مقاله جناب آقای مظفری

مدبریت ۱۰:۰۶ ق.ظ ۲۳

احـیا و اصلاح
مکتبخانه ها و مدارس دینی ؛
ضرورت امروز

مقاله ی ارائه شده به :
همایش عالمان دینی افغانستان؛ ره آوردها وراهبردها
دومین مقاله رسیده به موج سوم که از دوست عزیزم
جناب آقای مظفری کمال تشکر دارم

موج سوم

فـــــهـــرســـت مـــــطــــالــــــب
مقدمه :
تاریخچه ی مراکزآموزشی در اسلام
۱٫ خانه
۲٫ مکتب یا مکتبخانه
۳٫ مسجد
۴٫ مدرسه
دلایل تاسیس مدارس
۵٫ عتبات عالیات
تحوّلات نظام آموزشی سنّتی قبل ازنظام آموزشی جدید در اف
مکتبخانه ها ومدارس دینی در دوران معاصر
رونق مکتبخانه ومدارس دینی در دهه های اخیر
آسیب ها و عوامل تهدید کننده ی مکتبخانه ها ومدارس دینی
۱ . حرکت یک جانبه به سوی مکاتب دولتی
ضرورت تحصیل در نظام آموزشی جدید
ضرورت آموزش در مکتبخانه ها ومدارس دینی
۲ . کاهش ارزش علم وگرایش به مادیگری
۳٫ تهاجم فرهنگ بیگانه
مقابله با هجمه ی فرهنگی بیگانه
۴ . معرفی دین به عنوان علت عقب ماندگی
اعتراف چند دانشمند غربی درمور تمدن اسلامی
علت عقب ماندگی مسلمین
اشتباه مقایسه ی اسلام با مسیحیت
۵٫ آسیب های درونی سیستم تعلیم وتربیت دینی
تبلیغات ناکارآمدی مکاتب دینی در عصر جدید!
۵٫ شیوه های آموزشی نادرست
۶٫ نبود متون آموزشی مناسب ونقایص متون موجود
ضرورت اصلاح متون آموزشی وچگونگی آن
۷٫ نا مناسب بودن کلاس ومدرس های آموزشی
۸ . نبود وسایل کمک آموزشی وتفریحات متناسب
۹ . بها ندادن خود علما ومعلمان دینی
تأمین حقوق مادی ومعنوی معلمان واساتید دینی
راه های تامین حقوق مادی معلمان دینی
۱ .آگاهی بخشی به مردم
مصارف آموزشی هزینه یا سرمایه گزاری ؟
هزینه دربخش آموزش های دینی
۲٫ ترویج واستفاده ی بهینه از وقف
۳ . سازماندهی و انسجام نهاد عالمان دینی
ضرورت سازماندهی و نظم
ضرورت سازماندهی نهاد عالمان دینی
۱ – لزوم بازنگری وتغییر جدى درساختار و برنامه هاى مدارس ومکاتب دینی
۲ . سروسامان دادن به مکتبخانه ها ومدارس دینی
۳ . ساماندهی منابع و وجوه مالی
۴٫ رسمیت بخشیدن به نظام آموزشی دینی
نویسنده :علی جمعه مظفّری

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
مقدمه :
با توجه به شرایط جدید و تحولات گسترده در همه ی ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی وآموزشی افغانستان و کم رنگ شدن نقش مکتبخانه ها ومدارس دینی در نظام آموزشی کشور، ضرورت فعال سازی و بازنگری جدّی مکتبخانه ها ومدارس دینی بیش از پیش آشکار می شود و ازآنجائیکه رسالت انجام این کار تنها بردوش عالمان دینی و نخبگان مسایل فرهنگی ـ آموزشی، است ، همایش عالمان دینی افغانستان؛ ره آوردها وراهبردها، فرصت مناسبی برای طرح چنین مسایل است که با هم اندیشی وهم فکری بیشتر به مشکلات موجود بپردازند و در نتیجه راهبردهای عملی کوتاه مدت ودراز مدت ارائه دهند.
در این نوشتار ابتدا نگاهی کوتاه به سابقه ی مراکز آموزشی سنتی پس از اسلام وتغییر وتحول آن در گذشته وتاریخ معاصر کشور انداخته شده است وسپس با توجه به شرایط نوین وتغییر وتحولات گسترده در کشور به آسیب ها وعوامل تهدید کننده ی آموزش های دینی پرداخته شده است و برای هرکدام راه حلّی ارائه گردیده است ، در ادامه با اثبات ضرورت تحصیل در مکتبخانه ها ومدارس دینی پا به پای مکاتب رسمی، از ضرورت اصلاح وبازنگری در این مراکز آموزشی، سخن رفته وشبهات وارده پاسخ داده شده است و در اخیر برای فعال سازی و استفاده ی بهینه از نظام آموزشی سنتی به ضرورت سازماندهی نهاد عالمان دینی وساماندهی مدارس و منابع مالی توصیه شده است و در حد توان برای هر کدام راهکاری طرح شده است .
لازم به یادآوری است که هدف این نوشتار بیشتر اثبات ضرورت تداوم مکتبخانه ها ومدارس دینی برای عموم مردم بوده است و لذا لحن وبیان وساختار متناسب با سطح فکری آنها انتخاب شده است واز بکارگیری عبارات و اصطلاحات علمی وپیچیده تا حد توان اجتناب شده است.
تاریخچه ی مراکزآموزشی در اسلام
دین مقدس اسلام در شرایط و جایی ظهور کرد که نه در باور وافکار مردم از علم ودانش خبری بود ونه کسی برای آن ارزش مادی یا معنوی قایل بود و نه کسی اعمال ورفتار عالمانه ارائه می داد ونه ارائه ی آن را مایه ی مباهات و افتخار می دانست.
در چنین شرایطی اسلام با فرمان خواندن ومعرفی علم به عنوان مایه ی حیات، منشأ وغایت همه ی خوبیها و ارزشها ، بالاترین ارزش انسان ،چراغ عقل ، باشرافت ترین اصل وتبار ،از بالهای عروج انسان به سوی کمال و رستگاری ، میراث پیامبران الهی ، و… شاهراه سعادت وخوشبختی را فرا راه بشریت گشود و رزمندگان اسلام با پیروزی بر قدرت های بزرگ آن روز مثل ایران وروم دگرگونی های بسیاری در ساختار فکری و اجتماعی آنان نیز پدید آورد. از جمله انحصار تحصیل علم مخصوص اشراف آن امپراطوری ها را شکست و زمینه ی آموزش تمام گروه های اجتماع را فراهم کرد، هم زمان تغییر وتحوّل فراوانی در نحوه و روند آموزش پدید آورد ؛ به جای مراکز آموزشی چون آتشکده ها ، کاخ ها و باغ ها و… اماکن وتاسیسات فرهنگی و آموزشی دیگری پدید آورد که به اختصار به آنها اشاره می کنیم .
۱٫ خانه
وقتی اولین پیام الهی توسط جبرئیل به پیغمبرگرامی (ص) نازل شد ، حضرت با آموزش همسر مهربانش حضرت خدیجه(س) و برادر زاده ی تحت تکفّلش حضرت علی (ع) در منزل، خانه را اولین مرکز آموزشی در اسلام قرار داد. و در این

2,511بازدید

۲۳ دیدگاه »

