مقدمه – تاریخ و نحوه تاسیس مرکز فرهنگی هیچه

مدبریت ۸:۵۹ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ تاسیس مرکز فرهنگی هیچه

در روز ۵ شنبه و در تاریخ ۵/۱۱/۸۵ مصادف با ۵ محرم سال ۱۴۲۸ هجری قمری در منزل برادر محترم آقای قاسمی بابه – که این مهما نی به افتخار آقای کربلای قیوم برگزار شده بود – بحث پیرامون کمک به دانش جویان در قا لب کمکهای آموزشی از قبیل کتا ب مطرح شد . که حرفهای زیادی زده شد هرکسی هر چیزی که در خاطر داشت بیان کرد .

ما هم به نوبه طرح مرکز فرهنگی چند منظوره را کع از قدیم الایام ذهن مرا به خود مشغول کرده بود با دوستان مطرح کردیم . در ان جلسه در باره چگونگی اجرای این طرح توضیح دادیم ویاد اور شدم که با توجه با فرصت که شما برادران نسبت به خیلی ها دارید می توانید از این فرصت طلای استفاده کنید هیچ مانعی ظاهرا  هم وجود ندارد . کربلای قیوم هم از این طرح استقبال کرد . دغدغه ی بعضی ها را نیز  از بین برد .

در میان من ماندم دغدغه های خودم با این طرح ، که این طرح را به شکل در میان دوستان خودم مان مطرح کنیم . چون این مطلب را به خوبی می دانستم که اگر بخواهیم این طرح عقیم نماند کارایی بیشتر داشته باشد سریعا به نتیجه برسد حد اقل و نا گزیر باید نظرات موافق عزیزان خود را باید داشته باشیم. فردای آن روز با این امید که موضوع را بابرادر محترم مان جناب آقای جوادی مطرح کنیم به دیدار ایشان شتافتم با هماهنگی قبلی بدون ذکر وطرح موضوع   خدمت ایشان رسیدیم  .

من به عنوان مقدمه ان چه را که در جلسه ما با دوستان بایه گذشت مطرح کردم  قبل از این که موضوع را مطرح کنم با این سوال مواجه شدیم تو که برای خیلی ها بلدی طرح ارائه بدهی چرا برای خود ما یک فکر نمی کنی ؟ و چرا  اصلا این طرح را ما خودمان پیاده نکنیم ؟

راستی اصلا من با آن همه شور و شوق وپاسخ مثبت  ایشان غافل گیر شدم  یکه راست رفتم سراغ اصل طرح . وموضوع را طرح کردم ویاد اور شدم که برای طرح واجرایی شدن همین موضوع خدمت رسیدم .

خلاصه این را می دانستیم که با اجرایی شدن این طرح علاوه بر حذف بودیجه که از سفره امام حسین نصیب ما می شد زحمت های را نیز در  آینده به دنبال داشت . لا اقل اگر تعلل دراین زمینه نمی کرد این شوق وصف ناپذیر را انتظار نداشتیم .

من که از اعتماد به بنفس شان با توجه با شرایط زندگی طلبگی از شما چه پنهان غبطه خوردم . عزم ما با چنین دوستان جزم تر گردید . در پایان همین صحبت تلفنی  با جناب اقای محسنی قرار گذاشتیم که فردای آن روز با برادر عزیز مان جناب آفای محسنی یک جلسه مشترک داشته باشیم  .

این جلسه روز یکشنبه در تاریخ ۸/۱۱/۸۵ مصادف با ۸ محرم  ۱۴۲۸ در منزل جناب آقای جوادی برگذار گردید . بعد از طرح مسله : گذارش مختصر از نیا ز مبرم  – دانشجویان منطقه  و نیز نیاز شدید قومای هیچه با یک ادرس مشخص و معین در پایتخت – به این مرکز مطرح شد که خوش بختانه با موافقت جدی جناب آقای محسنی نیز وافع شد .

