مهاجرت ، پیش زمینه ها و پیآمد ها !؟ (قسمت نخست )

مدبریت ۹:۴۲ ب.ظ ۱۷

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

از دیده ای زمانه روان است جوی خون *** ای دیده ای زمانه بگو ، تا چه دیده ای !؟

مهاجرت

مهاجرت ، پیش زمینه ها و پیآمد ها !؟

پیش سخن :

بدون تردید ، پدیده ای بنام ((هجرت)) و یا ((مهاجرت)) موضوع تازه ای نبوده ؛ بلکه ، قدمت آن با فراخنائی تاریخ بشری برابری می کند . می توان گفت : این پدیده تقریباً همزاد آدمی و برخی از حیوانات بوده و از گذشته های دور تا کنون به گونه های متفاوت ؛ اما ، مستمر و مداوم در زندگی توده های انسانی و دسته های حیوانی اتفاق افتاده است . مهاجرت و هجرت گرچند در نگاه اول از بار منفی ترک زادگاه ، ترک وطن ، بجا گذاری داشته و ناداشته ها و… برخوردار است . به ویژه که حب زادگاه و وطن برای هر انسانی فطری و ذاتی بوده و به قول معروف : ((دوستی وطن جز از ایمان است !؟ ))  .

 با این وجود ، ترک زادگاه و وطن همیشه هم ناپسند نبوده و نه تنها بار منفی ندارد ؛ بلکه ، چه بسا گاهی لازم و ضروری نیز می نماید . ترک زادبوم برای آدمی ، تنها در صورتی می تواند ناپسند باشد ، که عوامل مهم زیستی همانند : هویت ، امنیت ، درآمد و… برای انسان در زادبوم اش مهیّا بوده و خطری هم در کمین اش نباشد ، با وجود این ؛ شخص یا اشخاص زیاده خواه اسیر زرق و برق سرزمین های دیگر شده و بدون کدام دلیل خاصی دست به مهاجرت بزنند . هجرتی که هیچ الزام و اجباری در آن ، برای فرد وجود نداشته باشد . چنین مهاجرتی از نظر هر انسانی ناپسند بوده و نزد هر وجدانی بیداری محکوم است .

اوج گیری مهاجرت هموطنان به خصوص ((مردم جاغوری)) طی سالهای اخیر ، به سوی سرزمین های غربی (اروپائی) ، استرالیا و… ، ممکن است پرسش های بسیاری را در ذهن دوستان نکته سنج ، اندیشمند و متفکر هم دیار به وجود آورد : آیا این مهاجرت گسترده پس از سقوط نظام سیاه طالبان هنوز لازم است ؟ براستی تحمل این همه رنج ، زجر و پذیرش خطر تا سرحد مرگ ارزش رسیدن به ((بهشت موعود !؟ )) را دارد ؟ پیآمدهای این مهاجرت برای پیشآهنگان این سفر سخت ، تلخ ، خطرناک و مرگ آور چگونه بوده است ؟ چه راهکارهای برای کاهش سرعت این پدیده می تواند وجود داشته باشد ؟ و… .

تردیدی نیست که مهاجرت مردم و هموطنان ما طی سه دهه ای گذشته بر اثر ناامنی ، جنگ ، گرسنگی ، خشکسالی و… تا کنون توجیه پذیر بوده و از نظر همگان به عنوان اجبار و از روی ناچاری پذیرفته شده بود . اما ، اکنون با وجود برقراری حکومت مرکزی دلخواه مردم ، دموکراسی نیم بند ، انتخابات و آزادی فرهنگی نسبی ، سرعت در نظام معارف و آموزش و نیز امنیت نسبی در بسیاری از نقاط کشور و… به جای اینکه روند کاهش را در پیش بگیرد ، سرعت افزایش را به خود گرفته است ! تدوام و شتاب این پدیده ای غم انگیز ، ممکن است ذهن کنجکاو هر هم وطنی را به کنکاش وادارد ، که به راستی چرا این موج دردناک و بعضاً مرگ آور همچنان در حال اوجگیری است ؟ آیا علت یا علل کافی برای این مهاجرت و ترک یار و دیار ، هنوز هم چون گذشته وجود دارد ؟ و … .

