معرفی اجمالی منطقه انگوری – قسمت چهارم

محمد جمعه کریمی ۵:۵۳ ب.ظ ۱۳
معرفی اجمالی منطقه انگوری  – قسمت چهارم

karim1روحانیت انگوری

انگوری، شخصیت‌های برجسته‌ای داشتند و دارند و از مردمی بسیار خونسرد، مؤمن و متدین برخوردارند. جوانان و روشنفکران آگاه و فهیم دارند.علما و شخصیت­های که دست‌شان از این دنیا کوتاه شده و به دنیای ابدی شتافته‌اند عبارتنداز :

۱٫ مرحوم آخوند ملاکلبی رضا، چنانچه گفته می‌شود ایشان در غزنی تحصیل نموده است و اولین روحانی بوده که وارد جاغوری می‌شود. وی به محض ورود به جاغوری به انجام وظیفه‌‌ی شرعی و بیان احکام می‌پردازد. ایشان از مؤسسین عقد و نکاح و حلال و حرام در ولایت غزنی و به ویژه جاغوری است. در دوره‌ای که وی زندگی می‌کرد،  خشونت بسیار و خفقان در کشور حاکم بوده است، این عالم و روحانی برجسته با کمک شیر علی خان سنگماشه توانست مردم را با مسائل شرعی آشنا کند. پس از سالها خدمت و بیان احکام و تعلیم و تربیت کودکان مسلمان داعی حق را لبیک گفت و به‌ دیار ابدی شتافت و روحشان شاد و یادشان گرامی باد و قبر این مرد بزرگ در قبرستان بزرگ انگوری قرار دارد.

۲٫ ملا عبدالکریم فرزند ملا کلبی رضا، ایشان تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدر به پایان بردند و برای تحصیلات عالی، عالم هجرت را انتخاب نمودند و مدتی در مشهد مقدس مشغول تحصیل علوم دینی بود و پس از بازگشت به کشور به آموزش قرآن کریم و بیان احکام شرعی و هدایت مردم پرداختند و سالها خدمت به مردم و زندگی در میان آنان درد و فقر و تنگ‌دستی مردم این کشور را از نزدیک لمس‌ نمودند. وی پس از سالها خدمت سر انجام بدیار ابدی شتافت.

ناگفته نماند، به اعتبار این عالم برجسته و صاحب نفوذ، یک قوم بزرگ را امروز در انگوری به نام ملایان یاد می‌کند که خود این قوم به شاخه ها و فرزندان مختلف تقسیم‌بندی شده‌اند.

۳٫ مرحوم ملای اسلام که از مؤمنین و متدینین و اشخاص برجسته‌ بودند و در میان مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردارهستند و مردم به ویژه بزرگان از او به نیکی یاد می‌کنند. در فضل، قداست و علم و دانش سرآمد روزگار خود بود.

۴٫ مرحوم حاجی  محمد جمعه فاضل انگوری, شخصی ملا ، متدین‌، دلسوز، مؤمن، مردم‌دار که نه مردم حتقول-انگوری و داود بلکه بزرگان جاغوری او را به خوبی می‌شناختند و می‌شناسند و خاطرات میانجی در دعاوی و مصالحه میان مؤمنین زبان‌زد عام و خاص بودند. در دعاوی که او دست به قلم برده است ، احدی شهامت امضاء روی قلم وی را بخود نمی‌دهد و پس از سالها از رحلت وی، بازهم احدی جرئت نمی‌کرد سند او را مورد تجدید نظر قرار بدهد. سند او از اعتبار خاصی برخوردار است. وی تحصیلات علوم دینی خود را در نجف اشرف به پایان برد و برای خدمت به مردم این دیار به وطن بازگشت و مشغول بیان احکام شرعی شدند. ایشان سالهای متمادی سرگرم تعلیم و تربیت و آموزش قرآن به جوانان و نوجوانان این دیار بودند. در ایام انقلاب اسلامی، از دست عده‌ای دوستان نادان و عده‌ای مجاهد‌نماها، رنج‌های فراوان کشیدند و احدی سخنان این عالم ربانی را در زمان حیات با برکتش نفهمیدند و پس از رفتن وی فهمیدند چه گنج پربهایی را از دست دادند و سخنان گوهر نایاب وی در این روزها معنای کامل و مصداق عینی خود را نشان می‌دهد و جای او برای همیشه‌ی در تاریخ خالی خواهد بود.

