مقاله ۳ : اهمیت تاریخ – نگاهی نو به تاریخ هزاره ها

مدبریت ۱:۴۶ ق.ظ ۳

نگاهی نو به تاریخ هزاره ها

مقاله ۳ : اهمیت تاریخ

خواندن تاریخ گذشتگان چه فایده دارد؟ آیا تاریخ گذشتگان دردهای امروز ما را دوا و مشکلات کنونی ما را حل میکند؟ آیا تاریخ نسل های گذشته برای نسلهای کنونی ما نان و آب میشود؟ آیا تاریخ مثل هر نظام نظری دیگر، انسان را از واقعیتها و از عمل گرایی و آینده نگری که اساس زندگی است باز نمی دارد؟

نیچه می گوید: تاریخ، انسان را از اقدام و عمل و ازساختن تاریخ عاجز میسازد.

پُل والری شاعر و متفکر معاصر فرانسوی خاطر نشان می کند که تاریخ، ملتها را به رویارویی می کشاند، جراحتهای کهنة شان را تازه میکند. آنها را در آرامشی که دارند شکنجه می دهد. آنها را به هذیان عظمت و یا سرسام پیگیری خصومت و انتقام سوق می دهد.

اما با همة این بد بینی های شاعرانه و برخورد اخلاقی نسبت به تاریخ، باید گفت که: آنچه تاریخ درس می دهد غالباً با آنچه اخلاق تعلیم می دهد توافق ندارد. تاریخ سرمایه معنوی است. یک فایدة عمدة تاریخ بی شک همین است که به انسان کمک می کند تا خود را بشناسد و خود را از دیگران تمیز دهد و با مقایسه با احوال دیگران انگیزه ها و اسرار نهفتة رفتار خویش را چنانکه هست و چنانکه باید باشد، دریابد و در ارتباط با دیگران حق خویش و مسئولیت خویش را بهتر بشناسد. به قول پاسکال در حقیقت، اقوام وحشی فقط کسانی هستند که از گذشتة خویش خبر ندارند. [۱]

علم تاریخ پُلی میان دیروز وفردا است که حلقة ارتباط فرهنگ گذشته را با آینده وصل میکند ونسل امروز وفردا را از خطر انقطاع هویتی و فرهنگی مصونیت می بخشد. تاریخ جوامع بشری یک داستان ساده نیست، بلکه داستان تنازع بقا و داستان کشمکش آدمها برای زنده ماندن است. تاریخ، ضبط تجربیات تلخ و شیرین یک ملت است، لذا دانستن تاریخ، آدم ها را از تکرار تلخ تاریخ بر حذر میدارد.

«تاریخ علمى است درباره چگونگی رخدادها و موجبات و علل حقیقى آنها، و به همین سبب تاریخ از حکمت سرچشمه میگیرد.»[۲]

«علم تاریخ به انسان توانایی می بخشد که راست و دروغ را از هم تشخیص دهد. تاریخدان علاوه بر دریافت تجربه از کار پیشینیان، مثل آن است که با خردمندان عالم مشورت کرده باشد و این مشورت بالا تر از مشورت با معاصران و آشنایان است.»[۳]

کسانی که تاریخ ندارند میتوانند به تاریخ بی توجه باشند، ما که هویت و تاریخ درخشان داریم چرا در صدد شناخت آن نباشیم؟ اگرما خود، تاریخ وهویت خود را نشناسیم، دیگران مطابق دلخواه خود برای ما تاریخ خواهند ساخت. جامعه یی که دیگران برایش تاریخ بنویسند، بیچاره و بدبخت است.

تاریخ به افراد جامعه ، معیار و شاخص و استراتژی میدهد، تا دوست ودشمن و موقعیت های زندگی خود را بهتر بشناسند و در زندگی، سنجیده تر موضع گیرند. جامعه ای که از تاریخ خود گُسسته، همانند کسی است که حافظة خود را از دست داده و تمام خودی ها و بیگانگان و راهها و چاهها را از یاد برده است. چنین جامعه ای چون از شناختن دوستان و دشمنان استراتژیک خود عاجز است، پیوسته موضع گیری هایش بر اساس احساسات خام و روز مره خواهد بود.