پاسخ یابی برای پرسش های فوق مدت هاست که ذهن ناآرام و غربت زده ای نگارنده را خراش می دهد و همین ناقراری باعث شد که با وجود ، گرفتاری های بی شمار زندگی در دیار غریب و نیز مسؤلیت ها و مصروفیت های تحصیلی و… ، حداقل برای کسب آرامش ذهنی و ارضائی حس کنجکاوی ، در بازی با دکمه های جادوئی کیبورد ، در فضائی مجازی ورد (Word)، ترواش های ذهنی اش را قلمی نماید . امید که در فرجام نتایج پرثمری از این پژوهش را شاهد باشیم . نگارنده امیدوار است که سلسله نوشتار های را پیرامون این موضوع به کنکاش گرفته و به نشر بسپارد و نیز چشم براه کرم دوستان خواننده که تا پایان این نوشتار، با ما همراه بوده و آنگاه بر کرسی قضاوت بینشینند ! البته ، انتقادات و پیشنهادات سازنده ای تان باله دو دیده !! .

الف –  تعریف واژه ای هجرت :

هِجرت و مُهاجرت در لغت : از ماده ((هَجر)) به معنای ((دوری)) و ((فاصله گیری)) از کسی یا چیزی که برای شخص عزیز و ارزشمند باشد . این واژه گرچند در میان فارسی زبانان متداول است ؛ اما ، ریشه ای عربی دارد . بدین لحاظ در ((فرهنگ عربی المنجد)) برای تعریف این کلمه این گونه می خوانیم : ((… هِجرت از ماده هَجر به فتح اول به معنای جدائی ، درازی ، سختی ، گرما و… است … هِجرت و هُجرت به معنائی ترک دسته جمعی دیار ، جدائی از شهر و به شهر دیگر رفتن … مُهاجِر به معنائی : کوچ نشین ، دور از وطن …مُهاجرت یعنی از جای و شهری به جای و مکان دیگر رفتن ، بریدن از سرزمین و زادگاه  و رفتن به دیار دیگران و آن جا را دوست  خود گرفتن و… )) .

در اصطلاح : عبارتست از کوچیدن جماعت انسانی و گروه ها و دسته های حیوانی از جای به جای دیگر به دلایل زیستی ، جغرافیای ، جنگ و ناامنی ، فقر و تنگدستی ، خشکسالی و گرسنگی و … که خواسته و  ناخواسته و از روی اجبار زادبوم خود را ترک نموده و راهی کشور ها و سرزمین های دیگر شوند
. مهاجرت از نوع انسانی آن گرچند پدیده ای تازه ای نیست ولی ممکن است از علل و عوامل نسبتاً همانندی در فراخنائی تاریخ برخوردار باشد ، که بررسی این علل و عوامل در ادامه از مهمترین بخش این نوشتار خواهد بود .

ب – تاریخچه مهاجرت :

اشاره رفت که قدمت پدیده ای هجرت و مهاجرت به روزگار نخست خلقت بازمی گردد . به اندازه ای این همسانی برجسته است که می توان مهاجرت و هجرت را ((همزاد)) انسان و برخی گونه های حیوانی به شمار آورد . تردیدی نیست که میان مهاجرت انسان ها با دیگر موجودات در عین تشابه ، تفاوت های اساسی نیز وجود دارد . این تفاوت ها و تشابهات همانگونه که در آغاز و پیش درآمد مهاجرت ها موجود بوده ، به گونه ای در پیآمد ها و نتایج آن نیز برای همه ای موجودات نیز ، پدید آمده است .

