معامله زنجیره ی پروژه های بازسازی غزنی

مدبریت ۱۱:۱۵ ب.ظ ۱۲

درحالیکه مردم مقامات حکومتی و مسئولین ولایت غزنی را به بی توجهی و معامله و تعلل در بازسازی متوازن ولایت غزنی و بخصوص پروژه های سرکسازی ولسوالیهای پرنفوس ولایت غزنی متهم می کند، اما مسئولین دولتی کارشکنی و تعلل را از جانب خود رد کرده به دوش شرکتهای تطبیق کننده ی پروژه های سرکسازی می اندازند و عامل تعطیلی و توقف بازسازی، آنها را می دانند.

با اینگونه توجیهات و فرافکنی دوجانبه مسئولین محترم دولتی و شرکتهای طرف قرارداد در باز سازی است که؛ سالها ست  مردم افغانستان در آرزوی عدالت و دولت خدمتگذار  مانده اند اما این آرزوی عزیز روز بروز دست نیافتنی تر می شود.

والی محترم غزنی که بارها بصورت قاطع اعلان نموده است کار سرکهای غزنی قره باغ، قره باغ جاغوری و جاغوری مالستان که محل عبور ومرور بیش از یک ملیون نفوس این ولسوالیها و ولسوالی اجرستان و ولایت ارزگان است آغازشده و دیگر تعطیلی نخواهد داشت اما این بار پس از توقف در کار این سرکها در مصاحبه با خبرگزاری بست باستان گفته است پروژه های سرکهای مذکور چندین بار معامله شده است و آخرین شرکت طرف معامله نیز کار را متوقف ورها گذاشته است!

 به گزارش بست باستان والی غزنی این بار در باره توقف کار شرکتهای مذکور گفت: هر یک از این پروژه ها بین چهار شرکت دست به دست فروخته شده است و هر شرکت به نوبۀ خود از بودجۀ اصلی پروژه ها سهم خود را گرفته اند.

والی غزنی می افزاید: ” این کار باعث شده که بودجۀ اصلی پروژه ها به حد اقل کاهش یابد و شرکتی که در حال حاضر تطبیق این پروژه ها را به عهده دارد، با کم علاقه گی کار نماید. “

همچنان وی از نهاد توسعه بین المللی آمریکا (USAID) که تمویل این پروژه ها را به عهده دارد، انتقاد کرده و می گوید:” ما چندین بار به مسؤولان این نهاد که تمویل کنندۀ پروژه های عمده در سطح کشور می باشند، پیشنهاد کردیم که در مورد تطبیق پروژه های غزنی با ادارۀ این ولایت مشوره نمایند اما آنها به پیشنهاد ما توجه نکردند.”

توقف کار این پروژه ها درحالی صورت می گیرد که کار برخی از آنها از سه سال پیش آغاز شده است.

انجنیر قربانعلی، رییس فواید عامه غزنی می گوید کار سرک ولسوالی جاغوری _ مالستان با هزینۀ حدود ۱۱ میلیون دالر آمریکایی، ۳ سال پیش آغاز شده بود اما تاکنون تنها ۴۵ در صد کار آن تکمیل شده است.

به گفتۀ وی طول این سرک ۶۲ کیلو متر بوده و کار این پروژه تنها هموارکاری و جغل اندازی این مسیر می باشد که توسط شرکت “کام بت” پیش برده می شود.

رییس فواید عامه ولایت غزنی افزود، کار سرک ولسوالی قره باغ _ جاغوری نیز ۳ سال پیش آغاز شده است اما تابه حال کمتر از ۱۰ درصد این پروژه تکمیل گردیده است.

به گفتۀ وی طول این سرک ۲۸ کیلومتر از مرکز قره باغ تا منطقه موسوم به زردآلو می باشد که هزینۀ مجموعی آن ۱۰ میلیون دالر آمریکایی بوده و شرکت ” آر دبلیو آ” تطبیق آن را به عهده دارد.

قرار معلومات وی، سرک غزنی _ پکتیا نیز ۹۴ کیلو متر می باشد و از مرکز غزنی تا ولسوالی زرمت ولایت پکتیا امتداد دارد.

وی می گوید کار پروژۀ این سرک یک سال پیش آغاز شده است و در این مدت صرف ۲۵ درصد آن تکمیل شده است ؛ هزینۀ مجموعی آن ۳۷ میلیون دالر آمریکایی می باشد و این پروژه توسط شرکت ” آر دبلیو آ” تطبیق می گردد.

