««مصیبت اعظم و انحراف عظیم !؟»»

مصطفی خرمی ۷:۰۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
««مصیبت اعظم و انحراف عظیم !؟»»

««مصیبت اعظم و انحراف عظیم !؟»»

 

«بیست و هشتم صفر سالروز وفات جانگداز پیامبراعظم اسلام و سالیاد شهادت سبط اکبر اش امام حسن مجتبی(ع)، برپیروان حضرت اش، تسلیت باد»

 

یکم: نیم نگاهی به زندگی پیامبراکرم(ص)

خاتَم و خاتِم پیامبران الهی حضرت محمد بن عبدالله پیامبراعظم اسلام، روز جمعه هفدهم ربیع‏ الاول سال «عام الفیل»(مصادف ۵۷۱ میلادی) در مکه مکرمه چشم به جهان گشود. در آن سال، فرستاده حاکم یمن «ابرهه» با سپاه عظیم مجهز به فیل های جنگی بسیار به قصد ویرانی «کعبه» عازم مکه گردیده بود. اما این ترفند شیطانی با توجه و عنایت الهی ناکام ماند و این سپاه عظیم توسط گروهی از پرندگان بنام«ابابیل» با سنگریزه های که قرانکریم از آن با عنوان «سجیل»یاد نموده، مورد حمله قرار گرفتند و نابود شدند. عجیب و جالب آنکه از آن سپاه عظیم تنها یک نفر باقی ماند که خبر را به فرمانروای یمن برساند، برای همین این سال با آن «حادثه عظیم» اش، در خاطره ها ماندگار گردید و به «عام الفیل» یعنی «سال فیل» در تاریخ شهرت یافت.

پیامبراکرم(ص) همانند اجداد گرامی خویش پیرو«دین حنیف» (آیین حضرت ابراهیم) بوده و هرگز به شرک و بت پرستی اعتقادی نداشت، برای همین روزهای چندی در هر ماه، غرض عبادت شهر مکه را ترک نموده و در نزدیکی این شهر در مغاره ای کوهی(غار حرأ) با پروردگار جهانیان خلوت میکرد و در همین غار بود که در سن چهل‏ سالگی، از طرف خداوند متعال به پیامبری برگزیده شد.is (21)

پیامبراکرم(ص) حدود سیزده سال در «مکه مکرمه» به صورت پنهان و نیمه‏ پنهان به تبلیغ دین اسلام پرداخت؛ اما، این تلاش ها نتیجه ای چندانی درپی نداشت. در نهایت؛ به دلیل فشارهای روزافزون کفار و مشرکان مکه، به ناچار به«یثریب» (مدینه) هجرت نمود و نخستین حکومت اسلامی را به مرکزیت این شهر(مدینه الرسول) بنیانگذاری نمود.

«حکومت نوپای نبوی» که بیش از پیش باعث وحشت سران قریش و مشرکان شده بود، به زودی مورد هجوم های مکرر قریش و مشرکان قرار گرفت و با جنگ های فرسایشی بسیار درگیر گردید. جنگ های که خوشبختانه بسیاری از آنها، با پیروزی مسلمانان به نفع آیین نوپای اسلام پایان یافت. سرانجام پیروزی های پی درپی مسلمانان با «فتح مکه» به اوج خود رسید و این گونه دین اسلام با شعار «توحید در عبادت» و «وحدت در سیاست» نخستین «دین توحیدی» و نیز نخستین «حکومت متمرکز» در تاریخ حجاز را، برای عرب های که از «تعدد دیانت» و «نبود حکومت» در رنج بودند، به ارمغان آورد.

 

دوم: «مصیبت اعظم؟!»

سرانجام هنگام وداع جانسوز این یگانه ای دوران فرا رسید. آن هم زمانی که شعاع جانبخش آیین نورانی اسلام و حاکمیت نخستین حکومت اسلامی سراسر«جزیره العرب» (شبه جزیره عربستان) را فرا گرفته بود. سرانجام پیامبراکرم(ص) پس از سیزده سال تبلیغ سخت و طاقت فرسایی آیین آسمانی اسلام در «مکه مکرمه» و ده سال تبلیغ و تبیین احکام نورانی اسلام در «مدینه منوره» و تشکیل نخستین حکومت اسلامی، در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجری، در سن۶۳ سالگی به ندای حضرت حق لبیک گفته و به دیار باقی شتافت، وی را در خانه خودش در کنار مسجد النبی، به خاک سپردند.