- شباهت های مهاجرت برخی گونه های حیوانی با انسانها از گذشته ها تا کنون به دلیل کمبود و یا نبود مواد غذائی بوده که برای تدوام حیات شان به تلاش و تکاپو افتاده و از روی ناچاری زادگاه شان را ترک نموده برای بدست آوردن مواد ضروری و حیاتی شان دست به کوچ و جا به جای زده و راه سرزمین های دیگر را در پیش گرفته اند ! .

- تفاوت اساسی در آن است که برخی حیوانات مهاجر اصلاً تداوم حیات و زندگی شان در گیرو همین کوچ های فصلی است ، در حالی که انسانها تنها هنگام ضرورت و از روی ناچاری زادگاه شان را ترک می کنند . از طرفی مهاجرت انسان ها تنها به انگیزه های اقتصادی خلاصه نمی شود ؛ بلکه ،  چه بسا تهدید ها ، احساس خطر ، سلب آرامش ، جنگ و… پدیده های اند که انسان ها را به ترک زادگاه شان مجبور می کنند .

در گذشته ها ، پدیده ای مهاجرت همانگونه که برای مهاجرین پیام آور زندگی ، حیات ، امید ، دوام و… را داشته به همان اندازه ، برای مردم ، دسته ها و گونه های ساکن ((سرزمین های مهاجر پذیر)) مرگبار و نابود کننده بوده است . در هرصورت بررسی تاریخی این مسأله مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ! که زمانی دیگری طلب دارد و فضائی دیگری ، در این مجال با توجه به فضای محدود این نوشتار تنها اشاره ای گذارائی به این مورد کافی خواهد بود .

۱٫       مهاجرت های ضروری  و سازنده :

بی گمان ((حرکت)) و تلاش برای دست یابی به زندگی بهتر از نظر تمام ادیان الهی ، مکتب های فلسفی و اندیشه های انسانی ، همواره ستودنی و قابل ستایش بوده است . توده های انسانی و حیوانی همیشه برای بقأ و ادامه حیات شان بر روی این کره ای خاکی تلاش پیگیر و مداوم داشته اند . ((حرکت)) در قاموس انسانی از گذشته های دور تا کنون آن قدر خواستنی و ستایش آمیز بوده که بزرگان دانش و اندیشه و خردگرایان از ((حرکت)) و ((هجرت)) به بودن و زندگی و از ((سکون)) و ((درجا زدن)) به مرگ و نیستی تعبیر کرده اند ! .

در این راستا ؛ ((هجرت)) را از مهمترین مصادیق ((حرکت)) انسانی می توان برشمرد ؛ زیرا ، هرگاه هجرت و مهاجرت در زندگی توده های انسانی پدید نمی آمد ، بدون تردید هیچگاهی شاهد ظهور تمدن های اولیه و پیشرفت های بعدی در زندگی جوامع انسانی نبودیم . که می توان حرکت سازنده و پیشتاز ((هجرت)) را به دو گونه ای معنوی و مادی دسته بندی کرد :

یک – هجرت با انگیزه ای معنوی و آیینی :

  گرچند بیشتر حرکت ها و هجرت های توده ها و جوامع انسانی با انگیزه ای مادی و اقتصادی و در پی کسب معاش و بدست آوردن آذوقه صورت گرفته ؛ اما ، بعضاً انگیزه های ارزشمند معنوی و دینی نیز هجرت انسان ها را بدنبال داشته ، که توده های دیندار جوامع انسانی ، برای پاسداری از ایمان و آیین شان و یا بخاطر حفظ باورها و عقاید شان ، ترک زادگاه نموده و به ناچار راهی سرزمین های دیگر شده اند . که از نمونه های بارز هجرت معنوی و آیینی ، می توان از مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به رهبری حضرت موسی(ع) ؛ هجرت اصحاب کهف و پناه بردن شان به غار و خواب مشهور طولانی ایشان با امداد الهی ؛ هجرت های مسلمانان به حبشه و نیز هجرت پیامبرگرامی اسلام از مکه به  مدینه نام برد . پدیده ای  ((هجرت)) نزد مسلمانان به قدری ارزشمند بوده که به جای ولادت یا بعثت پیامبراکرم(ص) ، هجرت آن حضرت را مبدأ تاریخ اسلام قرار داده اند .