درهمان جلسه تصمیم گرفته شد که جناب اقای محسنی امروز عازم تهران شود و ما با اقای جوادی فردا ان روز به ایشان خوهیم پیوست .

علت نرفتن من این بود که با توجه به پیشنهاد دوستان طلاب بابه نسبت به  طرح مرکز فرهنگی از طرف طلاب بابه ، این موضوع را بنا به دلابلی من  در جمعی دوستان بابه مطرح کنم . آنها یاد آور شدند که طرح کردن این موضوع از طرف خود طلاب بابه در کنار چند موضوع و پروژه مطرح وروی دست  و نیمه کاره شاید چندان رنک جدی بخود نگیرد . من نیز پذرفتم و در تاریخ ۹ /۱۱/۱۳۸۵ مصادف با ۹ محرم ۱۴۲۸ شب تاسوعای حسینی در ضمن سخن رانی خود در جلسه آنها در جاده کاشان مطرح کردیم .

در روز سه شنبه  ۱۰/۱۱/ ۱۳۸۵ مصادف با ۱۰ محرم الحرام  آن روز با آقای جوادی و دوستان و قوم های ساکن قم عازیم تهران شدیم که بعدا قومای قم با کمک شایان که در این طرح کردند ابرومندانه برگشتیم .

امسال خوشبختانه جلسه با تلاش بعضی دوستان هم زود تر شروع شده بود و هم حال و هوای دیگر داشت .قبل از ان که این طرح را در جلسات عمومی مطرح کنیم  ابتدا جلسات را با نماینده های هیئت حسینی شروع کردیم تا بتوانیم در جلسات پرسش و پاسخ ضمن طرح اصل مسئله  زمینه ای بسیاری  از طرح شبهات و مسایل را فراهم کنیم تا این طرح جایگاه حقیقی خود را پید ا کند . در پایان قبل از طرح عمومی موافقت نمایندگان را نیز داشته باشیم .

خلاصه طرح این بود : برای اجرای شدن این طرح ما نیاز مند کمک برادران هستیم  ابتدا طرح را به این صورت آغاز کردیم تا صورت مسئله بسیار واضح بباشد .

گفتیم پول که در پایان ختم عذا داری امام حسین قرار مرسوم  به عالم وسخنران تان می دهید ما آن را به صندوق که برای احداث مرکز فرهنگی تاسیس شده است  تقدیم می کنیم  علاوه بر ان هر مبلغ که دوستان در ابتدا یه طور فوق العاده جمع می کند ما دوستان طلبه خود دو برابر شان پرداخت می کنیم. 

 در همین جلسه با مشورت جناب آقای جوادی مبالغ را خودمان از طرف خود به نماینده ها دادیم تا خود مان پیشگام این طرح از نظر مالی به حساب آیم .

شب نیز ابتدا من پیرامون این موضوع  صحبت کردم بعد از ان برادر محترم جناب آقای جوادی توضیح بیشتر داد ضرورت این طرح یاد اور شد  بعد از ان جناب آقای محسنی مسایل از جنبه خدای و خدمت به مردم یاد آور شد. جلسات شب عاشورا با سینه زنی و نوحه خوانی برادران پایان یافت .

فردای آن روز که روز عاشورای حسینی بود لازم دانستیم یک بار دیگر با نمایندها بنشینیم صحبت کنیم این کار نیز انجام گرفت در ان جلسه  هر کدام به نوبه خود صحبت کردیم تا از چند چون ماجرا همه خبر دار شوند .

حالا وقت آن رسیده است که این طرح در این روز مقدس به ارایی عمومی گذاشته شود  همین کار را نیز کردیم . ابتداء اینجانب در باره اهمیت و نیاز مبرم به  این طرح را مطرح کردیم در باره مسایل حاشیه اش هم صحبت کردیم و گفتیم این مرکز زیر نظر هیت امناء اداره خواهد شد فعلا عضو هیئت امناء مر کز چهار نفر است شما دوستان هم می توانید عضو ی به هیئت  امنا ء معرفی نماید . قرار شد مختصر دستورالعمل در این زمینه نوشته شود  که بعدا ما این کار را انجام دادیم .