  1. نادر حمل ۴, ۱۳۸۶ در ۸:۵۴ ب.ظ -

    شنبه ۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۲۰:۵۴

    جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای محمد جمعه مظفری مده الضله العالی!
    بعد از ارزوی صحتمندی تان عرض اینکه سایت « موج سوم» را یکی از دوستانم برایم داد، پس از یک سلسله دید و باز دید در سایت ؛ و مشاهده تصویر عالمان دین و حاکمان شرع که با عمامه های سفید و عبا و قبا های بلندش زینت خواصی به محفل بخشیده بود، هر بیننده را واقعاً متاثر میکرد، به این مفهوم که جامعه محروم هزاره بجای اینکه به علم و معارف ضرورت داشته باشد، برایش آخند صادر میگردد تا هر کدام این آقایونی که درسالن این محفل دیده میشود، در آینده بتواند فتوای قتل عام هزاره ها و غیر هزاره را صادر کنند. خدا را شکر که در طول سه دهه اخیر ملت هزاره عالمان دینی کم داشت ور نه گروه های پیرو خط امام تا حالا نیز دست از جهاد در هزاره جات بر نمیداشت .
    بهر حال آقای مظفری ؛ گزشته از اختلاف سیاسی ایدئولوژیک ، من مایلم آن مقاله ای که شما درآن محفل قرائت کرده اید بخوانم . اما قبل از مطالعه آن مقاله باید خواطر نشان سازم که مردم ما به دانش و خرد بیشتر نیاز دارد تا به « احیا و اصلاح مکتب خانه ها و مدارس دینی، ضرورت امروز افغانستان ». مکتب خانه و مدارس دینی به حد کافی در افغانستان وجود دارد، خداوند برکتش بدهد. دیگر نه ضرورت احیا اش دیده میشود و نه مردم انتظار اصلاحش را دارد.
    بهر صورت امیدوارم ان مقاله را برایم بفرستید.
    سرفراز باشید.
    ارادتمند هم قریه ات: نادر نظری ۲۴ مارچ ۲۰۰۷

  2. مظفری حمل ۴, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۹ ب.ظ -

    شنبه ۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۲۳:۹

    با تشکر از آقای نادر نظری که با دیدن عنوان مقاله این نظر را فرستاده است انشاء الله بعد از مطالعه اصل مقاله بازهم نظرات خود را ارائه نماید تادیده شود که همین نظر را ارائه می کند یا تغییری در دیدگاه شان پدید می آید.

  3. نادر حمل ۲۰, ۱۳۸۶ در ۶:۴۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۰ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۱۸:۴۶

    دوست عزیز جناب آقای مظفری!
    نوشته تان را خواندم؛ شما در مقاله تان بر تبلیج و ترویج همان اسلام سنتی بیشتر تکیه کرده اید؛ تا به اسلام مدرن و تجدد گرا.
    من پیرامون موضع تبلیغ و ترویج شما از اسلام؛ کاری ندارم اما متاسفانه طرح موضوع تا آنجا به پیش می رود که شما محصول علم دانش را که توسط دانشمندان قبل و هم عصر اسلام پایه گزاری شده بود؛ انکار نموده و آنرا به اسلام قلمداد می نمائید. در حالیکه مسئله کاملاً بر عکس است.
    آیا شخصی مثل ابو علی سینا که در مقاله تان نام برده اید؛ به او تهمت کفر نزدند؟ یا رازی دست پرورده اسلام هستند؟ به غیر از این است که خراسانیان بودند که باعث پیشرفت علمی در قرون اولیه اسلام شدند؟ اگر اسلام باعث رشد علمی شده بود چرا امویان هیچ پیشرفتی نکردند؟ چرا زمانی که خراسانیان وارد دربار عباسیان شدند این پیشرفت شروع شد؟ چرا عربها هنوز در زمینه های علمی عقب افتاده هستند؟ چرا اگر محمد واقعاً به علم بها می داد پس از اینکه به واسطه خدیجه به ثروتی کلان دست یافت به تحصیل علم نپرداخت؟ سن ۲۵ سالگی سن زیادی برای فراگیری دانش نبود؟
    اگر علم در زمان عباسیان پیشرفت کرد تنها به واسطه خراسانیان بود نه ذات اسلام. وقتی خراسانی ها با آن همه عظمت زیر دست عربهای بیابانگرد قرار گرفتند خواستند ثابت کنند که از عربها برتر هستند و چیزی از آنها کم ندارند که آنها را موالی بنامند. عربهای بیابانگرد چیزی از زندگی شهری و دیوانسالاری نمی دانستند. حضورخراسانی ها در دربار بود که باعث شد عربها با دیوانسالاری نیز آشنا شوند. پس کسانیکه می کوشند پیشرفت های علمی قرون اولیه کشورهای اسلامی را به ذات اسلام نسبت بدهند با خود بگویند چرا این دانشمندان در میان عربها نبودند؟ چرا ذات اسلام اکنون کاری برای عربها نمی کند؟ چرا مسلمانان با استفاده از کتاب قرآن و حدیث به رازهای علمی پی نمی برند و خود را را در پیش جهانیان رو سفید نمی کنند؟

  4. نادر حمل ۲۰, ۱۳۸۶ در ۶:۴۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۰ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۱۸:۴۸

    مگر همین عمر خلیفه مسلمین نبود که دستور داد کتابخانه های نیشابور؛ خراسان و بلخ را آتش بزنند و گفت قرآن حاوی همه علوم است و ما را کفایت می کند. مگر کتابخانه اسکندریه که کتابهایی به قطر قامت یک انسان داشت طعمه حریق این دانش ستیزان نشد؟ چه طور به خود اجازه می دهید پیشرفت علمی قرون اولیه را به اسلام نسبت دهید؟
    مگر همین زکریای رازی را که میگفت: " آیه های قرآن با عقل و منطق ساز گاری ندارد" را تکفیر نکرده و با کوبیدن کتاب های خودش بر فرقش کور نساخت؟
    اینکه نوشته اید : « دین مقدس اسلام در شرایط و جایی ظهور کرد که نه در بر باور وافکار مردم از علم ودانش خبری بود ونه کسی برای آن ارزش مادی یا معنوی قایل بود.» بصورت مطلق درست نیست، درست است که عرب های بادیه نشین نسبت به خراسانیان در یک شرایط عقب افتاده تری قرار داشتند ولی موضوع تا حدی مطلیت ندارد که شما از آن برداشت کرده اید،خواه این برداشت شما به دلیل عدم وجود منابع علمی تاریخی در جو خفقان آور دین سالاری جمهوری اسلامی باشد و یا ناشی از یک جانبه نگری و تفتیش عقاید.
    اگر چنین می بود باید عبدالله بن ابی سرح، کاتب پیامبر، کعب بن اشرف شاعر توانای عرب ،دشمن پیغمبر اصلاً وجود نمیداشت و پیامبر مجبور بود همه آیات را شفاهی از بر کند . در حالیکه چنین نبود، در آنجا ادیبان، شاعران و خردمندان زیادی وجود داشت. شما فکر کنید کسیکه پیامبر همراهش ازدواج کرد (خدیجه) مثل زنان محصور درچهار دیواری افغانستان نبود، او یک زن تجار بود . اما نه تنها او بلکه خیلی از زنان دیگر در شرایطی به مراتب بهتر از وضعیت زنان مسلمانان معاصر قرار داشتند.
    شما متاسفانه واقعیت ها را وارونه مطرح می نموده دست اورد اعراب قبل از اسلام را یکسره رد مینمائید.
    حال که اسلام عزیز شما، علم و دانش را توسعه بخشیده چرا ثمره و محصول آنرا امت اسلامی نمی چشد که به قول معروف همیشه از داشتم داشم بحث میشود و از دارم دارم هیچ صحبتی به عمل نمی آید؟

