محفل از در دری است روز چهارشنبه دهم اگست در شهر ادیلاید استرالیا برگزار گردید

مدبریت ۱۱:۲۸ ب.ظ ۴
محفل از در دری است  روز چهارشنبه دهم اگست  در شهر ادیلاید استرالیا برگزار گردید

aziza zafari
Aziza Zafariمحفل در دری
13. 08. 2011

An amazing cultural event was held by the Dorredari Foundation, at the Adelaide College of arts.

On 10nth of August, 2011, 7:30PM an amazing cultural event was held by the Dorredari Foundation, a group of Afghan writers, poets, singers and artists, in Adelaide college of arts.

The evening commenced with a warm greeting from Ms. Lynette Crocker, an aboriginal Australian, who welcomed everyone to Guana Land.  She expressed her appreciation to the Dorredari Foundation for organising the arts program and also for the opportunity to discover more about its different culture and traditions.

Next, Ms. Liz Parker also welcomed everyone and invited Razia Ali as presenter to introduce the various guests to share their poems and stories.

خانم عزیزه ظفری

At 7.45pm Razia Ali greeted the audience and expressed her delight and appreciation for their presence and interest.  On behalf of the Dorredari Foundation she also thanked the Adelaide College of Arts and the Multicultural Writer’s Association Inc. who had sponsored the program and told the audience something about the aims and activities of the Dorredari Foundation and its support of Afghan poets, artists and writers.

Three poets from the Foundation, Mr. Rohullah Danish, Aziza Zafari and Kazim Darwesh were then introduced and came up to read their poems in turn.
The audience was transported to the broken, sad and suffering world of Afghanistan by the moving word pictures created by the language of the poets.  One could hear the cry expressed in the poems spoken in native Dari and also in English, evoking feelings of deep sadness for the plight of this country and its people. One listener could not restrain her tears when Aziza read her poem about the sufferings of her beloved and homeland.

The next item was presented by the Hazaregi vocalist and instrumentalist, Ali Alima, who stirred the hushed audience with his melodious singing accompanied by the Damboora.  This unique instrument, something like a guitar in appearance, is played by the ethnic group of people in Afghanistan that are called Hazara.  It has its own distinct sound and is played in a different way from the guitar.  It can be very expressive in conveying various moods and emotions and complementing the singer with its sensitive accompaniment.  Ali Alimi sang in both Hazaregi and English.

Then Ismail Alizada was asked to come to the stage and immediately engaged the audience with the beautiful and moving story he had prepared.

Next a fascinating documentary on recent archaeological treasures discovered in Afghanistan was shown and provided an interesting glimpse into the history of the country.

Following the documentary the poet, Elyas Alavi was introduced. Some of his works had been released in beginning of 2008 and had been published under the title “I am a Day-Dreamer Wolf”.  Before reading his poem he shared his personal feelings of sorrow and loneliness and his longing to see his loved ones and friends again. Once again the audience was moved to tears.  He then went on to read his poem “Where Is Our Homeland?”.

Zahra Hosseini , another poet, also shared her feelings openly as she offered the comforting thought that our “homeland is in the heart” and Afghanistan is wherever and whenever we meet together with our friends, sharing our pain and sorrow as well as our joys with each other.

A change of mood was ushered in with the musicians, Feroz Ansari the singer (Harmonium), Jay Dabgear (Tabla Nawaz –drummer) and Kith Preston (
mendolin).  It was inspiring to witness 3 different people from 3 different countries playing and singing together with great enjoyment.  Kate wore Afghan garment and Jay his own Indian costume.  Feroz Ansari lifted the spirits of his listeners with his joyful and exciting songs.


At the completion of the music Miss Razia Ali invited Miss Shukrya Erfani to make presentations of appreciation to Liz Parker, Sue Flemon and Paul Burger the technician who had worked so hard to make the event such a great success.

The evening closed with finger food and an opportunity for anyone to look at the paintings of artist, Elyas Alavi and caricatures of Bashir Bakhitiari on display.

A certain Australian guest at the event remarked on how good it was to have had this special opportunity for Australian and Afghan people to come together in such a friendly way and gain a deeper understanding and appreciation of one another through the experience of art, music and creative writing.

با تشکر از خانم ظفری از ارسال گذارش فارسی برنامه

 گزارش فارسی برنامه : جمعه رهیاب نویسنده:

گزارش کوتاه از برنامه  ادبی هنری درآدلاید آسترالیا

سالن کالج هنرهای زیبای ادلید محل برگزاری برنامه ادبی هنری  بود که توسط مرکز فرهنگی در دری- شاخه استرالیا ی جنوبی در تاریخ ده آگوست  ترتیب داده شده بود.
ابتدا “لیز پارکر” به نمایندگی از کالج هنرهای زیبا، در صحبت کوتاهی به معرفی مرکز درّدری پرداخت و از اینکه چنین محفلی فراهم شده تا مردم استرالیا با فرهنگ ، ادبیات و هنر افغانستان آشنا شوند، ابراز خوشحالی کرد.
در بخش اول سه شاعر جوان به قرائت اشعارشان به انگلیسی و دری پرداختند. روح الله دانش، عزیزه ظفری و کاظم درویش هر کدام تازه ترین آثارشان را خواندند و هر کدام کلکینی به سرزمین اجدادیشان باز کردند و از خوشی ها و غمهای مردمشان گفتند.
تا دور دست ها رسیده ام
و تا اینجا
پشتِ این آبهای بزرگ
وقتی آسمان کابل،
آسمان هندو کوه
و آسمان شهرم توفانی بود
ما کاغذ پرانِ بودیم که از دست های شما رها شدیم
با باد ها در آمیختیم وتا اینجا رسیدیم
….