۵٫ مرحوم شیخ کربلایی کریز(غلامرضا)مشهور به شیخ مقدس، یکی دیگر از مؤمنین، ملا و شخصیت برجسته‌ی این منطقه بودند که مردم و بزرگان از او به خوبی یاد می‌کنند. وی سالها در نجف اشرف مشغول تحصیل بودند و پس از تحصیل به حکم آیه قرآن کریم(لولا نفر من کل فرقة…..) به وطن برگشت و مصدر خدمت برای مردم و هدایت آنان شدند. ایشان عمر با برکت خویش را در راه تعلیم و تربیت کودکان مسلمان سپری نمودند

۶٫ مرحوم ملا پنجعلی، از شخصیت‌های بر جسته، مردم‌دار و از لحاظ فضل، ادب و علم در میان مردم زبان‌زد عام و خاص بودند و در مصالحه میان مردم در دعاوی زمین به جز فاضل، برای او بدیلی نمی‌توان یافت. در دعاوی که او قلم زده بود، احدی از علمای پس از وی جرئت نداشتند روی مصالحه او اظهار نظر نمایند. یکی از ویژگی‌های برجسته وی داشتن قلم خوش بود که تا هنوز دست‌نوشته‌ها و آثار مکتوب ایشان همگی را به تحسین وا می‌دارد. سر انجام آن اسوه‌ی تقوی و فضل سر بر تیره تراب گذاشته راهی دیار ابدی شدند.

۷٫شهید شیخ علی شفا احمدی انگوری، (معروف به شیخ‌لالی)یکی دیگر از شخصیت‌های مؤمن و متدین و ملای این منطقه بودند و ایشان شخصی فاضل و متدین در دوره‌ی خود بودند و کمترین اهمیت را برای مال دنیا می‌دادند و هر چه را بدست می‌آوردند؛ همگی را یکجا بین خانواده خود و مردم تقسیم می‌کردند و بقول فرزند ایشان گاهی می‌شد که برای خانواده خودش سهمی نمی‌رسید و اکثر مهمانان مدرسه و مسجد را از غذای شخصی خود در آن دوره پذیرایی می‌کردند و روزهای جمعه برای روضه‌ خوانی به علت کمبود فرش مسجد، فرشهای خانه‌ی خود را زیر پای مخاطبین پهن می‌کردند.

شهید شیخ احمدی، از ویژ‌گی‌های منحصر بفردی برخوردار بودند و یکی از ویژگی‌های ایشان تبحر کامل به خاصیت‌ داروهای گیاهی بود و خود، داروهای گیاهی را جمع‌آوری نموده و درست می‌کردند و اغلب ‌مردم ندار و تنگ‌دست را رایگان تداوی می‌کردند. دوم، بسیاری از مردم را به کار، زندگی و زحمت کشیدن ترغیب می‌نمودند. آنچه از فرزند ایشان نقل شده این است که وی از پول شخصی پارچه تهیه کرده و جوانان را تشویق به دوخت و دوز و یادگرفتن هنر خیاطی می‌کردند. سوم، در نهال کاری مهارت تمام داشت. ایشان در زمانی که کسی در کاشت درخت وارد نبودند وی حدود ۷۰۰۰هزار درخت زردآلو داشت که اغلب مردم این منطقه از میوه‌های درختان وی استفاده می‌کردند. چهارم، جوانان و نوجوانان را به تعمیر ساعت و رادیو، خیاطی و … تشویق می‌کردند و از ویژگیهای منحصر بفرد ایشان این بود که وی از نگاه اخلاق در میان مردم فردی شناخته شده و الگو بودند. علاوه بر اینها، ایشان اولین کسی بودند که در سال ۱۳۳۰ش حسینیه را در انگوری تأسیس نمود و حسینیه‌ عمومی انگوری اولین حسینیه‌ای است که بدست مبارک ایشان تأسیس شد. سر انجام در سال ۱۳۵۸ توسطه مزدوران شوروی ربوده شد و تا کنون از سرنوشت این شخصیت بزرگ اطلاعی در دست نیست. یادشان گرامی باد.

۸٫مرحوم ملا نجفعلی، یکی دیگر از شخصیتهای برجسته انگوری است. شخصی مؤمن، متدین و ملا که در آن زمان بسیاری از کتابهایی که اکثر علما بخاطر گرفتاریها و مشکلات مردم فرصت خواندن آنها را نداشتند؛ ایشان به خوبی خوانده و یاداشت‌برداری می‌نمودند و از یاداشت برداری و حاشیه‌زنی و نقد ایشان به خوبی فهمیده می‌شد که ایشان از ملاهای چیره‌دست و با سواد زمان خود بوده است. و از ایشان کتابهای دست‌نویس به جا مانده است که متأسفانه عده‌ای از آنها نابود شده است. و عده‌ی اندکی از آنها موجود است.

