مقاله ۱ : پیشگفتار – نگاهی نو به تاریخ هزاره ها

مدبریت ۱:۴۲ ب.ظ ۱۰

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی نو به تاریخ هزاره ها

ای همه هستی زتو پیدا شده – خاک ضعیف از تو توانا شده

آنچه تغیّر نپذیرد توئی – و انکه نمردست و نمیرد توئی

 مقاله ۱ : پیشگفتار

انگیزة تحقیق:

از دفتر زمانه بیرون افتد از قلم  –  آن ملتی که مردمی صاحب قلم نداشت.

نامم محمد و لقبم فاضل و لقب مستعارم کیانی است. در سال ۱۳۴۱ خورشیدی در حوالی سنگماشه جاغوری در یک خانواده تنگدست هزاره بدنیا آمدم. میزان تحصیلاتم مطابق با حدود فوق لیسانس و بالاتر است. حدود سه دهه است که در دیار دیگران ، کم و بیش مشغول تحصیل و تحقیق هستم. مردم و خاکم را بسیار دوست دارم. آرزو دارم به مردمم خدمت کنم و در خاک وطن بمیرم

این چند سطر بر اساس قوانین ودرخواست مدیریت محترم  سایت به حضور خوانندگان محترم جهت معرفی نگارنده مر قوم گردید .

این تحقیق را به پیشوایان حقیقت و عدالت و به حقیقت جویان و وطن پرستان عدالت خواه و به ستم دیدگان تاریخ و به جامعة نیک کردار و صبورِ هزاره هدیّه و تقدیم می‌کنم.

از آغاز به تاریخ افغانستان و مردم هزاره علاقه مند بودم. پیوسته این پرسش در ذهنم بود که هزارگان از چه تباری اند و نیاکان تاریخی آنان کیها بودند؟

کتابهایی از نویسندگان معاصر هزاره و غیر هزاره درین باره خواندم. اما غالب آنها مبتنی بر نقل قول از این و آن بوده و فاقد سند و شاهد و فاقد دلیل و تحلیل قناعت بخش هستند. پس از خواندن هر کتاب، پیوسته برایم ابهام و پرسش های زیادی باقی میماند. فضای تاریخ این مردم را بحدی مبهم و تاریک یافتم که گویا جامعة هزاره همان فیلی در تاریک خانه است که  در کلام مولانای بلخی مَثَل زده شده است. یکی آنان را مغول می نویسد، دیگری ترک می گوید، سومی تاجیک مینامد و دیگری می گوید معلوم نیست از کجا آمده اند؟

از خود می پرسیدم چطور شده در جهان امروزی که حتی حیوانات تاریخ دارند، اما چندین ملیون هزاره تاریخ ندارند؟ !

این ابهام و پرسش مرا واداشت که با بضاعت اندک علمی و با دست خالی و پریشان حالی در دیار غربت، به سراغ متون قدیمه بروم و منابع دست اول تاریخ را با رویکرد هزاره شناسی بررسی نمایم.

در ضمن مطالعاتم کم کم پی بردم که قضیه به این سادگی نیست و مطلب چیز دیگری است. غالب نویسندگان خارجی و نویسندگان افغانستان و ایران در یک سده اخیر، عمدا چیزهایی را مسکوت گذاشته و یا تحریف کرده اند. دانستم که ابهام موجود در تاریخ هزاره یک ترفند و اقدام ساختگی عصر جدید است.

سپاسگذارم که این شک مقدس به زندگی ام معنا بخشید و باعث گردید که چیزهای تازه ای را دریابم و آن را به دیگران نیز ارایه نمایم.

وظیفة اخلاقی خود میدانم تا یاد کنم که یافته های عمیق تاریخی ورهنمود های پیشکسوتانة آریان پور وَرَسی بامیانی نیز پیوسته الهام بخش وراهنمایم بوده است. شخصیتی که سالها بطور گمنام تاریخ افغانستان و آسیای میانه و غربی را به صورت بسیار گسترده و دقیق بررسی کرده است.

گرچه قدم گذاشتن و راه رفتن بر صخره‌ های سرکش و پر فراز و فرود تاریخ کشور کهنسال ما، کاری بس سخت و دشوار است ؛ اما از اینکه می بینم باری بزمین مانده است، دست به قلم برده ام.

بسیار متأسفم که در قرن۲۱ از قوم خاص سخن میگویم؛ اما چه می‌شود کرد، قبیله گرایان بی انصاف بر طبل انحصار و تحریف می کوبند و تلاش دارند که تاریخ درخشان و وحدت بخش وطن ما کم کم از ذهن مردم محو گردند و به جای آن یک مشت فرضیات سیاسی و بی ریشه به عنوان تاریخ کشور مطرح گردد. ملی گرایان و نخبگان ما نباید راضی شوند که هموطنان هندی تبار و همسایگان… فرهنگ و تاریخ و نام و نشان پنجهزار ساله کشور و نیاکان ما را در بین خود معامله کنند.

