قریه مهاجرین

مدبریت ۷:۵۰ ق.ظ ۱۷

بیاید از بالا حرکت کنیم. ولایت غزنی یکی از ولایات مهم ، باستانی و سرسبزافغانستان بشمار می رود ، غزنی از دیرزمان مرکز فرهنگی وتمدنی کشور گشایان بوده ، این ولایت درقدیم به نامهای مختلف از قبیل گنز، کزاکه ، غزنه یادشده وگاهی هم به نامهای زابستان نیز یاد میشود زابستان یکی از چند مناطق مهم است که در شاهنامه فردوسی به تکرار ذکر شده ، زابستان زادگاه رستم جهان ، پهلوان آریایی است ودر” روستآً” نیز ذکر گردیده . تا بالاخره درزمان سامانی هایعنی درقرن های ۳و ۴ هجری شمسی کم کم رونق یافت ودر قرن ۵ و ۶ به مرکز امپراطوری محمود وپسرش مسعود تبدیل شد، اشخاص زیاد ازدیگر مناطق بخاطر بازدید به این شهر سفر می کردند .

از نمونه های شان سیکها است که امروزه نیز درغزنی سکونت دارند، شهر غزنی در زمان محمود به شهر البلاد مشهور بود و محمود در دربارخود چهار صد شاعر و نوسینده جمع کرده بود درهر دیار و محل که صدای یکی از نوسینده هایا شاعر دوران  وقت شنیده میشد به غزنی دعوت می کرد به آنها صلات کلان میبخشید چنانچه “خاقانی” عنصری را ملک اشعرا لقب کرده بودند:

شنیدم زسیم زد دیکدان  –   ز زر ساخت آلات خوان عنصری

شهر غزنی در پایان قرن ششم توسط علاوالدین غوری فتح شد واو بخاطر کین خواهی شهر غزنی را آتش زد که هفت شبانه روز درآتش سوخت ، از جمله جاهای دیدنی شهر غزنی بالاحسار، منار غزنی ، روضه ( باغ محمود، آرامگاه شان ) شهرکهنه وقلعه نای قابل یاد آوری است .

ولایت غزنی با محدودیت جعرافیائی فعلی اش دارای هژده ولسوالی است که یکی ازآنها جاغوری بوده که یکی از پرنفوس ترین ولسوالی این ولایت می باشد، از نگاه نفوس ومساحت برابر با پکتیکابوده تراکم نفوس دراین ولسوالی خیلی زیاد است اینکه چرا ؟ بحث جداگانه است، مسئله ولایت شدن جاغوری تا هنوز بر سر زبانها است هیئت های نمایشی دولت در یک سفر ازاین ولسوالی دیدن نمود تا چگونگی حق ولایت شدن را دارا است یاخیر بررسی کند متآسفانه تا هنوز خبری نشده چرا؟ دلیل های متفاوتی مانع ولایت شدن جاغوری است از همه مهم تر مسئله قوم وقوم گرائی در افغانستان به اوج خودش رسیده ، کرزی نیز با آن اندیشه قوم وقبیله گری اش خواهان ولایت دیگری ازهزاره ها نبوده و ازسوی دیگر کرزی در ظاهر روشن فکر و دیمکرات ازطرف دیگرزیر فشار های افغان ملت ها چطور خواهان ولایت دیگری از هزازه ها باشد خوب حال که از موضوع اصلی دور نشویم ، جاغوری از جمله چند ولسوالی هزاره نشین ولایت غزنی است مردم این ولسوالی به گفته اکثر از تاریخ نگاران ازمناطق مانند مقر ، شاجوی و مانند ان به مناطق که امروز بنام جاغوری یاد میشود کوچانیده شده  روغان (پشتون) های کوچی مناطق مذکور را تصاحب شده و مردم را بزور از مناطق شان فراری داده است ، دلیل اصلی اش که این مناطق ارتباط به هزاره ها میگیرد اینست که  نام مناطق ذکرشده امروز به زبان فارسی است حتا نام دهکده های آنها ، امروز هیج یکی از آن نام ها به زبان پشتو نیست ( یکی از پشتون های نانی غزنی سوال کرده که چرا نام جای ها در مناطق ما به زبان فارسی است در حالیکه تمام ساکنان این مناطق به زبان پشتو حرف می زنند). جاغوری، درکل هزارستان توسط پشتون ها در مناطق صعب العبور فشرده شده به همین خاطر تراکم نفوس درین مناطق زیاد است به هر صورت به این بحث در قسمت های دیگر خواهم پرداخت حالا به چگونگی تقسیم بندی جاغوری می پردازیم که موضوع اصلی بحث را تشکیل میدهد. جاغوری به چهار دسته بزرگ تقسیم می گردد که عبارتند از ; آته ، باغچری، گری و ایزدری میباشد و اولاده های آنها در مناطق مختلف جاغوری ساکن شدند ، از طرف دیگر ولسوالی جاغوری هم مانند دیگر مناطق به قریه و قسباط قسیم شده است که از آن جمله “قریه مهاجرین” نیز یکی از قریه های معروف ولسوالی جاغوری به حساب مییاید حال میخواهم به معرفی ان بپردازیم .

