مراسم گرامیداشت شهدایی میرزاولنگ در مشهد مقدس

مدبریت ۷:۱۵ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
مراسم گرامیداشت شهدایی میرزاولنگ در مشهد مقدس

مراسم گرامیداشت شهدایی میرزاولنگ در مشهد مقدس
نگاه کوتاه به این مراسم :IMAG1696
۱- مراسم مشهدی ها مثل بسیاری از مراسم دیگر نسبت با دیگر هموطنان ساکن دیگر شهرهای ایران متفاوت به نظر میرسد . این تفاوت ها را ، در نظم ترتیبات وشرکت کننده به وضوح می تواند دید . هم چنین تصادفی درجلسه ابتدای برای تصمیم گیری مراسم هم بودیم بسیار زود تصمیم مناسب اتخاذ گردید بدون اینکه حرف زیادی وانقلت قلت طلبگی در میان باشد . تفاوت دیگر اینکه در میان تصمیم گیرنده ها اکثرا از قشری هستند که یا  تجار است ویا رفیق تاجر .
چیزی که در شهرهای دیگر ایران کمتر شاهد ان هستیم . این وضعیت ضمن اینکه باعث افتخار است زمینه بسیاری از مشکلات را در راستایی چنین مسایل کمتر می کند .
۲ – سخن ران جلسه حجه الاسلام جناب اقای فصیحی شیرداغی بود . گرچند سخنران بدی نیست ولی جلسه امروز  بسیار سنگین بود ، به نظرم حق مجلس ادا نشد . جای یک سخنران خوب واقعا خالی بود .
۳- جلسه امروز با مقاله یک خانم شروع شد با شعر شاعر درد مند جناب اقای ابوالطالب مظفری مجلس جان تازه ای گرفت وبا مداحی … و نمایش از صحنه های میرزاولنگ وبقیه نقاط کشور ادامه یافت وباسخرانی فصیحی تداوم پیداکرد .
درپایان،  مقاله بسیار عالی از سید روف رضای جان تازه به مجلس بخشید حقش این بود که این مقاله قبل از سخنرانی خوانده می شد این مقاله وقطع نامه مراسم به دلیل ضیق وقت هر دو ناتمام قطع شد.
این بخش از ناهماهنگی ها به سخنران نسبت داده شد که باصحبت پراکنده وقت بقیه را گرفته است .
۴- کمیسون کمک مرکب از ۸ نفر قابل اعتماد تشکیل شده وکار سماندهی کمک به خانواده میرزاولنگ را به عهده گرفته است . این تفاوت دیگر از مشهدی های خوب ومهربان است . همه این تفاوت ها در یک جا منتهی می شود وان تفاوت جیب ها است . خدا برکت بدهند .
شماره حساب کمک های مالی
۰۲۱۳۸۹۵۶۱۵۰۰۹
شماره کارت
۶۰۳۷۶۹۱۹۸۰۰۲۴۷۰۷
,بنام اسدالله حیدری وسید اقا ضیاعلوی
شماره تماس
۰۹۱۵۱۱۶۳۳۰۴
وتشکر از جناب اقای اصف اخلاقی به دلیل تهیه وگرفتن عکسها.