دو – مهاجرت با انگیزه ای مادی و اقتصادی :

می دانیم که انسان های نخستین در آغاز با ساختار قبیله ای و به صورت کوچی ، در حالت سیّار و سیّال زندگی می کردند . طوریکه درآمد و امرار معاش شان پس از اهلی و رام نمودن برخی حیوانات بیشتر از طریق دامداری تأمین می شد . در چنین حالتی همواره گله های بزرگ دام ، نیازمند مرتع و چراگاه بودند . کثرت نفوس به انشعاب در قبیله انجامید و انشعاب به ناچار ((کوچ)) و ((مهاجرت)) را برای یافتن چراگاه های تازه در پی داشت . این چرخه همچنان ادامه داشت ، تا به سکونت در کنار رودها منجر شده و بدین گونه تمدن های اولیه ای انسانی پا گرفت .

 از نمونه ای بارز آن زندگی ابتدائی ، می توان از زندگی کوچی های ((پشتون)) نام برد ، که سوگمندانه تا کنون به همان شکل ابتدائی ، در کشور عقب مانده ای ما ادامه داشته و هرساله فجایع انسانی همراه با نابودی مراتع  ، مزارع ، آبادی ها ، قریه ها و مناطق مختلف را
در پی داشته است . تردیدی نیست که حکومت ها و نظام های ناعادلانه در ساختار سیاسی گذشته ای وطن با عملکرد جانبدارانه ای حکام ستمگر ، هم عقب ماندگی مردم کوچی را در پی داشته و هم جمعی کثیری از ساکنان مناطق مورد تهاجم کوچی ها به ویژه ((هزاره ها)) را آواره و مهاجر نموده و یا از هستی ساقط کرده است  .

سرانجام ، با کشف کشاروزی و سکونت انسان ها در کنار رود های بزرگ ، توده های انسانی یک گام به جلو برداشته و روستا ها را پدید آوردند . به مرور روستاهای کوچک اولیه تبدیل به شهر شد و این گونه تمدن های نخستین بشری با ((هجرت)) و سکونت انسان ها در کنار رود ها شکل گرفت و… همانند :

الف) از نخستین تمدن های انسانی ، ((تمدن بین النهرین)) است که بر اثر مهاجرت و سکونت پدیدار گشت .

ب) تمدن باستانی و کهن ((موهنجودارو)) در کنار رود سند به دنبال مهاجرت و سکونت پدید آمد .

ج) مهاجرت و سکونت انسان ها در کنار رود نیل تمدن باستانی عظیم مصر را بدنبال داشت .

د) گویا مهاجرت انسان های از نژاد ترک و مغول ، به ۲۵۰ سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد که بر اثر خشکسالی ویرانگر ، شمال چین و مناطق مغولستان ، قبایلی از ترک ها و مغول ها به فرماندهی اغوزخان یا اغورخان به سوی جنوب مهاجرت کوچ نموده و در دامنه های سلسله کوه های هندوکش و بابا ، مسکن گزیدند که در نهایت پدیداری تمدن با شکوه کوشانی با گسترش آیین بودائی را در پی داشت .

هـ) گویند : مهاجرت آریای ها از شمال سیبری به فلات ایران و شبه قاره هند تمدن ساز بوده است و… .

