مشکل جاغوری در کجاست؟ – ما و نظرات دوستان ما

مدبریت ۹:۴۹ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
مشکل جاغوری در کجاست؟ – ما و نظرات دوستان ما

نویسنده : نادر نظری  جمعه ۲۶/۵/۸۶

دوست عزیزآقای رحیمی مدیر مسئول موج سوم درود بر شما!
من فراخوان نظر سنجی «مشکل جاغوری در کجاست؟» شما را از دیر زمانی در سایت دیده و خوانده بودم ؛ فراخوان نظر سنجی برای کسانی ارایه گردیده که قصد تاسیس و ایجاد یک «حوزه علمیه» را دارند. اینکه شما از من خواستید تا نظرم را پیرامون مشکل جاغوری بیان بگذارم؛ لازم دانستم بعنوان مخالف این طرح، مطلبی بنویسم.
ابتدا مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی جاغوری انداخته و بعد بصورت مختصر نتیجه گیری می نمایم.
همان طوری که افغانستان در شرایط فعلی یک کشور مستعمره و نیمه فیودالی است؛ جاغوری نیز بمثابه یکی از پیکره این خطه؛ حالت مستعمره – نیمه فیودالی خودش دارد. در یک جامعه فیودالی؛ خان و ملک سمبل وحدت استبدادی جامعه است و در آن جامعه نمی تواند تجدد اندیشی و پلورالیسم جا داشته باشد. بناً جامعه فیودالی تضاد های طبقاتی اش را زیر چتر استبداد محلی می پوشاند، در جامعه ایکه روبنای سیاسی آن در انحصار طبقات حاکم بوده و ارزش های رو بنایی را “خان ها وملک ها” خلق می نمایند؛ نباید تنوع اندیشی را انتظار داشت . به این ترتیب هر چه جامعه سنتی تر باشد؛ وحدت و انسجام اش بیشتر است . خواه این وحدت جبری باشد و یا انتخابی.
جاغوری منطقه ایست که شیرازه فرهنگ فیودالی در آستانه اضمحلال و ویرانی قرار دارد، اما از آنجایکه فرهنگ لیبرالیزم سرمایه داری نقش رادیکال ضد فیودالی را بعهده ندارد، فرهنگ فیودالی درشرف سازش و تبانی با فرهنگ سرمایه داری است.
ترکیب طبقاتی جامعه و نیروهای سیاسی در منطقه؛ عبارت اند از: طبقه فیودال، طبقه سرمایه دارد،طبقه خرده بورژوا، طبقه دهقان، و طبقه کارگر. خواست ها و کشمکش های طبقاتی که در وجود نمایندگان این طبقات تبارز می نماید؛ مبین و معرف وحدت شکنی سنتی و شکل گیری نیروهای سیاسی جدید در جاغوری می باشد. قشر “روحانیون سنتی و روحانیون تجدد گرا”

 

 هر دو در خدمت منافع فیودالها بوده و مذهب و روحانی گری را بعنوان اهرم فشار بر جامعه بکار می برند. روحانیون یا عالمان دینی چه سنتی و چه تجددگرا خواهان یک جامعه ی با ارزش های فیودالی آن بوده و اسلام را اساس ارزش های زیر بنایی و رو بنایی آن میدانند. آنها خواهان سلطه “اسلام سانترالیزم” و به بیان روشن؛ اسلامی را می خواهند که در تمام امور بر زندگی جامعه نظارت داشته باشد. استقرار و ایجاد “حوزه علمیه” در جاغوری و کاهش یا برچیدن مدرسه های سنتی؛ درست بر همین منظور روی دست گرفته شده است.
نمایندگان جانب مقابل قشر روحانیون را؛ “روشنفکران بورژوایی” تشکیل میدهند، این قشر بدلیل تضاد های طبقاتی و تضاد های طبیعی با فیودالان و روحانیون خواهان یک جامعه آزاد لیبرالی؛ هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فرهنگی می باشد. از آنجایکه خود سرمایه داری لیبرال در سازش با فیودالیزم قرار دارد، روشنفکران آنها نیز یک موضع قاطع علیه نیروهای فیودالی و قشر روحانیون نمی تواند اتخاذ نماید؛ بهمین دلیل سعی دارند هم خدا را داشته باشند هم خرما را، یعنی از یک جانب با نیروهای نظامی فیودالی و روحانیون در زد و بند هستند و از جانب دیگر خواهان دگرگونی فرهنگ مسلط بر جامعه و ایجاد یک جامعه سرمایه داری لیبرالیست اند. لهذا آنها نمی خواهند و نمی توانند خود را از سلطه فرهنگ حاکم رها نموده ابتکار ایجاد فرهنگ جدید را پایه ریزی نمایند، بر همین اساس دست به “اصلاح اسلام” زده و آنرا با خواسته های خویش هم آهنگ معرفی می نمایند
. 