البته هدف از معرفی این مناطق شناسانی مردم و مشخص نمودن موقعیت جغرافیائی آن میباشد نه چیزی دیگری ، میخواهیم این را واضح بسازیم که قریه مهاجرین در کجا و کدام قوم از این چهار دسته درآن زندگی دارند.

طوری که در بالا ذکر گردید باغچری یکی از چهار دسته مردم میباشد که در مناطق مختلف جاغوری حیات بسرمیبرند، مهاجرین هم یکی ازمناطق پرجمعیت دسته باغچری را تشکیل می دهد و ازجمله سردترین مناطق جاغوری به حساب می آید دلیل اش این است که این منطقه نسبت به دیگر مناطق جاغوری درارتفاع بشتر از سطح بحر دارد.

 موقعیت جغرافیائی :

 تا جای که بررسی ها نشان میدهد جاغوری در ارتفاع ۲۴۰۰ متر از سطح بحر قرار دارد وشاید مهاجرین از نقطه نظر ارتقاع در رده سوم بعد علیاتو و تکریگولنگ قرار داشته باشد که توسط کوه ها احاطه گردیده ودارای کوه های صعب العبور است که در بعضی حالات مانع ارتباط با دیگر مناطق جاغوری میگردد. از طرف شمال به مناطق مانند تمقول لومان ، قوغوزار وازطرف جنوب به کوهای خشمگین “قول کرو” وناوه گری  ، از طرف شرق به زیرک ، قوماغ و از طرف غرب به حیدر ، سنگ شانده محاط شده البته این موقعیت بادر نظر نگرفتن کوه های صعب العبور قابل تطبیق است خوب بازهم گفتنی است که این منطقه باداشتن دوپاره گی به طرف زی

2,884بازدید

۱۷ دیدگاه »

  1. حیات الله حوت ۲, ۱۳۸۹ در ۱:۰۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۸

    قابل یاد اوری است که برعلاو خصوصیات فوق منطقه مهاجرین یکی از سرزمین های است که در بخش جذب و گسترش مس ح ی ت مقام اول را در ولایت غزنی دارا می باشد.

  2. مقصودی حوت ۳, ۱۳۸۹ در ۹:۰۲ ق.ظ -

    سه شنبه ۳ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۹:۲

    جناب رحیمی سلام.
    خوشحالم که برای اولین بار در سایت جاغوری یگ نوشته های در باره منطقه مهاجرین میبینم.جای خوشی است که در بین این همه تحصیلکردگان منطقه شما اولین کسی هستید که اقدام به این کارنمودید.
    خیلی بهتر و عالی میبود که شما به نمایندگی از کل بوسعید در اینجا قلم فرسای مینمودید و کل منطقه را به معرفی میگرفتید. اگر به مدیریت مناطق دیگر بنگریم مبینیم که هرکدام از یگ منطقه مینویسند که در آن چندین ملا بستی وجود دارد ولی شما دایره را خیلی کوچک مد نظر گرفته و فقط در باره مهاجرین نوشتید.
    امید وارم که در آینده شاهد حضور پررنگ و هرچه بیشتر شما باشیم.
    پاینده باشید.

  3. ریبیب حوت ۳, ۱۳۸۹ در ۲:۲۲ ب.ظ -

    سه شنبه ۳ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۴:۲۲

    قومای مهاجرین همگی شان م س .. ی شده

  4. ُحمزه حوت ۳, ۱۳۸۹ در ۳:۵۱ ب.ظ -

    سه شنبه ۳ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۵۱

    مهاجرین در سالهای اخیر با مشکل بی ه و ت مواجه شده وبعنوان عضو پ در داخل جاغوری توسط چند … عمل می کند تا دل نامحبوب …را بدست آوردووو!

