محقق رهبر سنتی یا سیاستمدار مدرن

مدبریت ۲:۲۸ ق.ظ ۱۳
محقق رهبر سنتی یا سیاستمدار مدرن

محقق سفر استاد محقق به لندن را از دوست عزیزم بسم الله تابان شنیدم، تصمیم شد به استقبال یکی از چهره های برجسته ای ملی/سیاسی افغانستان به میدان هوایی هیترو برویم. رفتیم، جمعی زیادی را به شمول اعضای حزب وحدت اسلامی مردم و جبهه ملی در یک صف طولانی درانتظار یافتیم. شب در منزل یکی از بزرگان قوم جناب مرزوق در یچه ای آشنایی روشن تر گردید.  چند روزی که گاه گاهی با ایشان هم صحبت بودیم و یا شنوینده ای سوالات متفرقه، بعضی روشنگرانه و سازنده اما بخشی سخت غیر لازم و نا مناسب؛  پاسخ های آقای محقق اکثرا کوتاه و گاه گاهی با حوصله مندی مفصل صحبت میکردند.  البته اقای محقق همانند سیاستمداران محافظه کار امروزی با روش های پرسش و پاسخ –غیر مستقیم الفت زیادی ندارد، بیشتر صریح و تا حدودی بازتر صحبت میکند.  شاید همیشه این روش را اتخاز نکنند،  احتمالا در موارد خاص در جمع دوستان چنین خود مانی سخن بگویند.


شناخت شخصی و شخصیتی انسان ها، بخصوص یک سیاستمدار و یا رهبر حزب سیاسی، با تجربه ۳۵ سال مبارزه ، مردم داری و فراز و نشیب های سیاسی/اجتماعی، در یک صحبت کوتاه و یا همنیشنی چند روزه بحدی امکان پزیر نباشد که بر مسند قضاوت نشست و ابعاد مختلف شخصیتی، سیاسی، خصوصی و اجتماعی وی را مطلقا تجزیه و تعریف کرد، اما میشود در مورد دید گاه های سیاسی، روشهای کاری، برخورد های اجتماعی آن نقد و نظر های سازنده ای ارائه کرد.

آقای محقق سیاستمدارسنتی/مذهبی با معلومات و آشنایی با روش و گرائیش های مدرن مبتنی بر دموکراسی، حقوق مداری، دیدگاه باز و روشن در مورد حقوق و فعالیت های سیاسی/اجتماعی زنان و شیوه های سیستماتیک دولتداری و دموکراتیک زوایای دگری در حریم شناخت و شخصیتی نه چندان پیچیده ای ایشان روشن میسازد.  البته این روش را میتوان در سیاست های آقای خلیلی نیز مشاهده کرد، احتمال آن میرود که سیاست قشری رهبران فعلی هزاره ها بخصوص در مورد حقوق و فعالیت های سیاسی/اجتماعی زنان، بیشتر تاثیر پزیر از سیاست های باز استاد مزاری نسبت به طبقه اناث باشد. 

بهتر است قبل از هر نقد و نظر،باید جایگاه، امکانات، وضعیت اجتماعی، شرائط سیاسی و موقعیت جیو پولیتیک  شخص مذکور را در جغرافیایی مشخص مورد توجه قرار داد. رهبران سیاسی میلیتهای محروم افغانستان حاصل دو قرن محرومیت، بد بختی، تبعیض و تعصب هویتی و دولتی، در موارد قتل عام، در نهایت حاصل سه دهه جنگ بیرون مرزی و داخلی می باشند.  بدون شک حاصل جمع این همه اضداد و پرادوکس سنت/مذهب و مدرنته، سیاستمداران همچون محقق را به جامعه تحویل خواهند داد. افغانستان از یکطرف قرنهاست بار و پشتاره دینی را با اعتقادات زمخت و سنگین مذهبی بر دوش دارد، از طرف دیگر شدیدا پاه بند به سنت ها، در بعضی موارد حتی از سنت و رسم و باورهای خرافاتی جدا دفاع و یا پیروی می کند، آیا میشود حاصل همچون جامعه را با دید گاه و توقع غربی شناسایی و تعریف کرد. بهتر است گاهی پیاله را نیمه پر دید و در مواردی تلاشگر و سازنده بود تا فقط اعتراض و تخریب گر!