به طور کلی تمام مهاجرت های توده های انسانی و گروه های حیوانی گرچند همواره با سختی ، دشواری و چه بسا با تلفات همراه بوده است ؛ اما ، تدوام حیات و بقأ نسل ایشان را در پی داشته است . در مجموع ، این تکاپو و پویندگی ثمر بخش بوده و بعضاً نتایج و پیآمدهای نیک و سازنده ای را برای مهاجران به همراه داشته اند . چه بسا اگر این مهاجرت ها اتفاق نمی افتاد تمدن های نخستین به وجود نمی آمد و اگر تمدن های ((دوره اولیه)) شکل نمی گرفت ، بدون شک تمدن های ((عصر میانه)) که به گونه ای وام گیر تمدن های پیشین بوده اند ، نیز ظهور نمی کرد و در نهایت تمدن ((عصر جدید)) هرگز به بار نمی نشست و بشریت هیچگاهی به این همه پیشرفت در عرصه های مختلف زندگی از علوم و دانش های گوناگون نمی رسید و در نتیجه اگر پیشرفت در زندگی جوامع بشری اتفاق نمی افتاد در جا زدن بود . که سرانجام ، بر اثر کثرت نفوس و کمی آذوقه ، توده های متراکم انسانی تیغ برگلوی هم گذاشته ، به همخواری پرداخته و به نابودی کشانیده می شدند ! .

۲٫ مهاجرت های مهاجم ، ویرانگر و سوزنده !

نوعی دیگر از حرکت جمعی انسان ها ، از نوع هجرت سازنده نبوده ؛ بلکه ، به گونه ای ویرانگر و سوزنده بوده اند . گرچند ممکن است که همان دو انگیزه مادی و معنوی در این ((حرکت هجومی)) نیز دخیل بوده باشد . در واقع این یورش جمعی بیشتر از نوع ((تهاجم)) بوده ، تا از گونه ای ((هجرت)) ؛ سوزنده بوده تا سازنده ؛ ویرانگر بوده اند تا آباد کننده و… این نوع حرکت جمعی ، بیشتر یا از نوع سلطه جوئی و جهانگشائی و یا برای غارت و چپاول و گردآوری مال و اموال و یا از نوع تسخیر و تصرف سرزمین ها بوده است . افراد شریک در این حرکت جمعی بیشتر ((مُهاجم)) بوده اند تا ((مُهاجر)) ! که نمونه های بسیاری را در تاریخ جوامع انسانی از گذشته های دور تا کنون شاهد بوده و مهمترین آنها را می توان این گونه به شمارش گرفت :

الف ) تهاجم اسکندر مقدونی به مشرق و نابودی سلسله حکومت های شرقی و… .

ب) تهاجم هون ها به رهبری آتیلا در قرن چهارم میلادی که منجر به سقوط امپراطوری روم غربی شد .

ج ) تهاجم مغول ها به سرزمین های اسلامی و سقوط خلافت عباسی در بغداد و… .

د) هجوم تیمور لنگ به جنوب ، تسخیر سرزمین ها و کشتارهای خونین و… .

هـ ) تهاجم گسترده ، خونین و ویرانگر صلیبی ها به شرق با انگیزه دینی که بیش از دوصد سال طول کشید .

و ) مهاجرت اروپائی ها به قاره امریکا  ، نابودی تمدن های کهن آن سرزمین و نسل کشی های سرخ پوستان .

ز ) عصر استعمار اروپائی همراه با تسخیر و غارت منابع سرزمین های شرقی ، اسلامی و افریقائی وسکونت دایمی در سرزمین های مستعمره به خصوص دو قاره بزرگ امریکای شمالی ، مرکزی و جنوبی ؛ و قاره بزرگ استرالیا . در بیشتر این موارد با کشتار ، نابودی و نسل کشی ها ساکنان اصلی و بومی مناطق مستعمره همراه و بوده است ، می توان گفت : که پایه های تمدن اروپائی بر خاکستر تمدن های کهن این قاره ها بنا شده است !؟.