  5. نادر حمل ۲۰, ۱۳۸۶ در ۶:۴۹ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۰ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۱۸:۴۹

    از جمعیت ۳/۱ میلیاردی مسلمان دنیا کمتر از ۳۰۰۰۰۰ نفر به عنوان دانشمند شناخته شده اند. آمریکا ۱/۱ میلیون و ژاپن ۷۰۰۰۰۰ دانشمند دارد.
    درمیان کشورهای OICسازمان کنفرانس اسلامی ۵۶ کشور به طور متوسط دارای ۱۰ دانشگاه هستند که در کل این جمعیت ۳/۱ میلیارد نفری کمتر از ۶۰۰ دانشگاه دارند. هند ۸۴۰۷ دانشگاه و آمریکا ۵۷۵۸ دانشگاه دارد.
    فقیر ترین کشورهای دنیا و در عین حال پر جمعیت ترین قشر عالمان دینی و رو حانیون کشورهای ایتیوپی ، سرالئون، افغانستان، کامبودیا ، سومالی، نیجریه، پاکستان، و موزامبیک می باشند.
    با توجه به مبحث فوق آیا باز هم ضرورتی به ازدیاد روحانیون در افغانستان و از آنجمله در هزارجات دیده میشود؟.
    انچه شما از مدرسه های دینی ستایشی به عمل آورده اید؛ باید به عرض برسانم ،کاش آن شیوه از تدریس دینی که شما دوست دارید آنرا علم معرفی کنید, هرگز وجود نمیداشت، شما نمیدانید که آنعده از شاگردان مدارس دینی که موفقانه فارغ شدند برای جامعه هزاره چی کردند؟ آیا همگی در خدمت دربار و طبقات حاکمه قرار نگرفتند؟ آیا شکست هزارجات به دست عبدالرحمن خان جلاد با تکیه بر همین روحانیون که از مدارس دینی برآمد کردند نبود؟
    آیا همین روحانیون عامل تفرقه و تشدت در میان هزاره ها محسوب نمیگردد؟ همین روحانیونی که ازش نام برده اید آیا فتوای غالی بودن بخشی از هزاره ها صادر نکردند تا آب در آسیاب استبداد بریزد؟
    آیا جامعه هزاره بنابه فتوای عالمان دینی مورد تمجید شما: آیت الله علی احمد حجت وآیت الله واعظ بهسودی وعلامه سید اسماعیل بلخی وآیت الله العظمی فیاض دام ظله وآیت الله العظمی محقق کابلی دام ظله و… هنوز هم از چوب فروشی های بقول علمای دینی غالی های هزاره خرید می توانند؟
    آنچه از کار نامه حق خواهی عالمان دینی میتوان نام برد این است که آنها برای حقوق مذهبی شیعیزم مبارزه کردند نه برای حقوق هزاره ها .

  6. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۱۸ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۱۸

    دوست عزیز جناب آقای مظفری!
    نوشته تان را خواندم؛ شما در مقاله تان بر تبلیج و ترویج همان اسلام سنتی بیشتر تکیه کرده اید؛ تا به اسلام مدرن و تجدد گرا. ( دوست بسیار عزیزم آقای نادر نظری سلام ! بسیار خوشحالم که وقت گذاشته وآن را خوانده اید من هم این نوشته شما را با اندک تاخیر مطالعه کردم می خواستم جواب مفصل تر ودر فرصت بهتر بنویسم اما از باب اینکه لطف دوست را نباید بی پاسخ گذاشت تصمیم گرفتم فعلاً با مطالعه ی هر فراز نوشته ی شما جواب کوتاهی برایش بنویسم تا ببینم که فرصت بهتری پیدا می توانم یا نه امیدوارم این نوشته ها را هم بخوانید نوشته های بنده بین پرانتز مشخص شده است .)
    من پیرامون موضع تبلیغ و ترویج شما از اسلام؛ کاری ندارم اما متاسفانه طرح موضوع تا آنجا به پیش می رود که شما محصول علم دانش را که توسط دانشمندان قبل و هم عصر اسلام پایه گزاری شده بود؛ انکار نموده و آنرا به اسلام قلمداد می نمائید. در حالیکه مسئله کاملاً بر عکس است.
    ( کاملاً برعکس یعنی چه ؟ یعنی اسلام هرچه داشته است از دیگران بوده است وخودش هیچ چیزی نیاورده است ؟ من چنین فکر نمی کنم )
    آیا شخصی مثل ابو علی سینا که در مقاله تان نام برده اید؛ به او تهمت کفر نزدند؟
    ( از این برداشت های متفاوت زیاد بوده است تا همین اواخر هم فلاسفه را از دین خارج می دانستند شاید کسانی امروز هم چنین دیدگاه های داشته باشد . اما این حرف ها نظر اسلام نیست بلکه نظر گروه ونحله های خاص با دیدگاه های خاص است شما آن را به پای اسلام اسلام نگزارید ).

  7. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۱۸ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۱۸

    یا رازی دست پرورده اسلام هستند؟ ( در یک محیط کاملاً اسلامی بزرگ ورشد ونمو کرده است وتعلیمات اسلام در نظریات وتحقیقاتش تاثیر زیادی داشته است ) .
    به غیر از این است که خراسانیان بودند که باعث پیشرفت علمی در قرون اولیه اسلام شدند؟
    ( خراسانیان تا حدودی نقش داشته اند همان طور که اسلام برای شکوفایی وجهت دهی خراسانیان نیز نقش فراوان داشته است ومطالعه کتاب خدمات متقابل اسلام وایران نوشته شهید مطهری در این جهت بسیار مفید است .) اگر اسلام باعث رشد علمی شده بود چرا امویان هیچ پیشرفتی نکردند؟ ( در این جهت با شما هم نظرم برای اینکه آنها از اسلام حقیقی جدا شدند وچنانچه در متن مقاله هم آمده است وسیاست آنها بر نگه داشتن مردم در جهل ونادانی بود چنانچه در دعوایی بر سر شتر بین یک طرفدار علی (ع) ویک مرد شامی که طرفدار معاویه بود عده ای از شامیان در دادگاه شهادت دادند که که این شتر ماده مال این مرد شامی است و طبق شهادت شان حکم شد مرد کوفی طرفدار علی (ع) هرچه اعتراض کرد که این شتر نر است و شاهدان به اشتباه شهادت داده اند مورد توجه قرار نگرفت و اتفاقاً معاویه توسط همین صاحب شتر به امام علی (ع) پیغام داد که من هزاران نفر سرباز مسلح از چنین مردمی دارم که بین شتر نر وماده را فرق نمی گزارند چه رسد بین حق وباطل !!، بر سر همین مردم که وقتی معاویه نماز جمعه را در روز چهار شنبه می خواند کسی اعتراض نمی کند حکومت کرده است و… وقتی سیاست حاکمان براین مبنا استوار باشد توقع پیشرفت علمی از آنها به دور از انصاف است )
    چرا زمانی که خراسانیان وارد دربار عباسیان شدند این پیشرفت شروع شد؟
    ( قبل از آن وهمزمان با آنها دانشمندانی زیادی از اعراب بوده اند که به تشویق دستورات اسلامی به علوم مختلف وترجمه ی آنها از یونان و… رو آوردند وعلوم مختلف را گسترش دادند و خراسانیان در بخش اداری بیشتر فعالیت داشته اند وبعداً آنها هم در بخش گسترش علوم نقش ایفا کرده اند )

