مقاله تحلیلی – نتایج انتخابات غزنی و دورنمای سیاسی هزاره ها در افغانستان

مدبریت ۸:۱۲ ق.ظ ۲

نتایج انتخابات غزنی و دورنمای  سیاسی هزاره ها در افغانستان :

انتخابات پارلمانی یکی دیگر از پدیده های دیموکراتیک است که بعد از سالها جنگ و جنجال  در افغانستان ، کم کم در این کشور رایج می گردد. اگرچه که این انتخابات چه ریاست جمهوری وچه  پارلمانی هنوز هم بار دوران جهاد و جنگ سالاری را بر دوش می کشند ، اما بازهم به مقایسه دوران طالبان و پیشینیانش می تواند یک گام مترقی در تاریخ دیموکراسی نوپای کشور محسوب گردد. روی همین اصل است که تمام مردم متمدن و قانون شنو افغانستان اعم از هزاره و غیر هزاره ی آن تلاشها به خرچ می دهند تا در ساختار جامعه ی مدنی  و قانون سالاری سهم شایسته ی  شهروندی خود را اداء و ایفا نمایند.

روی همین ملحوظ است که ، تمام ما در دوران همین دو انتخابات اخیر ، با وجود مزاحمتهای معینی که از جانب زورگویان و وحشت طلبان تبلیغ و تعمیل گردید بازهم شاهد فعالیت آگاهانه و جمع و جوش بینظیر خصوصاً ملیت هزاره در تمام افغانستان بوده ایم .

آقای رئیس جمهور افغانستان شاید فراموش کرده باشند که ، در انتخابات  ریاست جمهوری که یکسال و اندی قبل صورت گرفت ، کمک و پشتیبانی مستقیم ملیت هزاره و اوزبیک بود که ایشان به قدرت رسید .  همه مردم افغانستان به شمول خود اقای رئیس جمهور خوب میدانند که ملیت پشتون و تاجیک کمترین رای را به او داده بودند . ما نمیدانیم که بعد از انتخابات ریاست جمهوری اقای رئیس جمهور انتقام کدام  هزاره  را از ملیت هزاره در مجموع و از هزاره های غزنی و جاغوری بخصوص میگیرند که با وجودیکه به وعده های قبل از انتخابات خود عمل نمیکنند اکنون سناریوی ابطال نتایج انتخابات را پیشکش مینمایند؟؟

 در انتخابات مجلس نمایندگان و یا ولسی جرگه ی کنونی هم سهمگیری ملیت پشتون  در ولایتهای پشتون نشین خیلی کمرنگ و خالی از اهمیت تعیین کننده میباشد و بازهم توسط هزاره ها و اوزبیک ها، با همین سهمگیری ایشان در انتخابات است که  مهر تایید بر قانونیت و مشروعیت دولت آقای کرزی ، گذاشته میشود.

هدف مشخصم ازاین نوشته ، انتخابات پارلمانی در ولایت تاریخی غزنی است.  همین ولایت غزنی ، که نظر به تقسیمات اداری بیشترین واحدهای آن پشتون نشین و نظر به نفوس و قوای بشری (دیموگرافی) بیشترین شهروندان آن از ملیت هزاره و اندکی هم تاجیکها میباشند .

 نظر به قانون انتخابات قبلی زمان ظاهرشاه که از هر ولسوالی فقط یک نماینده میتوانست وارد پارلمان گردد ، عمداً سهم مناطق پشتون نشین را از طریق ارتقای هر قریه به یک واحد اداری ولسوالی و علاقه داری بالا برده بودند تا از یکطرف بصورت مصنوعی اکثریت وکلاء در پارلمان را پشتونها تشکیل داده و در تعیین و تقرری وزرا و صدراعظم افغانستان نقش سازنده داشته باشند  و از طرف دیگر سهم بودجوی آنها از قبیل مکتب و راه و سرک و شفاخانه و …را  ازدیاد بخشند.

 در قانون جدید انتخابات که تحت فشار متخصصین بین المللی و در بعضی موارد کاپی کاری از قوانین جوامع متمدن  غربی صورت گرفته است ، این اصل در نظر گرفته شده است که تعداد وکلا باید مطابق به تعداد رای دهندگان  باشند. با وجودیکه قانون کنونی انتخابات نیز کمی ها و کاستی های دارد که به هیچوجه نمیشود آنرا کامل خواند  اما بازهم به مقایسه قوانین قبلی یک گام بجلو دانسته میشود. اکنون مطابق بهمین قانون جدید ، شهروندان ولایت غزنی تحت شرایط مشابه با مناطق پشتون نشین این ولایت ، در پای صندقهای رای دهی برای انتخابات رفته و وکلای مورد نظر خودرا انتخاب کرده اند.

بعد ازینکه نمایندگان ملیت پشتون در مناطق شان بنا بر حمایت از اندشیه طالبان مبنی بر بایکوت انتخابات ، کارتهای شان را در صندقها نریختند و منطقاً یک نفر هم واجد شرایط نماینده بودن و نماینده شدن شناخته نشد ، حامیان قصر نشین شان در وجود کرزی و لوی سارنوال و دیگران ،به تشویش افتاده وظاهراً سخن از نقض عدالت اجتماعی  و مصلحت قومی میزنند . عده ی از دوستان هزاره ما هم کاسه ی داغتر از آش گردیده و از موجودیت چالشها ، بیعدالتی اجتماعی ، عدم دور اندیشی سیاسی و .. داد و فریاد بالا نموده و بعضاً هم تهدید آینده ی طالبان را معیار قرار داده و خواهان لغو نتایج انتخابات ولایت غزنی میگردند.