شاید تعدادی از ما باشند که دل‌ بستگیِ چندانی به آثار کهن تاریخ و فرهنگ خویش ندارند و اگر علاقه‌ای هست در طلب آن حاضر به تحمّل درشتی راه نیستند، شاید حق با آنان باشد و ما به بی‌راهه رفته باشیم؛ اما این بی‌راهة دل‌انگیز، راه به قلّه‌های سرکشیدة فرهنگ نیاکان ما دارد و من آن را برمی‌گزینم. و کاش این گروه از دوستان نیز اندکی سختی به خود می‌دادند و با دقت بیشتری به منابع نخستین تاریخی کشور خود نزدیک می‌شدند.

گفتنی است که کارم صرفا یک کار علمی تحقیقی است. مصالح سیاسی و بین الاقوامی در کشور را عقلا و سیاستمداران قوم دانند. سوگند که هدفم روشن شدن هویت ملی هزاره و حقایق تاریخی کشور افغانستان است.

فاضل کیانی، تابستان ۱۳۸۹

نوشته شده توسط فاضل کیانی
1,588بازدید

۱۰ دیدگاه »

  1. میثم لومانی ! اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۶ ق.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۰:۶

    غزل گفتی و درصفتی بیا و خوش بخوان حافظ
    که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریـــــــــــــــا را
    جناب استاد کیانی سبز و نویسا باشید !

  2. علی قاسمی اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱:۵۱ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۵۱

    دانشمند بزرگوار کیانی عزیز خوش آمدید !
    موفقیت تان را دراین راستا از خداوند یکتا تمنا دارم .
    قلم تان روان و حضور تان سبز باد .

  3. ناروی اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۳:۴۶ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۴۶

    جناب کیانی برار سلام . امید واریم که ما یکی از اقوام وقبایل گمشده نباشیم , دراین مورد کارهای تحقیقی وتحققی تان برای جامعه امروزی ما مثمر بوده وخواهد بود .
    همیش دراین را ه پویا و جویا باشی تا با ادله متقن دراین قسمت قلم فرسایی نماید .
    خلیلی

  4. خرمی اسد ۱۰, ۱۳۸۹ در ۸:۴۷ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۰ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۴۷

    هردم از این باغ بری می رسد !!
    پژوهشگر گرامی آغای کیانی درود ما نثار وجود ذی جود تان باد ! خوشحالیم که رسماَ به جمع صمیمی و دردمند جاغوری یک پیوستید و تردیدی نیست که نوشته های غنی و بر بار شما رضایت خاطر خوانندگان عزیز را در پی خواهد داشت ! از اینکه در تاریخ هزاره یافته های تازه ای را کمائی نموده اید جای بسی خوشوقتی و سرور است ! امید که در این راه سخت و دشوار همواره موفق ، پیروز و پایدار باشید و ما همچنان چشم براه نشر یافته های جدیدی تان خواهیم بود . یاحق

  5. حفیظ خرم اسد ۱۱, ۱۳۸۹ در ۱:۴۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۱ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱:۴۳

    فاضل کیانی گرامی سلام و سلامتی به کامت!
    خوشحالم شما را در جمع نویسندگان و خوانندگان محترم سایت وزین جاغوری یک میبینم
    امیدوارم از تحقیق کرده ها و دست نوشته های پر بارت استفاده شایان بریم.

    بهروز و پیروز باشید

  6. عبدالکریم افضلی اسد ۱۲, ۱۳۸۹ در ۶:۳۳ ق.ظ -

    سه شنبه ۱۲ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۶:۳۳

    جناب آقای فاضل کیانی سلام!پژوهش وتحقیق درباره قوم سر افراز هزاره بسیار ضرورت مهم و اساسی است.همیشه سلامت باشید.

  7. فاضل کیانی اسد ۱۲, ۱۳۸۹ در ۷:۴۴ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۲ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۹:۴۴

    بیاد و بنام راستی و عدالت

    سلام و صد درود به یک یک شما قومای گل و برارای نازنین و دانشمندم
    من یک دلسوخته ای بیش نیستم. پیام های عالمانه و محبت های شما به من نیرو و انگیزه بیشتر می بخشد. در هر جا هستید شاد و کامیاب و زبردست باشید.

  8. نظرات عقرب ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۰۲ ب.ظ -

    جمعه ۲۱ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۲

    نویسنده: مدیریت : جناب آقای فاضل کیانی سلام وعرض ادب و احترام

    خوش حالم که حضرت عالی را در جمع دوستانه جاغوری یک می بینم وبه سهم خودم ورود شما را به این خانه مشترک مان خیر مقدم می گویم .