۹٫ مرحوم شیخ علی‌گوهرانگوری، (معروف به شیخ آخوند انگوری)، یکی دیگر از مؤمنین و متدینین و ملا و شخصیت برجسته‌ی دوران خود بودند که در این اواخر دنیای فانی را وداع کرد و راهی سفر آخرت گردید. ایشان از کسانی بود که عشق و علاقه‌ی فراوان به کتاب و کتابی‌خوانی داشتند و بسیاری از اشعار عربی و فارسی را از حفظ بودند. وی از حافظه‌ی فوق‌العاده‌ای برخوردار بودند و بسیار از سخنانش را با شعر آغاز می‌کرد و از این که زندگی دوره وی او را از پیشرفت علمی باز داشته بود، سخت ناراحت بودند و افسوس می‌خوردند و گاه گاهی از شدت ناراحتی اشک می‌ریخت. علی(ع)من کرم المرء بکائه علی ما معنی من زمانه و حنینه الی او طایفه،از نشانه های ارزش و شخصیت انسان آن است که نسبت به عمر از دست رفته (که در آن کوتاهی کرده است) اشک بریزد و نسبت به وطنش علاقه مند باشد.[۱] این شخصیت بزرگ مصداق واقعی این حدیث شریف بود. روحش شاد و یادشان گرامی باد.

۱۰٫ شهید ملا اسحاق انگوری،معروف به حاجی اخوند انگوری، یکی دیگر از شخصیت‌های دوره ی خود بود. وی عمر با برکت خویش را در راه تعلیم و تربیت کودکان مسلمان صرف نمود. ایشان شخصی گوشه‌گیر مؤمن و ملای دوران خود بود . او در سال ۱۳۵۷ هـ ق در انقلاب بر علیه متجاوزین شوروی نقش ریاست کمیته انقلاب را به عهده داشتند. شش‌ماه خدمت در این کمیته سرانجام در همان سال توسط هواپیماهای دشمن در بازار انگوری بدرجه‌ی شهادت نایل آمد و شهادت نصیب‌شان شد. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

۱۱٫ ملاعبدالله انگوری، معروف( به آخوند شنیه) وی یکی از علمای بزرگ و برجسته منطقه بود. ایشان عمر با برکت خویش را در راه تعلیم و تربیت کودکان مسلمان سپری نمودند. او فردی دلسوز و مردم دار بودند و سعی وی بر این بود که بیشترین وقت خویش را در میان مردم سپری کند و متقابلا مردم علاقه‌ی خاص و اعتقاد فراوان نسبت به وی داشتند . ایشان بر این عقیده بودند که سخنرانی و روضه‌خوانی باید از روی کتاب خوانده شود و مردم به این عقیده ایشان به شدت پایبند بودند و روزی که او روی منبر قرار می‌گرفت، دیگر نیاز به سخنرانی و روضه‌خوانی نبود و مردم از شدت گریه از خود بی‌خود می‌گردید و خود نیز از شدت گریه نمی‌توانست روضه را به آخر برساند و تا هنوز که ۱۸سال از رفتن وی از این دنیا می‌گذرد، در ایام محرم و عاشورا یاد و خاطرات وی زنده است.

۱۲٫ مرحوم ملا محمد انور انگوری، معروف به (علی بازار)، وی از شخصیت‌های مؤمن و متدین منطقه بود. او بیش از نیم‌قرن از عمر شریف و با ارزش‌شان را در راه تعلیم و تربیت بچه‌های مسلمان نقاط مختلف جاغوری و غیر جاغوری سپری نمودند و خود شمع بود و برای روشنایی قلوب کودکان مسلمان عمر بابرکت خویش را سپری کردند. ایشان تا این اواخر در قید حیات بودند و از زندگی عده‌ای از جوانان و طرز رفتار مردم و بها ندادن به بزرگان و شخصیت‌های علمی و ارزش برای نماز و عبادت و راز و نیاز با خدا، کمتر اهمیت می‌دادند، به شدت ناراحت بودند. وی از شخصیت‌های متدین این دوره بودند و تا اخر عمر کمترین تغییر در عبادت و راز و نیاز شان وکوچکترین خلل در رفتار و گفتارشان ایجاد نشد و ثابت قدم و استوار در سال ۱۳۹۰ هـ ق داعی حق را لبیک گفتند و روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

۱۳٫ ملااقبال لوخک، وی از ملاهای مؤمن و متدین دوره خود بودند وی عمر با برکت خود را در راه هدایت و تربیت کودکان مسلمان جاغوری گذراند. ایشان در منطقه از شهرت در تدین و فاضل بودن زبان زد عام و خاص بودند و عده ی کمتری از ملاهای فعلی از نگاه فضل و تدین به پای وی می‌رسند.