والی غزنی به خبرگزاری بست باستان گفت، مشکلات توقف پروژۀ سرک سازی در شهر غزنی را با سفارت امریکا و مسوولین یو اس ای دی صحبت کرده و قرار است تا چند ماه دیگر کار آن دوباره آغاز شود.

سوال اصلی این است که چگونه سالها پروژه های سنگین و حیاتی سرکهای ولایت غزنی متوقف وخرید وفروش شده اما ازجانب مسئولین با اینکه اطلاع نیز داشته اند تا به حال هیجگونه تحقیق و باز رسی وپیگیری جدی عاملان خرید وفروشهای دهها ملیون دلاری این پروژه ها صورت نگرفته است؟ آیا واقعا مسئولین در این معاملات بصورت مستقیم یا غیر مستقیم دست نداشته اند؟

 از سوی دیگر چرا فقط این پروژه ها در ولسوالیهای پرجمعیت اطراف ولایت غزنی با تعلل و خرید وفروش
مواجه شده اما پروژه های داخل شهر غزنی و نواحی دیگر یا تکمیل شده یا پیشرفت مناسبی داشته است؟

اگر مسئولین حکومتی از خرید و فروش و بازیهای پشت پرده خبر داشته اند و مثلا فرض می کنیم که از دست شان نیز چیزی نمی آمد چرا با مردم ونمایندگان آنها بصورت شفاف درمیان نمی گذاشتند که برعکس مردم بیچاره و صبور غزنی را سرگرم وساکت نموده، از ادامه کار جدی ومتداوم این پروژه ها با قاطعیت خبر می دادند؟ وهمچنان با وعده های چرب وشیرین مردم را آرام و منتظر نگهمیداشتند؟ و اما حالا که کمکهای امریکا و جامعه جهانی بخاطر فساد و خریدوفروشهای زنجیره ی پروژه ها تعلیق شده و کم کم قطع می شود، مردم را در جریان معامله ها قرار داده بازهم وعده ی از سرگیری کارهای بجا مانده از معاملات قبلی را می دهند!

اینک مردمی با احتیاجات شدید و درعین حال صبور که بعداز ده سال بازسازی سراسری در کشور و اجرای پروژه های بسیار بزرگ و سرکهای حلقوی در ولایات اطراف شان، حتی آرزوی پخته شدن نیم متر سرک دردل شان مانده است چگونه وبا کدام توجیه وعده های تکراری وملالت آور مسئولین ولایت غزنی را بازهم باور کنند؟

البته شرکتهای مجری نیز ادعاهای بسیاری دارد ازجمله اینکه دولت امنیت آنان را تأمین نمی کند. از یکسو به شرکتهای امنیتی اجازه ی فعالیت نمی دهند و از سوی دیگر خودشان امنیت مجریان پروژه های بازسازی را تأمین نمی توانند یا نمی خواهد تأمین کند.

بهتر است مردم شریف ولایت غزنی شکایات جدی و خواسته های برحق شان را به مراجع اصلی و ذیصلاح با پیگیری مداوم برسانند و نمایندگان پارلمان وشورای ولایتی نیز باید جدا در مقابل بی جواب ماندن صدها خواسته ونیاز ابتدایی این مردم فراموش شده پاسخگوباشند و حد اقل دینی را که در برابر مردم دارند ادا نمایندتا در پیشگاه خدا و خلقش مسئول و بی جواب نباشند.

مردم رنجدیده و همیشه مظلوم ما با پذیرفتن خطرات زیاد و بجا گذاشتن تمام کسب و کار وایستادن در صفهای طولانی که در اثرکاهش حوزه های رأی دهی برای شان ساخته بودند، نماینده انتخاب نکردند که در پارلمان برود به منافع شخصی وجزئی خود بپردازد وبخاطر بدست آوردن پول و پورسانت، مهمان و میزبان هرنوع آدمی بشودو از درد و رنج مردم خود و وعد و وعیدهای که داده بودند غافل بشوند.


