معرفی اجمالی منطقه انگوری – قسمت دوم

محمد جمعه کریمی ۷:۲۸ ق.ظ ۵
معرفی  اجمالی منطقه انگوری – قسمت دوم

اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ ها و قبیله‏ ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است![۱]

قسمت دوم

اقوام ساکن در منطقه          

اقوام مختلفی در منطقه‌ی انگوری ساکن هستند. برخی در ابتدا ساکن این منطقه بودند و برخی هم بعدا آمدند و در حیطه‌ی جغرافیایی این منطقه سکنا گزیدند و برادر وار در کنار هم روزگار سپری می‌کنند. اقوامی که در این منطقه ساکن هستند؛ هر کدام خانوارها و ملابستِِِی هایی  بزرگی تشکیل داده ­اند  و هر خانوارها منطقة نسبتا بزرگ دارند و همچنین اکثرا دارای خانه و زمین‌های کشاورزی هستند.http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/angori/2.jpg

در آمد مرد م

درآمد مردم این منطقه، در گذشته کشاورزی و دامداری و تجارت بود. با توجه به این که در قسمت اول اشاره شد. این منطقه دارای موقعیت فوق‌العاده تجاری و جغرافیایی است، نقل و انتقلات مردم هزاره‌جات و واردات – صادرات لوازم مایحتاج زندگی آنان از این بندرگاه تهیه می‌شد؛ بیشتر مردم، از این طریق امرار معاش می‌کردند. برخی به هر نوعی کالاها و مواد غذای مورد نیاز مردم را تهیه می‌کردند و برخی دارای مغازه بودند و برخی هم مسافرین را به قندهار، غزنی و کابل نقل – انتقال می‌دادند.

درسالهایی آخر بیشتر مردم، علاوه بر تجارت و مغازه‌داری و مسافرکشی؛ افرادی در کشورهای آسیایی و اروپایی و استرالیایی دارند که با کار و تلاش شبانه‌روزی توانستند زندگی خوبی برای آسایش خود و خانواده فراهم نمایند. رفاه و آسایش و راحتی موجب شده است که دیگر مردم سراغ کشاورزی نروند. البته کمبود آب نیز باعث شده است که عده‌ای از مردمی  که علاقه ­ی به زمین داری و کشاورزی دارند؛ با اطمنان خاطر نتوانند سراغ کشاورزی بروند. به هرحال مردم این منطقه از رفاه و آسایش خیلی خوبی برخوردار هستند.

مراکز علمی و مذهبی انگوری

انگوری دارای دو مدرسه دینی به نام­های مدرسه علمیه امام باقر(ع) و ولیعصر(عج) است که در روزگاری مدّرسان برجسته و صاحب نام در این مدارس مشغول تدریس بودند از قبیل حجج الاسلام اقایان استاد اوحدی و استاد صادقی در مدرسه علمیه امام باقر(ع) و استاد خرمی، دولتشاهی، احسانی و استاد کریمی در مدرسه علمیه ولیعصر(عج) تدریس می‌کردند. که امروزه جای همه‌ی آنان خالی است. عده ­ای از آنان راه دیار ابدی را انتخاب کردند و سر بر تیره تراب گذاشتند و هم آغوش خاک شدند و عده‌ ای از آنان هم در عالم هجرت دور از وطن و دور از دیار زندگی می‌کنند.

پس از ورود طالبان  مدارس تعطیل شد و چند سال  درب این مدارس به خاطر نبودن امنیت جانی – مالی و ترس و وحشت از ناحیه‌ی طالبان بسته‌ شد و پس از رفتنی طالبان دیگرکسی از مدَرسین  به منطقه برنگشتند در این اواخر شنیده می‌شود که مدرسه امام باقر(ع) توسط محمد قاسمی باز شده و تعداد محدودی طلبه و دانشجو مشغول تحصیل هستند. مدرسه علمیه ولیعصر(عج) در مرکز بازار قرار دارد هنوز درب آن بسته می‌باشد.

مساجدوحسینیه‌های انگوری

منطقه انگوری از مساجد و حسینیه‌های معروف و مشهوری برخوردار است و همین مساجد و حسینیه‌ها، محل و پایگاه هدایت جوانان و نوجوانان است. بچه‌های مسلمان از دوران بچه‌گی تا نوجوانی در این پایگاه مسائلی عبادی، شرعی و عقیدتی- دینی خویش را فرا می‌گیرند و از نگاه اعتقادی دینی محکم و استوار برخوردار می‌گردند و سپس وارد اجتماع می‌شوند. در کذشته تنها راه با سواد شدن، همین مکتب‌خانه‌ها بودند و برخی هم اگر به مرحله‌ی رسیدند؛ از همین مکتبه‌خانه‌ها بود. انگوری مساجد و حسینیه‌های زیادی دارند که به آنها اشاره می‌گردد:

