیان تهیه شد، هرچند فاصله کابل تا بامیان کم است اما قیمت بلیط طیاره ۹۹ دالر امریکایی برای هر مسافر است.

به تاریخ ۲۰‍‍‍ جوزای سال ۱۳۹۵ سفر به بامیان شروع شد. میدان هوایی بامیان کوچک است و تنها هواپیماهای خرد می تواند بنشیند اما ساختمان آن تمییز و زیبا ساخته شده است. نگارنده سه سال قبل هم در بامیان مسافرت کرده است و در آن زمان نه باند های پرواز اسفالت بود و نه میدان هوایی ساختمانی داشت. اما اکنون هر دو مشکل حل شده است و ساختمانی مناسبی برای میدان هوایی ساخته شده است و باندهای آن اسفالت گردیده است. میدان هوایی بامیان به نام شهید وحدت ملی افغانستان شهید استاد عبدالعلی مزاری نام گزاری گردیده است. علما و طلاب و برخی از شخصیت های دینی و سیاسی از هیئت در میدان هوایی به گرمی استقبال کردند.

تعداد ولسوالی های بامیان

بامیان یکی از ولایت های محروم افغانستان است. اکثر باشندگان این ولایت را مردم هزاره و شیعه تشکیل می دهد که زبان رسمی شان دری با گویش هزاره گی است. بامیان در دل خود آثار تاریخی زیادی را جا داده است که همین امر باعث شهرت جهانی آن گردیده است. بامیان همراه با مرکز دارای هفت ولسوالی می باشد که عبارت است از ولسوالی ورس، پنجاب، یکه ولنگ، سیغان، کهمرد، شبر و مرکز بامیان.

ولایت بامیان دارای چهار دره مهم می باشد که عبارت است از دره فولادی با جمعیت در حدود ۳۵ هزار نفوس، دره سادات، دره شبر، در شیدان و مرکز بامیان.

تعداد مدارس دینی در مرکز بامیان

در مرکز بامیان شش مدرسه دینی وجود دارد که عبارتند از مدرسه مهدیه، مدرسه ولایت، مدرسه تربیت مدرس، مدرسه مجتمع فرهنگی امام صادق ع و…

میزبان هیئت، مدرسه مهدیه است که به آن ام المدارس بامیان نیز به اعتبار قدمتش گفته می شود. این مدرسه در دره فولادی موقعیت دارد و در سال ۱۳۴۸ تاسیس شده است. پخته شدن سرک از مرکز بامیان تا اول دره فولادی که ۱۲ کیلومتر را در برمی گیرد منطقه را با مرکز وصل کرده است.

در گذشته مدرسه بصورت مردمی اداره می شده است و پنج نفر موسس داشته است که عبارت بودند از حاج شاه صادق، سید غلام حسین کربلایی، حاج کریم علامه، حاج سلطان و حاج ظاهر.

مدرسه مهدیه دو بخش دارد که یک بخش با ساخت قدیمی است و در دو طبقه و دارای چهل اتاق می باشد که اکنون ۵۰ نفر طلبه در آن مشغول تحصیل دروس دینی تا رسائل و مکاسب می باشد. بخش دوم مدرسه نوساز است که در آن تعدد ۵۰ خواهر مشغول تحصیل علوم دینی است.

در وسط حیات مدرسه حوضی زیبا با آب و فواره طبیعی ساخته شده است که شبانه روزی آب در حال جریان است. مدرسه دارای زمین موقوفه و آسیاب و بند برق نیز هست که ۲۴ ساعته طلاب از امکانات برق بهره مند است امری که در مناطق هزاره جات بسیار نادر، جذاب و جالب است.

مدرسه مذکور دارای یک حسینیه است که قدمتش به سال ۱۳۴۳ میرسد و آنچه که در این حسینیه قابل توجه است محراب زیبای آن است که در آغاز ساخت گج کاری شده و بسیار زیبا ساخته شده است و کتاره های آن با چوپ های عالی تزیین شده که توجه هر بیننده را به خود جلب می کند. در حسینیه آثار ویرانی نیز دیده می شود که یادگار زمان طالبان است.