در مقیاس کوچکتر ، از مهاجرت پشتونها از اطراف کوه های سلیمان در پاکستان و پیشروی شان به سوی شمال می توان نام برد که به مرور غصب و تصرف سرزمین های ((هزاره ها)) وکوچک شدن و محدود شدن شکل جغرافیای ((هزارستان)) را در پی داشت . مهاجرت و غصب که بعد ها در عصر عبدالرحمان جابر به اوج خود رسید و هزارستان وسیع بیش از پیش ف
شرده شد . مردم هزاره از مناطق آباد ، حاصلخیز و سرزمین های آبائی و اجدادی شان به سوی شمال و مناطق سرد ، سخت و صخره ای در مرکز ، هزارستان رانده شدند و در نهایت هزارستان شکل امروزی و کوچک شده را به خود گرفت ! که از پیآمد های دردناک آن واگذاری مناطق گسترده ای از هزارستان بعنوان چراگاه ، به کوچی های مهاجم و مهاجر پشتون بود ، که تا کنون هر ساله شاهد تکرار این تهاجم گسترده و پیآمد های ویرانگر آن هستیم .

ادامه دارد … !  بدرود تا درود دیگر .

+;نوشته شده در ;جمعه بیست و چهارم دی ۱۳۸۹ساعت;۲۱:۴۲ توسط;مدیریت بخش داود – خرمی; |;

1,396بازدید

۱۷ دیدگاه »

  1. سمانه جدی ۲۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۰ ب.ظ -

    جمعه ۲۴ دی۱۳۸۹ ساعت: ۲۲:۵۰

    دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد………………یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
    یا بخت من طریق مروت فروگذاشت…………….یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد
    گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم……………چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
    شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من……………سودای دام عاشقی از سر به درنکرد
    هر کس که دید روی تو بوسید چشم من……….کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد
    من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع………..او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد
    سلام به تو دوست عزیزم
    بهم سر بزن حتما منتظرم

  2. حمید جدی ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۸ ق.ظ -

    شنبه ۲۵ دی۱۳۸۹ ساعت: ۰:۵۸

    شما هم که در دیار هجرت هستید. نگفتید علت امدن تان را. خیلی هم بصورت کلی موضوع ره گفتید. خودتان به عنوان مهاجر خوشحالید که در خارج هستید؟ بودن شما فایده ای هم داشته فرصت بیشتری به شما داده لطفا ارزیابی خودتان را بفرمایید

  3. رازی جدی ۲۵, ۱۳۸۹ در ۴:۱۱ ق.ظ -

    شنبه ۲۵ دی۱۳۸۹ ساعت: ۴:۱۱

    مها جرین افغانی مقیم ایران از چند جهت مورد تحریم اقتصادی است .
    اول : تحریم کشورهای غربی که ایران در صدر جدول قرار دارد وازین تحریم بد ترین ضربه را مها جرین افغانی میخورد . دوم : تحریم خود دولت مردان ایران یارنه و…
    سوم : تحریم صاحب کارهای کا رخانه که افغانی ها با دست مزد خیلی کم, تن به شاقه ترین کارهای تا قت فر سا داده و میدهد و تحریم چهارم زخم زبان ایرانیهای همزبان وهم دین و…
    اقای خرمی باید از کشورهای غربی شکایت کند و جای گیله هم نیست .

  4. علی حکمت جدی ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۵ ب.ظ -

    شنبه ۲۵ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۱۵

    مهاجرت عوامل مختلفی دارد که اغلب انسان ها آنرا برای دستیابی به یک زندگی برتر انتخاب می کنند
    گاهی انسان ها در اثر عوامل مختلف مثل جنگ‘ قتل عام و کوچ اجباری‘ مهاجرت را بر می گزینند که این مهاجرت ها و اقامت در یک منطقه ای دیگر اغلبا با خشونت های خونین همراه است

    درود بر آقا خرمی امید همیشه کامیاب باشین و ما شاهد بخش های بعدی مهاجرت هستیم

  5. حیدری استرالیا جدی ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۸ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۶ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۰:۳۸