از دیدگاه خودم ، چند موضوع را باید جداً در نظر داشته باشیم:

۱_ موضوع انتخابات ولایت غزنی صرفنظر از اینکه کی ها و  کدام ها در انتخابات برنده شده اند ، برای هزاره ها یک موضوع پرینسیپیالی است . زیرا این موضوع روابط متقابل دولت با مردم هزاره را یعنی از یک طرف نقش قانونی بودن و مشروعیت دولت را برای هزاره ها و از طرف دیگر نقش سازنده ملیت هزاره  در ساختار جامعه مدنی و احترام به رای و حقوق ملیت هزاره ، از طرف دولت  را ، به نمایش میگذارد.  اگر دولت نتایج آنرا به رسمیت میشناسد ، این امر از طرف دولت، خود بخود به مفهوم احترام به انستیتوتهای موجوده کشور بوده و ازبرابری حقوق ملی و مدنی ملیت هزاره  با دیگر ملیتها نمایندگی میکند.

۲- دولت به بهانه های مختلف ذهنی ، از برسمیت شناختن نتایج انتخابات ولایت غزنی انکار و ابا میورزد و انتخابات دور دوم را پیشنهاد مینماید . این موضوع  نمایندگی از دولتی میکند که خود ناقض قوانین خودش بوده و ق
انون شکنی و باندیتیزم را در کشور ترویج مینماید. در این صورت این عمل یک سگنال خطر برای ملیت هزاره در مجموع بوده ، از زاویه ی دید هزاره ها  مشروعیت دولت دچار خدشه و چالش میگردد  زیرا این امر بحکم حمایت آشکار دولت از تبعیض ، تعصب و نژادپرستی در کشور میباشد.  در موجودیت چنین پدیده منفی   هزاره های  ولایت غزنی  حق مسلم خود میدانند که در انتخابات بعدی و دومی ولایت برای تعیین و انتخابات وکلای ولسی جرگه اشتراک ننمایند. و تمام هزاره های افغانستان عملاً بفکر دولت خود مختار و یا مستقل خود برایند.

۳- نتایج انتخابات به رسمیت شناخته میشود و آقای رئیس جمهور در پهلو و موازی با ۱۱ نفر از وکلای منتخبه ولایت غزنی ، میخواهد به صورت فوق العاده و مصلحتی یکی دو نفر از موسفیدان مناطق پشتون نشین را نیز بصورت استثنایی به مجلس شورای نمایندگان دعوت نماید . بگذار ! ما مردم هزاره و ولایت غزنی با آن مخالف نمی باشیم.

۴_ اگر حقیقتاً سخن از توازن و تعادل ملیت ها در ساختار دولت و موسسات دولتی است ، باید این تعادل در پستهای وزارت خانه ها و دیگر انستیتوتهای دولتی نیز در نظر گرفته شود.

۵- من شخصاً به ولایت ارتقا دادن ولسوالیهای جاغوری و بهسود را حق مسلم این ولسوالی ها میدانم زیرا میدانم که ظرفیت این ولسوالی ها بالاتر از ظرفیت بعضی از ولایاتی اند که سالها اند از امتیاز ولایت برخوردار اند.  بحث ولایت شدن جاغوری و بهسود را مستلزم زمان مساعد دانسته و آنرا نه به عنوان چانه و نه به عنوان امتیاز ، حتا با یک رای هزاره هم  مبادله نکرده و مورد بحث نمیدانم.

در اخیر میخواهم خاطر نشان سازم که دوستانیکه میخواهند با دور اندیشی سیاسی برای خود ،  منافع ملیت و قوم خود  را نادیده بگیرند ، اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب میشوند. در جامعه ایکه همه قومی می اندیشند ، فرا قومی اندیشیدن ما کم از کم بحکم ترسو بودن ما و خیانت به قوم و ملیتی است که با پول و وسایل انها درس خوانده و تحصیل کرده ایم.   طرز تفکر فراقومی اندیشیدن ما ، ممکنست دشمنان ملیت را شاد ساخته و لی بدون تردید در شرایط کنونی ، به حکم مرگ سیاسی ما در میان قوم  است. تاکید میکنم که ، ما  با هیچیکی از ملیتهای افغانستان دشمنی نداریم بجز با آنهاییکه با ملیت هزاره دشمنی میکنند،بناءً دشمنی کردن با ملیت هزاره را  محکوم میکنیم و نمی پذیریم.

+;نوشته شده در ;چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ساعت;۸:۱۲ توسط;محسن زردادی; |;

849بازدید

۲ دیدگاه »

  1. ندیم قوس ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۸ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۰ آذر۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۴۸

    اقای زردادی سلام . درست است که از دوران طالبان بهتر شده . اما این دولت مردان فعلی ,پشاتین تعلیم یافته ارو پا و امریکا است . ازین ها مردم توقع عدالت را دارد . این ها داد از حقوق انسانی و دمو کراسی سر میدهد . اینها از زیر خیمه نیامده است.

  2. حیدری استرالیا قوس ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱:۳۵ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۰ آذر۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۳۵

    به نام خدا به نظر من این یک امتحان است که اقای کرزی میکند که ایا مردم
    هزاره عکس العمل نشان میدهد یانه اگرنشان میدهد عکس العمل شان
    یک صدا است یا چند صدا بعد تصمیم میگرد