تعداد مکاتب در دره فولادی

در دره فولادی ده باب مکتب وجود دارد که نزدیکترین مکتب به محل اقامت ما را مکتب شیرین هزاره تشکیل می دهد. نام مکتب از نام شیر دختر هزاره گرفته شده است. لیسه ها عموما در افغانستان بسیار زیبا ساخته شده است و لیسه شیرین هزاره نیز از این امر مستثنا نیست. حیاط لیسه با ریگ زرد رنگ طبیعی فرش شده است و اطراف حیاط را اتاق های اداری و کلاس های درس فراگرفته است. دکتر حکمت برای اداره کلاس در صنف دوازده می رود و نگارنده همراه با حجت الاسلام فهیمی در سالن اجتماعات مکتب می رویم که در آن شاگردان صنوف ۸ تا ۱۱ را یک جا همراه با معلمانش جمع شدند و ما دو نفر در آن جا صحبت کردیم. نگارنده در باره اهمیت بامیان باستان و تمدن کهن آن سرزمین که با دستان هنرمند نیاکان ما ساخته شده است و ضریب هوشی مردم هزاره و حرکت های زیبای مدنی همراه با ابتکارات جال بامیانی ها صحبت کرد.

مدرسه ولایت

مدرسه دینی ولایت تحت کار است و از سوی آیت الله صالحی مدرس تاسیس شده است. هرچند ساخت مدرسه اکنون به پایان نرسیده اما در حدود شصت نفر شاگرد اعم از ذکور و اناث در آن مشغول فراگیری دروس مقدماتی دین است. مدرسه بنا است با زیر بناء ۸۲۰ متر در زمین به مساحت ۳۲۰۰ متر در چهار طبقه ساخته شود که در هر طبقه آن ۱۶ اتاق می باشد. زمین مدرسه از سوی میرزاخان وقف شده است و فعلا مدرسه از طریق هیئت امناء و و هیئت اجرائی کار خود را پیش می برد.

مدرسه تربیت مدرس

یکی از مدارس موفق در بامیان که در کنار میدان هوایی موقعیت دارد مدرسه تربیت مدرس است. مدرسه به همت آیت الله العظمی سیستانی تاسیس و راه اندازی شده است. ساختمان مدرسه نوساز است و در سه طبقه بسیار زیبا ساخته شده است. فعلا در حدود ۵۰ نفر طلبه در این مدرسه مشغول تحصیل است. در سال ۱۳۹۲ مدرسه مذکور در یک منزل قدیمی مشغول فعالیت بود اما اکنون ساختمان مدرسه نوساز است.

مسجد جامع و مصلای رهبر شهید

مسجد جامع و مصلای رهبر شهید به نام شهید عبدالعلی مزاری نام گذاری شده است. مسجد مذکور در قسمت پائین بازار موقعیت دارد، مسجد در یک طبقه ساخته شده است و نماز جماعت و نماز جمعه در آن برگزار می شود. هیئت در نماز جماعت ظهر شرکت کردند و نماز جماعت به امامت امام جمعه شهر بامیان حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای اخلاقی برگزار می شود. بعد از نماز حاج آقای اخلاقی در مورد جایگاه علمی حضرت آیت الله فیاض و آثار علمی ایشان و اعلم بودن ایشان و تقلید از اعلم بسیار زیبا صحبت کرد. بعد از ایشان نگارنده در باره اهداف سفر هیئت و فعالیت دفتر آیت الله فیاض صحبت نمود.

مجتمع فرهنگی امام صادق

مجتمع فرهنگی امام صادق یکی از مدارس بسیار زیبا و مدرن در سطح افغانستان است. موقعیت مدرسه نیز بسیار عالی است نزدیک به بازار و کنار میدان هوایی بامیان. مدرسه در چهار طبقه ساخته شده است که از برق شهری منظم برخوردار است و از معدود مدارسی است که دارای مرکز آب گرمی است. زیر بنای مدرسه ۷۲۰ متر است که در زمینی به مساحت ۲۳۰۶ متر ساخته شده است و طبقه زیر زمین آن برای کتابخانه، مخزن کتاب و سالن اجتماعات در نظر گرفته شده است و در طبقه دوم تعداد هشت تا مدرس وجود دارد و در طبقه سوم و چهارم جمعا ۲۸ اتاق برای طلاب است که بصورت مجزا تعداد ۵۰ طلبه از طبقه ذکور و ۶۰ طلبه هم از خواهران در آن مدرسه مشغول تحصیل دروس دینی است.

در کنار مدرسه زمینی به مساحت ۶۶۰۰ متر برای مصلی وجود دارد که هنوز ساخته نشده است و بنا است ۲۰۰۰ متر آن مسجد ساخته شود.

