مکتب‌خانگی یک دادِ خدا بود!

مدبریت ۱۲:۰۶ ق.ظ ۱۲

صدای گَرگَر چرخ (‌خیاطی) از پله‌های شیب‌دار و نفس‌گیر شنیده می‌شود، باور ‌کنید یا نکنید، این صدای چرخ‌خیاطی، شیک‌ترین، ماهرترین و خوش‌برخورد‌ترین خیاط بازار سنگماشه است؛ که در و دیوار اطاق گِلی و کاه‌گل خورده‌یی فضای کوچک و صمیمی او، پر از پارچه‌های رنگارنگ و لباس‌های شیک و پیک (به گفته‌ای امروزی‌ها “مُد روز”) آویزان است.
چند دقیقه‌ای طول نکشید که “خیاط داستان ما” سکوت را شکست، و سفره‌ای دلش را باز کرد و آهی کشید و با لحن غریبانه از وضعیت نابسامان دینی – فرهنگی جاغوری، لب به شکایت گشود، و تمام جان کلامش این بود، که : “مکتب خانگی یک داد خدا بود.” و این نکته کنایه از وضعیت ناخوشایند فضای فرهنگی حاکم در جاغوری بود. وی در حالی که تمام حواسش و چهار‌چشم به پارچۀ ‌قیمتی، نخ و سوزن و چرخ خیاطی بود، گفت: امروزه تمام مکتب‌خانه‌ها تعطیل شده است و آموزگاران آن‌ها به مدارس دولتی جذب شده‌اند، و دیگر از آن فعالیت‌های شورانگیز دینی و مذهبی که در سطح مکتب‌خانه‌ها انجام‌ می‌گرفت، خبری نیست، و در مساجد نیز فعالیت‌های فرهنگی، دینی و مذهبی صورت نمی‌گیرند، و آموزش‌های دینی مکاتب دولتی راه به جایی نمی برد و بسیاری از دانش‌آموزان گرفتار رفتار‌های عجیب و غریب شده‌اند.
  سخنان شکایت گونه‌ای خیاط بهانه‌ای شد، که تا اطلاعات کوتاهی در باره‌ای نقش تعلیم و تربیت دینی در مکتب‌خانه‌، تاسیس نخستین مکتب‌خانه در افغانستان، مکان مکتب‌خانه، روش‌آموزش در مکتب‌خانه، شیوه‌ای ارزشیابی در مکتب‌خانه، تنبیه بدنی در مکتب‌خانه و مواد‌آموزشی مکتب‌خانه ارائه شوند و ممکن است نقایص و کاستی‌های فراوانی در ارائه مطالب وجود داشته باشند.
 عمر مکتب‌خانه یا همان مکتب خانگی با عمر اسلام برابری می‌کند و در طول دوران حیات خود نقش موثری در تعلیم و تربیت دینی داشته است، و بعد از مسجد، دومین فضای آموزشی موثر به حساب می‌آید. با پیشرفت اسلام، مکتب‌خانه نیز گسترش یافت و هر جایی که مسلمانان قدم می‌نهادند و سرزمینی را فتح می‌کردند، به آموزش می‌پرداختند. مکتب‌خانه‌ها از سده‌ای دوم هجری رو به افزایش نهاد و آن قدر زیاد گردید، که در تمام قرّا و قصبات راه یافتند.

 مکتب‌خانه در افغانستان 
  نخستین مکتب‌خانه در افغانستان در بلخ توسط ابن ضحّاک ساخته شد و اولین مدرسه هم به صورت نظام‌مند در جهان اسلام در شهر بُست افغانستان به وسیله‌ای ابن حبّان بُستی تاسیس‌گردید. بنابراین مکتب‌خانه در افغانستان دارای سابقه‌ای طولانی است و بسیاری از نخبگان و شخصیت‌های علمی و فرهنگی مشهور و به نام افغانستان تعلیمات ابتدایی را در مکتب‌خانه‌های کوچک فرا گرفته‌اند. خواجه‌عبدالله انصاری، مولوی، ابوعبید قاسم بن سلام هروی، محمد بن احمد قاضی ابو عاصم هروی و… تحصیلات ابتدایی خود را از مکتب‌خانه شروع کرده اند. مکتب‌خانه‌ها در افغانستان تا پیش از سقوط حکومت طالبان نقش اساسی در تعلیم و تربیت کودکان داشتند، ولی با شکل‌گیری حکومت جدید، جایگاه و  موقعیت آموزشی مکتب خانه‌ها، به دلیل استقبال مردم از نظام‌ تعلیم و تربیت رسمی محدود و تا حدودی به دست فراموشی سپرده شد.