آقای محقق بدون شک کم و کاستی، شکست و پیروزی، کار کردها با دست آورد های مختلف ملی/قومی را دردرازایی سی سال با مردم شریک ساخته است، چنانچه نمی شود از اشتباهات سیاسی ایشان چشم پوشی کرد، اما درمیدان نا هموار و دلدلزار سیاسی افغانستان هر پایی توانمند خواهد لغزید و هر پهلوان چیره دست مزه شکست و پیروزی را خواهد چشید. ولی انچه محقق را برای بخشی از مردم افغانستان منحیث رهبر و یا مرد هیمشه در صحنه مورد توجه و و احترام قرار داداه است همانا مقاومت، شهامت با تجربه غنی نزدیک به ۳۵ سال حضور دائمی ایشان در صحنه های مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی، عدالت خواهی و دموکراسی بشمار میرود.

بی انصافی خواهد بود که زوایایی مختلف بعضا روشن را در اندیشه و چهره ای سیاسی، مبارزاتی محقق نادیده گرفت و ایشان را در حد یک خان کوچک قبیله تعریف کرد ومنزوی ساخت. بلی! اینکه آقای محقق بیشتر به یک رهبر مردمی/سنتی/مذهبی می ماند تا یک سیاستمدار حرفه ای ومحافظه کار، یک واقعیت آشکاراست. در کنار مشخصات سیاسی و مبارزتی و روش های منحصر به خودش، اما آنچه جناب محقق را در نزد مردم محبوب ساخته است، تعریف نا گفته یا کم گفته شده ای است: همانا دریا دلی، رسم عیاری، شهامت گفتن، اعتماد بنفس، در صورت نیاز رویایی با حقایق تلخ، اکثرا اجتناب از محافظه کاری های تکراری و بی مورد، صریح صحبت کردن، پرهیز از طفره رفتن و به کوچه حسن چپ زدن است. اما این قضاوت یا شناخت مطلق نیست، فقط شناخت نسبی و سیقل نخورده است، که حتما در بعضی موارد ناقص یا نامکمل می باشد.

و…اما اینکه اقای محقق با روش مقابله ای با سیاستمداران محافظه کار و حرفه ای غربی مورد مقایسه و تعریف قرار گیرد؛ بدون شک نقاط ضعف آشکارا در محور شخصیت سیاسی ایشان از قبیل: کم آشنایی یا عادت نداشتن با روش و ظرافتهای ریز دیپلوماسی، برخورد غیر حرفه ای دیپلوماتی
ک در حضور جمع،  گاه گاهی حرکات و سکونات ( بادی لینگویج) غیر معمول در وجود یک سیاستمدار (رهبر) بوضح دیده میشود.  احتمالاویا حتما  برای تازه واردان و نو آشنایان جالب بنظر نمی رسد، و یا حتی با ایجاد سوئتفاهم باور وذهنیت منفی خلق شود. اما کم کم با گذشت زمان با آشنای نسبی ، مشخصات فوق، چهره انسانی تر، محبوب تر و حقیقی محقق را به نمائیش می گذارد. نیکو خواهد بود اگر کارکرد های استاد محقق با همه دست آورد ها ، کاستی ها، اشتباهات سیاسی و برجستگی ها، انصافانه و هوشیارانه مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

نا گفته خواهد ماند اگر محقق را تنها بعنوان رهبری سنتی/مذهبی به معرفی گیریم؛ ایشان با سیاست مشخص، با دید نسبتا روشن، اندیشه نسبتا باز، به ارزشهای دینی، مردم سالاری، حقوقمداری و عدالت کشوری سخت پای بند می باشند. جدا در راستای اتحاد همه اقوام بخصوص میلیتهای محروم و به چالش کشاندن اندیشه برترطلبی، زدودن روحیه ای حذفی و انحصارگرایی تلاش می ورزند. معلومات خوبی با طرح و پالیسی مشخص در مورد تمرکز زدایی قدرت، ایجاد توازن قدرت میان مرکز و ولایات را دارا هستند.  از اگاهی لازم در مورد مسائل روز افغانستان، منطقه و حتی جهان برخوردار می باشند، یا به عبارت انگلیسی بیشتر از آنچه تصور میشود در مورد سیاست های جهانی آپدیت هستند.