۲۱ جوزای سال ۹۵

بعد از ظهر پنجشنبه به اتفاق دوستان دوباره به دره فولادی رفتیم جای که طالبان مردم هزاره و موی سفیدان و غیر نظامیان را به رگبار بستند. مردم بامیان هنوز آن فاجعه را به خوبی به یاد دارد. دره فولادی دره سرسبزی است که نهری آبی از آن جاری است. نهرآب و دره سرسبز به زیبایی دره افزوده است. بالای تپه ای رفتیم که از آنجا می توان زیبایی دره فولادی را بیشتر مشاهده کرد.

شب در منزل حجت الاسلام والمسلمین حاج احمدی مدیر مدرسه مهدیه و از فرماندهان سابق بودیم. ایشان از تحولات زمان طالبان صحبت می کرد و از مظلومیت و محرومیت مردم هزاره ها در بامیان. منزل ایشان در زمان طالبان دوبار آتش زده شده است و اموال و دوکان شان به غارت رفته است. در همان دوران مردم ملکی در جاهای مختلف بامیان قتل عام شده است و طالبان بی رحمانه برای تثبیت اقتدار خود مردم را مورد آزار و اذیت قرار می دادند.

بت های بامیان را منفجر کردند و به شکرانه آن صد گاو در تمام افغانستان قربانی نمود. امروز دیگر مردم شاهد تماشای میراث کهن بشری دربامیان نیست و فقط جای خالی آن را تماشا می کند.

مغاره نشین های بامیان

در بامیان همین اکنون در حدود هفتاد خانواده در غار زندگی می کند. هرچند عده ای براین باورند که آنها برای گرفتن کمک به مغاره پناه برده است. اما وضعیت ظاهری آنها حاکی از فقر و زندگی توام با رنج است. به اتفاق دوستانم در غارهای می رویم که مردم در آنجا زندگی می کنند. غار کوچک با عائله زیاد. زن و مردی که روزه دارند و به خواب بعد از ظهری رفته اند. وقتی ما را می بینند با احترام زیاد و مهمان نوازی که از ویزگی همه مردم هزاره جات است ما را به سمت درون غار راهنمایی می کند. فرش های دست ساخته و بسیار فرسوده و کهنه همراه با لباس های مندرس و اثاثیه اندک و ابتدایی زندگی را مشاهده می کنیم. چهره های محروم و سوخته که سوء تغذیه در آن دیده می شود، قلب انسان را به شدت می آزارد. در خانه محمد باقر می رویم او خود معیوب و دارای بچه های معیوب و گنگ است به گفته خودش نه سر عیال دارد و اصالتا از مرکز بهسود است. بچه های مغاره نشین ها از رفتن به مکتب محروم نیست اما از داشتن برق، آب آشامیدنی سالم، غذا و لباس مناسب و زندگی ابتدایی محروم است.

در کنار مغاره محمد باقر خانمی زندگی می کند که تمام دارای ایشان دوتا مرغ است که روزانه برایش تخم می گذارد و به آن دلش خوش است. هیئت توان کمک زیادی به آنها نداشت و فقط بصورت محدود به چند خانواده آنها کمک کردند که آثار خوشحالی و رضایت مندی در چهره آنها برق می زد.

ولسوالی یکه ولنگ(۲۱ ثور ۹۵)

بعد از ظهر جمعه به سمت یکه ولنگ راه افتادیم، در فاصله بامیان تا یکه ولنگ که در حدود صد کیلومتر است، معجزه ی اتفاق افتاده است و این مسیر توسط کشور کره جنوبی پخته کاری شده است. در هزاره جات این امر یک استثنا است. دشت شیدان، شیبرتو، قرغنه تو را به زودی پشت سر گذاشتیم و از دوراهی بند امیر هم گذشته به سمت بازار نیک رفتیم. هنوز ده کیلومتر به بازار نیک باقی مانده بود که مشاهده کردیم ولسوال یکه ولنگ همراه با علما و طلاب به استقبال هیئت آمده بودند.

یکه ولنگ یکی از مناطق سردسیر و زیبای هزاره جات است که زیبایی آن منحصر به فصل تابستان و اواخر بهار است زمستان طولانی آن زندگی را برای مدت زیادی قفل می کند.

منطقه یکه ولنک دارای چهار کوت می باشد که عبارت است از قوم آبه که بزرگترین کوت یک ولنگ را تشکیل می دهد و کوت تکانه و کوت سادات و کوت سیاه دره و رستم.

یکه ولنگ هزار خانه دفتری دارد که در حدود ۲۵ هزار خانوار را در بر دارد و متوسط هر خانواده شامل هفت نفر است. در یکه ولنگ یک باب تعلیم و تربیه و ۶۴ باب مکتب وجود دارد. .