  5. هزاره حوت ۳, ۱۳۸۹ در ۸:۲۸ ب.ظ -

    سه شنبه ۳ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۲۸

    قابل یاد اوریست که م …. را در جاغوری خوانین معرفی کردند. پسر بزرگ رجب علی خان شاید اولین کسی بود که م …. شده بود (شاید هم بخواطر پول). موسسه مکتب نور که توسط یک چاپانی کمک میشد عمده فعالیت اش تبلیغ مس یح بود.

  6. حنیف حیدری حوت ۴, ۱۳۸۹ در ۱:۲۹ ق.ظ -

    چهارشنبه ۴ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱:۲۹

    با تشکر خلیی زیادی از آقای رحمیی که اولین دانشجو از منظقه مهاجرین بوده …که تلاش کرده تا این سایت را در خدمت همه ای دوستان که علاقه و جستو جو در این سایت دارند در دسترس قرار داده .و تشکر از همه ای کسانکه در این سایت همکاری داشته و همکاری میکند.ودوستانکه در منطقه کمک مکند و کمک کردن از خودم تشکر مکنم.
    برای همه ای قوما عزیز در هر جا هستند آروزو کامیابی دارم
    حنیف حیدری

  7. خبردار حوت ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۷ ب.ظ -

    چهارشنبه ۴ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۲:۱۷

    رحیمی مدیر سایت با این آقای رحیمی دو نفر هستند! یکی از هیچه و دیگر از ماجری

  8. پارسا حوت ۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۵ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۲:۵۶

    جناب انجینیر رحیمی سلام .اقدامت برای معرفی مجیری قابل قدر است.بیشتر مطالبت درمورد جفرافیا وطبیعت این منطقه است چه خوب بود به امور فرهنگی،اجتماعی ،شخصیتها ،نقش آموزشی آن در کل جاغوری نیز می پرداختید که اینها مهمتر است.ضمناًلیسه شدن مکتب مجیری به ازای پرداخت شصت هزار افغانی صورت گرفت به عنوان رشوه .طبق روال اداری معارف همه مکاتب می توانند تقاضای لیسه بدهند مهم ریاست معارف ولایت است که مناطق نیاز به لیسه دارند یا خیر که از خود نماینده ها شنیدم با رشوه این مشکل را حل کردند.

  9. خادم حوت ۶, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۹ ب.ظ -

    جمعه ۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۹

    جناب رحیمی سلام و سالیم باشید . خوشحالیم که بخش ((بوسید و ماجری)) هم با مدیریت جناب شما به راه افتاده است . اما در مورد نام های این منطقه باید گفت : که در گام نخست وظیفه ای شماست که با تحقیق بیشتر در این مورد روشنی اندازید . آیا میدانید که بیشتر نام های مناطق هزارستان و جاغوری ریشه در زبان اجدادی مردم هزاره داشته و بیشتر ترکی و مغولی اند ولی در دوره های بعد به اشتباه توسط قشر باسواد منطقه در زبان نوشتاری عربیزه یا فارسی شده و به غلط از حالت اصلی خود در آمده اند . چنانچه ((اوتقول)) که ریشه ای ترکی مغولی دارد و به معنای سبزه زار یا سرزمین پرعلف است امروزه به غلط عربیزه شده و ((حوتقول)) یعنی قول که ماهی دارد !!! یا (( الیاد تو)) که به معنای جای رویش درختچه های الیاد است به غلط (( علیاتو)) نوشته می شود که هیچ معنای خاص ندارد و توجه داشته باشیم که پسوند (( تو )) و (( قول )) ریشه در زبان اجداد هزاره ها دارد و در بسیاری از نام های مناطق هزارستان و جاغوری به وفور یافت می شود . به نظر می رسد نام زادگاه شما هم این گونه باشد و نام های عربی ((مهاجرین)) و ((بوسعید)) اصلا درست نیست . بهتر است در این زمینه بیشتر تحقیق کرده و در ادامه مقاله ای را در مورد اصل این نام ها داشته باشید . به نظرم نام های مناطق در حالت گویشی مردمی عین حقیقت است و باید بدان توجه کرد نه اینکه بر اساس حدس و گمان آن ها را عربیزه یا فارسی ساز کنیم ! که از اصالت و ریشه بریده خواهند شد . بهتر است به همان صورت که متداول بوده استفاده شود . موفق باشید ..