  8. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۱۹ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۱۹

    چرا عربها هنوز در زمینه های علمی عقب افتاده هستند؟ ( روشن است برای اینکه هنوز هم به اسلام آن طور که باید عمل کنند عمل نمی کنند ) . چرا اگر محمد واقعاً به علم بها می داد پس از اینکه به واسطه خدیجه به ثروتی کلان دست یافت به تحصیل علم نپرداخت؟ سن ۲۵ سالگی سن زیادی برای فراگیری دانش نبود؟ شما نپرداختن دیگران به علوم را نداشتن ثروت دانسته اید در حالیکه چنین نبوده است بسیاری از سرمایه داران به مکتب نرفتند وبسیاری از فقیران رفتند مخصوصاً تحصیلات آن زمان که هزینه های مثل امروز نداشت و محمد(ص) نگاری است که گرچه به مکتب نرفته است اما چنین نیست که بی سواد بوده باشد بلکه در عین مکتب نرفتگی به غمزه مسأله آموز هزاران هزار مدرّس بود او با رهایی از تفکر مادی گستره ی زمان و حرکت تاریخ را در نوردیده وگذشته وحال وآینده را به فضل الهی می دید ومی دانست چنانکه در قرآن کریم آمده است که که خداوند کتاب وحکمت را برتو نازل کرد و چیزهایی آموخت که از نزد خود نمی توانستی بیاموزی وفضل خدا برتو بسیار عظیم است (وَاَنزَلَ اللّهُ عَلَیْکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْکَ عَظِیماً﴾ بشر می تواند با تلاش وکوشش ، علوم عادی را فرا گیرد هر چند آن نیز از عطایای الهی است اما علمی که به رسول اکرم (ص) عطا شده است بدون تعلیم غیبی الهی ممکن نیست زیرا از قبیل علوم متعارف وقابل یادگیری نیست که در مکاتب عادی ودفاتر بشری یافت شود و کسی بتواند آنها را یاد بگیرد او کتابی آورده است که با آن جهانی را می توان از تاریکی به روشنایی سوق داد و آنها را نورانی کرد. واگر در تاریخ می خوانید که حضرت کاتب داشته است بخاطر مصلحت دیگری است که خود قرآن هم به آن تصریح کرده است که (﴿وَمَا کُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَلاَ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَّرْتَابَ الْمُبْطِلُونَ﴾ که تو قبل از این نه کتابی می خواندی ونه آن را بادست خود می نوشتی تا بهانه جویان نگویند که در اثر درس وعلم اکتسابی این قرآن را فرا گرفته است واین همان چیزی است که قرآن برای اثبات حقانیت خود واینکه تنها از راه ارتباط با خداوند به دست آمده است وتعلیمات بشری در ان نقش نداشته است تاکید کرده است

  9. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۱۹ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۱۹

    وپیامبراکرم (ص) برای جلوگیری از این بهانه بهانه جویان این سیاست را هم چنان تا آخر حفظ کرد وچیزی بادست خود ننوشت اما منافات ندارد که حضرت مثل این علم لدنی خودش قدرت برخواندن ونوشتن را هم از خداوند گرفته باشد چه اینکه قدرت خواندن ونوشتن خود یک کمالی است که مثل دیگر کمالات باید پیغمبرخدا داشته باشد . اما خرچ سرمایه حضرت خدیجه داستان مفصلی دارد که پیامبراکرم (ص) چگونه توانست با آن برای سالیان دراز مسلمانان محاصره شده در دره مکه را نجات دهد وخدمت بزرگی به محرومان و مستضعفان نماید که باید در تاریخ اسلام مراجعه کرد. )
    اگر علم در زمان عباسیان پیشرفت کرد تنها به واسطه خراسانیان بود نه ذات اسلام. وقتی خراسانی ها با آن همه عظمت زیر دست عربهای بیابانگرد قرار گرفتند خواستند ثابت کنند که از عربها برتر هستند و چیزی از آنها کم ندارند که آنها را موالی بنامند. عربهای بیابانگرد چیزی از زندگی شهری و دیوانسالاری نمی دانستند. حضورخراسانی ها در دربار بود که باعث شد عربها با دیوانسالاری نیز آشنا شوند. پس کسانیکه می کوشند پیشرفت های علمی قرون اولیه کشورهای اسلامی را به ذات اسلام نسبت بدهند با خود بگویند چرا این دانشمندان در میان عربها نبودند؟ آیا فراگیری دیوانسالاری از خراسانیان ویا آموزش آن توسط خراسانیان به معنای پیشرفت علمی در همه ی زمینه ها توسط خراسانیان بوده است ؟ آیا افتخارات اسلام تنها در همان دیوان سالاری شان خلاصه می شود ؟ افتخارات اسلام در غیر از این مسأله بوده است که در متن مقاله به برخی از دیدگاه های صاحب نظران غربی اشاره شده است مراجعه شود در آنها از دیوان سالاری خبری نیست. )

  10. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۰ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۰

    چرا ذات اسلام اکنون کاری برای عربها نمی کند؟ ( برای اینکه کسانی که بر مسند حکومت شان تکیه زده است از اسلام الف وبای شان را هم نمی فهمند وهر کسی به فکر عیش ونوش وادامه حکومت خود به هر قیمت حتی به قیمت نوکری اربابان خارجی است ) چرا مسلمانان با استفاده از کتاب قرآن و حدیث به رازهای علمی پی نمی برند و خود را را در پیش جهانیان رو سفید نمی کنند؟ ( به هر مقدار که توان وتمکن پپدا کرده اند به رازهای که مربوط به هدایت وسعادت بشریت است پی برده اند ونظریه داده اند واز نظریات خود دفاع وآن را به اثبات هم رسانده اند اگر منظور تان پیشرفت در زمینه های علوم تجربی وساینس است باید بگویم که رنسانس وپیشرفت علوم جدید درغرب هم ناگهانی وبه یگبارگی اتفاق نیفتاده است با ده ها سال تلاش و با غارت سرمایه مادی ومعنوی کشورهای مستعمره وبا ده ها مکر وفریب دیگر از جمله استعمار واستحمار کشورهای به نام مسلمان ونصب حاکمان دلخواه خود برآنان وغارت منابع علمی وفرهنگی شان و راه اندازی جنگ وغارت و ایجاد اختلاف ودشمنی وبه جان هم انداختن و… خود را به این جا رسانده اند ، سرگذشت معاملات غرب با مسلمانان وتقسیم آنان به کشورهای مختلف و… جالب وخواندنی است در این میان مسلمانان به هرمقدار از آگاهی وبیداری رسیده اند و به هر اندازه که قدرت های بزرگ اجازه داده اند ، وبر سرنوشت خود مسلط شده اند پیشرفت هایی هم داشته اند اما اگر همانطور که در داخل کشور ما برای بچه هزاره امکان تحصیل در دانشگاه نبوده است وآنها صنف دوازده را تمام نموده مجبور به ترک تحصیل یا رو آوردن به شغل معلمی بوده است امروز بر ما روا نیست که بگوئیم که چرا بچه های هزاره درس نخوانده است ؟ یا استدلال کنیم که پس بچه هزاره در ذات خود استعداد تحصیل در آموزش عالی را نداشته است !!

