معرفی اجمالی منطقه انگوری قسمت اول

محمد جمعه کریمی ۹:۰۶ ق.ظ ۱۷
معرفی اجمالی منطقه انگوری قسمت اول

http://karimi2.persiangig.com/image/angoori/karim1.jpg

غم همیشگی من «وطن وطن» شده است – به گردنم غم آوارگی رسن شده است

وطن به پهنة شعر من آرمانشهر است – تمام فلسفة شعر من وطن شده است(تابش)

دوستان و عزیزانٰ من آمدم اما خیلی دیر(آمدی جانم به قربانت- ولی حالا چرا) به قولی معروف هروقت ماهی را از آب بگیریم تازه است.

به فرمایش مدیریت  محترم  سایت جاغوری یک، قانون در سایت جاغوری یک، این است که هرکسی  به صورت رسمی با این سایت همکاری می‌کنند؛ چند سطری در باره خود بنویسند تا خوانندگان با نویسنده بیشتر آشنایی داشته باشد . این قانون موجب شد؛ چند سطری در باره خود خط خطی نمایم.

محمد جمعه کریمی هستم ، در شهرک زیبای «انگوری» بدنیا آمدم. دوره‌ی کودکی را همراه با خاطرات شیرین در آن جا سپری نمودم. علوم متداول روز را در زادگاهم گذراندم. برای تحصیلات در سطوح بالاتر، هجرت را در پیش گرفتم. چند صباحی مشغول تحصیل علوم دینی بودم و در رشته‌ی فقه و معارف اسلامی فوق لیسانس را کسب نمودم و به درسهای جدید هم گذری انداختم و هم‌اکنون لیسانس ادبیات فارسی را بدست آورده و در خدمت شما هستم.

بعد از قیل و قال مدرسه اندک فراغتی پیش آمد تصمیم گرفتم به معرفی منطقه ا‌ی از مناطق جاغوری به اندازه وسع و توان خویش بپردازم. شایسته بود قلم بدستان و آگاهان و بزرگان این منطقه به این مهم می‌پرداختند تا بتوانند حق مطلب را به خوبی اداء نمایند. متأسفانه کسی نپرداخته است، من به تقاضای دوست و برادر عزیزم جناب اقای رحیمی، ) مدیر سایت جاغوری یک(، تصمیم گرفتم که به اندازه توان به معرفی منطقه‌ی زیبای و شاهرک هزاره‌جات یعنی «انگوری» ب‌پردازم . البته حرف ناگفته را در همین جا باید گفت؛ و آن است که ممکن برخی مطالب جا بماند و بعضی از شخصیت ها ممکن است از قلم بی‌افتد و برخی از اماکن دیدنی شاید به یاد من نباشد؛ ولی دوستان آگاه می‌توانند از طریق پیامک   ونظرات  وایمیل  به نکات مهم جا ماند، بنده را یاری نمایند.

ورود به معرفی جای جای منطقه‌ی زیبای دانش‌دوست و دانش پرورجاغوری، در هر وقت و هر زمان؛ خالی از لطف نخواهد بود؛ من هر چند دیر به این کاروان پیوستم اما امیدوارم به کمک دوستان و راهنمایهای‌شان بتوانم این کار را انجام دهم. دیدم منطقه انگوری از لحاظ جغرافیایی و استراتژیک مهم و موقعیت فوق العاده‌ی در هزاره‌جات دارد؛ که بر تک تک مردم جاغوری، مالستان، کمرک، پشی، ناهور و ارزگان و … مخفی نیست؛ پرداخته نشده است و من برخود لازم دیدم اشاره‌ای فهرست وار به این منطقه‌ی زیبا داشته باشم. امکان دارد حق مطلب را اداء نکنم ولی مقدمه ی خواهد برای دوستان که به جزئیات می‌پردازند.

نکته:

من تلاش دارم به صورت اشاره وار به معرفی منطقه و اقوام ساکن در منطقه و مدارس، مکاتب، بزرگان موجود و … وارد شوم و ممکن است برخی آماری که از منطقه داده می‌شود تقریبی باشد و اگر کسانی هستند که آمار واقعی را دارند، از طریق پیامک خویش اطلاع رسانی کنند و از لطف شان خوشحال خواهم شد.

جاغوری:

رسول گرامی اسلام(ص) : حب الوطن من الایمان.

سعدیا «حبّ وطن» گر چه حدیثی است صحیح – نتوان مُرد به سختی که من این‌جا زادم.