 

سوم:«انحراف عظیم!؟؟»

بدون تردید، مسأله بسیار مهم«امامت و خلافت» از مهمترین دغدغه های ذهنی پیامبراکرم(ص) از همان آغازین روزگار بعثت تا زمان رحلت آن حضرت بوده است. گزارش های انکار ناپذیر تاریخی نشان میدهد که پیامبر گرامی اسلام، در همان نخستین مجلس که برای فراخوانی«خویشاوندان» نزدیک اش(بنی هاشم) به دین اسلام برپا نموده بود و در تاریخ به مجلس انذارعشیره شهرت یافته است، مسأله وصایت، خلافت و جانشینی بعد از خویشتن را به کسی وعده داد که به او ایمان آورد، از آن میان تنها نوجوان سیزده ساله (علی) به درخواست حضرت پاسخ مثبت داد.

این روند طی سالهای پس از بعثت و هجرت، توسط پیامبراکرم(ص) همچنان ادامه یافت و آن حضرت در مناسبت های مختلف به امامت و خلافت امام علی(ع) و یازده فرزندش تصریح و مرتب آن را یادآوری نموده است. تصریحاتی که گزارش های موثق آن در منابع معتبر «فرقین»(سنی و شیعه) موجود است. میتوان تلاش های پیامبراعظم اسلام، در آخرین سال حیات مبارک اش، در مسأله مهم و حیاتی خلافت را، این گونه به شمارش گرفت:

