منافع مردم چیست؟

شوکت محمدی شاری ۵:۳۰ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
منافع مردم چیست؟

منافع مردم چیست؟
جناب محمد رفیعی Mohammad rafei در چند پست فیسبوکی فراخوان تعریف روشن از «منافع مردم» داده بود. من تعریف کوتاهی از منافع مردم طرح می‌کنم، امیدوارم باب گفت‌وگوی جدی باز شود.
مردم، به عنوان یک مجموعه انسانی، دارای واحد‌های گوناگونی است. مردم، به معنای ملت در تعریف کلان و ملی.
مردم، به معنای قوم، در گفتمان رایج کشور.
در هر دو معنا، مردم می‌تواند منفعت و ضرر داشته باشد.
هر جامعه‌ی انسانی، به تامین نیازها و بهبود وضعیت می‌اندیشد.
هر جامعه وضعیت موجود بررسی می‌کند و وضعیت آرمانی و مطلوب را ترسیم می‌کند و برای گذر از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب، نیازها را شناسایی و ابزار لازم را فراهم می‌کند.
برای رسیدن به وضعیت مطلوب، باید اهداف و آرمان‌هایی تدوین کردن که معیار و سنجه رفتار کارگزار و انسان‌های مسئول باشد.
وضعیت موجود جامعه هزاره، نامطلوب و اسف‌انگیز است. شیرازه سازمان‌های سیاسی- نظامی از هم پاشیده، انقلابی‌ها به قدرت رسیده‌ یا به آن می‌اندیشند، رفاه‌طلب و تن‌آسا شده‌اند. نقش هزاره‌ها در تصمیم‌سازی قدرت به صفر رسیده، به گونه‌ی آشکار مورد تبعیض قرار می‌گیرند و دولت از تامین امنیت‌شان به گونه روشن استنکاف می‌کند.
وضعیت مطلوب برای هزاره‌ها، شکستن ذهنیت تبعیص‌آلود، رفع تبعیص، تامین عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه فرصت، ثروت و امکانات ملی است.

نیازها:
برای عبور از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب، باید به پرسش‌های زیر پاسخ گفت؛
چگونه می‌توان وضعیت کنونی را به وضعیت مطلوب تغییر داد؟
چه‌چیزهایی می‌تواند به تغییر وضعیت کمک کند؟!
به چه ابزارهایی برای تغییر وضعیت نیاز است؟
پاسخ به پرسش نخست، به تدوین استراتژی منجر می‌شود تا راه‌های ممکن تغییر شناسایی، بررسی و اولویت‌بندی شود.
پاسخ پرسش دوم و سوم، به شناخت راه‌ها و ابزارهای رسیدن به هدف منجر می‌شود.
ابزار رسیدن به وضعیت مطلوب در جامعه‌ی بحران‌زده، قدرت واقعی است. سازه‌های قدرت می‌تواند سلاح، سیاست و حضور آگاهانه مدنی باشد.
بنابراین، می‌توان منافع مردم را «آرمان‌های عدالت‌خواهانه و توسعه‌طلبانه، استفاده از ابزارهایی که مردم را به هدف نزدیک می‌کند باشد.»
منافع مردم از راه‌های مختلف تامین شدنی است؛
۱. حضور در دولت‌، به شرط آن‌که برای شکستن ذهنیت‌ها و محدودیت‌های تبعیض‌آمیز تلاش کند و در برابر صدای عدالت‌طلبانه نیاستد و ستم‌گری را توجیه نکند،؛
۲. گروهی از بیرون حکومت به عنوان اپوزیسیون به حکومت فشار بیاورد که دست از ستم‌گری و تبعیض بردارند.
۳. مهم‌ترین منفعت مردم، ایجاد و حفظ آدرس واحد برای خواسته‌های مدنی و عدالت‌خواهانه است. جنبش‌های اجتماعی عدالت‌طلبانه تبسم و روشنایی، صدای واحد در جامعه ایجاد کرده که حاصل ضرب توان همه اقشار جامعه است. روح و قدرت جمعی، برابر با جمع توان افراد جامعه نیست، بلکه فراتر از آن است. خطای استراتژیک و منفعت‌کش این است که روح و قدرت جمعی را مساوی توان افراد و تیم‌های کوچک بدانیم. در جامعه افراد توانا و تیم‌ها و حزب‌های سیاسی کم نداریم، اما هیچ‌کدام از شرق استرالیا تا غرب امریکا نتوانسته صدای واحد ایجاد کند. اگر جنبش به هر دلیلی به تیم یا شاخه‌های کوچک تبدیل شود، دیگر آن روح جمعی و قدرت جمعی به توان افراد و تیم‌های کوچک فروکاسته می‌شود.

87بازدید

کامنت بسته شده است.