۱۴٫ ملا چمن عسکری انگوری، یکی از ملاهای جوان و توانمند دوره خود بودند وی عمر کم ولی با برکت داشتند. ایشان عمر کوتاه و شریف خویش را در راه تعلیم و تربیت و هدایت مردم اختصاص دادند. او در گوشه و‌کنار منطقه خوش‌آب و هوای جاغوری مشغول انجام وظیفه مقدس ملایی بودند. یکی از خصوصیت‌های ایشان این بود که کاری به کار مردم نداشتند و تا آنجایی که برخلاف رسم و رسومات و عنعناد دینی و اسلامی و شعایر اسلامی نبود برخورد نمی‌کرد، اما اگر کار که بر خلاف عنعناد دینی انجام می‌شد، بسیار با قاطعیت به مسئله برخورد می‌نمود که صریح و جدی بودن ایشان از بزرگان به کرار نقل شده است.

۱۵٫ ملاچمن رجبی، از ملاهای خوب، جوان و جدی دوره‌ی خود بودند که عمر کوتاه و شریف شان در راه خدمت به بچه‌های مسلمان و تعلیم و تربیت آنان گذراند و عمده عمر شریف خویش را در راه هدایت مردم منطقه سپری نمودند. ایشان در دوره انقلاب برای خدمت و انجام وظیفه‌ی بهتر  و بیشتر دینی و اسلامی و هدایت مجاهدین و آشنا نمودند، آنان در سالهای آخر به حزب حرکت اسلامی پیوست تا بتواند از این طریق سهمی در انقلاب و پیروزی مردم مسلمان و انقلابی نیز داشته باشد. بعد از سالها خدمت در ایام جوانی داعی حق را لبیک گفت و روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

۱۶٫ ملاجمعه لوخک, وی از علمای خوب منطقه بود. علما و ریش‌سفیدان از وی به خوبی یاد می‌کنند. او نیز مانند عالمان دینی به وظایف شرعی و دینی عمل نمود و برای با سواد کردن بچه‌های مسلمان سعی و تلاش فراوان می‌نمود. سرانجام داعی حق را لبیک گفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

۱۷٫ ملاعوضعلی شفیعی، از ملاهای خوبی منطقه‌ی انگوری بود. وی عمرشریفش را در منطقه گذراند.در طول این مدت مشغول تعلیم علوم دینی و مذهبی به کودکان مسلمان بود. در هنگام اشغال آن کشور بدست شورویها،‌ روحانیون سرشناس و معلمان یا منطقه را ترک کردند و یا خانه نشین شدند وی در طول انقلاب نگذاشت لیسه انگوری تعطیل و سرانجام تخریب گردد چنانکه سایر نقاط نه تنها مدارس انان تعطیل شد بلکه تبدیل به ویرانه شدند. وی آمد لیسه را باز کرد و چندین نفر از معلمین دلسوز و فداکار را گرد آوردد و  حقوق بسیار اندک از مردم برای معلمین جمع‌آوری کرده و نگذاشت لیسه تعطیل شود. فداکاری وی را معلمین، دانایان  و احاد مردم منطقه فراموش نخواهند کرد.