  11. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۰ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۰

    همانطور که در این نمونه کوچک کوتاهی را به پای سیاست های نا عادلانه حاکمان ظالم می گذاریم در بحث کلان کشورهای اسلامی هم تا حدودی قضیه از همین قرار است و بچه های معتقد مسلمان در کشورهای دیگر در سالهای اخیر نیز همین وضعیت را داشته ودارند و تاریخ کشورها کاملاً نشان می دهد که بسیاری از کارهای مهم نظامی وسیاسی وعلمی به دست مستشاران غرب یا شرق صورت گرفته است و امروز در قرن ۲۱ نیز در کشور ما این روند ادامه دارد . شما حساب کنید که برای رئیس جمهور کشور چند تا مشاور سیاسی نظامی امنیتی علمی و.. . خارجی وجود دارد و هرکدام برای دادن یک مشوره دست چندم چه قدر از بودجه ی کشور را به نرخ یورو ودلار به یغما می برند ! آیا چنین مشاوره ای را نیروی داخلی داده نمی تواند ؟ می تواند اما سیاست مقامات بالا اجازه نمی دهد که بچه های مسلمان ونیروهای داخلی به این کارها وارد شوند و یاد بگیرند !! آیا آنهائیکه امروز دنیا را برای خود می خواهند تکنولوژی و پیشرفت های خود را نیز به دیگران می دهند ؟ شما که در مرکز تمدن وپیشرفت غرب قرار دارید آیا می توانید خود یا یک نفر دیگر به عنوان یک بچه مسلمان در رشته ی هسته ای یا هر رشته ی علمی پیشرفته ی دیگر در دانشگاه های غرب تحصیل کنید؟ چرا دور برویم آیا اجازه می دهند که بچه های مسلمان در کشور خود شان وبا سرمایه خود شان به تکنولوژی پیشرفته برسند و بادست خود چیزی بسازند ؟ اگر چنین است چرا در مورد انرژی هسته ای ایران این قدر سرو صدا راه انداخته اند ؟ مگر نه این است که می بینند چند جوانی که میانگین عمر شان ۳۰ سال است کارهایی می کنند که تنها مهندسان کارکشته شصت هفتاد ساله ی شان تازه می توانند انجام می دهند ؟ به هر حال این قصه سر دراز دارد شاید به همین مقدار بس باشد )

  12. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۰ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۰

    مگر همین عمر خلیفه مسلمین نبود که دستور داد کتابخانه های نیشابور؛ خراسان و بلخ را آتش بزنند و گفت قرآن حاوی همه علوم است و ما را کفایت می کند. ( این کار عمر وهم چنین منع نقل حدیث پیامبراکرم (ص) وبرخی از کارهای دیگر ایشان قبل از آنکه عمل به دستور اسلام واز روی شناخت مبانی اسلامی باشد یک اقدام شخصی واز روی اهداف سیاسی بوده است که به هیچ وجه ربطی به اسلام ندارد و دلیلش هم این است که بعد از عمر دو باره حاکمان دیگر اسلامی از جنس خود شان این روش او را ادامه ندادند ورسماً دیدگاه او را با اجازه رسمی نقل وانتشار حدیث و… رد کردند ) . مگر کتابخانه اسکندریه که کتابهایی به قطر قامت یک انسان داشت طعمه حریق این دانش ستیزان نشد؟ ( این مورد نیز هیچگاه بیان کننده ی نظر اسلام نیست و کتابسوزی های فراوانی که در تاریخ اسلام رخ داده است براساس تعصبات کور وفرقه گرایی هایی فراوانی بوده است که در هر زمانی توسط افراد و گروه های خاصی انجام گرفته است وعملکرد یا برداشتهای غلط گروه ها وفرقه ها ونحله های مختلف را نمی توان به پای اسلام گذاشت همانطور که عملکرد طالبان را نه می توان به نام اسلام گذاشت ونه به پای مردم افغانستان بلکه به پای گروه خاص با دیدگاه وبرداشتهای خاص باید گذاشت ) . چه طور به خود اجازه می دهید پیشرفت علمی قرون اولیه را به اسلام نسبت دهید؟ به همان دلائلی که در متن مقاله آمده است وبرای هر حرف که زده ام منابع ومرجع شان هم یاد داشت کرده بودم که به دلیل فنی در وبلاگ نیامده و متاسفانه نوشته ها بدون پانوشت آمده است وگرنه با مراجعه به آن منابع بهتر فهمیده می شد که چگونه پیشرفت ها منسوب به اسلام است ) .

  13. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۱ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۱

    مگر همین زکریای رازی را که میگفت: " آیه های قرآن با عقل و منطق ساز گاری ندارد" را تکفیر نکرده و با کوبیدن کتاب های خودش بر فرقش کور نساخت؟ متاسفانه برخوردهای غیر علمی بخاطر ضعف علمی عده ای در گذشته زیاد بوده است همانطور که اظهار نظرهای غیر علمی نیز فراوان بوده وهست وازجمله همین نظر رازی برفرض صحت ، حاکی از نظر غیر کارشناسی او است او در علم طبابت تبحری فراوان داشته است و از او به عنوان طبیب بیهمتای اسلام یاد شده است نه قرآن شناس یا مفسر بزرگ . اما اینکه بخاطر این نظریه اش کور شده باشد بنده اطلاع ندارم به آن حد که من مطالعه دارم نوشته اند که ایشان در اواخر عمر واندک زمانی پیش از مرک به سبب علاقه مفرط به مطالعه ، به بیماری آب مروارید مبتلا شد ولی از معالجه آن خود داری می کرد زیرا می گفت که : دنیا را بیش از آن دیده است که بخواهد بازهم آن را ببیند . به هر حال آزاد اندیشی وانتقادات قبل وبعد از رازی هم زیاد بوده است افرادی هم مثل ابن راوندی حتی جرأت تقلید قرآن واستهزای حضرت پیامبر(ص) را به خود می داد اگرچه زکریای رازی خراسانی در تاریخ آزاد اندیشی در اسلام معاصران خود را تحت الشعاع قرار داده بود اما راه ایده آل اش نقد علمی بوده است که البته در هر زمان وبرای هرکس میسور نبوده و نیست افرادی مثل امام هادی (ع) می خواهد که در پاسخ به کتاب یعقوب بن اسحاق که به اعتقاد خودش آیات متناقض قرآن را جمع آوری کرده بود با یک جمله توسط شاگردش پیغام دهد وبگوید که : این احتمال وجود دارد که کسی که این قرآن را نازل کرده است چیزی را اراده کرده باشد که در ذهن تو نیامده باشد واین قرآن طبق اراده های نازل کننده ی آن هیچ تناقضی نداشته باشد . وقتی این مرد در مورد این حرف می اندیشد پی می برد که واقعاً این احتمال درست است و در نتیجه کل کتابش را آتش می زند و به اشتباهش پی می برد. به هرحال برخوردهای این چنینی در تاریخ اسلام فراوان است ، باز هم تذکر می دهم که اسلام را نباید با عملکرد افراد وگروه ها وجریانات مختلف سیاسی ومذهبی سنجید بلکه بعکس باید عملکرد افراد را با اسلام سنجید که چه قدر با اسلام مطابقت دارد) .

