قضیه ی باشی حبیب … و ذکر چند نکته

مدبریت ۸:۳۰ ب.ظ ۱۱

سلام و احترامات بی پایان خدمت همه دوستان خوبم !

قبل از همه می خواهم چند نکات را خدمت دوستانم به عرض برسانم :

۱- همانطوری که چندین بار خدمت همه ی عزیزان عرض کردم که اطلاع رسانی را وظیفه ی اخلاقی خود می دانم  برای رضایت خواطر شما عزیزان هر کاری که درتوانم باشد انجام میدهم این حرف را به خاطر کدام منظوری نگفتم و یاد آور شدم هر آنچه که از دستم بر می آید بدون کدام چشم داشتی  انجام می دهم  تا شما عزیز دور از وطن را درجریان آخرین تحولات منطقه قرار دهم . امید وارم  وطن وگرفتاری هایش یاد تان نرفته باشند . ما جزء همین مردم هستیم با همان مشکلات با یک مقدار تفاوت کم یا زیاد دست پنچه نرم می کنیم . با کاری که انجام می دهیم سعی می کنیم که خوشنودی شما دوست عزیز را فراهم نمایم که خوشنودی حضرت دوست را در خوشنودی خلق او می دانم این است که خستگی را از تنم می رباید .

 ۲-  با این وصف اصلا توقعی از کسی ندارم که حتی یک تشکر خشک خالی نیز بنماید ولی انصاف این هم  نیست تا به صرف نقل یک خبر بنده را  به عدم صداقت  تبعیض و منطقه گرایی و خواله بوله گرای،   و …  متهم نماید.  آری دوست عزیز : امید وارم یک دفعه مشکلات وطن و گرفتاری هایش را یک بار دیگر به ذهن مبارک تان بیاورید مرور نماید . ضمنا در جاغوری با این همه مردان فرهنگی چرا تنها بنده به قولی بعضی ها در این کار  مفتکی مشغول می باشم . فکر می کنی دیگران به اندازه من نویسنده نیست ؟ و یا … براستی نویسنده های قبلی کجا شد ؟  …  هزاران چرایی دیگر …

۳ – با معذرت از دوستان دیگر . اگراین دوستم این مسایل را مطرح نمی کرد شاید هیچ وقت این مسایل خط خطی نمی شد وذکرش به میان نمی امد  . فکر کردم شاید ذکر این نکته خالی از فایده نباشد  چون ممکین است نظیر این سوالات به ذهن دیگر از دوستان نیز آمده باشد  با لطف خود مطرح نکرده باشد. و پاسخ برای آنها نیز باشد  .

۴ یکی ازدوستان بنام امید در نظرات نوشته بود گرچند همکار ارجمند ما جناب اقای لومانی لطف نموده  پاسخ ایشان را داده که جا دارد از ایشان تشکر نمایم :

برادر مومن زاده قند تشکر از گزاریش های گاه و بیگاهت اگر میتوانی کمی ساده تر و خلاسه تر بنویس که زیاد وقت تو را هم نه گیرد و خوانیدگان هم کم حوصله نشند چون تا اصل خبر میرسند حوصله اش تمام میشوند شاید اصل خبر دو جمله بشتر نباشد درست است که هرچه ادبیات اش را اضافه کنی روشنی بیشتر انداختی چیکنم که نه سواد خواندن خوب است و نه تفصیل ان را دنبال کردن من همیشه برای اطلاع از اوضاع جاغوری از طریق دوستان و سایت جاغوری یک خبر ها را دنبال می کنم همگی از تفصیل خبر ان هم که جنبه دینی دارد می نالند امروزها از شما عزیزان که صد ها هم وطن تان از سایت تان دیدن میکند از تفصیل دینی در باره اوضاع منطقه و یا برف و باران چندان دل نیشین نیست چون که همه این روز ها علت نباریدن برف را به خوبی میداند نیازی به ستایش از خدا یا نفرین بر شیطان نیست از شما خواهش می شود که اینقدر در لباس دین در نیاید شما که ایقدر خدا و شیطان در در افکار عامه برسانید پس از طالبان وهم قطارانش اطاعت کنید که اولین پیام اوران دین است در سرزمین ما.. تشکر
—————————————————————————–