  10. محمدی حوت ۶, ۱۳۸۹ در ۱:۲۴ ب.ظ -

    جمعه ۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۲۴

    سلام آقای رحیمی و آقای خادم!
    من با نظر جناب خادم موافقم! باید به تلفظ مردم اعتماد کرد، برخی از با سوادان با ذهنیت عربی برخی از کلمات را عربیزه می کنند! باید در باره نام منطق دقت بیشتر کرد! سالها بود معنای منطقه «اود قل یا وود قل» و یا «اوت قل» ذهنم را مشغول کرده بود؛ این اواخر با دقت در محاوره مردم متوجه شدم که ریشه این کلمه در زبان مردم ما رایج است. کوه وود در منطقه حصار نیز از همین معنا است. در زبان مردم هنگامی که کسی سعی کند حرف دیگران را بشنود می گویند گوش خود را وود کرده است. پس وود به معنای ترصد و محافظت است چنان که در مرد الاغ هم که خطری را متوجه شود میگویند گوش خود را وود کرده است.
    وقتی گوسفند و مال مردم گم شود و در کوه بماند چاقویی را ووده میکنند تا گزندی به گوسپندان نخورد. در نتیجه وود قل درست تر است و به معنای جایی که در آن ترصد می شده و حالت راهداری داشته است و کوه وود نیز به همین معنا است.
    دوست ارجمند! زبان مادری ما پارسی دری و بلکه زبان هزاره ها مادر زبان دری است! بیشترین خصوصیات زبان اوستایی در زبان هزاره موجود است! مثلا همین پسوند قل و تو (که شما اشاره کرده اید) در زبان اوستایی آمده است! پسوند تو به معنای دارند در اوستا آمده که خردمند را خردتو آورده است و کول، کوول، کابول و قول و قل به معنای مرغزار است! بسیاری از کلمات اصالت زبان مادری ما را دارد که زبان دری و اوستایی باشد که اوستایی در بامیان و کناره رود داییتی (بند امیر) سروده شده و اصالت هزارگی دارد. کتاب مقدس ریگ بید (ریگ ودا) نیز در بهسود سروده شده و ریشه هزارگی دارد و ریشه هزاره ها را نشان میدهد!
    هزاره ها مردم بومی غور و غرجستان است و زبان شان از ۶۰۰۰ سال پیش زبان دری است!

  11. خادم حوت ۸, ۱۳۸۹ در ۶:۴۹ ب.ظ -

    یکشنبه ۸ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۸:۴۹

    برار گل آغای محمدی غوریانی ضمن احترام به نظرات حضرت عالی ! از اینکه پژوهشگر ریشه های تاریخی مردم تان (هزاره ها) هستید بسیار ارزشمند و خوب است و باز از اینکه همانند جناب فاضل کیانی پیرو نظریه جدید اصالت آریای هزاره ها هستید و در واقع با طرح یک نظریه ای کاملا تازه ، داریدخلاف جریان شنا می کنید بازهم در نوع خود ارزشمند است :
    ۱- خدا را چه دیدی شاید روزگاری نظریه های شما ها هم به عنوان یک نظریه در ریشه یابی تاریخی هزاره ها کاملا جا افتد ! اما جا اندازی این نظریه تلاش بسیار لازم دارد و هنوز شبهات زیادی را باید پاسخ گو باشید تا بشود به نظریه تان اعتماد کرد .
    ۲- از طرفی مدارک تاریخی بسیاری لازم است که نظریه شما را تایید کند ولی برای نظریه آریائی بودن هزاره ها متاسفانه جز همان افسانه های شاهنامه فردوسی چیزی دیگری که بشود به عنوان مدرک تاریخی مطرح کرد و مورد قبول دیگران باشد ، وجود ندارد .
    ۳- ساختار فزیکی هزاره ها که در طول تاریخ به همین گونه کاملا مشهود و متفاوت بوده اند با ساختار مطرح شده در مورد آریائی ها همخوانی ندارد .
    ۴- واژه ((هزارستان)) بجای ((هزاره جات)) کاملا منطقی است و درست خوب است نوشته ای آغای خرمی در این مورد را بخوانید به نظر بنده حق با ایشان است باید بجای هزاره جات که دشمنان ما جا انداخته اند و بار منفی هم با خود دارد از همین واژه ((هزارستان)) استفاده کنیم بر خلاف نظر شما این واژه (هزارستان) تازه هم نیست بلکه از قدمت تاریخی برخوردار است . موفق باشید .