جاغوری یک منطقه‌ی زیبا و خوشنام و خوش‌آب و هوا و معروف و مشهور به دانش‌ دوستی و دانش‌پروری در میان مردم افغانستان و به ویژه در میان مردم هزارجات است. مردم این منطقه از فکر و اندیشه‌ی روشن برخوردار هستند و از عالمان و دانشمندان و روشنفکران نسبتا خوبی برخوردارند. جاغوری از لحاظ جغرافیایی از توابع ولایت غزنی هست و در غرب آن ولایت قرار دارد و حدفاصل آن تا غزنی از ۱۵۰الی ۲۰۰کیلومتر(تقریبی) است. راه‌های مواصلاتی مختلف این شهر(جاغوری) به ولایت و ولایت‌های دیگر دو راه عمده‌ای وجود دارد مثل جنده، قرباغ و عمده‌ مردم هزاره جات از این دو مرز وارد هزاره‌جات می‌شدند مثل جاغوری، مالستان، کمرک، پشی و اغلب ارزگان، ناهور و … بیشتر در زمان انقلاب یکی از شاه‌راه‌های مهم و بزرگ مواصلاتی، تسلیحاتی، معیشتی، پوشاکی و اجناس مختلف راه رسنه و انگوری – جنده محسوب می‌شدند که تمام مایحتاج مردم هزاره‌جات از این دو مرز وارد و صادر می‌شدند و ورود و خروج مردم این مناطق به خارج از هزاره‌جات از این مرزها انجام می‌شدند.

اقوام در جاغوری

بد نیست برای ورود به بحث ، اشاره گذرا به اقوام منطقه‌ی جاغوری داشته باشم. جاغوری از چهار دسته تشکیل شده است به نام‌های( آته، ایزدری، باغچوری، و گری) جاغوری دو برادرا(جاغوری و آته)بوده‌اند. آتة خود به شاخه‌های بزرگی تقسیم شده‌اند به نامه‌های(اوقی، مسکه، بابه و …). جاغوری دارای سه فرزند بوده است به نامه‌های( گری، یزدری، و باغچوری)،ایزدری دارای چهار فرزند به نامه‌های( میرداد، خواجه علی، مشید احمد)است. باغچوری نیز دارای سه فرزند به نامه‌های(لومان، خدایداد، شیرداد)است و گری یکی از فرزندان جاغوری است که خود یک از چهار طایفه‌ای بزرگی است که جاغوری فعلی را تشکیل می‌دهند و خود دارای شش فرزند می‌باشد به نامه‌های (دولت‌شه، انگوری، زیرک، داوود، حیدر و .قره). هم‌اکنون هر کدام آنها به اقوام بزرگی تبدیل شده‌اند و هرکدام دارای خانوارهای بزرگ است و هر خانوار بزرگ دارای خانوارهای کوچکتری تقسیم شده‌اند و در مناطق مختلف به نام«ناوه‌گری و نیرو» زندگی می‌کنند و با همان‌ نام‌های قومی‌شان شهرت دارند مثل داوود در یک منطقه وسیع قرار دارد که خود دارای دسته‌ها و اقوام هستند و هرکدام منطقه‌ای بزرگ دارای منقطه‌ای کوچکتر و تقسیم‌بندی‌های مختلف هستند؛ مثل منطقه‌ای به نام‌هایی بلو، نوآباد، گردو، حیدرا، اشکه و … و همچنین اقوام و دسته‌های مختلف و ملابستی‌های مختلف تقسیم شده‌اند و همچنین منطقه انگوری متشکل از خانوارهای بزرگ که خود همین خانوارهای بزرگ دارای خانوارهای کوچکتر تشکیل شده است و دارای منطقه‌ای جداگانه و اقوام و دسته‌های و ملابستی‌های مختلف تشکیل شده است و هکذا زیرگ، حیدر، قره و دولت‌شه که تعداد از مردم دولت شه و قره در منطقه‌ای جغرافیایی انگوری ساکن هستند جزء این منطقه هستند.

انگوری در ابتدا به دو طائفه بزرگ تقسیم می‌شود مثل غریبه و سرشته.