در ولسوالی یکه ولنگ ۱۸ مدرسه دینی فعال و نیمه فعال وجود دارد که عبارت است از حوزه علمیه باقرالعلوم در دره چاشت، خاتم الانبیا نیک، صادقیه نیک، الزهرا که از حوزه های فعال می باشند و مدارس دیگری نیز وجود دارد که غیر فعال و یا نیمه فعال می باشد مانند مدرسه خاتم النبیین دهن نودراز، مهدیه سبز دره، عسکری سه چک، حسینی سولیچ و مهدیه دره علی، ومدرسه دهن شاه قدم مدرسه چهل برج، باقریه چهار ده، محمدیه زارین، امام صادق سیاه دره، مدرسه مهدیه بالای سر قول و مدرسه امام زمان پائین سرقول.

در یکه ولنگ دو تا مدرسه خواهران وجود دارد که عبارتند از: مدرسه دینی الزهرا که ۴۵ نفر طلبه دارد و تا سیوطی درس است و مدرسه الصادقیه که در حدود ۷۰ نفر طلبه دارد و در آن تا لمعه درس وجود دارد.

مدرسه علمی – فرهنگی الزهرا

نزدیک بازار نیک ساختمان بسیار زیبا در سه طبقه ساخته شده است. این ساختمان به نام مدرسه علمی-فرهنگی الزهرا نامگذاری شده است که در سال ۱۳۹۲ توسط مرحول حجت الاسلام والمسلمین قربانعلی عرفانی وکیل تاسیس گردیده است. مدرسه مذکور برای خواهران طلبه است که در مساحت ۳۰۰۰ متر مربع و با زیر بنای ۳۵۰ متر در سه طبقه ساخته شده است.

در طبقه اول مدرسه کتابخانه، سالن مطالعه، سالن اجتماعات، دفتر اداری است و در طبقه دوم ۵ مدرس وجود دارد که هر مدرس ظرفیت ۴۰ نفر طلبه را دارد که در آن میز، صندلی، تخته و سایر امکانات آموزشی مشاهده می شود. طبقه سوم دارای ۱۰ اتاق برای لیلیه خواهران است. سالن غذا خوری و آشپزخانه مجهز، حمام و سرویس بهداشتی بسیار تمییز و مدرن در درون طبقات مدرسه موجود است که در هزاره جات امر جدید و قابل توجه است.

در مدارس دینی یکه ولنگ مجموعا ۲۸۰ طلبه دینی در حال تحصیل اند و سطح درسی طلاب تا رسائل و مکاسب می باشند. شعبه ای از مدرسه تربیت مدرس که مرکز آن در بامیان است نیز در یکه ولنگ مشغول فعالیت است.

نماز جمعه و جماعت

نماز جمعه و جماعت در تمام هزاره جات دو پدیده جدید است، در گذشته نه چندان دور مردم در حال تقیه بودند و مناسک عبادی خود را اغلب پنهانی انجام می دادند اما اکنون این گونه نیست. در یکه ولنگ دو تا نماز جمعه اقامه می شود و نماز جماعت هم در مساجد بازار کم و بیش وجود دارد و به خاطر اینکه مردم مشغول کشاورزی است مساجد محل و قریه ها فاقد نماز جماعت است.

محرومیت مردم در یکه ولنگ

هزاره جات یک ویزگی عمومی دارد و آن عبارت است از محرومیت همه گانی که در هر جا می توان آن را مشاهده کرد. محرومیت مردم در یکه ولنگ نمونه از محرومیت مردم هزاره در همه مناطق هزاره نشین است.

وضعیت لباس: عموم مردم و بچه ها و کودکان لباس مندرس به تن دارند که برخی آن پاره پاره و برخی دارای وصله های گوناگون است. کفش های پلاستیکی و حتی موزه های پلاستیکی در این فصل سال حاکی از فقر دوام دار در این منطقه است که مردم حتی با تغییر فصل نیز خود را هماهنگ نمی تواند و از لباس های زمستانی تا پاس از سال را استفاده می کند و توان خرید لباس و کفش جدید را ندارند. چهره های مردم بصورت عموم سوخته است و این سوختگی بیشتر از شدت سرمای زمستان است تا گرمای تابستان. سوء تغذیه و کمبود ویتامین در چهره ها پیدا است. دست های پینه بسته که از شدت کار و تلاش شبانه روزی ترک برداشته است فراوان دیده می شود و در موقع مصافحه شما دست های را می فشارید که در هیچ جای دنیا چنین دستانی دیده نمی شود.