استاد محقق با استفاده از تکنالوجی و امکانات وسیع آنلاینی فیسبوک، راهش را از خیلی از رهبران جهادی/مذهبی محافظه کار جدا کرده است. با شهامت و شفافیت مرز نا گفته ها و راز و رمز ها را میان ( من ) محقق با همه من های عالم باز گذاشته است. تداعی همان شعری: ( هر چی می خواهد دل تنگت بگوی) را عملا با هر پیر و جوان، با هر دانشجو و کار گر، رقیب و دوست، با هر ملامتگر و نوازشگر، با هر نقاد و تقدیر کننده و در یک مثل هزارگی (با هر دوست و دشمن) عملی ساخته و با همه هم خانه و هم صحبت در جهان مجازی شده است. در جامعه ای که هنوز رهبر پرستی رواج دارد، جامعه و مردمی که هنوز سخت معتقد به ادب و باورهای سنتی و مذهبی هستند، ایجاد صفحه فیسبوکی نیاز مند انگیزه، و روحیه ای عالی و قوی می باشد که آقای محقق از آن ها برخوردار می باشند.

از طرف دیگر در جامعه ای عقب مانده و سنتی/مذهبی مثل افغانستان ساز و کارها و پیام و نظر های فیسبوکی میتواند مشکل ساز، جنجال بر انگیز و یا حتی توهین آمیز باشد، اما استفاده دقیق از فیسبوک یکی از ویژه گی های برجسته استاد محقق بشمار میرود، که در خیلی موارد میتواند ایشان را از مسائل مهم گرفته تا موضعات خرد و کچک روزتوسط کار بران فیسبوک در سنن مختلف با سطح دانش و تحلیل های گوناگون در گیر نماید. بدون شک دست یابی به معلومات و اخبار هر لحظه ای فیسبوکی میتواند ایشان را پیوسته آپدیت و با دنیایی بیرونی وصلت بخشد و بر آگاهی خبری/سیاسی و معلومات عمومی ایشان ارزنده و افزاینده و سازنده گردد.  البته خیلی از رهبران جهان از چنین روش تازه استفاده درست میکنند، از جمله رئیس جمهور مصر یکی از رئیس جمهوران جهان هستند که شخصا فیسبوک اش را مدیریت می کند و خیلی از سیاست های عمومی و نظریه هایش را با مردم شریک و از مردم نظر خواهی می کند.
و اما در مورد سفر ایشان در لندن: آنچه برای من بعنوان یک فرد عادی و غیر حزبی سوال بر انگیز بود، نبود مدیریت منسجم و عدم طرح و برنامه ریزی دقیق توسط ستاد مدیریتی و مسولین حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان چه در داخل و چه درسطح اروپا.  مسولین بخش اروپا درقبال سفررسمی بسا مهم آقای محقق اکثرا سلیقه ای، نا منظم و غیر دیپلوماتیک برخورد و تصمیم می گرفتند. البته سمینار، برنامه و کار های عمومی که مردم  تصمیم گیرنده و اجرا کننده هستند احتمال این نوع کم و کاستی بیشتر توقع میرود، اما در مورد یک حزب سیاسی با کمیسیون های مختلف در سطح اروپا کمی درواز انتظار است:

۱:  بیخبری مردم از بازگشایی رسمی دفتر حزب وحدت مردم در بریتانیا و انتصاب مسولین که میزان تحصیلات عالی آنان نا معلوم و شاید از تجربه کافی در محیط پیچیده ای بریتانیا برخوردار نباشند……! این تصمیم بیشتر به یک رسم سنتی و غیر حرفوی می ماند تا یک روش انتخاباتی حزبی بر اصول دموکراتیک . اما بی انصافی خواهد بود که از زحمات و تلاش مسولین اروپا و کمیسیون های مربوطه که شخصا شاهد تلاش شان بودم تقدیر نشود، اینکه آنان تا چه حد تحصیلات عالی دارند یک بحث، ولی اینکه تا چه حد عمل گرا و تلاشگر هستند قابل تمجید است.

۲: سفر رسمی استاد محقق بعنوان یک شخصیت برجسته سیاسی/ملی از افغانستان تا بریتانیا به تنهای با ترانزیت در کشور های عربی که القاعده و تروریستان ید طولای در ترور دارند، به مصلحت و خیر مردم و افغانستان نیست، که این خود ضعف مسولین و تدارک کنندگان این سفر را به نمایش می گذارد.