۱٫ سرشته دارای سه فرزند بوده است (۱٫ محمد پناه(ولی‌داد، تیمور، جیفا و مطلب) ۲٫ ملاخیل،۳٫ شونه‌ده)

۲٫غریبه دارای هفت فرزند بوده است (نورنگ، غوله، لشکری(عاقل و روزی)، خودیتو، یاغوطی، خجاشی (از فرزند نسلی باقی نمانده است) و سلیمان و هرکدام از این اقوام بزرگ دارای دسته‌های بزرگ و ملایی‌های بزرگ و منطقه‌ی بزرگ تقسیم شده‌اند.http://jaghori1.persiangig.com/aks.tasadofi/15.jpg

انگوری:

عمرت البلدان بحب الاوطان، شهرها با حب وطن آباد می شود.[۱]

یکی از مهمترین منطقه «جاغوری» شهرک انگوری است که میان دو منطقه حتقول و داوود قرار گرفته است.این منطقه به دلیل موقعیت استراتژیک جغرافیایی و گلوگاهی مهم تجاری هزارجات و به ویژه جاغوی را تشکیل داده است و از پر رونق‌ترین بازار که همة اجناس مایحتاج جاغوری و اطراف از این بندرگاه تهیه می‌شود، انگوری است و اغلب پشتونهای رسنه و شنکیه میوه‌های خود را از قبیل انگور، خربزه، هندوانه(تربوز) و… وخوراک احشام از قبیل کاه و ریشقه و ..(اشقه) خویش را به این بازار آورده و به فروش می‌سانند و بسیاری از لوازم زندگی خود را از این بازار تهیه می‌کنند و بازار انگوری، بسیاری مردم را از سایر مناطق جاغوری و غیر جاغوری به خود جلب نموده است که در این دیار سکونت داشته و مشغول کارند و بسیاری از آنان مغازه و سرپناهی دارند و یا اجاره نمودند و در این منطقه مشغول معامله و سرگرم خرید و فروش اجناس مختلف ضروری‌‌ زندگی هستند.

مسجد جامع و مدرسه بازار ولی عصر(عج) که یکی از مهمترین مساجد جامع و پایگاه فرهنگی مذهبی این منطقه است که در مرکز بازار انگوری قرار دارد که در آن نماز عبادی جمعه و جماعت مرتب برگزار می‌شود. این مسجد که مهمترین مرکز عبادی بازار انگوری، از زمان ساخت آن، تا کنون به شمار می‌رود، به اجازة حضرت آیت الله العظمی خوئی(رح)توسط مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای الحاج خرّمی داوود در سال ۱۳۶۴ هـ . ش تأسیس گردیده است. این مسجد مدرسه حوزة علمیه علاوه بر مرکزیت عبادی- مذهبی، در سالهای پس از وی بدلیل موقعیت ویژه اش، همواره مرکز مهم اجتماعات مردمی در گردهمایی‌های سیاسی- اجتماعی تمام مناطق«ناوه گری و یا ناوه نیرو»[۲] نیز بوده است که متأسفانه در شرایطی فعلی برای مردم و بازاری‌های این منقطه کفاف نمی‌دهد و به ویژه که در ماه مبارک شعبان و رمضان هر روز بعد از نماز ظهر و عصر محفل سخنرانی و روضه‌خوانی نیز برقرار است.

تجدید بنای این مسجد و توسعه آن، منتظر دستان خیر است؛ چون این مسجد برای جمعیت بیست سال پیش ساخته شده است و در شرایط فعلی جوابگوی جمعیت حاضر نیست .

در این اواخر به کمک علما و طلاب این منطقه انگوری یک از اطاق‌های مسجد جامع و مدرسه بازار انگوری کتابخانه دایر گردیده است. هرچند در ابتدای کار است و نواقص زیادی دارد. کتاب کم دارد و میز و صندلی بسیار محدود است انشاالله به کمک دوستان و برادران خیر بتوانیم در آینده‌ی نزدیک توسعه دهیم.

 


[1] علی(ع) بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۴۵٫٫

[۲] از بزرگان شنیدم که می‌گفت: این ناوه را بدلیل این که مردان پهلوان و نیرومند و توانای داشتند و در مقابل کوچی‌ها استادگی می‌کردند؛ ناوه نیرو می‌گفتند مردم این منقطه از نیرو و توانایی خاصی برخوردار بودند و از این جهت که اکثر مردم و بجه‌های گری در این منقطه سکونت دارند؛ ناوه گری یاد می‌کنند.

 

3,908بازدید

۱۷ دیدگاه »

  1. حفیظ انگوری ثور ۹, ۱۳۹۲ در ۳:۱۴ ب.ظ -

    با سلام و درود به آقای کریمی!