مکان‌آموزشی مکتب‌خانه
 تعلیم و تربیت کودکان در سده‌ای اول هجری معمولا در مساجد انجام می‌گرفت، ولی با آغاز سده‌ای دوم هجری مراکزی را به نام مکتب‌خانه احداث گردید. دلیل احداث این مراکز مخصوص این بود که کودکان نابالغ احکام مسجد را رعایت نمی‌کردند، و مکان دیگری را برای تعلیم و تربیت آنان اختصاص دادند. مکتب‌خانه‌ها معمولا در کنار مساجد بنا می‌گردید. گاهی نیز از خانه‌های بزرگان، دکان‌ها و فضای آزاد برای آموزش و پرورش کودکان استفاده‌ می‌گردید.

روش‌آموزش مکتب‌خانه‌ای
 روش آموزش در مکتب خانه‌ها بیش تر به شیوه‌ای انفرادی بوده است. به این معنی که آموزگاز در آغاز، شاگردان بزرگ‌تر را درس می داد، و سپس شاگردان ارشد به نیابت از معلم به تعلیم فراگیران سطح پایین می‌پرداختند. کودکان تازه وارد همراه با نان مخصوص و یا شیرینی در طی مراسم خاصی وارد مدرسه می‌گردیدند و معلم برای موفقیت آنان دعا می‌نمودند. یکی از نکات قابل توجه در شیوه‌ای آموزشی انفرادی این است که تا حدودی به تفاوت‌های فردی کودکان توجه می‌گردیدند.
 
شیوه‌ای ارزشیابی مکتب‌خانه
 ارزیابی (امتحان) در پایان هر هفته و یا در پایان هر ماه به صورت شفاهی انجام ‌می‌گرفت و به ضعف درسی کودکان رسیدگی می‌گردید و معمولا کودکانی که در ارزیابی و امتحان موفق و کامیاب نمی‌گردیدند، گاهی با تنبیه شدید بدنی رو به رو می‌گردیدند. تنبیه بدنی انواع و اقسام مختلفی داشتند، که از‌ آن جمله می‌توان به تنبیه بدین با چوب، شلاق، سیلی و… اشاره کرد. لذا خشونت و رفتار‌های خارج از توان جسمی کودکان از ضروریات مکتب‌خانه بوده و است.

 چرا تنبیه بدنی در مکتب‌خانه؟
بسیاری از آموزگاران معتقد بودند، که کودکان دارای طبیعت سرکش و طغیانگر هستند و امروزه نیز برخی از روان شناسان بر این باور اند که انسان‌ها دارای طبیعت شرور می‌باشند. لذا آموزگاران مکتب‌خانه‌ها معتقد بودند کودکانی که آرام نمی گیرند و بر اثر طبیعت سرکش تربیت پذ
یر نمی باشند و دست از سرکشی و طغیانگری برنمی‌دارند، باید از اهرم تنبیه استفاده شوند، تا به کار‌های نیک هدایت و بر انگیخته شوند. ولی این نظریه مورد پذیرش نیست؛ زیرا آدمی بر طبیعت و فطرت پاک آفریده است و مورد کرامت خدای منان قرار گرفته است و بر خلاف دستورات دین مقدس اسلام است. هم چنین در نظام آموزشی نوین از تنبیه بدنی کودکان پرهیز می‌شود و بیش‌تر بر تشویق و رفتار‌های خوشایند تاکید می‌گردد.