حیفم امد که مقاله دوست عزیزم جناب اقای سید روف رضای را باشما شریک نسازیم توجه شما به این مقاله جلب می نمایم
ما و این روزهای تلخ، به راستی چه باید کرد؟.
—————————————
از گذشته تا به امروز، خنجر نفاق بر دستانمان گرفته ایم و ناجوان مردانه، خود زنی می کنیم. این خنجر، گاهی در احساسات قومی،گاهی در موضع گیریهای حزبی و گاهی هم در زیر سوال بردن باورهای مذهبی مان تجلی یافته است. زمانی که در أربعین حسینی، جوانان ما به خاک و خون کشیده شدند، قلم به دستان ما، بجای محکومیت جلادان، سیاه نمائیهای مذهبی را به تصویر کشیدند، آنگاه که در دهمزنگ جوی خون جاری گردید، بجای مظلومان، عدالت خواهان محکوم شدند. ماه شعبان و رمضان که در هرات فاجعه آفریده شد، موی سردادگان ، بر این کشته ها، تنها خانواده های با هویت هزاره بودند. مسجد جوادیه وقتی به خاک و خون کشیده شد، تنها هراتیان بر سر و صورت زدند، و امروز که فاجعه در میرزاولنگ رخداده ، این سوال مطرح شده است، که آیا کشته ها از قوم هزاره بودند یا غیر هزاره؟. در این کشور که شیعیان هر روز هدف تیرباران تبهکاران و جلادان داعش و طالب قرار می گیرند، در عوض شیعیان در دریای عمیق و مصیبت بار نفاق، دست و پا می زنند؛ تا اینگونه باشد، به ساحل نجات نخواهیم رسید و در هر دشت و دمن قتل عام خواهیم شد. به راستی اگر مقصر اصلی دولت، داعش و طالبان باشند که هستند، ما نیز پا به پای آنان مقصریم چرا که با سکوت و عدم احساس مسئولیت مان، دست جنایت کاران را برای جنایت آفرینی باز نگهداشته ایم.
برای برون رفت از فاجعه غم و خونبار که این روزها برای جامعه و مردم ما رقم خورده است، باید چاره اندیشید و راه کار ارائه نمود، اگر نتوانیم برای پایان بخشیدن به این تراژدیهای راه کار تبیین کنیم، جز ماتم و عزا، مراسم کفن و دفن و ختم، شغلی نخواهیم داشت. هیچ جامعه ی به فلاح و رستگاری نخواهد رسید مگر آنکه روشنفکران، عالمان و سیاستمداران، و جهت دهندگان آن، با دور اندیشی و بدور از احساسات زود گذر و نا کار آمد، احساس مسئولیت نمایند و اولویت کاری خود را نجات جامعه خویش قرار دهند. در راستای دور ماندن و نجات از اهداف شوم توطئه گران، معاندان و منافقان داخلی و خارجی اتخاذ سیاستها و راه گارهای عملی با افق های روشن و تاثیر گذار امریست اجتناب ناپذیر که باید مسیرهای تحقق آن را پیمود و آن را ارائه نمود.
اینک به راه کارهای اشاره می گردد، که در میدان عمل کاملا تحقق پذیر است.
١ – انسجام درونی، اتحاد و همبستگی.
هیچ جامعه ی بدون، همبستگی، وحدت و انسجام درونی، به امنیت، پیشرفت سیاسی، نظامی و اقتصادی نخواهد رسید. و جامعه ما نیز از این امر مستثنی نیست. جامعه ما از دیر باز ضربه های متعدد چند دستگی را تجربه کرده، تجربه تلخ و کمر شکن. از رهگذر نفاق و شقاق هزاران جوان شایسته و سنگر شکن ما قربانی رقابتهای درون حزبی و قومی گردیدند، جوانانی که هریک می توانستند، در روز های تلخ این چنینی مدافعان و مجاهدان راه آزادی سرزمین خویش باشند. دیروز اگر نفاق درون قومی باعث شد تا عبدالرحمن غدار، ۶٠ درصد از جمعیت مردم ما را نابود و از آنان کله منار بسازد وهزاران کیلومتر از سرزمین اجدادی ما غصب نماید، امروز نیز، روز کار ما چنین شده است، تنها تفاوت دیروز و امروز ما در عوض شدن مهره ها است، بجای عبدالرحمن نوادگان آن، به نام طالب و داعش، آمده اند و به جای خوانین نفاق پیشه و مردم فروش، رهبران بی کفایت، سیاست مداران ناکار آمد، میدان دار گردیده اند، رهبرانی که برای رسیدن به منافع شخصی، منافع جمعی را زیر پا گذاشته اند و برای رسیدن به آن از هیچ رقابت ناسالم دریغ نورزیدند.ایا به راستی زمان آن نرسیده است که چشم باز نماییم، و بدبختی را که معلول، سالها نفاق داخلی ماست در یابیم و آن معالجه نماییم. برای رسیدن به انسجام درونی تکیه بر مشترکات عمیق مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و منافع کلان و حیاتی بهترین راه کاریست که اگر با طوفان خود خواهی و انحصار طلبی مواجه نگردد، می تواند جامعه را از هم پاشیدگی نجات بخشد. گذشته ما باید درس عبرت برای آینده باشد. روزگاری که احزاب هشت گانه ما، در سایه ی قدرت طلبی و انحصار گرایی به جان هم افتادند، هفت گانه پیشاور با باور زمان عبدالرحمن خان، مردمان بومی و اصلی این سرزمین را بی گانگان دانستند، که کمترین حق در قدرت و حکومت ندارند، اما زمانی که نخبگان طریق اتحاد و همبستگی را در پیش گرفتند، به یک باره این جامعه قدرتی را تجربه کرد که نه تنها زیادی خواهان، مجبور به رسمیت شناختن حقوق پایمال شده آن گردیدند بلکه هریک دست گدایی برای ائتلاف به سوی آن دراز نمودند، اما حیف که چه زود شجره طیبه وحدت، به اشجار خبیثه کثرت مبدل گردید و تا به امروز نیز ادامه یافته است و آگر زخم عمیق میرزاولنگ بر پیگر جامعه ما خود نمایی میکند معلول همان کثرتی که سالها قبل پرچمش برافراشت

ه شد و دست عناصر تکفیر و باند آدم کش داعش و طالب را باز نگهداشت. تردیدی نیست، تا جامعه ما به همبستگی نرسد، هیچ روزنه برای نجات مردم ما یافت نخواهد شد.