  12. محمدی حوت ۹, ۱۳۸۹ در ۸:۳۴ ق.ظ -

    دوشنبه ۹ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۸:۳۴

    سلام فرهیتخ ارجمند آقای خادم!
    از این سریع و بی مقدمه رفتید سراغ نظریه های مطرح در هزاره شناسی کمی نا معمول بود چون بحث بر سر ریشه یابی کلمه هایی مانند اوت قل بود. به هر صورت بحث خوبی گشوده شده که امیدوارم مفید واقع شود.
    فرموده اید نظر من یعنی »آریانی بودن هزاره ها بی دلیل و غیر مستند است و به جز افسان هایی مانند شاهنامه مستندی ندارد!»
    با گفت که در هزاره شناسی سه نظر مهم مطرح است؛
    ۱٫ مغول تباری
    ۲٫ نژاد مختلطی از ترک و مغول
    ۳٫ آریایی بودن؛ که خود دو شاخه دارد؛
    الف. هزاره ها از آریایی های معروف است که آقا غبار و حبیبی چنین نظری دارد
    ب. هزاره ها آریان های اصیل اند؛ که من آریان پور و کیانی چنین نظری داریم!
    اگر منصفانه این نظریات بررسی گردد نظر ما به اثبات می رسد؛
    مغول تباری: امروزه آدم محقق منصفی چگونه باور می کند که کتله عظیم هزاره ها از نسل چنگیز باشند در صورتی لشکر چنگیز در بامیان شکست خورد و نوه اش به دست هزاره ها کشته شد. لشکر چنگیز به این گستردگی به سرزمین هزاره نیامده و مرکز چنگیزیان همدان و تبریز بوده است. اگر چنین چرا زبان هزاره ها مغولی نیست؟ چرا بیشترین خصوصیات زبان اوستایی و ریگ بیدی ددر زبان ما وجود دارد و چرا فرهنگ ما بیشترین عنصر زدشتی را در خود دارد؟

  13. محمدی ...ادامه....... حوت ۹, ۱۳۸۹ در ۸:۳۵ ق.ظ -

    دوشنبه ۹ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۸:۳۵

    ترک و مغول تباری:
    این نظر هم بی مبنا است. سید عسکر موسوی میگوید زبان هزاره ها از سده شانزده میلادی شروع بع عوض شدن کرده است؛ آیا زبان یک شبه عوض می شود؟ بازهم چرا بیشترین خصوصیات زبان اوستایی و ریگ بیدی ددر زبان ما وجود دارد و چرا فرهنگ ما بیشترین عنصر زدشتی را در خود دارد؟
    سرزمین هزاره مانند بامیان، بلخ، غور، غرجستان و سیستان تاریخی و زابلستان سرزمین بومی آریان هاست آیا در تاریخ سراغ دارد که نیروی مهاجمی بیاید و کیانیان را از سرزین شان بیرون کنند و هزاره های مغول و یا ترک تبار را جایگزین کنند؟
    گفته اید به جز افسانه های شاهنامه دلیل دیگری ندارید: که اگر اندکی به منابه تاریخی مانند تاریخ سیستان؛ زین الاخبار، طبری و مسعودی و ……. مراجعه کنیم حقیقت روشن خواهد شد.
    آریانی: این نظر بر پایه ها و دلیل های زیر استوار است:
    ۱٫ جغرافیا
    ۲٫ متون تاریخی
    ۳٫ زبان
    ۴٫ فرهنگ رفتاری(آداب و رسوم)
    ۵٫ مذهب
    ۶٫ آثار باستانی
    ۷٫ قیافه شناسی؛ من هم معتقدم که ساختمان فیزیکی هزاره ها از قدیم همین گونه بوده اند اما نام و تمدن آریان های بامیانی را مصادره کرده اند که تصویر و تندیس فریدون هزاره(سرخ بد) در بامیان نشانه آن است!
    که هر کدام در جای خود مفصل بحث شده و طرح شده است که این پنجره مجال آن نیست.
    نا گفته نماند که برخی از محققانی ماند غبار و حبیبی نیز هزاره ها را آریایی میدانند اما تفاوتی!
    تعبیر هزاره جات تعبیر درستی نیست! من هم آن را نادرست میدانم؛ اما تعبیر هزارستان درست است که نظر لغوی مشکلی ندارد اما از نظر ریشه های تاریخی نا درست است چون ما هر چه کلمات هویتی جدیدی استفاده کنیم میگویند این مردم بی ریشه و چنین تعبیری در متون تاریخی نمی یابید. ما باید از تعبیر غور و یا غرجستان استفاده کنیم که روز گاری به همه سرزمین هزاره ها غرجستان و در دوره حکومت غوری ها غور میگفته اند. سلامت باشید!