جلسه با سخنرانی جناب آقای جوادی و آقای محسنی ادامه یافت با توضیحات دوستان من در این مورد دیگر هیچ گونه جای تردید باقی نمانده بود . در پایان برخلاف انتظار ما و دوستان ما مبلغ دومیلیون تومان جمع آوری شد .

طبق پیشنهاد ما پول جمع اوری شده باید در پیش یکی از نمایندگان به عنوان صندوق دار بماند و او موظف است این امانت را در جای امن و در اختیار یکی از حواله دار ها قرار بدهند تا ضمن دست رسی آسان به این پول کمک های را نیر از این طریق جذب کرده باشیم .

که در وقت امدن ما به قم دوستان ظاهرا به این توافق رسیده اند که این کار را خود آنها انجام بدهند که دوستان طلبه با اکراه این را پزرفتند .

در قم که رسیدیم ما نیز از پزرفتن مسولیتش خود داری کردیم اقای جوادی نیز نپزرفتند حتی یک شب این پول در منزلش بماند مجبور شدیم از مسیر خود این پول را به یکی از دوستانم جناب اقای محمدی که حواله دار مطمن بود تحویل دهیم وبه ایشان یاد اوری کردیم که توقع همکاری را در پابان از شما داریم که ایشان در پایان ضمن همکاری نقدی به سفارش و توصیه ما ها زحمت زیادی را در پیدا کردن زمین و خرید آن کشید که خداوند به ان دوستان عزیز اجر عنایت کند . ۱۰ / ۱۱ / ۱۳۸۵

***

این گزارش را من قبلا نوشته بودم ان وقت سرور گرامی ما جناب اقای حجه الاسلام والمسلمین محسنی در قید حیات بود در موقع که در قم رسیدیم خواطره از ایشان داریم که شاید صلاح نبود در حیات ایشان نوشته شود . و امروز که در جمع ما نیست بد نیست این مرد خدای را بهتر بشناسیم .

ما زیاد که یماند خیلی کم ان هم در ماه مبارک رمضان و یا محرم کار نامه تبلیغی داریم اقای محسنی در طول سال در مناطق مختلف ایران به تبلیغ می رفتند . طلبه ها یک از راه درامد شان تبلیغ است ما متاسفانه متوجه این نکته نشدیم که اقای محسنی از سفر تبلیغ به خانه که بر می گردد خانواده از همه مهمتر یچه کوچک ناز دانه دارد که موقع برگشت از سفر جیب بابا را برانداز می کند . که بابا ار این سفر چیری عاید شان شده است یانه ؟ بچه است قادر به تشخیص مسایل بزرگ تر نبست مانده بود این مشکل را چه طوری حل کند که در صورت خالی دیدن جبیب ، دل بچه کوک ناز دانه نیز خالی نشود .

قیل از اینکه اقای محسنی از ماشین پیداشود رو کرد به طرف من وآقای جوادی ، به خنده و شوخی گفت : که امسال شما با این طرح مرکر تان یک لقمه نان را از دهن ما هم گرفتید اقای جوادی با خنده زیاد و با همراهی با دل اقای محسنی گفته های اقای محسنی را تاید کرد تا مجلس حال هوای خودش را بگیرد .

من نیز متاسفانه در جیبم ان مبلغ نبود تازه برای این مرکز خالی کرده بودم از اقای جوادی مبلغ را به عنوان قرض شخصی گرفتم تحویل اقای محسنی دادم .

من توجه شما دوستان به این نکته از خاطره جلب می کنم . مرحوم حاج اقای محسنی با توجه با چنین مسایل خدا را شاهد می گیرم که زره ای در این اجرای این طرح تردید نکرد . این یک درس کلان برای من امثال من است که اگر وقتی پای مصلحت عمومی وقومی در میان است مصلحت شخصی با پیشانه بار باید فدای مصلحت عمومی و قومی گردد . 

544بازدید

کامنت بسته شده است.