 

نیروی دیگری که از لحاظ طبقاتی و از لحاظ فرهنگی هیچ منافعی را در وجود فیودالیزم و سرمایه داری نمی بیند، روشنفکران ملی و مردمی هستند که از منافع طبقه کارگر و توده های زحمتکش دفاع می نمایند، گرچه آنها از نظر کمیت در جاغوری ضعیف هستند که توانایی رقابت ها و کشمکش ها با نیروهای سیاسی رقیب را ندارند اما نیروی آگاهی است که تاثیرات قابل توجهی بر افکار جامعه از خود بر جا گذاشته است.

آنچه باید از «گروه گرایی» و نیروهای «قبیله گرا» و گرایش های «طایفه پرستی» یاد کرد این است که چون جامعه جاغوری یک جامعه نیمه فیودالی است خواهی نخواهی فرهنگ قبیله سالاری و قوم گرایی در ان وجود دارد. البته چیزیکه بعنوان “گروه گرایی” از آن یاد آوری می شود این است که پدیده گروه گرایی به مفهوم واقعی آن وجود ندارد. در طول ۲۸ سال تنها گروه هایی «پیرو خط امام» با زور قدرت را در دست داشت و گروهای دیگر حق تشکیل و اعلام موجودتش را نداشتند. بناً اطلاق واژه گروه گرایی در جاغوری که به یک پدیده شوم و بد نامی مسمی گردیده منحصر به نیروهای خط امامی بوده که هیچ ربطی به موجودیت احزاب و سازمانهای مختلف ندارد.
بناً چیزیکه شما از آن بعنوان مشکل جاغوری یاد نموده اید ؛ نه نداشتن شخصیت های سیاسی است، نه نداشتن شخصیت های روشن فکر و غیره که فرموله کرده اید، بلکه مشکل اساسی موجودیت تضاد ها و مبارزه طبقاتی در میان نمایندگان نیروهای سیاسی است. این نمایدگان هر کدام از خود هم شخصیت های سیاسی اش را دارند و هم شخصیت های علمی و فرهنگی اش را . درواقع جامعه در تشخیص شخصیت های علمی نیز توافق نظر ندارند.مثلاً از نظر بعضی، «انجنیر پیک علی» یک شخصیت علمی است، اما از نظر بعضی دیگر «آقای برهانی» یک شخصیت علمی است. درواقع نه تنها درمسایل اجتماعی بلکه حتی در مسئله علمی نیز توافق نظری وجود ندارند، این توافق نظر ناشی از نداشتن اتحاد و تحمل یکدیگر نیست، بلکه ناشی از تظاد های اساسی جامعه طبقاتی است. و جامعه طبقاتی با داشتن نیروهای

سیاسی هر کدام شخصیت های روشن فکر خودش را و هم چنان پلان های اقتصادی سیاسی خودش را دارند . کما اینکه داشتن آگاهی مردم نیز به خواست ها و مواضع طبقاتی اش بستگی دارد. مثلاً تحلیل طبقاتی بودن مردم جاغوری که اینجانب به شکل دست و پا شکسته نوشته ام، از نظر نمایندگان فیودالیزم نه تنها آگاهی محسوب نمیگردد؛ بلکه کاملاً یک بینش انحرافی تلقی میگردد. لهذا در شکست انتخابات در جاغوری آنطوری که شما بدبین هستید؛ اینجانب کاملاً خوش بین هستم . به این مفهوم که جامعه متحد بدون گرایش ها و خواست های طبقاتی مشخص؛ چه ارمغانی از آن اتحاد به دست آورده می تواند؟
هر «اتحادی» که لاجرم مقدس نیست. در تاریخ هزاره جات اتحاد های هم بوده که موجب تقویت استبداد و طبقات حاکمه پشتون گردیده و به شیره کشی توده های هزاره انجامیده است. در آن اتحاد ها؛ بجای اینکه دست مستقیم حاکمیت در چپاول و بهره کشی توده های هزاره برسد، مستبد محلی چنین اعمال نموده اند. بنا بر این، اینکه مردم جاغوری بصورت یک دست در انتخابات شرکت نکرده و به یک جناح رای نداده است، آگاهی این مردم را به نمایش می گذارد نه عدم اتحاد و تحمل یکدیگر را ، من به این عقیده ام که هرگاه مردم جاغوری در انتخابات به صورت وسیع شرکت کند و به یک گروه مشخص رای بدهد تا در پارلمان اکثریت داشته باشد، آن وقت است که خیانت ملی را مرتکب شده و در واقع به اشغالگران همکاری نموده است.