۱٫ مسجد و حسینیه بزرگ شیخ احمدی،

۲٫ مسجد و حسینیه ملایان انگوری،

۳٫ مسجد و حسینیه بارگاه (دولت شه)،

۴٫ مسجد و حسینیه اسلام،

۵٫ مسجد و حسینیه گمباد،

۶٫ مسجد و حسینیه خدایتو،

۸٫ مسجد و حسینیه نوآباد،

۹٫ مسجد و حسینیه بابل و کریز،

۱۰٫ مسجد و حسینیه قره،

۱۱٫ مسجد و حسینیه کلان ده،

۱۲٫ مسجد و حسینیه اسکندر،(مسجد دوم کلان ده)،

۱۳٫ مسجد و حسینیه لوخک،

۱۴٫ مسجد و حسینیه شازمان(شازبو)،

۱۵٫ مسجد و حسینیه شاخه،

۱۶٫ مسجد و حسینیه سلیمان(سلمو) ،

۱۷٫ مسجد و حسینیه  جرکنه گردن.

۱۸٫ مسجد و حسنیه میاندگ

نکته۱: همة این مساجد که در بالا اسم برده شد، در تابستان و زمستان شاگردان بسیار داشتند و هر کدام از آن مساجد، ملای اختصاصی برای تعلیم احکام و مسائلی شرعی و تعلیم قرآن کریم دارند. و ملاهای مکتب وظیفه داشتند که در صبح و ظهر و شب آذان بگویند و از گرفتاری های مردم منطقه اطلاع یابند و به مشکلات آنان رسیدگی نمایند. در سالهای آخر متاسفانه بسیاری از این مساجد در تابستان شاگرد ندارند و درب‌های آنها بسته است.

نکته۲: هرکدام از مساجد حد اقل و حد اکثر جمعیت دارند. حد اقل سی تا چهل خانواده و حد اکثر ۱۰۰تا ۱۲۰ خانواده و میانگین آن را در نظر بگیریم هر مکتب دارای ۶۰خانواده‌ باشد؛ هر خانواده به صورت سنتی زندگی می‌کنند. حد اقل چهار نفر و حد اکثر ۱۲نفر در یک خانواده زندگی می‌کنند. میانگین جمعیت هر خانواده را ۶ نفر در نظر بگیریم؛ تعداد جمعیت  منطقه بدست می‌آید. التبه؛ این تخمین است و حساب واقعی نیست .

اگر دوستان از منطقه قصد همکاری دارند و یا اطلاعات کاملتری دارند؛ از اطلاعات آنان استفاده  می‌کنم و یا نظرات و پشنهادات سازنده خود را به ایمیل( angoori2005.yahoo.com)ارسال نمایند مخصوصا در موضوعات یاد شده عکس نداریم  فعلا دستمان کوتا است واگر عکس داریم  کیفیت ندارد . لذا در این خصوص به همکاری صمیمانه دوستان نیاز مندیم  با سپاس


[۱] .حجرات /۱۳

2,247بازدید

۵ دیدگاه »

  1. حفیظ انگوری ثور ۱۶, ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۱ ق.ظ -

    درود بر کریمی عزیز!

    با تشکر و سپاس از زحمات شما بعرض رسانیده می شود اینکه: در مناطق هزارستان تا بوده این آخند ها یا ملا ها و بعبارتی دیگر روحانیون زمام امور معنوی مردم را بدست داشته و دارند. فلهذا کار اینها فقط حلال و حرام تعیین کردن از روی قرآن, حدیث و روایت آنهم بزبان عربی بوده و می باشد. بنا براین ازبرکت استعمار عرب و ملاهای مثلا عربی فهم ما, اکثر نام ها معرب شده است. مثلا سیلمو, کیته ده, شازبو, دولشه, جرکنه گردو, گنبد, خدیتی ….بدین شکل عربی شده اند: سلیمان, کلان ده, شاه زبان, دولت شاه, جیرکنه گردن, کهنه آباد, خدای تو…

    حالا نظر به اینکه شما به گونه ای در مورد تاریخ و فرهنگ مردم منطقه خود کار و یا تحقیق می کنید؛ در نظر گرفتن این نکات؛ الزامی به نظر می رسد.