    باتشکر از اینکه بالاخره ما را از حالت انتظار بیرون آوردید. مدت ها بود که به هر دری سر میزدم که چرا از میان نسل جدید زادگاه من؛ یکی هم پیدا نمی شود که کارهای فرهنگی بکند؟ چرا این مردم این قدر بی انگیزه اند؟ چرا همیشه دیگران برای این مردم تصمیم می گیرند.؟ چطور اینهمه آدم ازین منطقه مهم می توانند استفاده ها ببرند ولی خود این مردم آواره سنگبری ها, کارخانه های پلاستیک, آجرپزی……عمری را سر میکنند.
    اگر در توان تان باشد لطفا بفرمایید که ما چند نفر دانشجو و چند نفر فارغ التحصیل در چه رشته ها داریم؟ آیا می توان یکی دو تا افراد نخبه و با استعداد بین آنها یافت, که بتوان روی شان حساب باز کرد؟ چرا این مردم اینقدر کرخت و بی تحرک اند؟

  2. حاج کبیر یوسفی ثور ۱۰, ۱۳۹۲ در ۷:۳۰ ق.ظ -

    سلام خدمت آقای کریمی!
    امید است که نوشته های شما بتواند تکه های از هم جدا شده ای مردم ما را پیوند زند وهر کس بداند که اوضاع انگوری از هر نظر چطور است وچه میگزرد،کار شما قابل قدر است وبرای معلومات مزید از تجربه های خود مردم آنجا استفاده کنید،قلم ات پر رقم باد کریمی عزیز.
    حاج کبیر یوسفی از سویدن

  3. غفوری ثور ۱۰, ۱۳۹۲ در ۵:۴۶ ب.ظ -

    برادر بسیار گرامی آقای کریمی سلام
    از زحمات تشکر.
    ریشته شما اصولا با نوشتن باهم تنیده است از شما انتظار بیشتر می رود ما می خواهیم پیشقدا را بهتر بشناسیم . به امید ادامه کار و حضور تان در این فضای مجازی ولی زیبا.

  4. فتاح ثور ۱۲, ۱۳۹۲ در ۶:۱۲ ق.ظ -

    سلام دوست خوب جناب کریمی صاحب! شنیده ای که می گویند: سالی که نیکوست از بهارش پیداست.
    هرچند جای شکر است که بالاخره نام پرآوازه “انگوری” هم در این سایت به چشم خورد و یک شیر مرد(پیرمرد) پیدا شد و برای معرفی منطقه ای انگوری قلم به دست گرفت. اما به راستی وقتی این نوشته ای نامنظم و بی ادبیات و پراکنده را خواندم، خجالت کشیدم که از انگوری هستم و ای کاش هیجگاه کسی به این صورت پیدا نمی شد و چیزی برای انگوری نمی نوشت و انگوری پرآوازه، بدون معرفی اش در اذهان همچنان باقی می ماند. آخر این چه نوشته و ادبیاتی است که شما به کار گرفته اید. باور کنید یک بچه کلاس دومی بهتر از این می نویسد. ناسلامتی شما را می گویند که علاوه بر تحصیلات حوزوی، ادبیات فارسی هم خوانده اید! بیشتر از این چیزی نمی گویم اگر لطف کنید و دیگر به این صور ت ادامه ندهید بسیار بهتر است! اگر آدرس ایمیلت را پیدا کردم خصوصی برایت مفصل درد دل خواهم کرد. شکرالله

  5. فتاح ثور ۱۲, ۱۳۹۲ در ۶:۱۵ ق.ظ -

    سلام دوست خوب جناب کریمی صاحب! شنیده ای که می گویند: سالی که نیکوست از بهارش پیداست.
    هرچند جای شکر است که بالاخره نام پرآوازه “انگوری” هم در این سایت به چشم خورد و یک شیر مرد(پیرمرد) پیدا شد و برای معرفی منطقه ای انگوری قلم به دست گرفت. اما به راستی وقتی این نوشته ای نامنظم و بی ادبیات و پراکنده را خواندم، خجالت کشیدم که از انگوری هستم و ای کاش هیجگاه کسی به این صورت پیدا نمی شد و چیزی برای انگوری نمی نوشت و انگوری پرآوازه، بدون معرفی اش در اذهان همچنان باقی می ماند. آخر این چه نوشته و ادبیاتی است که شما به کار گرفته اید. باور کنید یک بچه کلاس دومی بهتر از این می نویسد. ناسلامتی شما را می گویند که علاوه بر تحصیلات حوزوی، ادبیات فارسی هم خوانده اید! بیشتر از این چیزی نمی گویم اگر لطف کنید و دیگر به این صور ت ادامه ندهید بسیار بهتر است! اگر آدرس ایمیلت را پیدا کردم خصوصی برایت مفصل درد دل خواهم کرد.