۳: عدم هماهنگی دقیق و گسترده تر با مردم، خبررسانی یا سوئتفاهم مبنی بر اینکه که کمیسیون های سیاسی و فرهنگی حزب وحدت مردم مسولیت برنامه ریزی و تدارکات سفر، ملاقات ها و سمینار را به عهده دارند. بنا نیروی والینتییر و فعالین مردمی یا داخل قضایا نشدند و اگر شدند افراد محدود بودند.

1,818بازدید

۱۳ دیدگاه »

  1. مهسا عقرب ۵, ۱۳۹۱ در ۲:۳۶ ق.ظ -

    جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۲:۳۶

  2. مهسا عقرب ۵, ۱۳۹۱ در ۲:۴۷ ق.ظ -

    جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۲:۴۷

  3. محمدعلی محبی عقرب ۵, ۱۳۹۱ در ۲:۵۴ ق.ظ -

    جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۲:۵۴

    اگاهی دادن مردم و نقد پزیری منصفانه یکی از موثر ترین عامل تمدن پزیری یک جامه می باشد.

  4. حیدری استرالیا عقرب ۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۱ ق.ظ -

    جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۳۱

    ولی که گفته بودی چرا تنها سفرکرده است؟
    محقق در استرالیا پیش از خودش هفت دیپلمات فرستاده بود ، ولی دیپلمات های که هر کدام دالر های کلانی پرداخت کرده بودند که تا با استفاده از این فرصت مقیم استرالیا شوند. با تاسف که پیش از ورود محقق دیپلمات هاکه گویا برای زمینه سازی ورود محقق، قبلا وارد استرالیاشده بودند، سیر و پودینه حقیقت را به وزارت میگریشن رسانده و تقاضای پناهندگی کرده و از دیپلمات بودن خود انکار کرده بودند.
    اینکار در مقام های رسمی، سفارت خانه ها و پولیس کشانده شد و رسوایی بزرگی ببار اورد ودر نتیجه، اینکار سبب شده که محقق دیگر نتواند همراهانی باخود به این کشور ها بیاورد.
    حواریون! که همان بقای سازمان قبلی همراه محقق بودند، با ورود محقق یگباره به یاد هندونستان افتادند و کار های که بدور از منطق و عقل بود براه انداختند که این همه سبب شد که محقق ناکام از استرالیا برگشت و دفتر گشایی نتوانیست و این باز لندن. جمله اخر " که خدا عاقبت مارا درهمین کشود هیا غربی هم بخیر کند که در امان بمانیم"

  5. حیدری استرالیا عقرب ۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۲ ق.ظ -

    جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۳۲

    سلام جناب خرمی عزیز!
    نوشته زیبای بود در بازه محقق ولی از انصاف نگزریم که بکار گرفتن کلمه استاد، رهبر و امثال در باره کسی که استاد نیست و نبوده و رهبر برای کسی که نبوده و نیست جفای نا بخشیدنی و ستم است که مردم ما از ان در طول تاریخ رنج برده است.و این خطای نابخشیدنی است نسبت به قلم بدستان و آگاهان ما !!!
    شاهد گفته های من توضیح های شما است که در پایان نوشته ات اورده اید، کار های ناسنجنیده ، اقدام های سبک و ناسنجیده و تفرقه افگنی های قومی و گروهی بطور اشکار در گفتار و کردار انان موج میزند که شایسته کوچه و بازار هم نیست مانند
    بزرگ کردن موضوع های شکست خورده وتا ریخ گذشته گروهی و منطقه ای و امثال ان.
    محقق پیش از لندن سال گذشته در استرالیا مسافرت داشت روی همین پلان دفتر گشایی، که این اقدام سبب شد مردم به تاریخ پیشتر از بیست سال گذشته باز گردد و موضوع گروه گرایی به همان شدت به بحث گرفته شد و به حملات فیزیکی منجرشد که سرهاشکست و خون ریخت و سر از محکمه در اورد، و هرکدام ارزو کردند که کلاش های شان را در استرالیا میداشتند تا مردانه تر می رزمیدند و مردم اجازه نداد که در استرالیا هم کاه کهنه گروهی بار دیگر به باد کشانده شود، که مطمنا از ان چیزی بجز کور شدن چشم مردم حاصل دیگری بدست نخواهد امد.