  14. abbas حوت ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۴ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۳ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۴

    salam dostan aziz tashakoor aqaiee rahimi
    ma bari ooo tadat ashkhash motasif hastoom ke faqat janbeee manfi shan dar nazar grifta
    masihi faqat majiri na boda balke khali hash az diga jaee boda faqat ona efsha na shoda

  15. علی عطا مهاجر سنبله ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۸ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۱۸

    سلام خود را به مسوولان جاغوری یک و خوانندگان آن تقدیم می کنم نظر چند خواننده این سایت را درباره مقاله بریده شده و بی مفهوم "مجری" را خواندم ازینکه این مقاله را خودم نوشته بودم وقتی که دوباره خواندم وحشت کردم باورم نمی شد که این مقاله همان مقاله باشد که من نوشته بودم نارسایی آن تا به این حد نیود که خواننده را سردرگم کند مقاله اصلی با استفاده از سرچشمه های متفاوت به همه جنبه های این منطقه پرداخته شده بود حالا جز مشتی از واژه های بی ربط دیگر چیزی نیست و مسوولان جاغوری یک هم بدون سبک و سنگین کردن نوشته ها به صفحه اش می چسپاند، حداقل مصداق این ضرب المثل شده باشد: دست پرباشد؛ پراز زنبور.
    در متن اصلی کوشش شده بود که "مجری" را از زاویه های متفاوت بررسی گردد و چگونگی نام گذاری و نام جای های این منطقه تاریخ اولین کسانی که درین جا قدم گذشتند هم چننین موقعیت جغرافیایی، حضور مردمان این منطقه در جهاد علیه دیکتاتوری پرولتاریا و عامل شان حمله وحشیانه شوروی سابق خون های که در راه آزادی فدا کردند درکل از زمان که برج های"شب آب" فرو ریخت دولت و خوانین وقت از ترس چند سبانه روز آب را در اطراف برج جمع کرد، تا فرو ریزاند مبادا دژ مستحکمی باشد در مقابل اعمال حکومت قبیله گرای پشتون ها در افغنستان اما متاسفانه این نوشته (که من روز ها روی آن کار کرده بودم ) وقتی که به صفحه سایت" جاغوری یک" چسپانده شد جز مشتی از کلمه های نامفهوم دیگر چیزی نداشت امانت داری و اصالت یک متن هرگز رعایت نشده بود بدو دلیل نخست اینکه از پنچ حصه فقط یک حصه اش را چسپانده بقیه اش را حذف کرده زمانیکه پرسیدم گفت: که خوانندگان اینرا نمی خوانند که واژه "مهاجرین" ؛ "مجری" بوده یا "مچری" فرق نمی کند که پسوند "چری" در"باغ چری" دیده می شود دودیگر اینکه این نوشته را به نام دانشجویان داده در دنیا امانت داری دریک نوشته بسیار مطرح است اما در کشور ما متاسفانه برخورد ها کاملا سلیقه ای است هر فرد همه جیز را نظر به اندیشه خود سنجیش می کند ولو که بسته و تکامل نیافته باشد حتا تحصیل کرده های ما امانت در متن را در نظر نمی گیرند زمانیکه به یک متن پسوند "را" اضافه کند در بین قوس می گیرند تا همان امانتداری را حفظ کرده باشند و خوانندگان می فهمند که این پشوند یا هم این کلمه اضافه شده که در اصل مطلب نبوده .