وضعیت منزل: عموم مردم هزاره جات دارای منزل مسکونی مناسبی نیست. شب در خانه یکی از عالمان دینی نیطاق رفتیم، خانه بسیار محقرانه و گلی. راه پله های باریک و گلی ما را به منزل دوم (سراچه) هدایت می کرد. اتاق سه در چهار که با نمد فرش شده است و پارچه ای هم روی سقف اتاق کشیده شده است که این کار در توان همه مردم نیست. پنجره های بسیار کوچک اتاق نشان از قدمت زیادی منزل دارد که در گذشته دور رسم بوده است. صاحب منزل و همچنین افراد زیادی دیگری در سایر مناطق هزاره جات نقل می کنند که هنوز مردمان زیادی در تندرخانه زندگی می کنند. در جاغوری به تندرخانه، سیاه خانه گفته می شود و عبارت است از خانه ای که در آن تنور در وسط خانه قرار دارد و در یک گوشه ای آن هیزم و در یک گوشه ای دیگر آن لوازم و اثاث خانه است و در اطراف آن اعضاء یک فامیل زندگی می کنند. از آن جا که همه اتاق پر از دود و سیاهی است لذا برخی آن را سیاه خانه نامیده است. گاه روی تنور صندلی یا کرسی می گذارند و روی آن لحافی بزرگی را می کشد و مهمانان و اعضاء خانه همه یک جا زیر آن پاهای خود را دراز می کند تا از سرما در امان باشد. زن و مرد و مهمان و غیر مهمان همه زیر یک سقف شب و روزش را سپری می کنند. اکنون دیگر از این نوع خانه در جاغوری و مالستان وجود ندارد اما در مناطق دور دست بامیان، بهسود و دای کندی این نوع از خانه وجود دارد و مردم در آن زندگی می کنند.

وضعیت حمل و نقل و راه

سرک در بسیاری از مناطق دور دست هزاره جات یک پدیده جدید است. در تمام هزاره جات فقط فاصله صد کیلومتری بین بامیان و یکه ولنگ پخته است و سایر سرک های هزاره جات همه اش خاکی و غیر اسفالت است. خراب بودن و نا امن بودن راه های منتهی به هزاره جات همیشه برای مردم مشکل ساز بوده است. سرک های دست ساز که به همت مردم ساخته شده است خیلی خراب و غیر استاندارد است که در بسیاری از مناطق هزاره جات فقط موترهای کوماز، فلاینگ کوچ و تونیس قادر است راه برود و سایر موتر ها توان رفتن در راه های صعب العبور منطقه را ندارد. خرابی راه باعث شده است که موترها بین ده الی سی کیلومتر در ساعت بیشتر نتواند سرعت بیگیرد. لذا فاصله ده کیلومتر را یک ساعات و یا کمی کمتر از آن می پیماید.

هنوز مناطق وجود دارد که مردم موتر ندیده است و یا بسیار کم دیده است. مردم در طی ده سال خود تلاش کرده و سرکی برای خود درست کرده است. از شهرها مواد خوراکه و سایر مایحتاج مردم توسط موترهای بار حمل و نقل می شود، اما در میان قریه جات هنوز حمل و نقل توسط الاغ صورت می گیرد. قیمت یک الاغ در بسیاری از مناطق هزاره جات بین ۱۵ تا ۲۰ هزار افغانی می باشد که معادل دو تا سه صد دلار آمریکایی است.

وضعیت امنیت در هزاره جات

انسان وقتی وارد هزاره جات می شود، گمان می برد که وارد سرزمین دیگری گردیده است. هم از لحاظ محروم بودن منطقه و هم از لحاظ وضعیت معیشتی مردم و هم از لحاظ امنیت. در همه مناطق هزاره جات امنیت بسیار در حد بالای وجود دارد که والی بامیان از آن تعبیر به مدینه فاضله دارد. حیوانات مردم در بیرون از خانه و گاه در کوه و در چمن بدون نگهبان مشغول چریدن است. پدیده دزدی در منطقه بسیار نادر است و گاه سالها طول می کشد تا یک مورد گزارش شود. مردم وقتی برای ساعاتی بیرون از خانه می رود دروازه های خود را قفل نمی کنند. راهزن نیز در منطقه وجود ندارد و مردم در شب و روز بدون هیچ واهمه و ترسی از یک منطقه به منطقه دیگر تردد می کنند. قتل، دزدی، اختطاف و غارت در منطقه هزاره جات بسیار اندک است. در اکثر مناطق هزاره جات پولیس وجود ندارد و یا خیلی کم است. هیئت در تمام هزاره جات بدون هیچ گونه محافظی و بدون هیچ گونه ترسی شب و روز همراه با ساک پر از پول مسافرت نمودند.