بهر صورت از موضوع دور نرویم که فرموله های نظر سنجی جاغوری شناسی شما بسیار سطحی و در عین حال کاملاً عکس مسئله را به اثبات میرساند. یعنی هر کدام ازین نیرو ها برنامه ها و مدیریت خودش را دارد؛ نه اینکه برنامه و مدیرتی نداشته باشد. ویکی از برنامه هایی که اینجانب به آن نظر منفی دارم این است که روحانیون در صدد ترویج سانترالیزم دینی اند. یعنی موجودیت بیش از چهیل مدرسه های دینی در جاغوری کافی نیست؛ بلکه باید حوزه علمیه در جاغوری تاسیس گردیده و به مثابه دولت دینی عمل کند! این دولت دینی در واقع دولتی در درون دولت دینی؛ یعنی جمهوری اسلامی افغانستان عمل می نماید!
با وجودیکه این طرح و اقدام «موج جدید» از لحاظ عملی غیر ممکن است؛ اما از نظر تیوری بسیار خطر ناک است، شما فکر کنید که در جاغوری “حوزه علمیه” تاسیس شد؛

اول اینکه آزادی های مدرسه های متفرق را ازش می گیرید و بخشی از روحانیون سنتی موقف قشری اش را در تضاد با شما می بینند.

دوم اینکه این حوزه علمیه چیزی جُز حکومت ملا ها نیست و شما از کجا میدانید که در پهلوی این همه معارف طرح شما موفق باشد و حساسیت بر نیانگیزاند؟
در واقع از آنجایکه سلطه فیودالی در حال از هم پاشی است ، نظام سرمایه داری حوزه علمیه خودش را دارد. و حوزه مذهبی نمیتواند در مقابل علم جایگاهش را حفظ نماید . شما میدانید که در جاغوری مدرسه های دینی تقریباً برابر با مکتب های علمی وجود دارد؛ اما باز گلایه دارید که بی دینی نیز رو به ازدیاد است. از نظر من بی دینی یا کاهش اعتقاد به دین قبل از اینکه به دشمنان دین مربوط باشد؛ خود دین کارش را خراب می نماید، بیشک افتتاح حوزه مذهبی در جاغوری اعتقاد داشتن به دین را کاهش خواهد داد.

سوم اینکه حوزه علمیه که من نامش را حوزه مذهبی میگذارم در یک کشور و نظامی میتواند به حیاتش ادامه دهد که از پایه ها و پشتوانه مادی برخور دار باشد، ایران یک حکومت مذهبی است که برای امتیازات روحانیون این نهاد را بناکرده است . اما در جاغوری شما از کدام پایه های مادی برای تقویت این کار استفاده خواهی کرد؟ لاجرم از وجوهات مذهبی و از طریق جمع آوری اجباری آن!
چهارم اینکه اگر این طرح موفق شود چه فاجعه ای به بار خواهد آورد! این حوزه مذهبی مربوط به شیعیزم است و لابد سنی ها نیز حوزه هایش را ساخته به رقابت خواهد پرداخت. به این ترتیب بنیاد گرایی شیعیزم و وهابیت و باقی فرقه های مذهبی همانند جنگ های صلبی و صفوی های شیعه ساز ، در کشور عمل نموده جهاد گرایی میان شعب اسلامی از سر گرفته خواهد شد.
روی هم رفته مشکل جاغوری همانند مشکل باقی مناطق کشور این است که درین منطقه طبقات مختلفی وجود دارند و هر کدام ازین طبقات منافع و مصالح خود شان را تقاضا دارند که در جریان حرکت های اجتماعی مثل انتخابات و غیره یکی از اشکال کوچکی ازین اختلافات یا مبارزات را تبارز می دهند.
یکی از ویژه گی منطقه جاغوری در این است که علیرغم موجودیت و حاکمیت بنیاد گرایی، نیرو های سنتی درین ناحیه ضربه خورده و راه برای پلورالیزم و کثرت گرایی باز شده است . بخش روحانیون تجدد گرا باید سعی کنند خود را با پیش رفت زمانی وفق دهد نه اینکه خلاف موج شنا نموده خود به نیروی سنتی و بنیاد گرا تبدیل شوند.
صحت مند باشید.
نادر نظری ۱۷ آگست ۲۰۰۷