۱۸٫ شیخ داود رجایی، فرزند رمضانعلی لوخک، وی از طلاب جوان و  پر انرژی این دوره بود .  وی در انگوری و در منطقه‌ی لوخک به دنیا آمد و درس‌های ابتدایی را از مکتب‌خانه شروع کرد و در سال ۶۸ رسما وارد مدرسه علمیه مبارکه باقریه شد و درصف شاگردان استاد صادقی لوخک و استاد اوحدی قرار گرفت.  بعد از چند سال تلمز از خدمت اساتید؛ برای تحصیلات عالی راه مهاجرت را در پیش گرفت وارد حوزه علمیه قم شد وی پس از چند سال رسما در جامعة‌المصطفی العالمیه (ع) پذیرش شد و درس‌های حوزه را به صورت جدی شروع کرد. وی از طلاب مؤمن و متدین این دوره بود. ایشان در حال گذراندن  سطوح عالی حوزه علمیه قم بود . او از استعداد فوق العاده برخوردار بود. رفته رفته تسلط کامل به زبان عربی پیدا می‌نمود. وی در این اواخر بر ادبیات عرب مهارت خاص داشت اگر می ماند بی‌شک از ادبای دوره خود می‌شد. وی چند سال متوالی از میان طلاب  جامع المصطفی‌العالمیه (ع) طلبه‌ی ممتاز شناخته می‌شد و پایان نامه ارشد(ماستری)فقه و معارف خود را با نمره بیست به پایان برد. ایشان کل قرآن کریم و بخشی از نهج‌البلاغه را از حفظ بود. او طرح بسیار بالا و بلند برای پیشرفت علمی خود داشت؛ اما متأسفانه، دست روزگار به او امان نداد، او را از جمع ما برد . در سال ۱۳۹۰ ش در سفر تبلیغی و هنگام مسافرت در مسیر راه جاغوری و قندهار بر اثر سانحه‌ی تصادف جان خود را از دست داد و همراه با مادر و خواهر و جانعلی راه دیار ابدی را در پیش گرفت.

شخصیت‌های غیر روحانی که امروز در میان ما و شما نیستند:

۱٫      نوروز علی قریه‌دار

۲٫      سلطانعلی قریه‌دار

۳٫      حسن قریه‌دار

۴٫      حاجی محمدعلی قریه‌دار

۵٫      کربلای محمد نظر‌قریه‌دار

۶٫      عبدالقریه‌دار

آنان در دوره‌ی خود از بزرگان و شخصیت‌های منطقه به حساب می‌آمدند و گره‌ از مشکلات و گرفتاریهای مردم می‌گشودند.

———————————————–
[۱] بحارالانوار ج۷ ص ۲۶۴

2,706بازدید

۱۳ دیدگاه »

  1. خالق یار سرطان ۱۴, ۱۳۹۲ در ۷:۴۲ ق.ظ -

    راستی جناب اقای کریمی شبی در خواب دیدم که دست مرحوم شیخ علی بخش معروف به ( رئیسی) در یخن شما بود پرسیدم چه شده چیزی نگفت . اما حالا از این نویشته ات متوجه شدم که حق داشته شمارا در پیشگاه عدالت خدا وند محا کمه نماید . باقی را خود دانید.

  2. یاقوب زاید سرطان ۱۴, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۶ ق.ظ -

    جناب نویسنده عزیز یعنی قبل از ملا کلب رضا آخوند، همه جاغوری ها خدای نا خواسته…..بوده اند؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  3. رنگمال کاکا سرطان ۱۴, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۴ ب.ظ -

    نه جناب یاقوب زاید لا لی قار نشو ده جاغوری ملا غدر بوده اما ده انگوری شاید پیش از ملاکلب رضا اخند کسی نبوده ویا فکر نویسنده قد نداده باشه . تو خود تو مینگرنی که به گفته خالق یار لا لی کلان خوشی تی پلل از یادشی رفته ویا عمدا از او یاد نکر ده والله اعلم به گفته آخوندا.

  4. یاقوب زاید سرطان ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۵۷ ق.ظ -

    واه واه این ملت شریف انگوری چقدر نوابغ و دانشمند که نداراند! آخوند و قریه دار تا دلت بخواد! خدا برکت بدهد…

  5. انگور چین سرطان ۱۶, ۱۳۹۲ در ۷:۳۹ ق.ظ -

    سلام دوستان شاید گزرتان از دشت خاک ریز به طرف جیرکنه گردن وبدرزار افتاده باشد .اگر توجه کرده باشید در پای کوتل خاک ریز روی سنگ بززگ دست نویشته ای است خانا وبزرگ . ………..به فکر ان بوده………که مرا جد وباب خان بده.

  6. حاج کبیر یوسفی سرطان ۱۶, ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۹ ق.ظ -

    سلام آقای کریمی!