وضعیت بهداشت و مراکز صحی

در یکه ولنگ یک باب شفاخانه ۱۲ بستر وجود دارد. هرچند مردم آن را شفاخانه می نامند اما در واقع امکانات و داکتر که برای شفاخانه لازم است در آن وجود ندارد. در تمام یکه ولنگ ۴۰ باب کلینیک نیز مشغول فعالیت است که به گفته شاهدان عینی در بسیاری از آن اصلا داکتر وجود ندارد و یا اگر وجود دارد بسیار ضعیف است.

دسترسی مردم به آب صحی نیز بسیار اندک است، شب در نیطاق مهمان بودیم و مردم آن ساحه از جویی آب می نوشید که کاملا غیر بهداشتی و آلوده بود. آب سرمنشا اش از چشمه بود اما در مسیر از چند منطقه می گذشت تا به اینجا می رسید و رنگ و بو و طعم غیر بهداشتی به خود گرفته بود.

برخی از بیماری های بسیار شایع در میان مردم وجود دارد که عبارتند از: سل، سیاه سرفه، سیاه زردی، بزتاو، مورقه(تب مالت)، بیماری اطفال، اسهال و استفراغ و…

بنا شد قبل از ظهر در بازار نیک افطاری توزیع شود، برای هر خانواده فقیر یک بوجی برنج بیست و چهار کیلویی در نظر گرفته شده بود. مردم قبل از وقت در محل تعیین شده جمع شده بودند. توزیع شروع شد، هیئت شاهد فقرای بود که نادارای و وضعیت سخت معیشتی از سر و صورت و ظاهر آنها پیدا بود. مردان کهنسال و از کار افتاده و زنان محروم و بی سرپرستی در آنجا مراجعه می کردند که برخی از انها از قلم افتاده بود و ثبت نام نشده بود. اعضاء هیئت احساس مسولیت کردند و وضعیت وخیم مردم چنان آنها را متاثر ساخته بودند که ناگزیر شدند همه پول شخصی و پول جیبش را بین فقراء از قلم افتاده توزیع کردند.

اوج غیرت

محمد پسر هشت ساله فقط مادری بیماری دارد که سرپرست و نان آور اوست. غیرت این مادر اجازه نمی دهد که در صف فقرا بایستد، او همراه پسر هشت ساله اش چوپانی قریه را گرفته و با حقوق اندکی که می گیرد می خواهد با عزت زندگی کند. اما سرنوشت او چنین رقم خورده است که در اول ماه مبارک رمضان، بیمار می شود و متاسفانه شغلش را از دست می دهد. پسر هشت ساله به تنهایی توان چوپانی را ندارد و مادر هم در بستر بیماری افتاده است. حجت الاسلام والمسلمین عوض علی فهیمی مدیر حج و اوقاف یکه ولنگ از جریان مطلع می شود و تلاش می کند تا وی را در لیست یتیمان ثبت کند، اما از آنجا که ظرفیت تکمیل شده است این امر امکان پذیر نمی شود و در ضیافتی که در خدمت والی بامیان بودیم وضعیت این مادر را با وی در میان می گذاریم و او هم قول هم کاری می دهد.

در خدمت آقای مبارز ولسوال یکه ولنگ

ظهر در محل اقامت ولسوال یکه ولنگ دعوت بودیم. از محرومیت مردم و وضعیت بد معیشتی و اقتصادی مردم سخن به میان آمد. ولسوال یکه ولنگ شخص تحصیل کرده و فرهنگی است و خانمش صدیقه مبارز نماینده مردم در پارلمان است و نه فرزند دارد که همه اش دارای تحصیلات عالی است. آقای مبارز به نکته ی بسیار مهم اشاره می کند و می گوید: راه درمان مشکل معیشتی مردم ایجاد شغل و رونق بخشیدن به کشاورزی است. ایشان به باغداری و تشویق مردم به نهال شانی و ایجاد باغ توجه دارد و می گوید با تشویق مردم ۱۲ ملیون نهال غرس شده است.

آقای مبارز از هزینه های زیادی مردم نیز گلایه دارد و معتقد است که برخی از رسومات جامعه کمر شکن است. وی به عروسی های پرهزینه اشاره می کند و همچنین از رسم توشه راه می نالد که هرگاه شخصی از دنیا برود آنگاه همه اقوام یکه ولنگ جمع می شود و بازماندگان میت مجبور است یک گاو و یا بیشتر از آن را برای پذیرای مردم و خیرات و قرآن خوانی برای میت ذبح کنند. این مصرف گزاف به هیچ وجه با وضعیت زندگی محقرانه مردم سازگاری و تناسب ندارد اما رسمی است که از نیاکان بجا مانده است و کسی توان مبارزه و مقابله با آن را ندارد. البته مردم با صاحبان مصیبت کمک مالی نیز دارد.

