مذاکره یامعامله ؟ – عبدالشکوراخلاقی

مدبریت ۶:۵۰ ب.ظ ۲
مذاکره یامعامله ؟ –  عبدالشکوراخلاقی

100

مذاکره یامعامله ؟

روز گذشته اعلام گردید طالبان عمده ترین نیروی مخالف حکومت آمادگی خود را برای شرکت در مذاکره با حکومت مرکزی بدون پیش شرط خاص و اساسی اعلام داشته است . در مقابل به نقل از نزدیکان رئیس جمهور نیز اعلام گردید که اگر طالبان نسبت به این موضع گیری صادق باشند ، از آمادگی شان برای مذاکره استقبال صورت می گیرد .

واقعیت اینست که کشمکش و ستیزها با هر شدت وخصومتی سرانجامی جز صلح و آشتی ندارد . اکنون مردم افغانستان سخت تشنه صلح و امنیت دوامدار می باشند . تجارب گذشته نشان داد که جنگ و کشمکش تحت هر عنوانی به نفع هیچ گروه ، تنظیم ، قوم ، منطقه و سمت نمی باشد . در عرصه جنگ و ستیز همه بر علیه همه برنده ای وجود ندارد . شعار وحدت ملی ، ثبات سیاسی ، استقرار نظام مرکزی ، مشارکت و توسعه سیاسی و اجتماعی ، دست یابی به حقوق حقه و …. زمانی جامه تحقق خواهد پوشید که نیروهای سیاسی و اجتماعی ، بر اساس یک باور و اعتقاد و رعایت منافع مشترک عمل نمایند . به معنی واضح تر اینکه جنگ ، صلح و رقابت بایستی در یک چارچوب تعریف شده قرار داشته باشد تا به نتیجه مطلوب برسد ؛ راهکار های دست یابی به اهداف بصورت منطقی مورد شناسایی و ارزیابی قرار گیرد . در غیر این صورت فرایند هر ستیزی جز تباهی نیروها و ویرانی افزونتر دست آورد دیگری وجود نخواهد داشت .

اینک راجع به طرح مذاکره با طالبان باید ویژگی های یاد شده ملحوظ باشد تا به یک نتیجه روشن و معین منجر گردد . هیچ منطق سیاسی و اجتماعی حکم بر رد مذاکره و مفاهمه نمیدهد ؛ مهم اینست که قواعد و اصول مذاکره و مفاهمه معلوم بوده و بدان تن داده شود . این قواعد و اصول چیزی ذهنی و تعارفی هم نمی تواند باشد . بلکه باید کاملا منطبق بر شرایط عینی جامعه استوار باشد . طالبان بعنوان مهم ترین گروه نظامی تاکنون بارها تلاش ورزیدند که بر مقدرات کشور حاکم شوند که یک بار چنین تجربه ای را بدست آوردند ؛ اما حفظ وضعیت برای شان مقدور نگردید . از جانب دیگر حکومت نیز کوشید که با اتخاذ شیوه ها و تاکتیک های متفاوت با مخالفین و با عناصر هم سوی ، به نحوی دایره مشارکت سیاسی دیگر عناصر را محدود سازد ؛ ولی در انجام آن ناتوان گردید . پس معلوم است که اداره کشور از عهده یک نیرو و شخص واحد و یا عناصرخاص بیرون می باشد . اداره سالم کشور زمانی میسر خواهد بود که تمام مردم و نیروهای سیاسی بگونه ای اراده و خواست خود را در آیینه نظام سیاسی متبلور ببینند . انحصار قدرت بصورت مطلق العنانی در جامعه بشری تجربه ای ناکام بوده است . تاریخ کاربرد استبداد سیاسی و اجتماعی به سرآمده است . ممکن است که با محو استبداد ، دموکراسی و حاکمیت مردم تحقق نیابد ، بلکه نوعی آنارشیزم و افسار گسیختگی سیاسی و اجتماعی بوجود آید ؛ ولی در نهایت دوران استبداد و انحصار بسر آمده است . در جهان امروز شرق موفقیت در عرصه سیاست و حکومت داری آنست که قواعد را مراعات نمود . بدون رعایت قواعد بازی ، فقط با اتکا بر نیروی رزمی نمی توان موفق بود .

با این پیش زمینه در باره آمادگی طالبان برای مذاکره با حکومت افغانستان میتوان گفت اگر چنین اظهاراتی صادقانه باشد ؛ قطعا با پیروی از منطق و اصول حاکم بر گفتگو ها می توان امید وار بود که به نتایجی مثبت دست یافت ؛ اما اگر هدف از این ادعا ها فقط معامله و کسب فرصت برای پیشبرد و نیات سوء دیگری در میان باشد قطعا راه بجایی نخواهد برد و بسا که به نابسامانی اوضاع دامن زده خواهد شد . تجارب دست یابی به صلح و آشتی در افغانستان بسیار تاریک و مبهم می باشد. پیمانها و تعهدات در این دیار بسادگی قابل نقض و شکستن می باشند . سیاست و جامعه در افغانستان فاقد معیار و اصول بوده است . به همین دلیل سالها است که این مردم و سرزمین روی آرامش و خوش بختی ندیده اند .

