معرفی قریه جاله – قسمت اول

مدبریت ۱۱:۰۱ ق.ظ ۴

قریه ” جاله ” در حدود ۱۲کیلومتری به طرف غرب سنگماشه موقعیت دارد و جاده سنگماشه ــ بابه از دل این قریه سرسبز میگذرد                        

   در باره وجه تسمیه (نام گذاری ) این قریه با وجود تلاش های زیاد و جمع آوری اطلاعات از افراد خبره و موسفیدان متاسفانه موفق نشدم که دلیل موجه برای نام گذاری این قریه به جاله پیدا کنم.

 این قریه در دامنه  باد آسیاب و قله خاکریز یکی از بلند ترین قله های جاغوری واقع است قریه جاله درواقع متشکل از سه قریه یا ایالت  میباشد که بنام های جاله ، سرقول جاله و نیقول جاله یاد میشود که در روزگاران گذشته تماما یک ملا و یک مسجد داشته است اما امروز بنا به افزایش نفوس و دوری راه قریه سرقول دارای مسجد و ملای جداگانه میباشد ، گر چند تابه حال در امور خارجی یا به اصطلاح (بال جایی) مانند بازی های ” گیرک” (مسابقه تیر اندازی ) والیبال  مراسم عروسی ، انتخابات و غیره با هم متحد میاشند.

قریه جاله دقیقا در وسط را ه عمومی بین بازارهای سنگماشه و بابه قرار دارد این قریه سرسبز و حاصلخیز محدود به قریه های ذیل میباشد طرف شرق آن قریه سنگ سوراخ و دریای خروشان که از بین این دو قریه میگذرد این دوقریه را از هم جدا کرده است  ، طرف جنوب آن قسمت از قریه سنگ سوراخ و سادات نوجوی خرکوش میباشند به طرف غرب آن قریه ” پیدگه ” و به طرف شمال آن کوه های سر به فلک کشیده و قله مشهور خاکریز واقع است. سرقول به سمت شمالغرب و نیقول در شمال جاله واقع است.

وضعیت اجتماعی_اقتصادی

نفوس:

در قریه جاله ۶۵خانوار زندگی میکند که جمعا با نیقول (۲۰خانه )وسرقول( ۳۵خانه) جمعا ۱۲۰خانوارمیشود وحدود ۱۲۰۰نفر جمیت دارد

حاصلات:

در این قریه انواع میوه های که در جاغوری رشد میکنند فراوان پید ا می شود و به ویژه سیب ، انگور ، ناک و شفتالوی سرقول و نیقول قابل یاد آوری است این قریه در گذشته های نزدیک (پیش از خشک سالی های اخیر) تمام احتیاجات غذایی خود را نه تنها خودش تولید میکرد بلکه منبع خوب صادرات غلات و میوه جات به بازار بود ، خشک سالی های چند سال اخیر خسارات جبران نا پذیری را به این قریه  (مانند دیگرمناطق جاغوری ) وارد کرده است که در نتیجه آن هزاران اصله نهال خشک شد و بیش از۵۰فیصد زمین های زراعتی به حالت بایر قرار دارد. و هم چنان صدها نفر از جوانان که نیروی کار ومنبع درآمد به حساب می آمدند در پی کسب رزق حلال راهیی دیار بیگانه شدند ، و البته این مهاجرت ها مزیت های هم داشت که در فرصت دیگر به بررسی میگیریم.

شریانحیاتیاینقریهرارودخانهخروشان و پرآبتشکیلمیدهدکهازکوه هاوقریههایبالادستمانندچهلباغتوی اوقی،سرچاکه،پشتچوب،سیاهزمین، وکرملاسرچشمهمیگیردووادیهایسرسبزمسیرخودراسیرابمیکند و در قریه دهن قول با آب دریای سنگماشه میپوندد. و آب این رود خانه توسط شاجوی که در دل صخره ها ایجاد گردیده است به سمت جاله راهنمایی میشود.

منابع آبی دیگر این قریه کاریزها و قنات های است که آب آن ها را در حوض ها ذخیره میکند و در اوقات معین بالای مزرعه هدایت  میشود.

.