   (قسمتی از شعر کاظم درویش)

سپس مجری برنامه “راضیه علی” از ساز “دمبوره” گفت که دمبوره از زخم مردمان محروم می گوید. دمبوره درد “هزاره” است و رنج هایی که بر این قوم در طول قرنها تحمیل شده. در همین میان هنرمند جوان “علی عالمی” نغمه ی غمگینی را می نواخت و فضای خاصی را خلق کرد. علی دو ترانه به گویش هزارگی خواند و ترانه ای به زبان انگلیسی را به عنوان آخرین قسمت برنامه اش اجرا کرد.
در قسمت دوم برنامه،  اسماعیل علیزاده آخرین داستان کوتاهش را به خوانش گرفت. داستان او در مورد ظلمی است که بر دختران و زنان افغانستان روا داشته می شود و حق انتخاب برای آینده را از آنها می گیرد. سپس نوبت به شعرخوانی رسید که الیاس علوی و زهرا حسینی شعرهایشان را قرائت کردند.
نترس
مثل نفس که تمام دریچه ها را می گردد
مثل درخت پیر
که به قامتش می نازد
….                                            (قسمتی از شعر زهرا حسینی)

صحنه سالن به صورت حرفه ای تزئین شده بود. کارهای دستی و لباسهای محلی افغانستان قسمتی از فرهنگ مردمش را نشان می داد. همینطور دو ماهی در تنگی آب قرار داشت که نشان امید بود. امید به آینده، به فردا.  اینبار هنرمندان موسیقی به صحنه دعوت شدند. فیروز انصاری یکی از هنرمندان بنام هموطن است که در بیشتر در سبک کلاسیک می خواند.  دو هنرمند دیگر ” کیت پرستون” و ” جی دبجر” همراه با سازهای مندولین و طبله فیروز را همراهی کردند.
در پایان برنامه از شکریه عرفانی – شاعر بزرگ هموطن- دعوت شد تا  هدایایی را از طرف درّدری به نماینده های مراکزی که در ترتیب دادن این برنامه همکاری کرده بودند، تقدیم کند. برنامه تمام شد و شادی را در چشم شرکت کنندگان می دیدم و  از اینکه یک افغانستانی هستم به خودم می بالم. امید که روزی در وطن نیز چنین برنامه ای داشته باشیم. از سالن می برایم و قسمتی از آواز فیروز انصاری را زمزمه می کنم.
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم                    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

نوشته شده توسط عزیزه ظفری
1,164بازدید

۴ دیدگاه »

  1. نصیر اسد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۹:۰۲ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۴ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۹:۲

    ّبرنامه جالب و جذابی بوده؛ اما حیف که گزارش آن با زبان دری نیست و بسیاری مردم از آن چیزی دستگیر شان نمیشود. معلوم نیست که گزارشگر، پروگرام زبان دری در کمپیوتر خود نداشته؛ یا عمداً خواسته مهارت انگلیسی خودرا نشان بدهد؛ والله اعلم!
    درضمن عکسی از شرکت کننده گان محفل هم نیست. شعری از شعرا هم ذکر نشده و از نقاشیهای علوی و بختیاری نیز منباب نمونه اثری آورده نشده! بهرحال غنیمت است؛ موفق باشید.

  2. hadi Australias اسد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۹:۲۴ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۴ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۹:۲۴

    I do feel very sorry for these guys, because they moving away from Hazaragi culture and Hazaragi language .
    I,v been to their party every body feel ashamed to speek Hazaragi , they force themselfe to speak Irani and Kabuli.

    rying to speak Irani or Kabulit I dont undrestand why abeautiful a Hazara girlt from Hazara village

  3. hadi Australia اسد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱:۰۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۴ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۳:۱

    I feel very sorry for these guys, I have been to their parties every body even who come from Afghnistan recently try or force themselfe to speak Irani .

    please be proud to your ethincy, relagion, your face , they way you look and the way you talke .

  4. نصیر اسد ۲۵, ۱۳۹۰ در ۸:۵۰ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۵ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۸:۵۰

    هادی گرامی سلام. من هم با احساس بلند شما شریکم و شرمم می آید از اینکه کسانی صورت وهویت هزارگی دارند و زور میزنند لهجه ایرانی را مزه مزه کنند!! واقعا شرم است. چه حقارت بزرگی که انسان در کشور ثالث وآزادی مثل آسترالیا از زبان و لهجه و فرهنگ و سیما و صدا و ادای زیبای هزارگی خود، طفره برود و ایرانی نشخوار کند!!! کسانی در ایران از بس تحقیر ایرانی هارا دیده اند و کوشیده اند خودرا با آنان هموزن وهمزبان کنند؛ حالا حتی در استرالیا هم همان ذایقه در ذهن و زبان شان میچربد و میچرخد و از اصالت هزارگی و فرهنگ غنی بومی خود میهراسد! دختر هزارگی با لهجه ایرانی گپ میزند! فاجعه است و جای شرم!!!!! این را میگویند: اسیمیله و از خودبیگانگی!