بسمه تعالی

 برادر محترم جناب آقای نظری سلام

از اینکه یک بار دیگر شما را در جمع خود می بینیم بینهایت خوشحالیم  و تشکر فراوان داریم از حضرت عالی که ما را از نظرات خود محروم نساخته اید و به مشکل جامعه خود تان اهمیت می دهید .

باز هم بسیار جای خوشحالی است  که ما با حضرت عالی در بسیاری از مسایل مطرح شده هم عقیده هستیم  مثلا در اینکه واقعا مشکلی وجود دارد. حال باید بیبینم که این مشکل در کجا است ؟

اختلاف نظر هم اگر باشد ناچیز است و این مقدار طبیعی است قشنگی تبادل افکار در تنوع آن است که به خواننده ها این امکان را می دهد که از بین نظرات مختلف زیبا ترین آن را انتخاب نموده وتحلیل نمایند .

ما قصد نداریم روی مقالات و نظرات دوستان زیاد سخت گیری نماییم  به این معنا که حتما نظر موافق و یا مخالف خود را مطرح کنیم . و قضاوت را می گذاریم به عهده ی خواننده ها . که هرچه دوست دارند از مجموع بحث ها یک نتیجه بگیرند . ولی در عین حال بعضی نکته ها را  به خاطر بعضی مسایل نمی شود به سادگی از کنارش گذشت . به همین جهت نا چاریم برای اینکه بحث کامل وجامع باشد نکات را خدمت دوست عزیزم و خونندگان موج سوم عرض کنم .

۱-     ما در نوشته (نیم نگاهی به خود) یاد آوری کرده ایم که این نظر سنجی بسیار ابتدایی و خالی از اشکال نیست . هیچ ادعایی در این مورد نداریم . ولی خود نظر سنجی از مسایل است که دنیایی امروز به آن اهمیت فراوان می دهد و یکی از ابزار های جامعه شناسی است که فکر می کنم جناب عالی هم در این مورد بحثی نداشته باشید .

۲-     اما اینکه این نظر سنجی (برای کسانی ارایه گردیده که قصد تاسیس و ایجاد یک «حوزه علمیه» را دارند. ) تعجب مرا بر انگیخت که از کجایی صحبت و نوشته ما مطلب به این  مهمی را کشف کرده اید. ما که اینچنین قصدی نداشته ایم اگر مشخصا اشاره می کردید ممنون می شدیم تا ما در صدد اصلا ح آن بر می آمدیم .

۳-     منظور تان از مخالفت، قطعا در نحوه نظر سنجی است نه در اصل آن ، که با نظرات سازنده شما دوستان عزیز از اشکالات آنها کاسته خواهد شد.

۴-     از تحلیل تان نسبت به اوضاع جاغوری  متشکریم ما هم استفاده کردیم  قبلا هم عرض کردیم . که نباید انتظار داشته باشیم که همه مثل ما فکر کنند که اگر یک مورد تحلیل و تفکر بر خلاف آن چه که فکر می کرده پیدا شد فورا شروع کنیم به ایراد گرفتن که وا مصیبتا . چنین شد و چنان شد . من شاید با تحلیل و برداشت برادر محترم جناب آقای نظری در بعضی موارد موافق نباشم  ولی این هیچ گاه از اهمیت مسایل که مطرح شده چیزی کم نمی کند و قشنگی بحث ها در همین نکته ها است . بگذاریم خود خواننده ها نسبت به این مسایل قضاوت کند چون ما به اندازه لازم نظرات خود را مطرح کرده ایم وبا نظرات ما فی الجمله آشنایی دارند