  6. Ali kamar عقرب ۵, ۱۳۹۱ در ۹:۳۲ ب.ظ -

    جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۳۲

    آقای حیدری استرالیا این قضیه جنگ و دعوا را که میگی حقیقت داره یا اراجیف هستش چون من تا بحال از هیچ کس نشنیدم حقیقتش. اگر جنگ و دعوا میشد که همه مردم خبر میشدند.

  7. جمعه حیدری عقرب ۶, ۱۳۹۱ در ۱:۵۹ ق.ظ -

    شنبه ۶ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱:۵۹

    ملای انگوری صایب اکر دیق نموشی نام ریزه خود ره هم نوشته کو زیری نام حیدری
    هزاران ادم زنده گی مونه

  8. احمد حیدری عقرب ۶, ۱۳۹۱ در ۲:۳۸ ب.ظ -

    شنبه ۶ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۳۸

    با سلام خدمت همه دوستان، به خصوص آقایان "جمعه حیدری" و "حیدری استرالیا"!

    بنده بهتر از هر کس دیگری میدانم که تعداد خیلی زیادی تحت نام "حیدری" در استرالیا زندگی میکنند، و برای همین هم از دوست دیگری که قبلا تحت نام "حیدری استرالیا" زیر نوشته های دوستان نظر مینوشتند خواهش کردم که از اسم کوچک شان، یا از اسم مستعار استفاده کنند، تا مشخص شود که این نظرات کار کدام "حیدری" مقیم استرالیااست، ایشان هم بعد از آن لطف کردند و از نام" ع حیدری استرالیا" استفاده کردند.

      حالا از این یکی همنام خود هم میخواهم که لطف کنند از اسم کوچک شان، و یا اگر میخواهند به هر دلیلی  نا شناخته بمانند، مثل خیلی های دیگر، از یک نام مستعار استفاده کنند، تا دوستان دیگر بنده را به خاطر نظر ایشان ملامت نکنند.

      در ضمن، در خلال سفر آقای محقق به استرالیا، بنده، به خاطر مسؤولیت های کاری، نه در داخل استرالیا بودم، نه ایشان را از نزدیک دیدم، و نه علاقه مند به سر در آوردن از چند و چون و نتایج و اهداف سفر ایشان، و در نتیجه، نه میتوانم در باره آن نظری بدهم.

      و در آخر اینکه، بنده به ندرت زیر نوشته کسی نظر مینویسم؛ ولی اگر قرار شد این کار را بکنم حتما این کار را با نام خودم انجام میدهم، چند نظر زیر نوشته های قبلی جناب حفیظ خرم و برادر بزرکتر شان جناب مصطفی خرمی، گواه این مدعاست. 

    با سپاس و احترام، 

    احمد حیدری، استرالیا

  9. عظیمی عقرب ۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۸ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۶

    اقای حیدری تشت رسوایی اقای اکبری از بام بیدون کاه گل به زمین افتاده است . زیرا اقای اکبری و تیم شان خوب دانسته و میداند که از بین جامعه شان منزوی شده است زیرا مردم هزاره میداند که کیها برای هزاره سوخت و دراین راه از جانهای شرین شان گذشتتند . اما این نوشته داعیه براین نیست که خلیلی و محقق را برائت داده باشم . این دو فرد هم در جای خودش باید نقد شود . اقای اکبری در حساس ترین وقت نه تنها کمر مزاری بلکه کمر هزاره را شکستاند البته با اقای اکبری هم باید حق داد زیرا جناب ایشان هم از طرف مقامات …جهت داده میشد !!

  10. عظیمی عقرب ۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۰ ب.ظ -

    دوشنبه ۸ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۵۰

    تصویر اقایان محقق و اکبری را در شماره ۱۳ قسمت پایین کلیک نموده و مشاهده کنید که این تصویر از سه روز پیش میباشد و کسی که چنان شاکی باشد از طرف مقابل نباید در حضور هم ملا قاتی داشته باشد . بازم میگم محقق هم طی این ۱۱ سال اشتباهات داشته است در قبال مردمش . ولی اقای اکبری و تیمش در زمان حیات مزاری کاری کرد کرد که تاریخ را برای ابد لکه دار ساخت وو..
    http://www.facebook.com/hajimohammad.mohaqeq