  14. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۱ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۱

    اینکه نوشته اید : « دین مقدس اسلام در شرایط و جایی ظهور کرد که نه در بر باور وافکار مردم از علم ودانش خبری بود ونه کسی برای آن ارزش مادی یا معنوی قایل بود.» بصورت مطلق درست نیست، درست است که عرب های بادیه نشین نسبت به خراسانیان در یک شرایط عقب افتاده تری قرار داشتند ولی موضوع تا حدی مطلیت ندارد که شما از آن برداشت کرده اید،خواه این برداشت شما به دلیل عدم وجود منابع علمی تاریخی در جو خفقان آور دین سالاری جمهوری اسلامی باشد و یا ناشی از یک جانبه نگری و تفتیش عقاید. ( بنده هم چنان عقیده دارم که اسلام در جزیره العرب در چنین اوضاع واحوالی ظهور کرد واین برداشت را از منابع وتاریخ قبل وبعد از اسلام که موجود است وبه هر مقداری که من مطالعه داشته ام به دست آورده ام و برای اثبات آن مقاله ای دیگری نیز نوشته ام که تا حدودی وضعیت حاکم بر جزیره العرب آن زمان را نشان می دهد والبته اثبات این مطلب برای جزیره العرب نفی علم وفرهنگ از جاهای دیگر نمی کند و کسی انکار نمی کند که قبل از اسلام تمدن های یونان و ایران و… بوده است اما هدف بنده اثبات توجه ورویکرد اسلام به علم وارزشهایی اسلامی در چنان اوضاع واحوال و فضای حاکم بر جزیره العرب بوده است که اگر به افتخارات وارزشهای حاکم برآن ها توجه کنید تائید می کنید که در هیچ جنگ یا نزاع یا مباحثه ومناظره و برتری طلبی وبیان افتخارات خود از داشتن علم و توجه به آن یاد نکرده اند در حالیکه به خیلی از چیزهای پوچ حتی به زیادی تعداد مردگان خود افتخار کرده اند اما از این ارزشهای گرایش وتوجه به علم وعالمان خبری نیست .اما اینکه گفته اید که )

  15. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۲ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۲

    اگر چنین می بود باید عبدالله بن ابی سرح، کاتب پیامبر، کعب بن اشرف شاعر توانای عرب ،دشمن پیغمبر اصلاً وجود نمیداشت و پیامبر مجبور بود همه آیات را شفاهی از بر کند . در حالیکه چنین نبود، در آنجا ادیبان، شاعران و خردمندان زیادی وجود داشت. ( بلی این مطلب در متن مقاله هم آمده است که قبل از طلوع اسلام بخاطر وجود مکتبخانه ها یا در اثر مراودات تجاری اعراب با همسایه های ایران و روم تعدادی باسواد که قدرت خواندن ونوشتن داشته اند بوده است وعده ای از کاتبان وحی هم از همان ها است . اما اینکه این افراد ادیب وخردمند بوده است معلوم نیست . بلی توجه به شعر و ادبیات وجود داشته است و سالانه مراسم معرفی آثار برگزیده هم در بازار عکاظ وغیره وجود داشته است اما بسیار محدود و اشعار با محتوای بسیار پائین که از عیش ونوش ومطالب عشقی فراتر نمی رفته است ). شما فکر کنید کسیکه پیامبر همراهش ازدواج کرد (خدیجه) مثل زنان محصور درچهار دیواری افغانستان نبود، او یک زن تجار بود . اما نه تنها او بلکه خیلی از زنان دیگر در شرایطی به مراتب بهتر از وضعیت زنان مسلمانان معاصر قرار داشتند. ( بلی حضرت خدیجه یک زن سرمایه دار بوده است وسرمایه اش را در امر تجارت به کار انداخته بوده است وتا جائیکه من اطلاع دارم دیگران برایش کار می کرده است اما اینکه خودش هم سفرهای تجاری داشته باشد فعلاً مطمئن نیستم وبرفرض که مسافرت کرده باشد هیچ عیبی نیست اما اینکه گفته اید که زنان افغانستان در چهار دیواری محصور است این نیز نظر اسلام نیست وبنده به عنوان یک مسلمان آن را نمی پسندم همانطور که وضعیت زنان مسلمان معاصر مثل وضعیت مردان مسلمان معاصر مورد رضایت و پسند من وامثال من نیست ).

  16. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۲ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۲

    شما متاسفانه واقعیت ها را وارونه مطرح می نموده دست اورد اعراب قبل از اسلام را یکسره رد مینمائید. ( شما اگر کدام دست آورد ارزشمند از اعراب قبل از اسلام یا همزمان با طلوع اسلام در جزیره العرب سراغ دارید بیان کنید استفاده می کنیم ).
    حال که اسلام عزیز شما، علم و دانش را توسعه بخشیده چرا ثمره و محصول آنرا امت اسلامی نمی چشد که به قول معروف همیشه از داشتم داشم بحث میشود و از دارم دارم هیچ صحبتی به عمل نمی آید؟ ( در این جهت درد مشترک داریم ومقاله بنده هم در حد خودش برای علاج همین درد نوشته شده است که با توجه به تعلیمات که اسلام عزیز دارد چرا مسلمانان از آن استفاده نمی کنند ؟ و چرا راه استفاده اش را به بهترین وجه فراهم نمی کنند ؟ در این مقاله شمّه ای از رهنمود های اسلام در مورد ارزش علم وعالم وثمرات علم بیان شده است سوال بنده هم همین است که در کدام آئین ودین ومکتب دیگر حتی در کشورهای پیشرفته ای امروز چنین تعلیمات وآموزه های عالی وجود دارد ؟ چرا دیگران بدون اینکه چنین دستورات و اعتقاداتی داشته باشند چنین پیشرفت و ترقی می کنند اما مسلمانان با داشتن چنین دستوراتی هم چنان در جهل وبی سوادی وپسماندگی غرق اند ؟ به نظر بنده یکی از راه های علاج اصلاح شیوه ها وعملکرد ها وتجدید نظر در رویکردها وسیاست های کلی وقوانین حاکم برکشورها ودولتها ودیدگاه های افراد است که باید هرکس به سهم خودش در این راستا تلاش کند.تا شاید وضعیت مسلمانان از اینکه هست بهتر شود )

  17. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۳ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۳

    از جمعیت ۳/۱ میلیاردی مسلمان دنیا کمتر از ۳۰۰۰۰۰ نفر به عنوان دانشمند شناخته شده اند. آمریکا ۱/۱ میلیون و ژاپن ۷۰۰۰۰۰ دانشمند دارد.
    درمیان کشورهای OICسازمان کنفرانس اسلامی ۵۶ کشور به طور متوسط دارای ۱۰ دانشگاه هستند که در کل این جمعیت ۳/۱ میلیارد نفری کمتر از ۶۰۰ دانشگاه دارند. هند ۸۴۰۷ دانشگاه و آمریکا ۵۷۵۸ دانشگاه دارد.
    فقیر ترین کشورهای دنیا و در عین حال پر جمعیت ترین قشر عالمان دینی و رو حانیون کشورهای ایتیوپی ، سرالئون، افغانستان، کامبودیا ، سومالی، نیجریه، پاکستان، و موزامبیک می باشند.
    ( باید بررسی کرد که چرا چنین وضعیتی بوجود آمده است اگر شما مانع پیشرفت را در کدام دستور اسلام می بینید آن دستور را بیان کنید. در کجا اسلام پیروان خود را به جهل وبی سوادی ونرفتن به سوی ترقی وپیشرفت دعوت کرده است ؟ مگر برخی از دستورات اسلام را در متن مقاله در این بخش نیاورده ام ؟ . کشورهای که نام برده اید به کدام دستور اسلامی عمل کرده اند که به این وضعیت در آمده اند ؟ مشکل همین است که مسلمانان از اسلام نامش را یدک می کشند وغیر مسلمانان به تعلیمات اسلام عمل می کنند ونتیجه همان است که شما گفته اید.)