آقای مبارز به یک پدیده جدید نیز اشاره می کند که در گذشته سابقه نداشته است و آن عبارت است از پدیده اعتیاد. اکنون در منطقه یکه ولنگ در حدود ۱۳۰ نفر معتاد وجود دارد.

بعد از ظهر به حمام صفای بازار نیک رفتیم، اهالی بازار در سال ۱۳۷۵ خاطره ورود طالبان به یکه ولنگ را به یاد می آورند. آنها می گویند در حدود چهار صد نفر در منطقه یکه ولنگ توسط طالبان کشته شدند و سه بار بازار یکه ولنگ آتش زده شد. هنوز مغازه های وجود دارد که سیاهی به جا مانده از دوران آتش زدن طالبان در آن دیده می شود. بعد از استحمام، بازار نیک را به سمت نی طاق ترک کردیم، چمن وسیعی هر بیننده را خوشحال می کند که حیات در آن جاری است، گاو و گوسفند و الاغ در آن مشغول چریدن است. مسجد بسیار زیبا و مجلل در سمت راست سرک دیده می شود که به سبک شهری درست شده است، اما به خاطر اینکه بانی، آن مسجد را به نام پدر بزرگش ایلخانی نام گذاری کرده است مردم ناراحت است و با مسجد قهر کرده و در آن برای نماز حاضر نمی شوند. بعد از یک و نیم ساعت چهاردره را پشت سرگذاشته و به نی طاق رسیدیم.

نی طاق ۸۷۰ خانه را در خود جای داده است و دارای ۵ باب مسجد و ۲ مکتب و یک مدرسه دینی است. چون منطقه در دامنه کوه بابا است هم سرد است و هم از آب دائمی کوه بهره مند است و اکنون به کمک پروزه همبستگی ملی مردم از نعمت برق آبی برخوردار است که شبها چراغ خانه ها با لامپ های شهری روشن است. خانه میزبان ما که یکی از علما منطقه است بی اندازه قدیمی و محقرانه است. روحانی منطقه سپاسگزار است و از زندگی خود راضی. وی دستگاه بلند گو را در یکی از اتاق های منزلش عیار کرده و صبح و شام بصورت زنده اذان می دهد. اولین بار است که می بینم اذان از خانه شخصی و آن هم توسط بلند گو داده می شود. در هزاره جات این امر پدیده ناشناخته نیست در پنجاب هم دیدم در خانه مدیر اسماعیل که خود کارمند دولت است و در یک قلعه قدیمی زندگی می کند، بصورت شخصی دستگاه بلند گو خریداری کرده و از منزل خود اذان می دهد، درحالیکه روحانی هم نیست اما آدم بسیار متدین است که نماز شبش ترک نمی شود.

فراری های دوران عبدالرحمان در کوه پایه های کوه بابا

شب در منزل محقرانه حجت الاسلام محمدی در نی طاق تعداد از اقوام جاغوری ساکن نی طاق نیز حضور داشتند. داکتر عبدالقیوم و گل محمد هر دو خود را از مسکه پائین می دانند. با مهربانی و احساس قومی بیشتر با ما سخن می گویند. سه پشت است که مردم خانه و کاشانه خود را در خاکیران و زابل در دوره عبدالرحمان از دست داده است و اکنون در نی طاق یکه ولنگ در حدود سه صد خانواده از فراریان دوره عبدالرحمان زندگی می کنند. گل محمد می گوید: کاکای پدرم بنام حاجی محمد عیسی فرزند محمد محسن اکنون ۱۰۵ سال دارد و او خود به یاد دارد که چگونه همراه پدرش زمین آبائی اش را بر اثر ظلم و ستم دوران تاریک عبدالرحمان ترک کرد و به کوه پایه های کوه بابا پناه برد. وی بیاد می آورد که پشتون های خانه های هزاره را آتش زدند و ما مجبور شدیم خانه و زندگی خود را رها کرده ابتدا به سمت مزار شریف و آنگاه به سمت بامیان آمدیم و در همین جا ماندگار شدیم و زمینی را خریداری کردیم و حالا سه نسل است که در اینجا زندگی می کنیم.