  11. حمید عقرب ۹, ۱۳۹۱ در ۴:۲۶ ب.ظ -

    سه شنبه ۹ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۶:۲۶

    جناب عظیمی باعظمت ده راگذاشتی به درخت پریدی بحث روی مدرن وسنتی بودن محقق پهلوان بود.امامثلیکه کم آوردی دیوارکوتاترازاستاداکبری ندیدی که به جان اوافتادی؟استاداکبری چکارکردکاندیدریاست شورای مرکزی شدسنگ به صندوق امام خورد؟تااکبری وجناحش بودوحدت بودزیرااوخیرخواهی می کرد،بعدازآن درششماه دیدی که مزاری صاحبت وحدت راچه وجه المصالحه گلبدین،طالبان قرارداده وتمام آرزوی مردم هزاره رابربادداد.وحدت که مال نصرنبودمگرنصررامردم ندیده بود؟استاداکبری جنگ بافارسی زبانهاودولت مجاهدین رادرست نمیدانست وشورای مرکزی حزب وحدت درقبال جنگ گلبدین مسعوداظهاربیطرفی نمودامامزاری سیصدنفرپنهانی اعزام کردوبعددست به کودتاوتصفیه زد!

  12. yasin عقرب ۱۱, ۱۳۹۱ در ۵:۳۳ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۱ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۱۷:۳۳

    awalan az nawesenda taqaza may shawad ke az naweshtanii matalibe besyar tolani dar site khod dari nomayed.dowom ma faqat baladeimm harf hayee zeyad begoyiim walay da amal 0 bashim.jenabee mohaqeq yek ensanii sost bea erada bea tasmim wa bea barnamayee kare ast ke enra may tawan az mazlomeyatee hazara ha bad az shahadate ostaad mazaree ta konon esbat namod ke mohaqeq wa khaliliii bar sare qodrat and pashtoon ha baz ham har sala ba behsood hamla namda mardomee maa ra tar wa mar may nomayed mohaqeq ba jayee enke charayee be andeshad rafta az salrozee khomaynee rahbarii iran tajlil may nomayed……?chara aayaa enha neshan namay dehad ke oo sost anser ast dar zemn shayed jenabee mohaqeq barnamayee nadashta bashed ke baad az salii 2014 dar sarnaweshte afghanistan yek fa aaliyet nomayed wa ya khatare ke mardome ma ra tahded may konad yek pelani dashta bashad….walii en ra ham bayed begoyam ke chon ma hazara ha heage kasee ra nadarem haman mohaqeq az heage behtar ast …….motasefana

  13. حیدری استرالیا عقرب ۱۳, ۱۳۹۱ در ۶:۲۶ ق.ظ -

    شنبه ۱۳ آبان۱۳۹۱ ساعت: ۶:۲۶

    برار گرامی علی کامیر ! (شاید)

    من نمیدانم که شما در استرالیا یید یانه ؟ بهر صورت مردم در استرالیا همه چیز را میدانند حتی کشانده شدن جنجال های محقق با خانم ها و توهین جناب ایشان بزنان ! که توسط دختران هزارگی در تلویزیون عمومی استرالیا کشانده شد که در دنیا پخش شد که من نمیخواهم شرح دهم بی خبری تو سند بر نبودن نیست.

    یگ حقیقت است که اشتباهاهات غیر قابل جبران این دسته همیشه بدیگران نسبت داده شده و به جای حقیقت گرایی به سنت های کهنه پناه برده اند.

    بدبختی افراد درین نیست که اشتباه میکنند، چون در انسان خطا وجود دارد غیر از معصومین . ولی بدبختی درین جااست که اشتباهات خود را نه پذیریم و بدتر از ان که اشتباه خود را به دیگران نسبت دهیم!!

    محقق و دار و دسته موجود و گذشته اش، بدترین جرمش اینست که قتل عام ها و شخصیت کشی های داخلی در درون مردم هزاره را یگروز با سنگ ولایت فقیه توجیه میکرد و امروز با هزاره گرایی!

    و خود را صاحبان ولایت و هزاره میدانند و غیر خود را و اجب القتل!

    ولی متاسفانه عده هنوز غوغا سرمیدهند که بر روی حقایق پرده کشند > ولی دیگر زمان گذشته است.