    اگر نظر مرا در قسمت اول نوشته تان خوانده باشید،پیشنهاد داده بودم که برای معلومات مزید از مردم منطقه کمک بگیرید این کار شما از یک طرف اعتماد مردم را نسبت به شما جلب میکنند واز طرف دیگر بعضی رخدادها وحقایق را اشکار می سازد این قسمت نوشته شما بهتر از اولی است وما برایت موفقییت آرزو میکنیم.راجع به نظرات بعضی دوستان باید عرض کنم که نواقص یک نوشته را نباید به صورت تمسخر ویا طنز به رخ نویسینده کشید در قدم اول هر نظر دهنده از منفی بافی باید اجتناب کند،ما همه میدانیم که هیچ نوشته بدون عیب نیست ونویسینده که دست به قلم میبرد حتما اشتباه هم میکند برای همین است که نویسنده باید با احاد مردم در تماس باشد.برایت موفقییت آرزو میکنم.حاج کبیر از سویدن

  7. هادی سرطان ۱۷, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۲ ق.ظ -

    اگرعقد و نکاح با ظهور شیخ کلبی رضا در جاغوری رواج شد … یعنی پیش از ایشان مردم ما بدون نکاح و عقد شرعی یا واضح تر عرض کنم که ولدالزنا تشریف داشتند؟؟؟ قصد توهین نیست برداشت بد نشود …

  8. یحیی بمانی سرطان ۱۸, ۱۳۹۲ در ۴:۵۸ ق.ظ -

    راستی یک بنده خدای دیگر می خواست باشما خوابش را مطرح کند که شمادر ختم قرآن تان ، ملا شفیعی و ملابازار مرحوم را دعوت کردیداما جناب صدوق را نه ! من معنای خوابش را نفهمیدم اما با این نوشته شما این خواب بنده خد ا ، تعبیر شدواقعا صدوق ملاتر از ملابازار است چرا اولی را غفلت ودومی را ثبت و ضبط نموده اید؟!

  9. محمد جمعه کریمی انگوری سرطان ۲۳, ۱۳۹۲ در ۵:۱۲ ب.ظ -

    روزه و نماز شما دوستان مورد قبول احدیت قرار گیرد و در هرجایی که هستید آرزوی موفقیت برایتان دارم.
    در ابتدا از همه‌ی دوستان که وقت می‌گذارید و یادداشتهای اینجانب را به دقت خوانده و دیدگاه‌های خویش را می‌نگارید؛ تقدیر و تشکر می‌نمایم و کسانی هم که نظرات آنچنانه‌ای را می‌گذارند باز تشکر می‌کنم .
    من عاشق طنزهای دوستان هستم اما اگر مقداری دقت نمایند؛ بهتر خواهد بود. به هر حال عاشق طنز شما هستم؛ چنانکه ( به مجنون گفته شد که لیلی تو را دوست ندارد؛ مجنون گفت : چرا؟ گفتند: کوزه‌ی تو را شکست! مجنون گفت: اتفاقا شکستن کوزه خودش دلیل بر این که لیلی هم عاشق من است). من می دانم که شما هم مرا قلبا دوست دارید.
    ولی نکاتی را از باب این که ( اگر بینم که نابینا به چاه است اگر خاموش بنشینم گناه است.)یاد آوری می‌کنم.
    -در چند قسمت از یادداشتهای گذشته تحت عنوان تذکر و یادآوری خدمت قومای خودم می‌آوردم ولی این دفعه گفتم شاید قوما فراموش نکرده باشند من هم نیاوردم ولی آنها هم یادشان رفته است که در آن تذکر، کمک و استمداد طلب می‌کردم که کس و یا کسانی اگرجامانده باشند؛ یاد آوری نمایند؛ متأسفانه این کار را نکردند در مقابل تعبیر خوابشان برای من بیان نمودند و این نکته را فراموش کردند که عده‌ای از این نکته سوء استفاده می‌کنند در حالی که عمدی در کار نبوده و گاها نماز هم قضا می‌شود. و اهل اطلاع می‌دانند که ما نه تنها با خانواده مرحوم رئیسی(ره) خورده حساب داریم بلکه با فرزندان آن مرحوم؛ چنده دوره رابطه‌ی دوستی داریم و ….
    – نکته دوم. در جواب رنگمال و یاقوب زاید و هادی صاحب بگویم که از قدیم گفته‌اند چیزی را که نمی‌دانی سوال کن بعد به هر زبان که خواستی طنز نوشته کن. در این باره همانطور که نوشته کردید متأسفانه همانطور بوده است( از ملانصرالدین، سوال کردند که وسط زمین کجاست است ؟ گفت : همین جا گفتند: چگونه ؟ گفت: اگر باور نداری متر کن. )
    در جواب شما باید گفت تا بر اطلاعات تان افزوده شود که به کتاب مشاهیر و علمای جاغوری، از دکتر عبدالمجید ناصری داودی مراجعه کنید و یا به ایت … صمدی سنگماشه که در کشورناروی تشریف دارد؛ تماس بگیرید و اطلاعات کاملتر را از ایشان دریافت نمایید.
    از حاجی کبیر مجددا تقدیر و تشکر می‌کنم و نظریات دوستان دیگر را عمدا آوردم تا میزان شخصیت آنان برای خوانندگان مشخص گردد .