دکترسید حسین نصر مینویسد: دیگر نمی­توان با جهل درباره گذشته به سوی آینده رفت. چون گذشته فقط گشته نیست، بلکه ریشه حال وآینده است.[۴]

بی خبری ویا طرد تاریخ و دست آوردهای تاریخی ملتِ خویش، منجر به از «خود بیگانگی» و «پراکندگی» و در پی آن یأس وپوچی وانزوا طلبی و گوشه گیری نا صواب می گردد.

خود بیگانگی از آسیب های جدی اجتماعی است. فردی که از تاریخ خویش گسسته، سوابق و افتخارات ملی خود را باور ندارد چگونه می تواند از خود سخن بگوید و چگونه به موقع و بجا نسبت به رخدادهای پیرامونش که بر سرنوشت وی وسرزمین آباء واجدادش اثر گذار است، واکنش متناسب و در خور نشان دهد؟ جامعه­ای که خود را قبول ندارد چگونه از دیگران انتظار دارد که او را قبول نمایند و با او با برابری و عدالت رفتار کنند؟ تاریخ به ایجاد «وجدان جمعی» و «طلب مشترک» در بین افراد جامعه کمک می کند. افرادی که طلب مشترک دارند اقدام و عمل مشترک نیز خواهند داشت. تاریخ می خوانیم تا از پند های تاریخ بیاموزیم و از تکرار خطا بر حذر باشیم.[۵]

راست است یکی از شروط ترقی و رستگاری ما پذیرفتن دانش و هنر دنیای متمدن کنونی است، در کمال فروتنی از دست هر که باشد باید آن را بپذیریم. مدرنیزم و خردگرایی محترم است. پول و تکنولوژی از نیازمندیهای جدی زندگی بشر است. جامعه و کشور ما باید مدرنیزه شود. اما مدرنیزم نباید چشمان ما را خیره کند تا دیگر ملیت خود را نبینیم و از میراث مقدّسی که از نیاکان پارسا و دلیر ما بجا مانده روی گردانیم.

زیان بزرگ خواهد بود که جامعة ما به نام مدرنیسم و جهانی شدن و یا بنام دین و مذهب، تمام داشته های تاریخی و سنّت‌ های کهن ملّی خود را که جزء هویّت و بخش مهمی از نیاز زندگی روزانة مردم ما است به کلی از یاد ببرند. زدن چوب جفا بر تاریخ و فرهنگ ملّی شوم و نا میمون است.

ندبه و تأسف بر ایام گذشته تنها تأسف برای گذشته های گذشته نیست بلکه چاره اندیشی برای زندگی امروز و آینده است. آینده از آن ملتی است که گذشتة خودرا می شناسد. «انقراض یک قوم به مغلوبیت سیاسی و نظامی آن نیست بلکه فنا و نابودی آن مترادف با نیست شدن آداب ملی و تاریخ و اخلاق و عادات و یادگارهای باستانی [و شکست روحی و از دست دادن حافظه تاریخی] آن است.»[۶]

جامعة ما اگر امروز هم تاریخ درخشان و وحدت آفرین خود را زنده کنند به بخشی از زندگی و توانائی خود کمک کرده اند. بیا قوی شو اگر راحت جان طلبی/ که در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

فاضل کیانی، تابستان ۱۳۸۹


[۱] . الهام واقتباس از دکتر عبدالحسین زرین کوب، تاریخ در ترازو، چاپ ۱۳۵۴ش، صص۱۰ تا ۱۹

[۲]. ابن خلدون، تاریخ‏ ابن‏خلدون/ ترجمه، ج‏۱ ص۲

[۳] . میر خواند بلخی، روضت الصفا، تلخیص دکتر عباس زریاب، ج۱ ص۷ تا ۹٫

[۴] . عبدالرفیع حقیقت، تاریخ علوم و فلسفة ایرانی از جاماسب تا سبزواری ، مقدمه کتاب، چ ت، ۱۳۷۲ ش

[۵] . به مقدمة کتاب «افغانستان» نوشتة لویس دوپری، ترجمة آقای جعفر رسولی وَرسی نیز رجوع شود.