اکنون انتظار می رود که عقل خفته بازیگران سیاسی از غفلت و غفلت زدگی بخود آمده و جامعه جهانی نیز با اعتماد و احساس مسئولیت بیشتر در باز گرداندن صلح و ثبات در کشور تلاش ورزند . گرچند در زمینه مذاکره طالبان و حکومت گمانه های منفی و مثبت زیادی وجود دارد اما به رغم همه آنها می توان گفت که زمینه و فرصت آن موجود است که داعیه داران وحدت ملی و تفاهم ملی و صلح و ثبات در کشور ( که از طرف هردو جانب ادعا می گردد ) حد اقل برای یکبار بطور صادقانه خود را در بوته آزمون بگذارند . هرگاه این آزمون از ریا و غدرتهی باشد می توان امیدوار بود که راهی بسوی صلح و ثبات باز خواهد گردید ؛ اگر غیر این باشد ، طرح موضوع مذاکره در واقع معامله ای خواهد بود که اگر به توافقی هم منجر گردد شکننده و نا پایدار خواهد بود و اگر به نتیجه نرسد در واقع فرصتی برای تازه کردن نفس جهت از سرگیری جنگ های تازه تر خواهد بود .

۲۰/۶/۱۳۸۶

نوشته شده توسط عبداالشکور اخلاقی
1,031بازدید

۲ دیدگاه »

  1. نادر نظری میزان ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱:۰۰ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۹ مهر۱۳۸۶ ساعت: ۱۳:۰

    دوست عزیز عبدالشکوراخلاقی، این تحلیل شما متاسفانه به دل ننشست. زیرا: اول اینکه نوشته اید: « واقعیت اینست که کشمکش و ستیزها با هر شدت وخصومتی سرانجامی جز صلح و آشتی ندارد» .
    اخلاقی عزیز،"هرکشمکش و ستیزها با هر شدت وخصومتی" بلاجبار به صلح نمی انجامد. خیلی از کش ومکش ها در تاریخ جامعه بشری بوده است که سر انجام به حذف و قلع و قمع یا نابودی طرف در گیر جنگ انجامیده است.
    ثانیاً اینکه نوشته اید:«هیچ منطق سیاسی و اجتماعی حکم بر رد مذاکره و مفاهمه نمیدهد ؛ مهم اینست که قواعد و اصول مذاکره و مفاهمه معلوم بوده و بدان تن داده شود.»
    شما منطق خود تانرا دیگر یک حکم جهانی معرفی نکنید. نه تنها هیچ منطقی، بلکه اکثریتی از منطق مردم ما مذاکره و مفاهمه با طالبان را یک پیشنهاد غیر منطقی میداند. وقتی مذاکره ای صورت بگیرد طبیعی است که هم اصول و هم قواعد آن روشن خواهد شد. شما با برنامه و هدف طالبان مشکل دارید یا اینکه اعتقاد دارید اصول و قواعد آن رعایت نمی گردد؟ اگر از عدم تطبیق اصول و قواعد شرعی طالبانی واهمه دارید، من برای شما قول میدهم که در صورت شرکت طالبان در دولت فعلی، همه اصول و قواعد صلح و مرام طالبان، یعنی جهاد علیه رافضی ها ( شیعه ها ) سوختاندن مکتب ها، به قفص کردن زنان، بریدن بینی های مردم به دلیل ریش نگذاشتن، دست بریدن ها، نماز های اجباری به زور شلاق و بلاخره جاری شدن شریعت یعنی کشتار مذاهب غیر حنفی و غیره ستم گری ها و اجحافات یقیناً اجرا خواهد شد.
    ثالثاً نوشته اید : « اکنون انتظار می رود که عقل خفته بازیگران سیاسی از غفلت و غفلت زدگی بخود آمده و جامعه جهانی نیز با اعتماد و احساس مسئولیت بیشتر در باز گرداندن صلح و ثبات در کشور تلاش ورزند .»
    برعکس تحلیل شما جناب اخلاقی! نه جامعه جهانی از افغانستان غفلت بوده و نه اینک در افغانستان احساس مسئولیت می نمایند تا صلح در کشور باز گردانده شود. مگر اطلاع ندارید که جامعه جهانی هم در تمویل طالبان در ابتدا نقش اساسی داشت و هم در شرایط فعلی تمام جناح ها و منجمله طالبان را تحریک و تجهیز می نمایند .

  2. نادر نظری میزان ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱:۰۳ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۹ مهر۱۳۸۶ ساعت: ۱۳:۳

    (ادامه از نظر بالا)
    رابعاً جمع بندی نوشته تان در اخیر مقاله آنقدر خطر ناک جلوه گر میگردد که آدم فکر می کنند شما بعنوان یک طالب هزارگی در پروسه صلح با طالبان نقش دارید. ببینید: « گرچند در زمینه مذاکره طالبان و حکومت گمانه های منفی و مثبت زیادی وجود دارد اما به رغم همه آنها می توان گفت که زمینه و فرصت آن موجود است که داعیه داران وحدت ملی و تفاهم ملی و صلح و ثبات در کشور ( که از طرف هردو جانب ادعا می گردد ) حد اقل برای یکبار بطور صادقانه خود را در بوته آزمون بگذارند».
    نمیدانم اخلاقی عزیز چرا به طالبان آنقدر امیدواراست؟ مگر دوران حاکمیت سیا و ننگین آنها را فراموش کرده است؟ و نمیدانم که ایشان چرا گمانه های منفی مردم را در مورد طالبان به هیچ گرفته و بر سرنوشت مردم ما "شیر خط" میزند؟ عبدالشکور جان میگوید که دولت یک بار بطور صادقانه با طالبان صلح نماید؛ توکل با خدا هرچه شد شد! وی بجای اینکه از موضوع؛ تحلیل جامعه شناسانه ارایه دهد، سرنوشت مردم کشور و منجمله هزاره ها را از "لب تات" قمار صادر نموده میگوید: « زدیم بر صف رندان هر چه با دا باد!

    نادرنظری ۲۱ اکتوبر
    آدرس تماس: rooshbin@yahoo.com