منابع ‌آموزشی مکتب‌خانه
  نظام آموزشی مکتب‌خانه با آموزش حروف الفبا، روخوانی و روان‌خوانی‌قرآن‌کریم، خواندن و نوشتن به زبان بومی (پارسی دری)، آموزش خط شروع، و به اطلاعات کلی از اصول اعتقادی، احکام و اخلاق اسلامی پایان می‌پذیرد. ولی در برخی مکاتب‌خانگی به آموزش صرف و نحو نیز پرداخته می‌شوند. به طور کلی می‌توان گفت که بیش‌ترین برنامه‌های درسی مکتب‌خانه را، اصول عقاید، دستور‌های عملی (احکام) و مسایل اخلاقی تشکیل می‌دهند.
رؤوس برنامه‌ای درسی اصول اعتقادی نظام آموزشی مکتب‌خانه را اصول‌دین، اصول مذهب، صفات ثبوتی و صفات سلبی خداوند تشکیل می‌دهد که برای سالم سازی فکری و اعتقادی کودکان برنامه‌ریزی شده است و فرایند آموزش مباحث اعتقادی تدریجی است و ممکن است یکی دو سال به طول انجامد و روز‌های بخصوصی در ایام هفته برای آموزش اعتقادات اسلامی اختصاص دارند، و معمولا زمان آموزش اعتقادات اسلامی از هنگامی آغاز می‌شود، که فراگیر توانایی بر خواندن و نوشتن را بدست آورد.
 برنامه‌های عملی بیشتر بر آموزش احکام به ویژه آموزش نماز و ساخت وضو به صورت نظری و عملی متمرکز است، و کودک در مدت زمان کمتری به دستورات وضو، غسل و تیمم و نیز خواندن نماز‌های یومیه آشنا می‌گردد. ولی سایر احکام و دستورات اسلامی مانند نجاسات، مطهرات، احکام‌نماز، مقدمات‌نماز، واجبات‌رکنی و غیررکنی نماز، مبطلات‌نماز، شکیات‌نماز، فروع دین و… نیاز به زمان بیشتری دارند و به تدریج و در بیستر زمانی بیشتری آموزش داده می‌شوند.
 مهم‌ترین بخش آموزش دینی که در مکتب‌خانگی به فراگیر یاد داده می‌شود، آموزش اخلاق اسلامی است و تا زمانی که کودک به مکتب‌خانه رفت و آمد می‌کند و در نظام آموزشی مکتب‌خانه‌ای تحصیل می‌نماید، هر روز با سفارشات اخلاقی آموزگار رو به برو می‌شود و تاثیرات به سزایی در روح و روان کودک بر جای می‌گذارد و به پرورش روح و سلامت روان آدمی منجر می‌شود.

نقش تربیتی کتاب پنج‌گنج
یکی از منابع درسی، که برای فرا گیری خواندن زبان پارسی در مکتب‌خانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، کتاب پنج‌گنج (پنج کتاب) است. بدون شک تمام مردم افغانستان با این کتاب آشنا هستند و بسیاری از اشعار آن را از حفظ دارند. گنج اول این کتاب به نام “کریما” است، که در این بخش بیشتر بر سفارشات اخلاقی تاکید شده است. با توجه به این که مهم‌ترین مواد‌ درسی مکتب‌خانه‌ها را مسایل و سفارشات اخلاقی تشکیل می‌دهد، در این جا نمونه‌های از آموزه‌های اخلاقی بخش اول کتاب “پنج‌گنج” آورده می‌شود، که در آغاز چند صفت از صفات پسنددیده‌ای اخلاقی مانند کرم، سخاوت، تواضع، قناعت ذکر می‌شود
 
کرم:
  دلا هر که بنهاد خانه کرم  –  بشد نام داری جهان کرم
  کرم نام دار جهانت کند –  کرم کامگار امانت کند  
   ورای کرم در جهان کار نیست – وزین گرم‌تر هیچ بازار نیست
   کرم مایۀ شادمانی بود – کرم حاصل زندگانی بود
   دل عالمی از کرم تازه دار  – جهان را ز بخشش پر آوازه دار
   همه وقت شو در کرم مستقیم که هست آفرنندۀ جان کریم
  
سخاوت:
   سخاوت کند نیک‌بخت اختیار – که مرد از سخاوت شود بختیار
   به لطف و سخاوت جهانگیرباش – در اقلیم لطف و سخا میر باش
   سخاوت بود کار صاحب دلان – سخاوت بود پیشۀ مقبلان
   سخاوت مسِ عیب را کمیاست – سخاوت همه دردها را دواست
  
تواضع:
   دلا گر تواضع کنی اختیار – شود خلق دنیا ترا دوست‌دار
   تواضع کند هوشمند گزین – نهد شاخ پرمیوه سر بر زمین
   تواضع عزیزت کند در جهان – گرامی شوی پیش دلها چو جان
  تواضع کلید درِ جنت است – سر افرازی و جاه را زینت است   
   و…
  قناعت:
   دلا گر قناعت بدست آوری – در اقلیم راحت کنی سروری 
   اگر تنگدستی ز سختی منال  – که پیش خردمند هیچ است مال
   ندارد خرمند از فقر عار – که باشد نبی را ز فقر افتخار
   و…
  صبر:
   ترا گر صبوری بود دست‌یار – بدست آوری دولت پایدار
   صبوری بود کار پیغمبران  – نه پیچند زین روی دین پروران
   صبوری کنی گر ترا دین بود – که تعجیل کار شیاطین بود
   و…
 صفات رذیله‌ای اخلاقی نیز در کتاب پنج‌گنج آمده است و فراگیر را با صفات پست و زشت آشنا می‌سازند، و مهم‌ترین صفات زشت و ناپسند اخلاقی. مانند بخل، تکبّر، حرص و… را نام می‌برد
 