داکتر عبدالقیوم می گوید که از اقوام گوناگون جاغوری در اینجا ساکن است و مردم هنوز احساس درون قومی خود را دارد و عمدتا جاغوری های فراری از اقوام مسکه، بابه، وقی است که در سوختگی، چهارده و نی طاق زندگی می کنند. نگارنده در دایکندی و دره صوف نیز اقوام فراری از جاغوری را که در دوران عبدالرحمان مجبور شده است منطقه اش را ترک کند مشاهده کرده است که در آنجا زمین خریداری کرده و مشغول زندگی است.

کشاورزی در یکه ولنگ

یکه ولنگ از جمله مناطق سردسیر هزاره جات است و مانند سایر مناطق هزاره جات بیشتر محصول مردم گندم است اما بصورت کلی در بامیان کچالو زیاد کشت می شود به اندازه ای که بامیان با محصول کچالویش شناخته شده است. مالداری و گاوداری در یکه ولنگ زیاد دیده می شود اما باغ و درخت مثمر بسیار کم دیده می شود گفته می شود که در برخی مناطق سیب کاشته است و عدس و لوبیا نیز در این اواخر کشت می شود.

منطقه داگا در یکه ولنگ

قبل از ظهر روز بیست و سوم جوزا همراه با دوستان در داگاه رفتیم. بازار کوچکی دارد که در آن یک باب مسجد نیز وجود دارد. در داگاه و خشک دره و اطراف در حدود ۴۵۰ خانواده زندگی می کنند. لباس های مندرس، چهره های سوخته، دست های پینه بسته و خانه های محقرانه مردم حکایت از فقر و ناداری مردم دارد. حجت الاسلام رضایی روحانی منطقه است. کمتر عالمی مثل وی در زندگی ام دیدم، بسیار ساده و بی پیرایه اما تسلط عجیبی بر احادیث و آیات قرآنی دارد. در مدت چهار ساعتی که همراه وی بودیم مکرر احادیث و آیاتی مناسبی شنیدیم. این روحانی مغازه دارد و تجارت می کند و مانند بسیار از علما دیگر در آن مناطق پشت بامش بلند گو نصب است که در آغاز فرد ناآشنا فکر می کند شاید این خانه مسکونی نباشد و مسجد باشد اما در واقع آن منزل شخصی است که روحانی بدون اینکه مزدی از کسی دریافت کند همیشه اذان می دهد. به اتفاق آقای رضایی سری به دو خانواده یتیم می زنیم که پدر از دست داده و خانه و زندگی بسیار محقرانه ای دارد. وارد اتاقی شدیم که نیم آن با فرش بسیار فرسوده فرش بود اما نیم دیگر لخت بود. خانه فقرا و یتیمان پر بود از ناداری و محرومیت. محرومیت به اندازه ی است که نمی توان آن را توصیف کرد. کاش می شد روزی این محرومیت را به تصویر کشید و به جهانیان نشان داد. هرچند عکاس نیستم اما عکسی از این خانه محقرانه انداختم به امید اینکه چشم مهربانی آن را ببیند و قلب رئوفی متوجه آن گردد و دست خیری به جیبی برود و دست محروم و یتیمی را بگیرد.

مدرسه خاتم الانبیاء نیک

با حجت الاسلام رضائی و مردم خوب داگا بعد از توزیع افطاری در بازار داگا خدا حافظی کردیم و چمن یکه ولنگ را دوباره به سمت بازار نیک تکرار کردیم. نزدیک بازار نیک مدرسه دینی خاتم الانبیاء است که مدیریت آن را حجت الاسلام والمسلمین آقای محمدی به عهده دارد. روحانی مسن که در تحولات زیادی منطقه حضور داشته است. خاطرات زیادی از دوران جهاد و مبارزه و زمان طالبان دارد. با گرمی از هیئت استقبال کرد و ما را به سمت دفتر کارش هدایت نمود. کوچ های زیبای در دفتر چیده شده است و مدرسه در سال ۱۳۷۷ تاسیس گردیده است که دارای حیات بزرگی است که اطراف آن را اتاق های طلاب احاطه کرده است. مدرسه فقط ۳۵ طلبه دارد و دارای ۲۵ اتاق است. اکنون سه استاد در این مدرسه مشغول تدریس سطوح تا رسائل و مکاسب می باشد. مدرسه مذکور از جمله مدارس همکار با جامعت المصطفی العالمیه است و دارای کتابخانه نیز می باشد که در آن ۵ هزار جلد کتاب موجود است.kh0

585بازدید

کامنت بسته شده است.