    سلام اقای خرمی بسلامت باشید مقاله های بعدی خودره اگر کوتاتر بنویسی

    بهتر خواهد بود راستش من مقاله های که تایظ نامه وار باشد نمیخوانیم

    چون وقت ندارم تشکر

  6. گل مامد جدی ۲۶, ۱۳۸۹ در ۲:۲۳ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۶ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۴:۲۳

    امی حیدری جان بد کل دنیا و بخصوص تمام استرالیا ده نظر شی نصری نصری موشه او گردنک شده خدا توره انصاف بیدیه. تو که سابق ادم خوب بودی

  7. برار جدی ۲۶, ۱۳۸۹ در ۶:۰۳ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۶ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۸:۳

    اغای خرمی از شما گلایه نیست در قم با مدرک هستید و از باقی محاجرین ایرا خبری دارید یانه که چه روز است سر شان . دوستان این ویدیو را باز کنید ببنید.
    http://www.youtube.com/watch?v=ojeE4fcdEyQ&feature=related

  8. حیدری استرالیا جدی ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۷ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۱:۵۳

    سلام گل مامد جان امیدوارم که خود را بیشتر موعره فی نماید
    گل مامد جان در استرالیا نصری بودن معنا ندارد من یک هزاره استیم
    به گوفقه داود سرخوش

    ماه مردمی ازره ده گوفته خو ماکم

    ده مو دینی آین آته خو ماکم

  9. bamiyan جدی ۲۸, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۱ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۸ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۱:۲۱

    Mr. Haideri who ever you are, if you dont wanna read, dont. the writer did not ask you to do.nothing happens if you read this article r not. tu na sari piyaz aste na kuni piyaz

  10. احمد حیدری جدی ۲۸, ۱۳۸۹ در ۲:۰۹ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۸ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۴:۹

    جناب حیدری استرالیا!

    آیا امکان این هست که موقع نظر دادن اسم کوچک تان را یا ولو مخفف اسم کوچک تان را هم جلوی اسم تان بگذارید؟ آخر با این نظر دادن ها شما از آدرس تمام حیدری نامها که در استرالیا زندگی میکنند استفاده میکنید. به عبارت دیگر وقتی شما فقط اسم "حیدری" را استفاده میکنید، دوستانی که در نقاط دیگر دنیا زندگی میکند خیال میکنند که "حیدری" که آنها میشناسند این نظر را نوشته است، و چنین اشتباهی منجر به این میشود که نظراتی شبیه نظرات بالا نوشته شود.

    مثلا در مورد نظر بالای تان، من و دوست خوبم جناب مصطفی خرمی دوستی خیلی نزدیک چند ده ساله داریم، و اتفاقا از مقالات و نوشته های زیبای شان هم استفاده فراوان برده و میبرم. حالا اگر ایشان از نظری که شما داده اید این برداشت را بکند که این "حیدری" همان دوست قدیم ایشان است، میدانید که با این کارتان این رفاقت خوب ما را به مخاطره میاندازید؟

    من به عنوان یک حیدری دیگر که ساکن استرالیا هستم، علیرغم تنبل بودن در نظر دادن در وبلاگهای مختلف؛ خیلی خرسندم که یک همنام من چنین فعالانه در تقریبا همه وبلاگهای هزارگی و حتی افغانستانی نظر میدهد، و همچنین این حق را به شما میدهم که از هر عنوان و نامی که خواسته باشید استفاده کنید، ولی از شما هم این خواهش را دارم که به من و حیدری های دیگر مقیم این کشور (که اتفاقا تعداد شان کم هم نیست) هم این حق را بدهید که در مظان بد بینی توسط دوستان یا آشنایان مان قرار نگیریم.

    نظر بنده فقط یک خواهش دوستانه است، و امیدوارم که خاطر مبارک تان را آزرده نسازد، و اگر خواستید گفت وشنود بیشتری در این مورد داشته باشید، ایمیل شخصی بنده در خدمت تان است. بهروزی تان را از خداوند میخواهم.