امید عزیز ، جان برادر سلام ! از این که لطف کرده اید و نظر نوشته اید ممنون شما ؛ زیرا در همین ابراز نظر ها است که تبادل افکار و اندیشه صورت میگرد . در صورت تبادل افکار و اندیشه ، حقایق هویدا میگردد . و ملت و مردم که به حق دست یازیده باشند ، دیگر زبون و زلیل نه خواهند بود .
برادر از دین و مذهب گفته اید و در نهایت دین و مذهب را به طالبان وصل نموده اید . برادر عزیز این جا کمی بی انصافی به خرج داده اید . در دنیا چقدر ادیان مختلف وجود دارد ! ایا همه گی این ادیان به به طالبان وصل میشوند ؟؟
برادر استبداد دینی را هیچ ازاده یی نه می پذیرد همچنان که نفی دین را هیچ خدا جو یی نه خواهد پذیرفت . مو فق و سر بلند باشید . ارادت مند شما لومانی . با عرض پوزش از جناب مومن زاده محترم که من به جای ان ها جواب گفتم !

منظوری این دوست این بود در وقت گذارش بی مقدمه  بگو : امروز فلان اتفاق افتاد خلاص . ما را راحت کن .  خوب این هم یک نوعی از گذارش است . گذارش های بنده نیز نوعی دیگر . انتظار  نداشته باشید که همه مثل شما حرفه ای باشند و یا گذارش آن چنانی بنویسد . 

یا دوستی دیگر  در بخش نظرات از دو روز به این سو مکرر این سوال مطرح می کنند که قضیه دست گیری  باشی حبیب چه است ؟ چرا چنین و چنان ؟  من ترجیح  میدهم متن نظر دوستم را  بیاورم تا شما خود قضاوت کنید  نویسنده : کاظم

 کاظیم جان می نویسد  :

مومن زاده عزیز سلام علیکم.

بعد از سلام. عرض اینکه شما بار ها اطلاع رسانی را یک وظیفه وجدانی و اخلاقی خود دانسته اید. که در نفس خود یک امر شایسته است
اما. این ارمان شما وقتی مقدس میشود که در رابطه با اطلاع رسانی صادق باشید و بودن تبعیض و منطقه گرایی و خواله بوله گرای، خبرهای مهیم تر را به اطلاع دیگران برسانید. اطلاع رسانی شما در فقدان صداقت نه تنها کاری با ارزش نیست بلکه سو استفاده از نام جاغوری نیز می باشد.
هفته قبل یکی از مراجعین سایت از دستگیری باشی حبیب توسط والی خبر داده بود اما شما به شدت رد گردید.
حالا بعد
از گزشت چند روز معلوم میشود که نتنها باشی حبیب دستگیر شده است بلکه حدود پنجاه نفر از نیروهای امنیتی با حمایت امریکای ها شب بر منزل باشی حمله نموده و تمام اطلحه و مهمات ایشان را جمع آوری نموده است از جمله ۳ عدد لینجر را نیز با خود برده است در جریان اینحمله پسر کاکای باشی به شدت مورد لدوکوب نیروهای حارجی قرار گرفته است و فعلا در حالتی کوما می باشد.
ایا پنهان کردن این ماجرا نشاندهنده عدم صداقت شما را نشان نمیدهد؟؟؟؟

 اری دوست عزیز : عنوان جاغوری اسم یک منطقه است  ازاین عنوان خشک خالی اگر ممکین بود سو استفاده مورد نظر شما  شود مطمنا دست  من امثال من به آن نمی رسید . نوبت این حرف ها نیز به شما هم نمی رسد که نثارما کنید . درهمان  ابتدای کار یخن مرا گرفته و مرا به هفتاد قاضی آشنا می کرد . پس خیال تا از این ناحیه راحت باشد که سو استفاده در کار نیست .

 ۵ – آری دوست عزیز : امروز در سایت کامران نجف زاده  – که خود سبک جدید از گذارش  را در ایران رواج داده است  – سری زدم  نکته ی درآنجا تحت عنوان (با هم تمرین کنم ) خواندم بد نیست برای شما هم ذکر کنم . ایشان می نویسد :  

۱-در آموزش روزنامه نگاری به دانشجویان می گویند که اگر سگ ، مردی را گاز بگیرد خبر نیست ولی اگر مردی سگی را گاز بگیرد خبر است.

۲-اگر بهترین نان فرانسوی (باگت) را در دنیا یک فرانسوی بپزد خبر نیست،ولی اگر بهترین نان فرانسوی را در فرانسه یک غیر فرانسوی بپزد خبر است.