بخل:
   اگر چرخ گردد به کام بخیل در اقبال باشد غلام بخیل
   وگر در کفش گنج قارون بود وگر تابعش ربع مسکون  بود
   بخیل ارچه باشدتوانگر به مال بخواری چو مفلس خورد گوشمال 
   سخیان ز اموال بر می‌خورند بخیلان غم سیم و زر می‌خورند
   و…
  تکبّر:
   تکبّر مکن زینهار ای پسر  که روزی ز دستش در آیی بسر
   تکبّر ز دانا بود ناپسند  غریب آید این معنی از هوشمند
   تکبّر بود عادت جاهلان  تکبّر نیاید ز صاحب‌دلان
   تکبّر عزازیل
را خوار کرد  به زندان لعنت گرفتار کرد
   کسی را که خصلت تکبّر بود  سرش پُر غرور از تصور بود
   و…
  حرص:
   ایا مبتلا گشته در دام حرص شده مست لا یعقل از جام حرص
   مکن عمر ضایع به تحصیل مال که هم نرخ گوهر نباشد سفال
   چنان عاشق روی زَر گشته‌ای که شوریده احوال و سر گشته‌ای
   چنان گشته‌ای صید بهر شکار  که یادت نیاید ز روز شمار
   مبادا دل آن فرومایه شاد  که از بهر دنیا دهد دین بباد

  مذمت‌شیطان:
   دلا هر که محکوم شیطان بود شب و روز در بند عصیان بود
   کسی را که شیطان بود پیشوا کجا باز گردد به راه خدا 
   دلا عزم عصیان مکن زینهار که فردا ز آتش شوی رستگار
   ز عصیان کند هوشمند احتراز که از آب باشد شکر را گداز
   مکن خانه‌ای زندگانی خراب به سیلاب فعل بد و ناصواب
   و…
 این اشعار نمونه‌های از سفارشات اخلاقی است که در ‌کتاب پنج‌گنج آمده‌اند، که کودکان در مکتب‌خانه‌ها فرا می گیرند و حفظ می‌نمایند. ممکن است کودکان در سنین پایین معنی و مفهوم این اشعار را نفهمند؛ ولی در سنین بالاتر به معنای این ابیات آگاه می‌شوند و تحلیل و تفسیر می کنند و از آن برداشت خوبی می‌نمایند. لذا فراگیری کلیاتی از اصول‌دین، احکام عملی و اخلاق اسلامی بر رفتار‌های آینده‌ای کودکان و فراگیران تاثیر فراوان دارند. امروزه خمیر‌مایه‌های دینی و مذهبی بسیاری از جوانان که در نقاط مختلف این کره‌ای خاکی زندگی می‌کنند، و در میان فرهنگ‌ها و ادیان گوناگون به سر می‌برند، و به معتقدات اسلامی و مذهبی خود پایبند هستند، برگرفته از تعلیم و تربیت مکتب‌خانه‌‌ای هستند.
 بنابراین به جرأت می‌توان گفت که فضای مکتب‌خانه، یک فضای معنوی است و تعلیم و تربیت مکتب‌خانه‌‌ها بیشتر حول و محور قوانین و مقررات دینی دور می‌زند و اگر تغییر و تحولی در سیستم‌آموزشی مکتب‌خانه به وجود بیاید، باید به وسیله کارشناسان علوم تربیتی پدید آید. 

+;نوشته شده در ;سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت;۰:۶ توسط;احمد رمزی; |;

2,080بازدید

۱۲ دیدگاه »

  1. یاسر ثور ۱۹, ۱۳۹۱ در ۲:۱۵ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۱۵

    احمدجان دست تان درد نکند از نوشته خوب تان لذت بردم و مرا به یاد دوران مکتب خانگی انداختی که پیش ملای مکتب درس می خواندم و نماز و اصول دین یاد گرفتم.
    این مکتب خانگی خیلی سابقه داشته است و دراین زمینه اطلاعات بسیار خوبی داده ای بازهم تشکر ا

  2. حاجئ مسافر از سعودئ ثور ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۰ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۴۰

    برادر رمزئ سلام / تشکر ازمعلومات خوب شما اما شیوه درسی مکتب ملائ بسیار ضعیف بود یک طلاب علم سالیان پنج ثپاره یاد میکرد چندین سال وقت صرف میکرد تا زندجانئ کتب قاعده عربئ یاد میکرد از طرف ملاهائ منطقه بسواد بود البته در زمان گزشته ولئ ملائ امروزئ فرق بزرگ ملائ گزشته دارد ومسایل دیگر وغیره

  3. احمدرمزی ثور ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۲ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۲۳:۲۲

    حاجی مسافر صاحب از این که به نوشته ای بنده توجه نمودید متشکرم.
    راست می گویی روش آموزش مکتب خانه ای روش موثر نیست. ولی آموزش مقدماتی و مختصر دینی که در این مراکز ارائه می گردید تا حدودی خوب بود.
    از محترم یاسرجان نیز تشکر می کنم که به مقاله ام اعتماد کردید و آن را خوانده اید.