۵-     در خصوص اینکه مشکل در کجا است ؟ باید عرض کنم که مشکل طبیعی است، در چند جمله که آوردیم نمی تواند باز گو کننده آن باشد . چون جامعه در موارد که دچار مشکل می گردد ممکن است علت های زیاد داشته باشد که آوردن  همه آن عناوین وعبارت ها در نظر سنجی از محالات است بنا براین برای حل این مشکل  دنبال واژه و کلمه هستند که بتواند تا حدود مقصود شان را بیان کنند اما در خصوص نظر جناب عالی من فکر  می کنم این اگر دو مشکل جدا گانه نپنداریم قطعا دو موضوع جداگانه است با هم هیچ ار تباط ندارد . ما نباید بحث ها را باهم خلط کنیم . یکدفعه بحث می کنیم که مشکل در کجا است ؟ این پاسخ خودش را می طلبد . اینکه می فرماید (درواقع جامعه در تشخیص شخصیت های علمی نیز توافق نظر ندارند.) من فکر می کنم این نه تنها  نمی تواند به عنوان مشکل مطرح باشد بلکه  به عنوان یکی از واقعیات جامعه خود می توانیم روی آن حساب جدا گانه باز کنیم  چون در این کره خاکی ما در آن زندگی می کنیم  جامعه ای را سراغ  نداریم که در بسیاری از مسایل من جمله شخصیت های شان اختلاف نظر نداشته باشد. ولی در مواقع ضروری اختلاف نظر ها را به حد اقل رسانده روی موارد که با هم اتفاق نظر دارد کار می کند و نتیجه می گیرند. نمی دانم نوشته برادر محترم مان جناب آقای اکرم رحمانی را خوانده اید یا نه ؟  خوش بختانه دوستانی پیدا شده اند که خود را از لابلای حصارهایی کاذب که مردم این منطقه از هزارجات را در بر گرفته، بالا بکشند بجای طفره رفتن از  بیان واقعیت ها به حل آن بپردازند  مهم دراینجا، این است که مشکل را پذیرفته اید و ما در اسم گذاری آن با هم مشکل نداریم .

۶-     اما همانطوری که عرض کردیم  نباید با دید منفی نسبت به هم دیگر نگاه کنیم که اگر احساس کردیم که فلان صنف ویا گروه نقش محوری دارد دیگر فکر کنیم دنیا به آخر رسیده و یا از آن به عنوان فاجعه یاد کرد . اصلا کاری به این نداشته باشیم که دیگران چه  می کنند حتی نباید از دوستانی که مثل ما فکر نمی کنند با تعبیرات نا خوش آیند یاد کرد  اصلا این چه طرز تفکر است که هر زمان بخواهیم ایده های خود را مطرح کنیم حتما از ایده های دیگران به عنوان فاجعه یاد کنیم  بگذاریم دیگران نسبت به همه ما و شما قضاوت بکنند . ما اعتقاد داریم که در جامعه – با توجه با احترام متقابل – همه افراد جامعه حق دارند اظهار نظر کند وایده های شان را بیان کند یعنی یک رقابت سالم در جامعه بوجود بیاید تا بتواند همه افراد با هر نوع گرایش که دارند افکار خود را مطرح کند . بدون اینکه از کلمات سبک واهانت امیز نسبت به همدیگر استفاده بکند . چون برداشت ما این است که تقلید در اصول جایز نیست  پذیرش هر نوع ایده ای  با  استدلال باید صورت بگیرد . اما اینکه جامعه به چه صورت است یک بحث جدا است . اما اینکه چنین چیزی در جامعه ما فراهم نشده این بحث دیگری است که با تلاش، همدلی وهم فکری یگدیگر ممکن خواهد شد .و ما باید تلاش کنیم که در گوشه وکنار دنیا همدیگر را پیدا کنیم واز تفکرات سازنده همدیگر استفاده لازم را ببریم آن وقت است که می توانیم به جامعه نیرومند ومقتدر تا حد ممکن فارغ از مشکل  امید وار باشیم  والسلام  یاحق  متشکریم ۲۷/۵/۸۶

مدیریت موج سوم

نوشته شده توسط مدیریت موج سوم

 

1,178بازدید

کامنت بسته شده است.