برچسب‌ها: غزنی, ولایت غزنی, سرک غزنی, بازسازی در ولایت غزنی +;نوشته شده در ;یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت;۲۳:۱۵ توسط;عبدالله بیدار; |;

1,241بازدید

۱۲ دیدگاه »

  1. میهن دوست اسد ۱۷, ۱۳۹۰ در ۲:۲۰ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۲:۲۰

    اگر در این کشور حاکمان واقعا صادق می بود و دلش به حال مردم می سوخت امروز غده ی سرطانی برای تمام جهان نبود بیراردلم!!
    مگر نمی بینید یا نمی شنوید که فاسد ترین و پست ترین حکومت جهان شناخته شده است؟ البته تاجائیکه باز رسان و محققین نهادهای تحقیقاتی به فسادها و خیانت های دولت دسترسی پیدا کرده اند که بیست فیصد بیشتر نیست وای از آن روزی که به همه فسادها و رسوائیهای دولت دست پیدا کنند آنوقت این کشور اصلا دارای نظام و حاکمیت شناخته نمی شود بلکه باغ وحشی آزاد در نقطه ی از کره ی زمین اعلان می شود.

  2. خاموش اسد ۱۷, ۱۳۹۰ در ۲:۱۷ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۴:۱۷

    سلام آقای بیدار بسلامت باشی، اگر رواند حکومت داری افغانستان از ۲۵۰ الی به این طرف مطالعه کنیم این فساد تک قومی بوده و هست. سرگ های خود همین قوم غدار تعطیل نمی شوند کار ادامه هم دارد. بر ما همه معامله گری صورت می گیرند. هم زور داران کشور و هم خارجی و هم سیاسیون موبوکرات خود ما هزاره ها دست دارند.

    اگر حداقل سیاسیون ما هزاره ها در معامله دخیل نباشند و کاری هم نمی توانند که بر ما معامله صورت نگیرد چون آنها کدام ادبیاتی مشترک ندارند. حالا شما از ( هما سلطانی و بشردوست و فاطمه نظری وووو) واقعاً واقعاً در این راستا چه توقع داری؟
    بردوست با ادبیات فرسوده غربی از نوع اومانیسم آنهم در افغانستان در سیاست امده.

    و هما سلطانی بگفته ی خودش (یک زن دموکرات با ملاعمر طلح کردم ولی دولت است که گوش ندارد) خودت دیدی با کدام منطق او حرق زد و با ادبیات؟
    صرف از نسل ما یک نردبان ساخته و یا ما را یک کفش کهنه ساخته وبس، حالا ما را رها کرد.
    فاطمه نظری آیا آنگونه حق گرفته میشود آنهم با بوتل؟ آیا سیاسیون ما کدام ادبیات مشترک دارند؟ آیا فکر کردند که چگونه استراتیژی تدوین کنیم؟ اگر نه است پس سرگ هم نه است. طرف چه؟ هم دوزد هست هم قاتیل است هم ادبیات مشترک ناسیونالیستی دارند هم زور دارند هم سیاسیون موبوکرات ندارند بر احساسات میلتش سوار نمی شوند و هم سرگ دارند. هم خارجی و شرکت داران این ها را خوب حساب میکنند که در کدام مسیر معامله باید کرد. ما باید سیاسیون خود را اطلاح کنیم

  3. احمدی اسد ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۲۲:۲۱

    راستی در هلمند و قندهار و وننگرهار وبدخشان و نورستان ومزار و…. در زیر باران راکت
    و تیربار و انفجار ماین طالبان وکشته شدن روزانه چندین پولیس و کارمند و کارگر مؤسسات باز سازی، بزرگترین سرکها ساخته می شود مکتبها ، بیمارستانها ، بندهای برق ، بلوارها، شهرکها، کارخانه ها، وصدها نوع پروژه ساخته و بهره برداری می شود اما وقتی به سرک جاغوری و قره باغ و مالستان غزنی نوبت می رسد درعین امنیت و آمادگی کامل، اما پروژه ها فروخته می شود و طرف قرارداد به همین سادگی پولش را به جیب زده کار را رها کرده فرار می کند

    توگفتی و ماهم باور کردیم!!!!!!!!!!!!!

    مردم ماچنان یخن نمایندگان را محکم بگیرند که لذت چوکی پارلمان از یاد شان برود. نمایندگان شورای ولایتی را نیز همینطور تا بعد از این هرکس و ناکس هوس
    نمایندگی نکند نماینده برای مُلی نیست برای همین روزها ست که یخن دولت و
    والی را جفت کند.