  • وی پس از مراسم آخرین حج (حجه الوداع) به دستور خداوند «امامت و خلافت» امام علی را، در «منطقه جُحفه» و در کنار برکه«غدیر» در جمع هزاران مسلمان حاجی به روشنی ابلاغ نمود.
  • در آخرین روزهای حیات مبارک سپاه عظیمی از تمام اصحاب و یاران خویش را(به شمول ابوبکر و عمر) به فرماندهی«اسامه بن زید» جوانی هفده ساله، تجهیز و آماده اعزام به سرزمین «تبوک» نمود. شکی نیست که پیامبر از اعزام چنان سپاهی، آنهم در آخرین روزهای حیات و در اوج بیماری اش، دو هدف اساسی داشته است: نخست اینکه، میخواست با فرمانده قرار دادن یک تازه جوان کم سن و سال به جای اصحاب سالخورده، این سنت را بشکند که جوانان نباید با وجود سالخوردگان زمامدار امور گردند، تا دیگر کسی نتواند بر «خلافت و زمامداری» جوانی همانند علی خورده گیری کند. دوم اینکه تلاش داشت با دور نمودن سران اصحاب، همانند: ابوبکر، عمر و… انتقال قدرت در غیاب ایشان، به آسانی صورت پذیرفته و آنان را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند.
  • وقتی حضرت با مخالفت صریح سران اصحاب، با بهانه جویی های همچون: جوانی فرمانده(اسامه) و نیز بیماری پیامبر و… مواجه گردید و«سپاه اسامه» از «جرف»(پادگان مدینه) بیرون نرفت؛ پیامبراکرم(ص)در شدت بیماری و در حضور بزرگان اصحاب دستور داد که «قلم و دواتی» بیاورند تا مسأله بسیار مهمی را برای ایشان مکتوب فرمایند، که هرگز پس از وی گمراه نشوند!؟ چنین درخواستی با مخالفت صریح عمر و اینکه «پیامبر هذیان میگوید!؟» به انحراف کشیده شد و با غوغا و جنجال اوج گرفت! پیامبراکرم(ص)که این نقشه را نیز عملاً ناکام می دید، دستورداد همگان اتاق وی را ترک کنند.
  • بلافاصله پس از رحلت پیامبراکرم(ص) در حالیکه هنوز پیکر پاک آن حضرت غسل و کفن نشده و مدفون نگشته بود، دستور خداوند و سفارش های رسول اش در «روز غدیر» نادیده گرفته شد و بزرگان انصار برای به دست گیری زمام حکومت در«سقیفه بنی ساعده» گرد آمدند.
  • حکایت تجمع انصار که به گوش عمر رسید، فوراً با همراهی ابوبکر و عبیده بن جراح خود را به سقیفه رساند و برای بدست گیری زمام حکومت به رقابت سخت پرداختند، به گونه ای که تا پای لعن و نفرین و ضرب و شتم همدیگر پیش رفتند. سرانجام ابوبکر با درایت و زرنگی ناخن بر زخم چرکین نفاق میان دو قبیله «اوس و خزرج» کشیده و توانست با مهارت تمام آنها را به جان هم اندازد! بدین سان، ابوبکر در غیاب دیگر بزرگان و مشاهیر اصحاب به ویژه «بنی هاشم» مورد «بیعت ناگهانی»(فلته) قرار گرفت و زمامدار مسلمانان گردید.
  • ورود به موقع چماقداران«بنی اسلم»در فردای همان روز به مدینه، حاکمیت و خلافت «قریش» (غیر بنی هاشمی) را، بیمه نمود و این گونه بیعت اجباری ابوبکر به کمال رسید و در نتیجه«اسلام خلافتی» با نادیده انگاری «اسلام نبوی» و «امامت علوی» از آن میان، پدیدار گشت.
  • غصب حق مسلم امام علی(ع) برای ایشان، بنی هاشم و شیعیان آن حضرت؛ بسیار تکان دهنده، ناگهانی و سخت و دشوار بود. اما، حمایت اکثریت از اسلام خلافتی، امام و یاران اش را ناچار به سکوت نمود. بخصوص که ارتداد جماعتی بسیاری از اعراب و نیز ظهور پیامبران دروغین، اصل و اساس اسلام را به خطر انداخته بود، امام را وادار نمود که به فرموده خودش:«خار در چشم و استخوان در گلو» سکوت نموده و در سالهای سرد و سخت سکوت، ساکن نخلستان شده وهمدم چاه گردد!؟
  • واقعه «سقیفه بنی ساعده» نه تنها اسلام نبوی را از مسیر اصلی خارج و باعث انکار حق مسلم امام علی گردید، بلکه «انحراف عظیمی» در مسیر ترسیم شده از جانب خدا و رسول اش را درپی داشت که از همان آغاز مسلمانان را به دو گروه عمده «شیعه و سنی» تقسیم نمود و سبب پدیداری هزاران فرقه و گروه های رنگارنگ در تاریخ اسلام گردید.
  • این«انحراف عظیم» که از«سقیفه بنی ساعده» برخواست، چنان پیامدهای ویرانگر و خونینی برای مسلمانان بدنبال داشت که به قول شهرستانی صاحب ملل و نحل:«در اسلام چنان خونی به پای درخت حکومت و امامت ریخته شده است که در هیچ مسأله ای دیگر ریخته نشده است!؟».
  • بی شک «مصیبت اعظم» وفات جانکاه رسول معظم اسلام، مصیبت های بسیاری را به دنبال داشت که «انحراف عظیم» «سقیفه بنی ساعده» از مهمترین آنها در تاریخ اسلام به شمار میرود. انحراف گسترده و دامنه داری که تا روزگار ما کشیده شده و با وجود هزاران قربانی در تاریخ خونبار اسلام، امروزه نیز از مسلمانان همچنان قربانی میگیرد! تردیدی نیست اگر این انحراف عظیم اتفاق نمی افتاد و اسلام نبوی همان مسیر ترسیم شده از سوی خدا و رسول اش در «یوم الغدیر» را با برقراری «خلافت علوی» می پیمود، به یقین اسلام و مسلمانان اوضاع بسیار افتخار آمیز، غیر از اوضاع رقت بار و دردآلود کنونی داشتند.

 

مصطفی خرّمی

۹ / ۹ / ۹۵

 

 

198بازدید

کامنت بسته شده است.