٢- عدم اعتماد به وعده های دروغین.
جامعه ما بارها، با وعده های دروغین دست و پنجه نرم کرده است و از نزدیک با چنین فریب کاریها و نیرنگبازیها آشنا هست، وقتی صدای رسای ملت برای داد خواهی و ظلم ستیزی بلند می گردد، ارک نشینان و طالبان وحشت زده به فکر چاره می افتند که چگونه آن را در جا خفه نمایند، دولت افتتاحهای پروژه های دروغین را در مناطق شیعه نشین علم میکند و طالبان خواستار حقیقت یابی در مورد جنایات شان می کردد، چنان با تبلیغات همه جانبه و حق طلبانه وارد میدان می گردند که عده غافل از خصوصیات و صفات تیم نیرنگ و فریب ارگ و طالبان، ساز باور و اعتماد سر می دهند و با آب و تاب آن را در فضایی حقیقی و مجازی به نشر می سپارند. اما واقعیت و حقیقت کجاست؟.
آنچه مربود به وعده های ارگ نشینان می گردد، واقعیت را نه در پروژه های دروغین و ناتمام در بامیان، دایکندی و جاغوری که در مصرف میلیاردها دلار در قندهار، جلال آباد ننگرهار و لغمان جستجو نمود جای که داعش پرور و طالب پرور اند، اما آنچه که طالبان خواستار آن شده اند، آنهم دروغ بیش نیست. حقیقت را نه در گفته های طالبان که در گورهای دسته جمعی باید یافت، حقیقت، خانه های ویران، افراد بی خانمان، تیرباران زنان و کودکان و اجساد پخش شده در خیابانها و بیابانها است.

٣ -تحت فشار قرار دادن دولت مردان و رهبران سیاسی.
یکی از وظائف مهم نخبگان، قلم به دستان، گویندگان و مبلغان، مطالبه داد خواهی از کسانی باید باشد که به نام ملت و مردم، تکیه بر اریکه قدرت زده اند، اینان به عنوان مسئولین در دستگاه اجرائیة، مقننه و قضائیه، مسئولیت دادخواهی، مردمی را به عهده دارند که هر روز قربانی تروریسم و سهل انگاری تیم اطلاعاتی و نیروهای نظامی می گردند.
نمایندگان ملت در مجلس و دولت، به عنوان اهرم فشار عمل کنند، و از دولت به طور مشخص و منظم، تمرکز نیروهای آرتش را در مناطق آسیب پذیر و مورد تهدید مطالبه نمایند، اگر دولت نمی تواند ارتش گسیل دارد، اما می تواند مردمی را که خواهان دفاع از خود هستند، تحت نام اربکی، بسیج مردمی و یا هرنام دیگر مسلح نماید. در راستای فشار بر دولت و هماهنگی بیشتر میان سلایق مختلف، کمیسیون امنیتی مردمی، متشکل از نمایندگان ملت در مجلس و دولت، دانشجویان، عالمان و مجاهدان امریست لازم و ضروری.

۴- فاصله گرفتن جامعه از یاس و ناامیدی.
از آسیب های مهم یک جامعه، روحیه یاس و نا امیدی است، هرچند کشور و جامعه ما فجایع بی شماری را یکی پس از دیگری شاهد بوده است اما نباید اجازه داد تا بر سر ما، سایه شوم ناامیدی مستولی گردد، چرا که یأس و ناامیدی مخرب تر از هر نیروی تخریبگر و زیانبارتر از هر دشمن بی دادگر است. نا امیدان می گویند: خواست نیروهای غربی و دولت اشرف غنی، ناامنی و تداوم وضع موجود است، و ما بازیچه و نگونبختان بیش نیستیم. این نوع سخن جزخمودگی، وحشت آفرینی و نا امیدی چیزی دیگر به دنبال نخواهد داشت، باید بدانیم که در این جهان ممکنات، هیچ چیز غیر ممکن نیست، همچنان که همت و روحیه سرشار از شجاعت و امید در عراق و سوریه جواب داد و خلافت داعش را به زیر کشید، این روحیه در خرابستان ما نیز جواب خواهد و ما نیز اگر بخواهیم وضع موجود را به وضع مطلوب تغییر خواهیم داد. چرا که مردم ما در مقاطع مختلف ثابت نموده اند که هم قلم به دستان ماهر و هم تفنگ بدستان ماهر هستند. پس بیاییم قلم و تفنگ برگیریم و دست در دست هم دهیم، با گامهای استوار، با اتحاد و همبستگی و به دور از شقاق و نفاق به یاری همدیگر رویم و مردم و جامعه خویش را از قتل عام و کشتار سیستماتیک نجات بخشیم و این کلام نجات بخش علی علیه السلام را نصب العین خود قرار دهیم که فرمود:دشمن با شما، فریب کاری و نیرنگ بازی می کند و شما تدبیری نمی اندیشید! دسته دسته از شما می ربایند و می برند و خشمگین نمی گردید! لحظه ای از شما غفلت نمی کنند وشما در بی خبری به سر می برید! به خدا قسم جماعتی که به یاری یکدیگر برنخیزند و کار را به یکدیگر واگذارند، مغلوب می شوند و شکست می خورند.

117بازدید

کامنت بسته شده است.