    موفق باشید

  2. alemi ثور ۱۶, ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۸ ق.ظ -

    برادر حفیظ انگوری! معمولاً هر زبانی را به چند دسته تقسیم می کنند از جمله به زبان گفتاری و زبان نوشتاری هرکدام اینها دارای ساحت و مشخصاتی است و هرگز نمی توان یکی را به جای دیگر استعمال کرد. مثلا در زبان گفتاری اغلب کلمات دچار سایدگی و تخفیف می گردد و بر اساس اصول زبانشناسی مردم در گفتار به دلیل راحت طلبی دچار کم کوشی است و قسمتهای لغات و کلمات دشوار را برای تلفظ راحت قیچی می کند. تفاوت لهجه ها گویشها از اینجا پدید می آید. اما وقتی کسی بخواهد همان گفتار زبانی را به صورت رسمی بنویسد باید به سبک نوشتاری بنویسد کسی که می خواهد فرهنگ و ادبیاتش سالم بماند چاره جز این ندارد. اگر مطابق میل شما نامها و اسامی و اصطلاحات به شیوه گفتاری نوشته و خوانده شود در آن صورت تنها در هزارجات دهها نوع زبان سبز می شود.
    از سوی دیگر نباید تمام کاسه و کوزه را سر علمای دینی شکست اگر در گذشته تاریخ همینها نبودند ما و شما مانند گوچیها بی سواد و بی فرهنگ بودیم علمای دیتی هزاره هم دین را زنده نگهداشتند و فرهنگ و سواد را و این خدمت بزرگی است.
    سوماً ایرادهای شما متأسفانه از بی سوادی است زیرا نامهایی که کریمی از زبان گفتاری به زبان نوشتاری تغییر داده هیچکدام عربی نیست همه فارسی اصیل است. تنها کاری که شده از شیوه گفتاری به نوشتاری تغییر کرده است. بیشتر دقت کن.

  3. حفیظ انگوری ثور ۱۷, ۱۳۹۲ در ۲:۳۲ ب.ظ -

    آقای عالمی! اولا من مقاله ادبی نه نوشته ام که مثلا خواسته باشم سواد نداشته خود را به رخ امثال شما, بکشم و هیچ ادعای هم در مورد ندارم و نباید هم داشته باشم.
    دوم هرگا منطقه و محل در گذشته های دور اسم و رسمی داشته, از نظر پژوهشگران تاریخ و فرهنگ نه از نظرمن, باید دست نخورده باقی بماند. در غیر آنصورت اصالت تاریخی آن از بین می رود. مثلا مجیری می شود مهاجرین, الیتو می شود الیاتو و معرب آن می شود علیاتو و یا آجه گگ می شود حاجی گگ(عربی) و یا بوسید می شود بو سعید(عربی) و یا شیخلی می شود شیخ علی (عربی) و یا خوجمری شده است (خواجه عمری) و ده ها مثال دیگر. در واقع این یک مقوله تاریخی فرهنگی است و ربطی به زبان گفتاری و نوشتاری ندارد.
    سوم در مورد علمای دینی اول اینکه اینها عالم به معنی اصلی کلمه نیستند. چون نه فزیکدان اند نه اقتصاد دان نه عالم به علوم متدوله. و بر خلاف گفته شما اینها نه تنها که پاسدار فرهنگ و سواد مردم نبوده بلکه برعکس با جبر سعی کرده و می کنند که مردم را وادار کنند آنطور زندگی کنند که عرب های وحشی چهارده قرن پیش می زیسته اند. تا جاییکه بعد از استعمارعرب شما حتی اختیار اسم گذاشتن برای اطفال تان را نیز نداشته اید.
    در اخیر از من به شما نصیحت که بهتر است حس همدیگر پذیری را در خود تقویت کرده و با انگیزه مفاهمه و مباحثه شامل بحث شوید. در اظهار نظرها باید منطق پزیری پیشه کنید وگر نه عکس آن ثابت خواهد شد.

  4. خیرالله ثور ۱۷, ۱۳۹۲ در ۳:۵۰ ب.ظ -

    با تقدیم سلام و احترام!
    ما شنیده بودیم که ملاهای انگوری در قم دست به یک تصفیه خونین زده و اقوام غیر انگوری مقیم انگوری را تحریم کرده و افراد چون انور احسانی(از قوم ایزدری)، فیاض برگیط(از قوم زردگ)، صدوق و دانش ملابازار(از قوم ازبیک)، لوخکیها(از قوم شامول)، صادقی رهبر(از قوم قلندر)، سیدمظفری( ازسادات)، منطقه قره و… را از مجموعه انگوری بیرون کرده اما آقای کریمی با نوشته اش خوشبختانه نشان داد که این فتوا دروغ بوده است.

  5. جان علی جوزا ۱۳, ۱۳۹۲ در ۸:۳۶ ب.ظ -

    اقای انگوری
    توهین به مقدسات وه باورهای یک قوم نشان دهنده بد اخلاقی وه خود باوری است چه خوب است کی انسان اول خود ادب بیاموزد بعد دیگران را نصیحت