  18. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۳ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۳

    با توجه به مبحث فوق آیا باز هم ضرورتی به ازدیاد روحانیون در افغانستان و از آنجمله در هزارجات دیده میشود؟. ( از مبحث فوق این نتیجه به دست نمی آید که هرچه فقر وبد بختی است در اثر ازدیاد روحانیون است تا بگوییم بدبختی هایی فعلی افغانستان وهزارجات به اندازه ای رسیده است که دیگر نیاز به وجود عامل بیشتر فقر وبی سوادی به اعتقاد شما روحانیون زیاد ! نداشته باشد . اگر شما رابطه ی فقر ومشکلات کشور با روحانیون وعالمان دینی را رابطه علت ومعلول می دانید . بنده این عقیده را نه تنها قبول ندارم بلکه ده ها دلیل برای رد آن دارم مشکلات وفقر و… کشور معلول علت هایی فراوانی است که وجود عالمان هیچ ربطی به آن ندارد البته ممکن است عملکرد تعداد محدودی از عالمان در برخی از نابسامانیها نقش داشته باشد اما کل مشکلات علت های خود را دارد و نمی توان عملکرد بد بعضی را دلیل بر نفی وجود یا عملکرد حتی مثبت همه ی یک قشر دانست در مشکلات کشور عوامل فراوانی دخالت داشته ودارد که شاید نیاز به ذکر نداشته باشد وشما هم تا حدودی آنها را می شناسید. بهتر است آنها را شناخت و در صدد رفع آن برآمد نه اینکه به جای پیدا کردن موضع درد جای دیگر را جراحی وخراب کرد . )
    انچه شما از مدرسه های دینی ستایشی به عمل آورده اید؛ باید به عرض برسانم ،کاش آن شیوه از تدریس دینی که شما دوست دارید آنرا علم معرفی کنید, هرگز وجود نمیداشت، ( البته آرزو به جوانان عیب نیست اما متاسفم از اینکه یک جوان که خود را روشن فکر می داند برای نفی یک نظام آموزشی دارای سابقه ی بیش از هزار سال با کارکرد های مفید در حد توان و متناسب با نیازهای عصرخود چنین آرزو بکند البته مقایسه این نظام آموزشی و کارکرد آن با نظام آموزشی وکارکرد دانشگاه های پیشرفته فضایی ، اتمی ، صنعتی ، نظامی ، و… اشتباه است که از هیچ عاقلی سر نمی زند باید کارکرد ونقش هرچیز را متناسب با جایگاه خودش در نظر گرفت ودر این صورت فکر نکنم که کسی وجود چیزی را بهتر از نبود آن چیز بداند بالاخره هرچه باشد بود بهتر از نبود است این را قبول دارید مگرنه ؟ )

  19. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۴ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۴

    شما نمیدانید که آنعده از شاگردان مدارس دینی که موفقانه فارغ شدند برای جامعه هزاره چی کردند؟ آیا همگی در خدمت دربار و طبقات حاکمه قرار نگرفتند؟ آیا شکست هزارجات به دست عبدالرحمن خان جلاد با تکیه بر همین روحانیون که از مدارس دینی برآمد کردند نبود؟ ( بلی من نمی دانم که چنین بوده باشد بلکه می دانم که در مدارس دینی شیعی چنین نبوده است شما ادعا کرده اید که همگی در خدمت در بار وطبقات حاکمه قرار گرفته اند راستی برای این حرف خود از میان هزاران هزار شاگرد فارغ از مدارس دینی چند نفر را نام برده می توانید ؟ صد در صد ؟ پنچاه در صد؟ ده در صد ؟ یک در صد ؟ برای نفی این ادعای شما ده ها نمونه وجود دارد که نه تنها در خدمت دربار وطبقات حاکمه قرار نگرفتند که با دربار وطبقات حاکمه به نفع مردم در افتادند واز حقوق مردم دفاع کردند و تا پای جان ایستادند وده ها سال از عمر شان را در زندان ها و محبس ها وسنگر ها گزراندند ودر آخر یا آزاد شدند ویا همان جا به شهادت رسیدند ومتاسفانه کسی نبود که نام ویاد شان را در تاریخ ثبت کنند . شکست هزارجات اگر به فتوای چند عالم نام نهاد درباری سنی صورت گرفته است ، توسط عالمان دیگرسنی وعالمان دینی شیعی هیچ گاه تائید نشده است ودلیلش این است که اولین وبیشترین قربانیان جنایات عبدالرحمان و دردستگیریها وقتل عام ها همین عالمان هزاره وشیعی در کنار موسفیدان و دیگر معتمدان مردم بوده است.) آیا همین روحانیون عامل تفرقه و تشدت در میان هزاره ها محسوب نمیگردد؟ ( خیر، عالم اگر عالم باشد نه تنها عامل تفرقه نیست که عامل اتحاد وبرادری واخوت ومهرورزی ومهربانی وصمیمیت است ). همین روحانیونی که ازش نام برده اید آیا فتوای غالی بودن بخشی از هزاره ها صادر نکردند تا آب در آسیاب استبداد بریزد؟ ( بر فرض صحت چنین فتوایی و اثبات غالی بودن بخشی از هزاره ها ممکن است اظهارنظرهای افراد را ناشی از برداشتهای خاص آنها یا توطئه های دشمنان مردم قابل توجیه دانست همان استبداد که نام برده اید ممکن است از هر طریقی از جمله از طریق عالم دین وخود دین هم وارد شود باید عالمان هشیاری لازم را داشته باشند وآلت دست دیگران قرار نگیرند).

  20. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۵ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۵

    آیا جامعه هزاره بنابه فتوای عالمان دینی مورد تمجید شما: آیت الله علی احمد حجت وآیت الله واعظ بهسودی وعلامه سید اسماعیل بلخی وآیت الله العظمی فیاض دام ظله وآیت الله العظمی محقق کابلی دام ظله و… هنوز هم از چوب فروشی های بقول علمای دینی غالی های هزاره خرید می توانند؟
    ( به نظر بنده غالی به معنای کسی که واقعاً علی (ع) را خدا وخالق جهان بداند وجود ندارد این از تهمت هایی بود که دشمنان برای در هم کوبیدن شیعیان استفاده می کرد وگاهی تمام شیعیان را به این نام یاد می کردند در حالیکه همه می دانیم که شیعیان به علی (ع) واولاد معصومش (ع) ارادت ومحبت دارند شاید عده ای اینکار را به معنای پرستش علی (ع) وخدا بودن آن ! بدانند وامروز هم این نظریه وجود دارد وفرقه وهابیت به همین اتهام شیعیان را مهدور الدم و واجب القتل می دانند . اما از کسانیکه نام برده اید مخصوصاً کسانی که در قید حیات هستند کسی را نمی توان یافت که هزاره را به این اتهام محکوم کند ویا هزاره های دیگر را از خریدن چوب هزاره ی دیگر به این اتهام منع کند از این جهت مطمئین وخاطر جمع باشید ).