    بسیار مسرورم هستم که این انتظار به سر رسید امید که دوستان بتواند نهایت استفاده را از قلم محققانه و زیبای شما بنمایند .
    با احترام

    نویسنده: میر احمد لومانی

    استاد عزیز سلام و درود !
    اطمنان دارم که با حضور سبز شما استاد ، صحفه جدیدی بر کارنامه سایت وزین جاغوری یک گشوده خواهد شد .
    حضور پر فیض تان ، خجسته باد !
    کوچک شما ، میر احمد لو مانی

    !نویسنده: نظری
    اقای فاضیل کیانی سلام بر شما . خوش امدید به این سایت جهانی جاغوری.
    امید وارم در قدم اول ما علاقه مندان به جناب شما معرفی و بعدا از دید گاه پرفیض تان مستفید شویم . این نوشتاری تان هم جامع و قابل استفاده است . زنده باشی

    .

  9. نظرات عقرب ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۱۱ ب.ظ -

    جمعه ۲۱ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۱۱

    نویسنده: احمدزاده

    ضمنِ عرض سلام نکته ای را قابل یاد آوری میدانم: بنده دلچسپی خاصِ به موضوع "آریا" و "آریایی" و اینکه اینها "کیا" بودند و از "کی در کجا" ساکن بودند ندارم و معتقدم که اغلب آنهای که دم از آریا و آریایی میزنند بیشتر میخواهند فخر فروشی کنند تا بازگوی از امر تاریخی.
    و در اینجا، استنباد من از نگرش مقاله هم این است که نویسنده مقاله نگاهِ سیاسی به موضوع آریا و آریایی دارد و (مثلا) بدنبال رد پای هزاره ها در "تنازع تاریخ" بر سر سرزمین تاریخی میباشد آنهم از طریق پیوند هزاره ها با ترکان تاریخی.
    خوب، حقایق تاریخی هرچه که باشد لکن بخیه کاری برخی که در تلاشند هزاره ها را به "پان ترکیسم" وصل کنند و به تحلیل خودشان، پشت و پناه و متحدِ منطقه ای برای هزاره ها بیابند، فکر میکنم که این تحلیل چندان با واقعیات موجود همنوای نداشته باشد.

    میر احمد لومانی دوستان سلام ! باز یابی هویت ملی ، اساس و شالوده بنیادی (ساختار ستون فقرات ) جامعه و ملت را تشکیل میدهد . بدون هویت و اصالت ، هر جامعه که باشد ، به سر نوشت هزاره ها دچار خواهند شد ! آنچه برای این حقیر اهمیت دارد ؛ سر آغاز یک فصل میمون است که ، توسط جناب کیانی و دیگر دوستان آغاز یافته است . آن هایی که حقیقتا به سرنوشت جامعه درد مند ما دلسوزانه علایق خاطر دارند و زره یی درد و شعور سیاسی در وجدان شان زنده هست ، خواهشمندم تا به جای سنگ اندازی های کور و لجوجانه ؛ علمی ، دلسوزانه و منطقی وارد بحث شوند !. اگر هم زوایای تاریک و مبهمی در مقاله به نظر می رسد ، ان را دلسوزانه مطرح نمایند در غیر آن جفا و گناه بزرگی را مرتکب خواهند شد ! ارادت مند

  10. نظرات عقرب ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۱۲ ب.ظ -

    جمعه ۲۱ آبان۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۱۲

    نویسنده:
    از همه اولتر سلام ختمت تمامی هزاره های غیور و آزاده هزارستان!
    شما بخوبی میدانید که دوشمن همیش از نقفه زعفیما استفاده خوبی کرده، گاهی بنامی دین و گاهی هم بنامی حزب مارا فریب داده. شوماخوب بیاد دارید که در دهه ۶۰ الا ۷۰ تیدادی زیادی از برادرانی جاغوری ما مربوط حزب نااسلامی کاکا گلو بودند وهرچی داشت فدای آن کردن. ولی درآخیر ابرمردی بنامی (ابوزر)خدا رحمت کند، برخاست و شیوه هزاره حقیقی را به مردومیش فهماند. ولی امروز دوشمن میخواهد مارا از راهی دیگر به بیراهه بیبرد. آنها چند مزدور کم مصرف طربیت کرده که مارا بجان هم اندازند، ولی هم دفعه خیلی خطرناک. نیصف بنامی ترک و نیصف دیگر بنامی فرزندانی زابلی، کیانی شاید هم ایرانی.

    آقایانی کیانی و لومانی، این دفعه خیردیر شده. دیگر هزاره ها او بار کش ها نیست، ساقی بمورد و پیاله بشکست، دیگر

    نویسنده: دل شکسته : سلام به همه خوانندگان جاغوری یک
    نوشته ای کیانی عمیق و علمی است بعد از خواندن دقیق فهمیده میشود که او چه گفته است. امید است با حوصله و دقت بخوانید بعد قضاوت کنید و نظر دهید.