  4. نسیم اسد ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۳ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۲۲:۲۳

    سختی دنیا همین صد سال اولشه حل می شه انشا……… هه هه هه هههه!!!

    هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ….

  5. نعمت الله اسد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۶ ق.ظ -

    سه شنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۰:۳۶

    آغای احمدی خیلی عصبانی شده ؟؟ زیاد ده سرخوو فشسار نیرو بابا
    پروا نداره تا کاسه لیسان باشه کس صدای خوده بلند نمی توانه. مشکل اصلی مردم ما تملق گران خوفوروش است که ده پیش دو لت و والی ده یک هزار کلدار ام چاپلوسی
    و خدمت مونه. مردم ره ده هر نیرنگ که شده آرام مونه .
    ما وتو جیغ شور مونی وا ده ای روزا کلوش والی و دیگای شیره ماخ کید پیش پای
    شی میله . اگه کدم روز ده جاغوری بایه هزار رقم شال و چپن و کمپل ده بله شی پرتو
    مونه. شک ندره که کالای خاطن خو ام بیره سوغات بلده خاطن ووالی رایی کینه

  6. نصیر اسد ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۳ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۵۳

    به نظر این حقیر، سرک قره باغ جاغوری هیچگاه پخته نخواهد شد؛ درین ده سال که نشده؛ بعد ازین نیز هرگز نمیشود. اراده برادران پشتون در منطقه و سطح دولت، بر این استوار است که مردم هزاره رشد نکنند و آرامش و آسایش هم نداشته باشند. نماینده هاهم هیچ کاری نمیتوانند؛ بجای آنها هرکس دیگری که باشد، کاری نمیتواند از پیش ببرد. ناامنی ساختگی و مصلحتی، دستاویز تعطیل کار است. چه کسی میتواند این دستاویز را از میان بردارد و امنیت را تامین کند. امریکا بالشکر جهانی و بی پنجاه و دوی آنچنانی اش که نتوانسته، پس هزاره های دستخالی و نماینده های شان چه میتوانند؟ پسته ای که در پای زردالو برای تامین امنیت آمده، چه کرده؟ فقط افرادی برای خود کار جور کرده و اعاشه و اباطه میگیرند و خیلی هم که قهرمانی کنند، ازخود محافظت میکنند؛ یا بااسلحه یا با معامله؛ که جانب معامله بیشتر وقوی تر به نظر میرسد. خودم هفته گذشته در یک کیلومتری همین پسته در دشت قره باغ توسط سه طالب مسلح، توقیف و تحقیق و لت وکوب شدم و خدالطف کرد که نیمه جان از چنگ شان رها گردیدم. به پسته که رسیدم گفتم که شما نمیشرمید که در یک کیلومتری شما افراد مسلح مردم را میگیرندو میزنند و میبرند و شما از پسته های بالای تپه های تان تماشا میکنید؟؟ گفتند: همینکه بخیریت خلاص شده ای خداراشکر کن و برو!! اگر معامله ای میان پسته و طالب نیست، چیست؟؟ با اینحال چه میشود کرد؟ نیمی ازخود ما هزاره ها با طالبان همدست اند و برای پیروزی شان لحظه شماری میکنند!!

  7. نظری اسد ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱:۳۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۳:۳۴

    به دوستان! اصل اینکه مردم باید نماینده های بیکاره شانرا زیر فشار قرار بدهند و کار را از مجاری قانونی شان دنبال نمایند کار خوبی است و باید اینگونه باشد اما نماینده ها هم گمان نکنم کاری بتوانند.
    بله به هرحال نماینده ها باید تاحد توان وظیفه شانرا انجام بدهند مثل اینکه نماینده های بامیان در اثر فشار مردم همیشه در تکاپو وتلاشند و نتایج نسبی خوبی هم داده است. و بازسازی بکلی تعطیل نیست وبا سرعت سنگ پشت در حرکت است اما در مناطق هزاره نشین غزنی بازسازی بکلی تعطیل است و پروژه های که واقعا اسم بازسازی روی آن گذاشت دیده نمی شود. بد بختانه نمایندگان نیز گرفتار جان خودمانده اند و برای شان چنان موقعیتی درست کرده اند که شب و روز در فکر نجات جان خوداست

  8. نجیب الله اسد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۸:۴۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۸:۴۶

    به نظر بنده مسئولین در این فکر اند که: حق داده نمی شود بلکه گرفته می شود و این مردم و نماینده های این مردم مظلوم اند که باید دست به دست هم داده و قضیه را پیگری کنند. تشکر از شما آقای بیدار که ادای مسئولیت کردید.