  21. مظفری حمل ۲۴, ۱۳۸۶ در ۸:۲۶ ق.ظ -

    جمعه ۲۴ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۸:۲۶

    آنچه از کار نامه حق خواهی عالمان دینی میتوان نام برد این است که آنها برای حقوق مذهبی شیعیزم مبارزه کردند نه برای حقوق هزاره ها . ( خدا را شکر که لااقل مبارزه عالمان دینی برای حقوق مذهبی شیعیزم را قبول کرده اید اگر هیچ کارکردی جز این نداشته باشند باز جا دارد که برایش مقاله نوشت وبرای اصلاح بهتر وبیشتر شان هرکسی درحد خودش تلاش کند. اما اینکه حقوق هزاره ها را چدا از حقوق شیعیزم دانسته اید جای بحث وتأمل دارد به اعتقاد بنده شیعه وهزاره دو نام از یک حقیقت است وهزاره هیچ گاه از شیعه بودن جدا نمی شود و بسیاری از قربانی ها و قتل عام ها ومظلومیت ها را در گذشته وحال برای همین شیعه بودن خود متحمل شده است اگر کسی از شیعه بودنش صرف نظر کند وتابع وهمرنگ اکثریت شود، فکر نکنم که کسی بخاطر قیافه اش دو باره به قتل عام وفتوای قتل آن مبادرت کند. دلیلش این است که بسیاری از محرومیت ها وقتل عام ها را برادران ازبک ما که در قیافه شباهت های زیادی با ما دارند متحمل نشده اند. البته بحث انحصارگرایی وخود خواهیی های بدون معیار را کسی نفی نمی تواند شاید کسی باشد که به هیچ وجه تاب نگاه به چهره هزاره را نداشته باشد که حساب او جدا است وبا او با هیچ معیاری نمی توان کنار آمد بگزار چنین کسی در آتش حقد وکینه وخود خواهی خود بسوزد و هیچ گاه به سیمای تابان هزاره نگاه نتواند و چشمش از دیدن هزاره کور شود . والسلام به امید دیدار )

  22. نادر حمل ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۱۹ ق.ظ -

    شنبه ۲۵ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۳:۱۹

    جناب آقای مظفری درود بر شما!
    بعد از آرزوی سلامتی شما خدمت عرض شود: مقاله « احـیا و اصلاح مکتبخانه ها و مدارس دینی …» توسط شما در یک مجمع مذهبی ( علمای دینی) قرائت شده بود؛ و طبعاً که مخاطبان شما همان مجمع روحانیون بودند؛ نه اشخاص دیگر. بناً نقد و بررسی مفصل آن مقاله و دیدگاه شما از جانب من؛ نه ضرورتی داشت و نه هم طرح نظرات ما برای تبادل افکار در یک فضای انحصار گونه مذهبی؛ میتواند مفید باشد.
    اگر گفتگو و یا تبادل افکار در یک سایت دیموکرات انعکاس یابد، جانبین را تشویق مینماید تا نظراتش را بدون واهمه از عدم درج و یا سانسور در سایت ابراز نماید، اما از آنجائیکه بخش « درج نظرات » سایت محدودیتی در امر حجم نوشته ها دارد، سبب میگردد که این دلبستگی کاهش یابد.
    بهر حال اختلاف نظر نه تنها در دیدگاه سیاسی ایدئولوژیک ما وجود دارد بلکه منبع و ماخذ که ما در مباحثات مان از آن استفاده مینمائیم نیز برای جانبین مغشوش کننده است.
    آقای مظفری پدیده ای را به نام «علم » بصورت مطلق به رسمیت نمی شناسد، علمی که نه تنها تاریخ و جامعه انسانی را به بحث میگیرد بلکه به برسی مذهب و تفکر نیز می پردازد. بناً بحث تاریخ جامعه انسانی از دیدگاه ساینس و فزیک؛ از نظر آقای مظفری یک بحث« مطلق علمی » نیست ، چراکه علم درست ماهیت اساسی مذهب و علل و عوامل آنرا توضیح میدهد. از نظر ایشان یگانه منبع علمی کتابهای آقای «مطهری» و در نهایت امر کتابهای «علامه باقر مجلسی » و غیره است. هدف از طرح پدیده علم همان علمی است که در مدسه های مذهبی قم، مشهد، کویته و نجف تدریس میگردد.
    اینجانب به ایشان توصیه مینمائیم که کتابهای ذیل را و لو آنکه سطح علمی نویسندگان آن بمقیاس علامه مطهری نمیرسد! اما فکر میکنم خواندن آن مفید خواهد بود. چرا که منبع و ماخذ آن بیش از سه صد نفر پژوهشگران شرقی و غربی در سطح و سویه انشتاین و غیره است که پیرامون دین و مذهب نظرات قابل ملاحظه ای دارد:

  23. نادر حمل ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۲۱ ق.ظ -

    شنبه ۲۵ فروردین۱۳۸۶ ساعت: ۳:۲۱

    http://www.kavehroom.com/23years.htm کتاب ۲۳ سال اثر علی دشتی
    http://www.sh-shafa.com/ReBirth.htm کتاب تولدی دیگر نوشته ی شجاع الدین شفا

    http://www.kavehroom.com/books/BazShenasi/index.htm باز شناسی قرآن : دکتر انصاری

    http://www.kavehroom.com/books/AlaahoAkbar/index.htm الله اکبر دکتر انصاری
    آدرس این سایت ها را کپی نموده در آدرس یابی جستجوگر سایت پاست نموده انتر کنید، مواد فوق یه سهولت در دست رس تان قرار خواهد گرفت.

    بحث ما پیرامون تاریخ مبارزات هزاره ها نیز به دلیل اختلاف منابع علمی و تاریخی بجایی نمیرسد، چرا که من شیعیزم رابعنوان استعمار مذهبی صادراتی که توسط صفوی ها تیوریزه و رسمیت یافت، یک فاجعه صادراتی بر هزاره جات میدانم ؛ اما آقای مظفری بر شمشیر خون آلود آن؛ چی در زمان تحمیل آن بر هزاره ها و چی در حفظ و حراست از آن در شکل و شمایل مدرن تر ولایت فقیه فخر می فروشد.
    درین باب نیز از ایشان تقاضا دارم تا کتاب « دو قرن سکوت » عبدالحسین زرین کوب و یا « شیعه گری و اما زمان » دکتر مسعود انصاری را مطالعه نماید.
    قابل تذکر اینکه اسناد فوق را به دور از پیش داوری های کلیشه ای رژیم دین سالار جمهوری اسلامی؛ مبنی بر مارک زنی های «نویسندگان غرب زده» ؛ مطالعه نمائید.
    ما در صورتی میتوانیم بحث مانرا ادامه دهیم که شما پدیده علم را بصورت مطلق و بدون پیش شرط ها به رسمیت بشناسید . گرچه علامه شما آقای مطهری تاریخ را علم نمیدانست. علم ندانستن تاریخ بمثابه انکار فزیک و ساینس است.زیرا این دو پدیده نه تنها تاریخ جامعه انسانی را، بلکه در کل حیات را به بحث میگیرد.