  10. نصیر سرطان ۲۶, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۶ ب.ظ -

    هیچ نوشته و اثری بدون کمی وکاستی نیست؛ اگر از زمینه ها و زاویه هایی احیاناً کمبودی احساس میشود؛ باید دوستانه و بدون تخریب و تمسخر، گوشزد شود تا مایه کمال اثر و خشنودی صاحب اثر گردد؛ متاسفانه ما عادت داریم که بجای تشویق، همیشه تخریب کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    از نویسنده محترم باید به خاطر این کار بزرگش، سپاس گفت و موفقیت های بیشترش را آرزو نمود! خیلی کار عالی و بلند است. کاش همه در منطقه و ساحه خود همین کار را بکنند و همت به خرچ دهند!

  11. دانش اانگوری سرطان ۳۰, ۱۳۹۲ در ۷:۵۹ ب.ظ -

    باتقدیم سلام خدمت فرهیخته دردمندجناب آقای کریمی وباقبولی طاعات وعبادات همه مهمانان خداخصوصاخوانندگان واظهارنظرکنندگان وباعرض خسته نباشید خدمت آفایی کریمی که باهمت عالی خودشان وقت گذاشتند واحساس مسؤلیت کردند منطقه وشخصیت های علمی ساکن انگوری راباقلم روان وجامع وهمه فهم معرفی کردند؛هرکاری فردی ممکن است نقص وعیب داشته باشد چون فکرونظریک شخص ویک فردمیباشد،اصل اقدام وانجام کار قابل ستایش وتقدیر است نوشته های آقای کریمی درحدمطلوب است زیراساده، روان، بدون اغلاق وقابل فهم برای همه گان است وازجامعیت خوبی نیز برخوردار می باشد چون حزبی وتعصبی وباگرایش خاصی به معرفی شخصیت هاوعلما نپرداخته است آنچه ازعلمادرقلمرومنطقه انگوری ساکن بوده وخدمتی انجام داده آقای کریمی وقت گذاشته وخدمات آنان رامعرفی نموده است. دوستان تلاش کنندحرکتی انجام شده رااگربه نظرشان ناقص می باشند بامستندات علمی تکمیل نمایند.هیچ نظریه جدیدعلمی درابتداکامل کامل نیست به مرور زمان بااصلاح نقایص به کمال میرسد.امیداست سرورگرامی ما جناب آقای کریمی باهمت عالی وپشت کاری که دارد منطه مهم انگوری را بصورت جامع وکامل معرفی وبعدا بصورت کتاب ماندگار چاپ ونشر نمایند تاچراغ راهی برای فرزندان این منطقه وسایرمناطق افغانستان قراربگیرد.