  6. حسن ثور ۱۲, ۱۳۹۲ در ۴:۳۹ ب.ظ -

    باردر عزیز آقاى رحیمى را نخست سلام مى رسانم وبعد برادر نویسنده را دو نکته را یاد آور شوم یکى در را بطه با پاورقى کتاب تیمور خانوف که زمین رسنه را متعلق به گر ى نوشته لطفا در آینده اصلاح که متعلق به بوسعید بوده است وقلعه ى بنام بو سعید تا هنوز به همین نام وجود دارد

    ثانیا نسبت به سا ختار اجتما عى و قومى جا غورى برادر نویسنده کمى تحقیق نموده نوشته اى ارایه دارد بهتر خواهد بود. در رابطه با بافت باغچورى هم اینک اقوام لومان، خدیداد، شیر داد شغله که دو قوم بابه کمال وندام مى باشد وهمچنان بو سعید تشکیل مى دهند و دیگر اته را شما به چه مدرکى از پیکره ى جاغورى جدا ساخته اید امید وارم که دوستان در صورت عدم اطلاعات دقیق تاریخى نتها به خاطر ولع نویشتن چیزى ننویسند تا اهمیت سایت شان تحت سوال رود ودر ضمن سواد نوسنده را خدشه دار سازد.

  7. محمدعلی ثور ۱۲, ۱۳۹۲ در ۷:۴۲ ب.ظ -

    سلام دوستان

    عجب دنیایی است دنیایی مجازی نظر جناب اقای فتاح مرا بیاد یک داستان بسیار معروف متداول انداخت .
    که شاید بسیاری هموطنان شنیده باشد . تف کو نه از نو و نه از مه .

    ای گپ در جای زده می شود که یکی دستش به خسته شرین رسیده به دهن مبارک انداخته ولی دیگری که عرزه چنین کاری را نداشته مرض حسادت شان کل کرده از راه می رسد می گوید تف کو نه ار نه ازمه .
    اولا خداوند همه را ار این مرض خانمان سور امان بدهد .
    دومین دوست عزیز از عمر سایت جاغوری یک نزدیک به چند سال می گزرد وهمین منطقه را شما تافته جدا بافته تعریف می کند یکی پیدا نشد که برای دو کلمه خط خطی کند .

    حا لا که هنوز ایشان به زیبای با بسم الله را شروع نکرده شما به باد افترا ونا سزا گرفته اید .
    ایشان هنوز که چیری نگفته اگر چشم تان از دید نیافته قسمت اول است ایشان نیز در ابتدا متوجه این نکته بوده لذا گفته مناسب بود از ایشان مثلا بهتران مثلا شما این کار را انجام می دادید .
    حالا که این قد خود را نابغه قرن می دانید کسی جلوی شما را نگرفته این شما این هم سایت جا غوری یک دری شان بر همه باز است . بیا منطقه تان به همان میزان که خود قبولی داری مفرفی چشم حسود کور . شما درد دل تان خدا شفای عاجل عنایت کند .
    عریر برادر مناطق که هنوز نتوانسته افراد دوکلمه از خوبی ها مشکلات مناطق شان بنویسد به دلیل نیست . در پشت این منطقه انسانهای مثل شما چنبره زده که جز بلو زدن کم زدن دیگران کاری ازدست شان بر نمی اید به همین کسی حاضر نیست خود را به جهت به دهن نفهم های مثل شما بیندازد . در این شایت روزانه بیش از دو هزار نفر بازدید می کند در باره نظرات من ونظرات شما و زحمت های جناب اقای کریمی به قضاوت خواهد نشست .
    به قول شاعر : فقط عرز خود می بری زحمت ما می داری .
    ثالثا : شما بخدا بعذ ار این همه قیل قال یک کسی اگر پیدا شد تصمیم به خدمت گرفت حال اگر تقدیر نکردید . حرف اصافه موقوف .
    رابعا : بار هم خداوند همه از مرض حسادت نجات بدهند امین و
    اقای کریمی عزیز شما وظیفه تان عمل کنید زحمات شما انصافا قابل قدر است نطرات ادم ها بیان گر شخصیت آنها است به این یاوه گوی ها اهمیت ندهید