  16. علی عطا مهاجر سنبله ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۸ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۲۱

    چرا چنین می شود عباس رحیمی یکی از دوستان نزدیکم و در ضمن از یک منطقه می باشیم شاید دو دلیل داشته باشد نخست اینکه آقای رحیمی لیسانس کمپیوتر ساینس است با نوشتن کمتر مانوس است- به صورت عموم شاید غیر منطقی باشد ولی درین مورد صادق است- دو دیگر اینکه دانشجویان این منطقه یک گروه فرهنگی را تشکیل داده بودند درین گروه بعضی ها کار های که باید به نام گروه می شد نام خودشان را چسپاند تا شاید امتیازی گرفته باشند. اینها دلیل های است که جناب رحیمی را مجبور می کند خلاف امانت داری و اصالت یک متن نوشته ام را چند قسمت اش حذف و در اخیر به نام کسان دیگری به چاپ رساند پیش ازینکه با سایت "جاغوری یک" پشنهادی داشته باشم می خواهم کوتاه سخنی داشته باشم با خوانندگان ارجمند و خصوصا به آقای خادم و محمدی تشکر می کنم ازینکه سری زدید به صفحه " مجری" نظریات تانرا ابراز کردید چیزهای درین باره نوشتید اما گپ ام اینست که چرا باید ادعای ما بدون مدرک باشد و ما به اساس کدام شواهد گپ می زنیم درآوردن کدام نظریه یی چرا به اصل مرجع اشاره نمی گردد امروز گپ بدون دلیل را کسی نمی پزیرد آقای خادم فرموده است که:« اوت قول ریشه ترکی-مغولی داشته به معنای سبزه زار امروز یه غلط عربیزه شده » و اقای محمدی اودقل و وودقل گرفته تاسفم بیشتر ازین است که چرا صاحب نظران ما بدون استناد به مرجعی نظریه های کسان دیگر را به نام خود می زنند چرا اشاره به اصل مرجع نمی کنند برای روشن شدن مطلب می خواهم به اصل مرجع اشاره کنم این نظریه از نوسینده و مورخ فرزانه کشور حاج کاظم یزدانی است ایشان اینطور نوشته « اودقول را حوت قول نوشته اند که هیچ مناسبتی ندارد زیرا " حوت"‌ماهی بزرگ و نهنگ را گویند این منطقه فاقد آن است ( پژوهشی در تاریخ هزاره ها، ج ۱، ص۲۵۱). و همینطور در باره "اولیاتو".
    آقای محمدی بدون در نظر داشت املای درست واژه ها "قول " را این طور نوشته اند "قل" که "قل " به معنای دست است(واژه نامه ی دهخدا).

  17. علی عطا مهاجر سنبله ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۴ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۸ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۲۴

    و اقای خادم نیز دچار چنینن سهو املای شده که " اودقول" را " اوت قول " نوشته است.
    ازین گذشته اقای محمدی کوه وود ، گوش وود کردن را پیش کشیده نمی دانم که این معنا ها را از کدام قاموس کرفته به معنای ترصد و محافظت معنا کرده برای تایید ادعای شان واژه "اوده "‌را آورده که به معنای محافظت به کار رفته است.هم چنان گوش وود کردن را در بسیاری از مناطق هزاره نشین " ووچ " تلفظ می گردد می گویند گوشهای خود را ووچ کرده یعنی گوشهای خود را تیز کرده تا صدا را بشنود و" اوود" هم به همین معنا است یعنی واژه های "اووچ" و "اوود " عین واژه با تلفظ متفاوت. از نگاه آوا شناسی تبدیل آوای /چ/ به واچ/د/ و یا برعکس معمول است در باره کوه نیز همین معنا صادق است
    واژه "اوده " جز نزدیکی تلفظ هیچ گونه وابستگی با واژه "اووچ " و یا "اوود" ندارد واژه "اوده " با "اوراد" یا " ورد" هم ریشه اند که اوراد را مرحوم دهخدا اینطور معنا کرده " به معنای دعای که به وقت معیین خوانده می شود" و " اوده " نیز به معتای دعا خواندن است .
    "اوده " یک واژه تازی است که با جمع منکسر تازی جمع شده در حالیکه" اووچ " یک واژه غیر عربی .
    اقای محمدی بازهم پیش رفته در باره منشای زبان پارسی نظر داده نوشته که زبان هزاره ها (؟) مادر زبان دری است.