دراینکه چه چیزهای دیگر خبراست یا نیست و یا قضیه باشی حبیب خبر است یا خیر .  بماند  فقط خدمت تان  عرض کنم که در این روز گار عجیب غریب تا انسان چیزی را به چشم خود  نبیند به سختی باور می کند . در خصوص باشی حبیب قضیه همین طور است. ممکین است نظیر این حرف در میان عامه مردم وجود داشته باشد . ولی من سعی می کنم تا آنجای که بتوانم از مشاهدات خود و یا از کسی که مورد اطمنان باشد اطلاع حاصل نمایم و یا ازکدام مقام مسئول بشنوم  آن را منتشر می نمایم . مخصوصا اگر خبر درمورد آبروی آشخاص حقیقی و یا حقوقی باشد .   
 در گزارش قبلی عرض کردیم که قضیه باز داشت یا دست گیری باشی حبیب الله به نظر می رسد یک شایعه باشد .

 دوست عزیز : من هیچ نسبتی  فامیلی با آقای باشی حبیب الله ندارم و چند بار ایشان را در پوسته خودش دیدم  یکی  دو بار در جلسه های سنگماشه دیدم و بار اخر هم با ولی ولایت غزنی دیدم که شانه به شانه راه می رفت . دیگه واقعا چه به سرش آمده من هم نمی دانم . علم غیب هم ندارم .

امروز مدیریت با من تماس گرفت قضیه را جویا شد . مانیز بر آن شدم تا قضیه ایشان از یک مقام مسئول جویا شوم . به هر صورت امروز رفتم تا قضیه باشی حبیب الله را از زبان ولسوال جاغوری آقای ظفر شریف  اطلاع حاصل نمایم . شاید حرف یک مقام مسئول مثل  ولسوال یک منطقه برای تان  قناعت بخش باشد .

اما متاسفانه هنگام مراجعه  ولسوال صاحب جاغوری را در محل کار خود حضور نداشت . از پیش دفتر ولسوال باایشان  زنگ زدم.  ایشان تلیفون خود را نیز  هم جواب ندادند .

خوشبختانه امشب در پاسخ تماس ما ارتباط گرفت.  جریان با اقای  ظفر شریف ولسوال محترم جاغوری در میان گذاشتم  ایشان درخصوص باشی حبیب گفت :

وقت والی ولایت غزنی  در جاغوری آمده بود . مردم و مو سفیدان  منطقه ناوه انگوری خواست شان این بود که پوسته سر حد میان گیلان و جاغوری باید پا بر جا باشد و رسمی شود .

والی صاحب ولایت غزنی هم برای مردم وعده داده بود که این پوسته را رسمی کند و ضمنا کسی دیگر را برای ایفاء وظیفه تعین خواهند کرد.  و برای باشی حبیب الله نیز کدام وظیفه در پوسته ی دیگر داده می شود . اقای باشی حبیب الله فعلا در غزنی می باشد .

 ولسوال جاغوری حمله ی  که دوست ما نوشته بود رد کرده گفت : برای ما تا حالا هیچ اطلاع در این مورد نرسیده است . این بود قضیه باشی حبیب .

امروز  یکشنبه هوا جاغوری نسبتا سرد  و ابری بود  و بعضی اوقات کم کم برف می بارید و حالا که ساعت  ۱۱شب دوشنبه است اسمان ابری است و لی از باریدن برف خبری نیست .

 تا گزارش دیگر التماس دعا

مومن زاده مرکز جاغوی زیبا 

+;نوشته شده در ;یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ساعت;۲۰:۳۰ توسط;مدیریت مرکز – مومن زاده; |;

2,314بازدید

۱۱ دیدگاه »

  1. محسن جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۳:۰۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۳:۳