  8. رضا هزاره ثور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۵:۵۱ ق.ظ -

    هردم از این باغ بری میرسد** بسی دیر، ولی پر ثمری میرسد!؟
    جناب کریمی پیر مرد درود ما نثار تان باد. عذر دیر آمدن را که خودت خواسته ای و راه انتقاد را بسته ای! با این وجود، خیلی به جاست که بعد مدت ها انتظار کسی از منطقه پرآوزه انگوری پیدا شد که قلمی بگرداند و زادگاهش را به معرفی بیگیرد. بهرحال کارتان گرچه خالی از نواقص املایی و انشایی نیست؛ اما، بازهم در نوع خودش قابل قدر است. عزیز برادر بقول آن شوخ اول این کار را نمیکردی و همانند دیگر فرزندان انگوری همچنان مهر سکوت بر لب میزدی؛ اما، حالا که شروع به دوش کردی مرد و مردانه تا آخر بدو بدو بدو و بازم بدو و ادامه بده از انتقاد سازنده یا گزنده یا سوزنده دیگران ناامید نباش ! اما خواهشاً نوشتارت را چندین بار بخوان ویرایش و پیرایشش کن و بازم بخوان تا با کمترین اشتباه به نشر رسد! مسلماً در آنصورت همه گان مدیون شما بوده و از خوانش نگارش تان لذت خواهند برد. حتی اگر بتانی از تجربه پیش رو ها استفاده کن. گویند: نپرسیدن عیب نیست! ندانستن عیب است! بهر انتقاد بر این نوشتارت پذیرفتنی است خیلی نامنظم و درهم و برهم است مثل اینکه بدون ویرایش و پیرایش در همان بدو نوشتن روانه بازار مجازی اش نموده ای ! اما، هرچه هست بعد مدت ها انتظار تنها یک مرد قلم بدست از منطقه با آن نام و آوازه پیدا شده که کارش قابل قدر است ادامه بده پیرمرد و از انتقادات ها دلسرد نشو! پایدار و پیروز باشی عزیز !

  9. محمد خالقی ثور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۶:۱۰ ق.ظ -

    سلام دوستان

    راستی دوستان اگر واقعا دنبال اصلاح هستید چند نمونه را ذکر کنید تا اصلاح آن راحتر شود . فکر کنم اگر غرض مرض دیگر در کار نباشد روش معمول این است . بجای این حرف ها وشعار الکی موارد اشتباه را تذکر بدهید .

    در غیر این صورت عادت بدی است امید که تکرار نشود .

  10. هادی کریمی ثور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۹ ق.ظ -

    باتشکر از نویسنده که معلوماتی را ارائه نمود…
    من فقط دو نکته را میخواستم عرض کنم ۱ معلومات تان در باره اقوام جاغوری در حد ابتدایی هم نیست خواهشمندم کزارش دهی تانرامتمرکز به منطقه و قوم که اطلاعات نسبی از انها دارید نمایید که هماناانگوری باشد . تا ما هم بیشتر مستفد شویم .
    ۲ ایا اسرار شما نسبت به تغیر نام ناوه نیرو به تاوه گری نادیده گرفتن کتله بزرگی مردم غیر گری که در این ناوه زندگی میکند نیست ؟ ما از جامعه روشنفکران ناوه این توقع را داریم که از هرگونه نوشتاری که باعث تشنج لفظی ویا سوئ تفاهم شود بپرهیزد …

  11. جاغوری ثور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۷ ق.ظ -

    سلام به همه دوستانیکه در اینجا گذری می اندازند. دوست محترم مولف گرامی ! دیمرکشه پدر ساده سوکه بوده و ساده سوکه پدرجاغوری. جاغوری دارای چهار فرزند به نام های گری, ایزدری, بیغنی وباغچوری. حالا بقیه فرزندان سه برادر را می گذارم به حساب شما. از بیغنی ابتدامی کنم! قولنی فرزند بیغنی قولو فرزند قولنی آته فرزند قولو و آته دارای هفت فرزند بوده! به نام های شیرداغ,زردک,اوقی,علی,مامه,رام و بارام. حالا شما بقیه اش را بنویسید. در قسمت های بعدی نوشته تان.
    نوت: اگر کمک کار داشتید با من در تماس شوید تا فرزندان آته را آدرس های جدید شان در کشورهای اروپا,امریکا استرالیا و غیره به دست رس جناب عالی قرار بدهم .
    موفق باشید

  12. حبیب ثور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۰۱ ب.ظ -

    اولین باری است که می شنوم آته از جاغوری نیست.. رد یا تایید نمنی کنم اما جناب نویسنده بدون خلطه و دلیل عقلی و نقلی فیر نکنند بهتر است. به هر صورت انگوری جگر گوشه ی جاغوری است و زیباترین منطقه ی جاغوری.