آموزش وپرورش:

مکتب ابتداییه جاله در واقع بعد از مکتب مرکز(لیسه استاد عبدالغفور سلطانی) از جمله اولین مکاتب جاغوری است که در سال ۱۳۴۴تاسیس شد،وتوسط آموزگار محترم حاجی میرزا علی دریاب جاله به فعالیت آغاز کرد

 به گفته ریش سفیدان محل شاگردان درفضای آزاد در جای مکتب کنونی جاله مصروف تحصیل بودند و این تپه تا بحال بنام ” کوته مکتب ” یاد میشود.

این مکتب تا اوایل انقلاب فعال بود وبعد به دلایل نامعلوم در سال ۱۳۶۱ در قریه کته سنگ انتقال میگردد و بنام لیسه فیضیه یاد میشود.

انتقال مکتب بهانه خوبی را بدست مردم میدهد که بچه های خود را از رفتن به مکتب باز دارند و این باعث دورماندن بچه ها از سواد و تحصیل میشود از همین سبب قریه جاله  شاید کمترین دانشجو را نسبت به نفوس و قدامت مکتب ، در دانشگاه های افغانستان داشته باشد و هم چنان در سالهای جنگ و اختناق بیشتر جوانان این قریه که در مکتب مصرو ف آموزش بودند بدلیل بیکاری و وضعیت اقتصادی بدی که داشتند مکتب را ترک گفتند و راهی دیار بیگانه شدند ،به طورمثال از تعداد ۲۰نفر شاگرد صنف اول حتی  یک نفر هم از صنف دوازده فارغ نمیشدند و همه شان در جریان مکتب به ایران یا پاکستان می رفتند که این دو علت به نظرمن موجب کم بودن پسران و دختران جاله در دانشگاه میباشد.

البته در سال های اخیر رجوع مردم به مکتب فوق العاده زیاد  بوده که این روحیه مردم امید وار کننده است.

 بالاخره در سال ۱۳۸۱درخواست مردم برای ایجاد یک باب مکتب در قریه منظور شد و رویای بچه های مردم که همانا داشتن یک مکتب نزدیک بود تا چندین کیلومتر راه را پیاده طی نکنند و در صورت دیر رسیدن به مکتب با چوب های سرمعلم استقبال نشوند، به واقعیت پیوست و فصل نوینی در تاریخ آموزش وپرورش این قریه وقریه های هم جوار بازشد.

 اولین روزهای مکتب را با شور و اشتیاق فراوان ناشی از آغاز به کار یک مکتب جدید در قریه خودمان به مکتب می رفتیم . گرچند اوضاع مناسب نبود و امکانات تدریسی نداشتیم و مکتب ساختمان که چی، حتی تخته و تباشیر برای نوشتن وجود نداشت ، دقیق به یادم هست که معلم هندسه به خاطرکه تخته نداشتیم اشکال هندسی را به روی زمین میکشید که خوشبختانه فرش هم نداشتیم تا مانع نوشتن شود و زمان که تخته چوبی را موسسات خارجی به ما دادند آن وقت تباشیر برای نوشتن نداشتیم و معلم ریاضی با مغز پوسیده درخت بروی تخته می نو

1,423بازدید

۴ دیدگاه »

  1. حاجئ مسافر از سعودئ ثور ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱:۴۲ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۳:۴۲

    برادرحسینئ سلام عرض میدارم خدا وقوت معلومات خوبئ بود ولئ بعضئ سطر ها قابل خواندن نیست اصلاح شو د دیکر اینکه حاجئ میرزا حیات دارد معلومات دهید ممنون شما عزیز

  2. غفوری ثور ۱۷, ۱۳۹۱ در ۶:۴۶ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۴۶

    اگر از این منطقه که گفته بودی سر سبز عکسی می گذاشتی خیلی خوب بود.باز هم از تلاش تان تشکر.

  3. از جاله ثور ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۳ ق.ظ -

    سه شنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۰:۳۳

    در زمانی که مکتب جاله توسط کوریایی ها افتتاح شد؛ پارچه نوشته ی جالبی را مردم جاله نوشته بودند. " انجمن دوستی بین جاله و کوریای جنوبی"

  4. عزت الله حسینی ثور ۲۴, ۱۳۹۱ در ۷:۲۵ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۹:۲۵

    بلی حاجی میرزا الحمدلله در قید حیات است