  12. سرگردان اسد ۱, ۱۳۹۲ در ۶:۵۳ ب.ظ -

    دوست عزیز اظهارنموده که درپای کوتل خاکریز درسنگی نوشته: ابله مردگ بفکر… که مراجد وباب خان … بوده . درواقع بااین نوشته واظهارنظرشان طعنه به آقای کریمی معرف منطقه انگوری زده. من میگم دوست عزیز آنچه مورد مذمت وسرزنش ازنگاه اسلام است منطقه گرای وقوم گرایی است که بخاطر منطقه وقومش حلال خدارا حرام وحرام خدارا حلال نماید ویاحق کسی رابخاطرقوم ومنطقه اش ضایع نماید. بیان زیبایهای وشخصیت های علمی خدوم هرمنطقه برای آشنای نسل های بعدی وبرای شناساندن چهره علمی وفرهنگی هرجامعه لازم وضروری است باید هرکسی که آشنای باچهره های علمی وفرهنگی کشور ویاهرمنطقه افغانستان وهزاره جات دارد آنان را معرفی نمایند. تاریخ افغانستان وخدمات علمی عالمان وروشنفکران افغانستان که تاکنون نوشته نشده است درواقع دست دشمنان مردم هزاره وافغانستان نقش داشته است. وگرنه امروزه سید جمال الدین افغانی ایرانی ، شیخ الریس بوعلی سینا افغانی ایرانیی وسایر دانشمندان ماایرانی معرفی نمی شدند تاکی منتظر باشیم که دیگران بیا یند پانصد دانشمند بلخ را بنویسند تاما باورکنیم اگر امثال کریمی نوشت بجای تشویق وبرطرف کردن نقایص طعنه بزنیم بله باید به خدمات علمی وفرهنگی نیاکان خودافتخارکنیم وباید میراث دار خدمات علمی وفرهنگی آنان باشیم نقش عالمان منطقه درباورهای دینی ، رفع گرفتاریها، بیبندوباری وآگاهی بخشی ودین ودیانت مردم غیرقابل انکاراست باید برای عرفان عملی شیخ آخوند انگوری وعرفان عملی شیخ کربلای کاریزانگوری هرساله همایش علمی برگزارشود وشیوه های عرفانهای عملی آنان که نقش درساختن وتهذیب نفس انسان دارد معرفی شوند چطور اگرعرفان عملی قاضی طباطبای وعلامه طباطبای امروزه مطرح می شوند ونمازشب خواندنها ورازونیاز ونیایش های عالمان مابیان شود مورد مسخره قراربگیریم؟! آیا حب وطن را پیامبر(ص) جزء ایمان معرفی نکرده است؟! آیاامام علی(ع) درجنگ باعمربن دود به اجداد وپدرومادرش افتخار نمی کرد؟! آیا امام حسین(ع) درروز عاشورا درخطبه معروفش خودرا چنین معرفی نکرد:ه الا وان بن دعی …ت قدرکزبین الثنتین بین الثلة والذلة هیهات من الذلة یعنی بمن دوچیزرا پیشنهاد می کنند یاجنک ویاتسلیم هیهات که حسین تسلیم شود وتن به خواری بسپارد چون حسین دردامن علی بزرگ شده وازپستان فاطمه(س) زهرا(س) شیرخورده است. آیا ماپیرو امام حسین وامام علی نیستیم ؟! باید به خوبیها وخدمات علمی وفرهنگی گذشتگان خودافتخارکنیم وخدمات آنان رابرای نسل های آینده منتقل سازیم چون تحقیق معنایش این است که خدمات علمی سلف رابه معاصران باید رسانید. چقدر انسان ضعیف هستیم که نه ازتاریخ غم بارگذشته خود عبرت می گیریم ونه چیزی میتونیم بیاموزیم تارشدفکری نماییم . دست دوستان دردنکنند بایدتمام دعالمان خدوم هرمنطقه هزاره جات درقدم اول بصورت اجمال معرفی شوند بعدبایدسراغ آثارمکتوب آنان رفت وخدمات اجتماعی علما رانیزباید تبیین ومعرفی نمود ونقش علمارادرسوق دادن مردم بسوی دین ودین داری وآموزش سواد خواندن ونوشتن رانیزبایدنوشت. استاد داود الهامی زندگی علماء وبزرگان ایران را باعنوان مفاخراسلام نوشته وبرخی نویسندگان ایران علماء استان وشهرشان را نوشته است تاکی منتظرباشیم دیگران بیاییند برای مابنویسند دیگران اگرهم بنویسند ازماراهم برای خودشان می نویسند.
    تشکر دارم ازجناب داکتر دانش که بااظهارنظر وارائه راهکار بنده راخرسند ساخت.

  13. انگور چین اسد ۲, ۱۳۹۲ در ۸:۱۰ ق.ظ -

    باعرض سلام . فرمایشات دوستان قبول جناب آقای کریمی وامثال ایشان باید مورد تشویق قرار گیرد .اما نکته ای که توجه آدم را بیشتر جلب میکنه وفکر را قلقلک میدهد اینکه وقتی اقای کریمی متوجه شد که نام مرحوم شیخ علی بخش رئیسی از قلم افتاده چرا برای جبران یاد رفتگی اش در پا ورقی ویا در محل دید گاه یک چند کلمه ای را خط خطی نکرد . همین که نوشت با پسرانش مانه تنها خورده حساب داریم .که البته نداریم درست است . آیاکافیست .اگر عمدی در کار نبوده که انشاالله نباشه هنوز دیر نشده اگر غرورش اجازه دهد راه جبران مافات همیشه برای اهل قلم باز است. البته نصایح خرد مندانه دوستان با جان ودل پدیر فتنی است .