  13. عین- الف ثور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۸:۲۵ ق.ظ -

    برادر ارجمند جناب آقای کریمی و بقیه دوستان سلام علیکم.
    ضمن ارج نهادن به زحمات و تلاش جناب کریمی و حساّسیت خوانندگان عزیز به نوشتارها و مناطق خویش! نوشته جناب کریمی و اظهار نظر عزیزان را خواندم. هرچند ایشان هنوز در “ب” بسم الله قرار دارد و قضاوت در باره نوشته ایشان زود است؛ اما نقد و انتقاد جناب فتاح، مرا وادار کرد که چند جمله را ما هم شریک شویم.
    به نظر می رسد، اصل اشکال جناب فتاح، صحیح باشد و ممکن است به لحاظ ادبی، سبک نگارش و آیین درست نویسی نقدهای وارد باشد؛ اما در ادبیات به کار رفته از سوی فتاح نیز، زیاده روی شده است، که از انصاف به دور است؛ چنانچه ایشان می نویسد: “خجالت کشیدم که از انگوری هستم …..”
    اما در رابطه به نوشته جناب کریمی، ایراد مهمی که به نظر می رسد اینکه این نوشته بیشتر به صورت گفتاری است تا نوشتاری! یک نوشته خوب علاوه بر دارا بودن مفهوم، محتوا و پیام، باید از حیث سبک نگارش و آیین درست نویسی از قبیل: املای صحیح کلمات، قواعد نشانه گذاری، نظم و ترتیب، استفاده بجا و مناسب از صنایع ادبی و آرایه های کلام، آوردن هریک از انواع مطالب در یک بند و مستقل، موزون بودن، توجه به مخاطب، نقل صحیح و بموقع سخن دیگران، اختصار، وحدت موضوع و … نیز بی بهره نباشد.
    در این نوشته به نظر می رسد، دقت لازم بعمل نیامده بعنوان مثال ایشان از اقوام جاغوری به تعبیر خودش ورود می کند و یک مرتبه سر از مدرسه بازار و به گزارش از فعالیت خودشان سردر می آورد! و حتی به اشتباهات تایپی هم در این چند سطر توجه نشده است که این بی توجهی ها به مخاطب ایجاد بدبینی میکند؛ به ذکر چند نمونه از نوشته جناب کریمی بسنده می کنیم:
    به اندازه وسیع و توان خویش ب‌پردازم.
    ورود به معرفی جای جای منقطه‌ی زیبای دانش‌دوست
    امکان دارد حق مطلب را اداء نکنم ولی مقدمه خواهد برای دوستان که به جزئیات می‌پردازند.
    جاغوری یک منقطه‌ی زیبا و خوشنام
    تصلیحاتی، معشتی،
    وخوراک احشام از قبیل کاه و ریشقه و ..(اشقه)
    به فروش می‌سانند
    راه‌های مواصلاتی مختلف این شهر(جاغوری) به ولایت و ولایت‌های دیگر دو راه عمده‌ای وجود دارد مثل جنده، قرباغ و عمده‌ مردم هزارات از این دو مرز وارد هزاره‌جات می‌شدند مثل جاغوری، مالستان، کمرک، پشی و اغلب ارزگان، ناهور و …
    شایسته بود قلم بدستان و آگاهان و بزرگان این منطقه به این مهم می‌پرداختند تا بتوانند حق مطلب را به خوبی اداء نمایند. متأسفانه کسی نپرداخته است،
    منطقه‌ی زیبای و شاهرک هزاره‌جات
    البته حرف ناگفته را در همین جا باید گفت؛ و آن است که ممکن برخی مطالب جا بماند
    از طریق پیامک ونظرات وایمیل به نکات مهم جا ماند، بنده را یاری نمایند.
    بد نیست برای ورود به بحث اشاره گذرا به اقوام منطقه‌ی جاغوری داشته باشم. جاغوری از چهار دسته تشکیل شده است به نام‌های( آته، ایزدری، باغچوری، و گری) جاغوری دو برادرا(جاغوری و آته)بوده‌اند.