[۶] . عباس اقبال آشتیانی، خاندان بزرگ نوبختی، صفحة ی.

نوشته شده توسط فاضل کیانی
1,300بازدید

۳ دیدگاه »

  1. عبدالکریم افضلی اسد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۶:۵۸ ق.ظ -

    چهارشنبه ۱۳ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۶:۵۸

    آقای کیانی عزیز سلام!خوشبختانه دراین اواخر تعدادی از جامعه خودمان به تحقیق در باره تاریخ و به خصوص تاریخ هزاره روی آورده اند مانند فاضل کیانی -شوکت علی محمدی – حاج کاظم یزدانی و….تاکنون تاریخ جامعه ما رادیگران می نوشتند.اما اکنون در بین جامعه یک امید واری بوجود آمده که خود هزاره ها هم محقق ودانشمند دارند ودیگر کسی قادرنیست که تاریخ آنها راتحریف کنند.

  2. خرمی اسد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۸:۳۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۳ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۳۴

    جناب محترم آقای کیانی درود بر شما ! پژوهش تازه ای شما در تاریخ هزاره که گویا سنت شکنی نموده مسیری جدیدی را در پیش گرفته اید و فرضیه های تازه که امید است بتوانید به اثبات برسانید و… قابل قدر و ارزشمند است . ضمن آرزوی موفقیت بیشتر شما ، نظر به نظریه های نوی که در باره ای تاریخ هزاره ها طرح می کنید لازم است پشنهادات های را به عرض برسانم :
    ۱- به نظرم اگر عنوان پژوهش تان ((نگاهی نو به تاریخ هزاره ها )) بگذارید خیلی بهتر خواهد بود نیازی به یادآوری نیست که انتخاب عنوان مطابق با محتوای تحقیق از ضروریات و برای نشر و جلب خواننده لازم و ضروریست ! .
    ۲- اگر بجای واژه ((هزاره جات )) از واژه ((هزارستان )) استفاده کنید به مراتب بهتر خواهد بود ، زیرا واژه هزاره جات گرچه اندکی شهرت تاریخی دارد اما به بار منفی که همراه دارد هم توجه کنید به نظر می رسد دشمنان ما در آن زمان برای تحقیر هم که شده از پسوند ((جات)) برای هزاره استفاده کرده اند و میدانید که این پسوند بیشتر برای غیر ذوی عقول کاربرد دارد همانند (( سبزیجات )) ((ترشیجات)) شرینجات و… بنا براین باید هزاره را همانند دیگر اقوام با پسوند ((ستان)) استفاده کنیم گرچه پشینه ای تاریخی هم نداشته باشد باید آن قدر تکرار کنیم تا کاملا جا بیفتد ! پایدار و پیروز باشید ! یا حق .

  3. ازره اسد ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱:۵۳ ب.ظ -

    جمعه ۱۵ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۵۳

    برار گل سلام . زیاد از دور و نزدیک نوشته نمودی و یالی خوبه که از تاریخ ازره شروع نومای . حاشیه رفتون زیاد هم ملل اور است در نوشته بعدی خو از تاریخ ازره خو شروع کو که از کوجا امده و از نسل از کی استه ؟ بازی مردم موره نسل مغول میدنه بعضی مو گیه ازره از قدیم در اوغانستان بوده , رقم , رقم نوشته را ادم میخانه .
    امید وارم که اغای کیانی دقیق در باره ازره نو شته کنه . ازره دلسوز