    سلام بر شیر شیران دوست گران، یار غار و مرد قهرمان در این دنیای مجازی
    مومن زاده عزیز درود برشما و تشکر از شما
    من با انکه چهره مبارک شمو ره نمیبینم و لی از متن نوشته شمو پی به ای موبروم که کمی ناراحت یا دلخور استید.
    توصیه میکنم دلخور نباشید و همه را ببخشید. شما خودتان که ادم عاقل هستی و میفامی که ادمای که چند روز از میان ازو کوها و سنگ ها دور موشه چقدر ناسپاس میشن.
    شما که ادما ره میشناسی. کسایی که ایطرفا میه چه رقم ادمایی استه
    اینا ادمای استه که وقتی میه تا ۵ یا ۶ سال ای طرف او طرف مودوه و با هزار دروغ وکلک و دریوزگی و مظلوم نمایی وبیچارگی، هزار تا پدر و مادر بری خود میتراشند بعد اونا ره میکشند تا دل مردمای ایطرفه به رحم بیاره و اجازه اقامت بگیره.
    باد ازو که چند سال تیر شد و بقول ازو مثل که میگه شکم شی آر گرفت و فا مید که از مردن نجات پیدا کرده است انوقت دیگه همه او بدبختی ها گذشته فراموش کیده اسمان ده نطرشی نعلبکی هم نمیه دیگرا مورچه حساب نمیکنه. و هر چه بد نمودی که باشه انجام میدیه
    بعضی ها هم همه هم و غمش اطلاع یافتن ده باری جنگ سالا را استه و امو نقاق بازیای گذشته از یاد شی نموره. مرد حسابی مگه امو چنگ سالارا نبود که توره اواره هزار کشور کده و خودش به قول خودت لینچر سوار شده تیم میته و ده منطقه منافقت میکنه.
    کسی نیست که به اینا بگه تو ره جی به این کارا.
    با انکه هزارا مایل از اونجه فاصله داره و هیج کارش ده اونحه بند نیست بازم همان عادت خبیث را از یاد نبرده در این جا هم ارام نداره. کسی نیست که به اینا بگه تو ره جی به این کارا.
    تو که در جای دیگه استی لا اقل با امو مردم بساز و یک کار مفید برای اونا انجام بده یک گوشه کار بگیر رابطه خوده با او مردم خوب کو نه اینکه ده فکر همیشه ده فکر جنگ سالارا اونجا باشی
    توبه توبه که هز چه سوره یاسین بخوانی اینا ادم نموشه
    افسوس که دست و بالم بسته است و گرنه به اینا نشان میدادم که یک نان چند فطیره

  2. تشکر جان جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۰:۳۳


    مومن زاده بیسه بوگی که طرف دار نداری
    هه هه هه

  3. ش ح از جاغوری جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۲ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۴۲

    سلام به همه دوستان :-
    به خصوص برادر خوبم مومن زاده :
    برادر عزیز تو به گفته هر کس و ناکس ناراحت نباش چون تو مردم مارا میشناسی اکر اینا خوب میبود از وطن خود آواره نمیشود بخاطر همین قوم گرایی شان از وطن شان دور شود .بعضی شان میگه خدا را شکر که طالب آمد و ما از افغانستان (جاغوری) دور شدیم .طالب به من و تو کار نداشت او (طالب ) آمده بود فقط منطقه ما را گرفته بود مثل دیگه ولایت همرای ما جنک نکرده بود، خودیما ده جانی یک دیگه خود بلا بودیم .برادر خوب بس کون دیگر افتخار بخشیدن را به دیگر کشور ها………………………………………………………………………… کابل

  4. مرتضی جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۳:۱۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۱۸

    واقعا مردم ما زیاد راحت طلب شده است که حطا نمی تواند مقدمه خبر را بخواند!!!! یک نفر در آن مشکلات افغانستان وقت می گزاره؛ درد سر می کشه تا یک خبر را در وبسایت برای من و تو نشر کنه و من و تو را از حال و احوال آنجا با خبر سازه؛ والی ما ها به جای تشکری و قدر دانی از آنها؛ آنهار را دستور می دهیم چطور آخبار را بنوسد!!! عزیزم من اگر حوصله خواندن مقدمه خبر را نداری برو از آخرش شروع کن.

    آقای مومن زاده زیاد ناراحت نباش کسای دیگر هم هستن که قدر زحمت های شما را می فهمد و می داند.

  5. نظر جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۷:۲۰ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۹:۲۰

    اقای مومن زاده سلام . از نو شتن چنین امیدها نا امید نشوید . جاغوری ۱ بنندگان زیاد دارد و میتوانید اخبار را هم مفصل بنو یسد هرکس اگر مرور نکرد نکند ولی این ادم که از دو سه نفر بیشتر نیست وکیل مدافع هزاران شهروند جاغوری مقیم خارج کشور نیست و شما یکعمر زنده باشید مومن زاد عزیز !

  6. احمدزاده پاتو جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۷:۲۴ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۹:۲۴

    سلام بر جا غوری و مردم جا غوری و مومن زاده جا غوری ، من همیشه خبر هایت را می خوانم و یک جهان از شما تشکر .