    هدف این چند سطر احترام به دوستان و تشویق و تلاش بیشتر جناب کریمی است و بس.عین- الف

  14. bamiyani ثور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۲:۰۵ ب.ظ -

    baz ham mubghiz Adam nameshin shuma ahmaqa hazaragai hazaragai asta dega ATA wa GARI chiya

  15. محمد علی ثور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۶:۰۰ ب.ظ -

    سلام دوستان مخصوصا جناب اقای ع الف که بهتر بود عبدالله الله یاری عبدالله الکی یک چیزی به این مضمون می نوشتی : این همه نام که خدا خلق کرده .

    البته حق هم داری این همه حرف مفت را که ردیف کردی حتما می تانه در پس حروف بیاید این شعار تو خالی نام مستعار هم تاب نمی اورد .
    وانگهی دوستان عزیز

    انتقاد کردن حرف چنین چنان زدن کاری هر پیر زنی است . وارد شدن در میدان دل شیر می خواهد همت مردانه .

    اگر راست می گوید در عمر تان یک صفحه اینترنتی خط خطی کرده اید اگر کرده اید کجا ؟ است .
    اگر غرض مرص ندارید حس حسادت شما را نترکانده راهی اصلاح همان راهی است که نویسنده پیشنهاد کرده است . پیامک ایمیل تلفن وغیره .
    کلا به این نتیجه رسیدم که مردم ناوه مردم عجیبی است . این منطقه به ظاهر زیبا ادم های عجیب دارد به همین دلیل حوتقول هنوز مدیریت ندارد خودت فکر کنید .
    چرا دور بروم از داود جناب اقای دکتر خرمی برای معرفی منطقه اش چه درد سر های که ندید چه حرف های مقت که نشننید .

    فتاح صاحب جای خحالت کشیدن را گم کرده اید این جا باید خحالت کشید .

    شما فکر کنید برای قاعدین که دست از پا خطا نکردند راحت خوابیده از طرح کوچک ترین مسایل و مشکلات منطقه چشم پوشی می کنند احدی گله ندارد بخواب خواب خوبی بیبینی .

    ولی یکی پیدا شده دارد بار جا مانده از زمین بر می دارد شروع کرده به حسادت که یای فلان کلمه جا افتاد نقطه فلان مسئله نوشته نشده .
    واقعا برای این منطقه مردمانش متاسفم از همه مهم تر اینکه یکی هم پیدا نمی شود به مزخرفات این ها با نام نشان جواب بگوید پایان دهند

    مگر نه این است که در قامت و منطقه شما مثلا ظاهر نشده خوب شما که شایستگی این کار را دارید یا الله . یا نه ننق زدن را بلدید سیاه کردن را .
    خدا وند از شر همه حاسدان ، همه را نحات عنایت کند که عجب مرض بدی است

  16. نورالله ثور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۴:۵۳ ق.ظ -

    سلام دوستان
    برار گل محمد علی جان! دیگران خوب است به یک نفر انتقاد و به تعبیر شما اهانت می کند، شما که به همه مردم ناوه، به جز داکتر خرمی( اگر خودت خرمی نباشی!)به نظر خودت بسیار محترمانه توهین فرموده ای. اصلا تورا چکار به اینکه فلان منطقه مدیریت مشخص دارد یانه؟ شما که دارید چه شاخ دکن پیل زدید؟

  17. غفوری ثور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۶:۴۷ ق.ظ -

    اکنون که این چند سطر را می نویسم در نماشگاه تهران مسول غرفه مجمع علما و طلاب جاغوری در نمایشگاه کتاب تهران هستم.
    وایمکس را برده بودم تا ارتباطم با دنیای مجازی قطع نشود. بخش نظرات این مقاله (معرفی انگوری) را باز کردم.
    برخی از برادران به نکات خوبی اشاره نموه بودند. راستی برای اصلاح و بهتر شدن کار با زبان بسیار ملایم و خیر خواهانه هم می شود. تا هم نویسنده منتقد به خوب سخن گفتن عادت نماید و هم عزیزی که زحمت می کشد از وقت و هزینه مالی خود می گذرد دچار بی انگیزگی و ناامیدی نشود ما باید یادبگیریم که نکات مثبت و نکات منفی را باهم ببینیم و آن را نشان دهیم تا قابل اصلاح باشد کلی گویی مشکل را حل نمی کند. از خداوند برای ببینندگان سایت جاغوری یک سلامتی انصاف و موفقیت آرزو دارم. برای تان گذارشی از تهران در روز های آینده خواهم فرستاد. غرفه مجمع تهران ۱۱و۳۰ روز یک شنبه