  4. غفوری ثور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۴ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۱۴

    آقای رمزی با سلام از اینکه نام تان رمزی است و نمی توانم بشناسم متاسفم زیرا شناختن شخصی که دغدغه رازشها را دارد و اهل اندیشه و قلم است و می نویسد بسیار غنیمت است به هر حال از نوشته تان لذت بردم و کاش فرهنگ نوشتن از قدیم رواج می داشت که از آداب و رسوم و … گذشته خود بیشتر باخبر می شدیم خیلی کارساز بود اما چنین نبوده است در این که روش های ملاهای مکتب و متون درسی بعضا غیر متناسب با توان شناختی و عقلی و مراحل رشد فرگیران بود جای شکی نیست اما همان روش سنتی باز کارکرد بیسار مهمی در اخلاق و رفتار ما داشت اما جای آن فعلا خالی است. عزیز برادراگر مقداری منبع برای خوانندگان ارایه می شد به زیبایی نوشته تان می فزود امید که در آینده باز اثر قلمی تان را بخوانیم. تشکر از زحمات تان

  5. عارف ثور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱:۵۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۳:۵۶

    جناب رمزی دست مریزاد عالی نوشته بوردید

  6. احمدرمزی ثور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۳:۲۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۵:۲۶

    از برادر عزیزم غفوری کمال سپاس را دارم و از تشویق ها و راهنمایی های دلسوزانه ای متشکرم.
    در رابطه با منابع باید گفت که بیشتر این نوشته بر اساس برداشت و مطالعه ای چند سال پیش از پایان نامه هایی آقایان دکتر محمد ظاهرفهیمی و دکتر محمداحسانی که در باره ای سابقه آموزشی فرهنگی هرات باستان است و هم چنین کتاب های تاریخ دانشگاه های بزرگ اسلامی عبدالرحیم غنیمه ترجمه نورالله کسایی و تاریخ آموزش در اسلام دکتر احمد شلبی و ترجمه محمد حسین ساکت است.
    از جناب عارف جان نیز متشکرم.

  7. اخلاصی ثور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۳:۵۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۵:۵۴

    زنده باشید اقای رمزی برار خدا به همرات از اینکه از آن جمع یگان بار می درخشی واقعا بخود می بالم. اندیشه هایت سبزیاد.

  8. احمدرمزی ثور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۷:۳۳ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۹:۳۳

    از دوست عزیزم آقای اخلاصی بسیار تشکر میکنم.
    امروز کافی نت آمده ام تا آخرین شماره ای نشریه پاتو را دانلود کنم.
    از تلاشهایت در جهت کار های فرهنگی صمیمانه سپاسگزارم.
    امید وارم که همیشه موفق باشی.

  9. رضا ثور ۲۰, ۱۳۹۱ در ۷:۵۰ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۹:۵۰

    کتکی که در مکتب خانگی خورده ام هیچ گاه از یادم نمی رود.
    از نبود مکتب دیگه بهتر بود.

  10. اورنگ بلخی ثور ۲۱, ۱۳۹۱ در ۹:۲۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۹:۲۶

    احمد رمزی گرامی بسیار خوب می نویسیس و به چیزهای نو و گفته ناشده می پردازی و استعداد خوب نویسندگی نیز داری. به تو تبریک میگویم. کامیاب و پرکار و ماندگی ناپذیر باشید.

  11. احمدرمزی ثور ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۲ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۴۲

    از جناب محترم اورنگ بلخی صمیمانه تشکر می کنم که مرا با تشویق های خوب شان روحیه می دهد. از این که نوشته های مرا می خوانی باز هم تشکر می کنم.

  12. حمید ثور ۲۵, ۱۳۹۱ در ۶:۱۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۵ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۱۸

    مکتب خانگی در زمان های خود که مکتب کلاسی نبود خوب بود یعنی از هیچ بهتر بود. ولی کسی در آن سواد یاد نمی گرفت و بچه ها از چوب و زدن ملا از درس و نوشتن فراری می شد.