  7. امید جدی ۲۹, ۱۳۸۹ در ۳:۱۷ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۹ دی۱۳۸۹ ساعت: ۳:۱۷

    سلام خدمت مومن زاده عزیز
    مومن زاده محترم اگر اینطوری دلخور بشی آنها باز هم ممکن است حرفهای بیخودی بگویند. از بین هزار نفر که کارهای تورا وصف و از زحماتت فدردانی میکند بگذار ده تا نفر نکند. یک وقت اشتباه نگرید من اون امید نیستم. من از اینکه مارا از آخرین تحولات وطن باخبر میکنی واقعآ ازت متشکرم. موفق و سربلند باشید.

  8. طالب تنها دهمرده گلزار جدی ۲۹, ۱۳۸۹ در ۹:۱۷ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۹ دی۱۳۸۹ ساعت: ۲۱:۱۷

    سلام خدمت تمام دوستان خواننده و مومین زاده عزیز !

    برادرم مومین زاده، ساده تر بیگویم که جنگل تر و خشک دارد حالا مردم ما هم همین قیسم است بعضی‌ خوب و بعضی‌ بد بعضی‌ ساده و بعضی‌ عاقل و …… من همیشه دعا دارم که تمام مردم عزیز ما و خود تو عزیز مومین زاده جور و سر بلند باشید تا باشد که مارا از رویداد‌های جاغوری زیبا اطلاع دهید

    طالب تنها دهمرده گلزار

  9. حمید رسولی دلو ۱, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۰ ب.ظ -

    جمعه ۱ بهمن۱۳۸۹ ساعت: ۲۳:۲۰

    مومین زاده عزیز سلام تشکر از زحمات جناب عالی که تمام مردم شریف جاغوری را در راس اخبار وگزارشات چه در افغانستان چه در تمام نقات دنیا /برادر حر جامعه ادمهای اهل ونااهل پیدا مشود این ادمهای که به قول خودی شان تازه فامییده نان چند پتیر است من به این ادمها بز دل میگویم ادم طرفدار بز دل نداشته باشد بهتر است شما انقدر خواننده وطرفدارهای شجاع وغیور دارید نیاز به توجه انها نیست ثابت قدم واستوار باد برادر فدکار با احترام حمید رسولی

  10. شریف رحیمی دلو ۳, ۱۳۸۹ در ۲:۴۶ ق.ظ -

    یکشنبه ۳ بهمن۱۳۸۹ ساعت: ۲:۴۶

    آقای مومن زاده غزیزدرودبرشمازحمات شایان شماقابل تقدیراست دراین اواخرنگاشتن تاریخ وخواطرات بین جوانهاتقریبآعمومیت یافته هریگ میخواهدبنهوی دروبلاگ نظرداده باشد این کاردرنفس خود کارسودمندایست باید بدیده ای تقدیربه آن نگرسته شوداماکاستیهای دراین گونه خواطره نویسی وجود داردکه آنراهمه میداند امابنظربنده شاید مهم نباشد اینکه شماوقت خودرابه این حاشیه پرانیهاضایع کنیدیگ باردیگر بازهم ازشماتشکر میکنم که ازمصروفیتهای روزمره ات صرف نظرنموده به اطلاع رسانی منطقه میپردازیدموفق وکامگارباشید

  11. سلمان انگوری دلو ۷, ۱۳۸۹ در ۴:۳۹ ق.ظ -

    پنجشنبه ۷ بهمن۱۳۸۹ ساعت: ۴:۳۹

    واقعا این نوشته خیلی دراز بود. تشکر از گزارش دادن تان. مگر قواعد گزارش نویسی اصلا رعایت نمی شود. قصه های شخصی را در اخر بگویید اول اخبار را بدون کدام تبصره شخصی بگویید. یعنی حقیقت را بازگو کنید بعد مرچ و نمک تان را در آخر اضافه کنید. این بهتر است.

    باشی حبیب یک خوبی داشت که نماند ملاها در انگوری زیاد قدرتمند شوند. اما حالا دیگر به درد نمی خورد. خداوند شر اش را کم کند. اما دعا می کنم زنده باشد. شاید یک روز باز به درد مردم بخورد. برای مقابله با سگ به سگ نیاز است. ادم باید سگ خود را وقتی خطر گرگ نباشد نکشد. یک وقتی ممکن است گرگ دوباره برگردد.