  9. مبارزه با ریشه تبعیض اسد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۶

    بی رحمانه ترین تبعیض و دهشتناک ترین ظلم نسبت به هزاره ها در افغانستان، محرومیت آنها از تملک اراضی ملی است که هزاره ها را ناچار می کند بخاطر بدست آوردن لقمه نانی برای زنده ماندن، روی به آوارگی و عملگی در خارج از کشور بیاورند
    اگرتبعیض در تملک اراضی و زمینهای کشاورزی وحاصلخیز همچنان باقی بماند تا هزاران سال باید همچنان به خارج برویم کارکنیم و دسترنج شبانه روزی خودرا به جیب تاجران تاجیک و پشتون بریزیم تا لقمه نان و مواد اولیه زندگی را تهیه کنیم.
    بیایید با ریشه تبعیض مبارزه کنیم. اگر ما کاری نکنیم در برابرخدا ونسلهای آینده مسئول هستیم. وظیفه دینی و ملی ما عدالت خواهی است ازهر قشر وبا هر عقیده ی که باشیم عدالت طلبی وظیفه ی اولیه ماست.
    یکعده با سناریوی دادگاه ویژه یکبار دیگر جرم بودن "هزاره بودن" را اثبات کردند. اما باید مردم ما با این پیمان شکنیها و ناجوانمردیهای تکراری بیدار تر و هوشیار ترشوند.
    برادر و خواهر هوشیار هزاره! عدالت درتقسیم اراضی را به مغز مغزدانشجویان و فرزندان مان جای بدهیم و از هر فرصتی برای رسیدن به عدالت اجتماعی در تملک اراضی و" تعدیل زمینهای کشاورزی" استفاده نماییم.
    امروز یک زمیندار متوسط پشتون وتاجیک وحتی برادرازبک ما! صدها هکتار زمین حاصلخیز کشاورزی را در اختیاردارد اما مردم ما به دلیل غصب شدن زمینهای اجدادی شان و ممنوعیت از آباد کردن زمینهای بایر، همچنان در حسرت یک قطعه زمین برای بدست آوردن نان زن و بچه اش مانده اند!!!

  10. لیلانبی زاده اسد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۴:۵۸ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۶:۵۸

    قوما بخدا دل من به به پاره آمده اما محض شادی شما روزه دارای گل به ریش کرزی می خنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم. هه هه !!

  11. علی مدد اسد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۵ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۵۵

    هزاره ها مرده اند حیف است برای مرده ها بودجه اختصاص داده شود. غیر از هزاره ها ی مرکز بامیان که از خیرات سر چند شخصیت باشهامت و بیدار و از برکت وجود مؤسسات مدنی و اجتماعی خارجی صدای اعتراض خودرا گهگاهی بلند می کنند و به نسبت اعتراض شان به ولایت شان توجه نیز می شود اما هزاره های دیگر ولایات افغانستان چند سال است که مرده اند و صدای اعتراض جدی و قاطعانه از آنها بگوش نمی رسد وگرنه تا این حد نسبت به آنها بی توجهی نمی شد. مثلا هزاره ها ی دایکندی، غزنی، ارزگان، بهسود، هلمند، پروان، کابل، مزار ، تخار، هرات، غور، و… آنقدر مورد بی توجهی قرار گرفته که حتی درلیست بودجه های ولایتی وملی اصلا وجودندارند و با اینکه امنیت را بصورت کامل حفظ کرده اند وهیج باری اضافی به دوش دولت نگذاشته اند اما هنوز رنگ باز سازی را اصلا ندیده اند.
    کاش هزاره های مرکز بامیان کمی به دیگران نیز نحوه ی اعتراض و اظهار وجود یاد می دادند که دیگران نیز کم کم به صحنه می آمدند و حق خودرا طلب می کردند.

  12. عبدالاحد محمدی اسد ۲۸, ۱۳۹۰ در ۴:۰۱ ب.ظ -

    جمعه ۲۸ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۶:۱

    بیدار عزیز سلام خسته نباشی خواستم نهایت سپاس وتشکر م را تقدیم تان نمایم که همیشه به بیدار گری می پردازید.