  11. خرمی جدی ۲۸, ۱۳۸۹ در ۸:۲۹ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۸ دی۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۲۹

    دوستان گرامی سلام و درود بی پایان نثار همه ای تان باد ! خوشحالم که مطالب ناچیز بنده مورد عنایت و تو جه تان واقع شده است . از همگی تان متشکرم و امید که در ادامه این بحث سخت ، سرد ، دردآور و … (پدیده مهاجرت) نگارنده را تا پایان همراهی فرموده و آنگاه قضاوت فرمایید . بنده در نظر ندارم که مهاجرت به کدام دیار را بستایم و به کجا ها را مذمت کنم ! همانگونه که در پیش سخن گفته ام این موضوع بسیار مهم ، پیچیده و دارای زوایای بسیار است که نگارنده قصد دارم به یاری خداوند این نوشتار را تا پایان ادامه دهم … ! از طرفی آرزو میکنم ای کاش ما بی وطنان وطن می داشتیم و هرگز راه دیار دیگران را در پیش نمی گرفتیم نه دور و نه نزدیک !؟ ای کاش ما غربت زدگان حداقل در زادگاهمان غریب نبودیم تا آواره غرب و شرق جهان نمی شدیم ! ای کاش در خاستگاهمان از نعمت امنیت برخوردار بودیم آنگاه از مغز سنگ هم نان بخور و نمیری را پیدا می کردیم و ای کاش … ای کاش … !! خدا کنه که روزی برسد که زمینه بازگشت همه ای مهاجران دور و نزدیک به زادگاه شان فراهم شود و همه آبرومندانه با جیب پر یا کله پر به میهن شان باز گردند و به قول شاعر : دست در دست هم دهند به مهر ×× میهن خویش را کنند آباد !
    بازهم تکرار میکنم لطف فرمایید تا آخرین قسمت این نوشتار را با ما همراه بوده و آنگاه قضاوت فرمایید . از انتقادات و پیشنهادات تان با قاش واز و آغوش باز استقبال می کنیم ! پایدار و پیروز باشید . یا حق .

  12. محسنی جدی ۲۸, ۱۳۸۹ در ۸:۳۶ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۸ دی۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۳۶

    اقای دکثر خرمی یکی از سرمایه های ملی مااست از خالق یکتا سلامتی وتوفیقات روزافزون برای شان خواهانم وضمنا خدمت محترم اقای احمد حیدری سلام واحترام تقدیم نموده خواهشمندم امیل وشماره تلیفون شاترا برایم امیل نمایند

  13. ع حیدری استرالیا جدی ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۸ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۹ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۱:۵۸

    به نام خدا سلام بر خوانینده گان عزیز به خوصوص اقای احمد حیدری خوشحالم
    که هم اسم هم وطن استیم نظری خوبی داده اخیر من هچ نظری به اسم حیدری استرالیا
    در ویلاگها ندیدم به اینخاطیر خلی وقت است با همین اسم مینوسم

    دوم اینکه من به اقای خرمی احترام قاییلم مقاله های خوب مینویسد امید وارم که دیق نشده باشد من واقیعت میگویم نتنها من نیستم خیلی را میشناسیم
    که مقاله های کوتاهتر را با شوق میخواند

  14. سمیم جدی ۳۰, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۸ ق.ظ -

    پنجشنبه ۳۰ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۰:۳۸

    سلام دوستان احمد حیدری این رواچ تازه ره شما میاورید که از ادرس حیدری ها
    استفاده مینماید من اولین باره که از زبان شما مشنوم در دنیا با یک اسم هزاران اینسان زندگی میکند به نظر شما این مردم گله گوسفند میاید اگر یک حیدری را بیشناسید هر کاری که بنام حیدری شدزیر کده بیکره که همین حیدری است
    به نظرم که شما از قیشری ملا میباشید این قیشر کم خود خوا ه است
    کم تنک نظر است . باید شما میگفتید که من با نظر های شما مخالیفم
    در ویلاک ها که من نظر های مردم را میبینم همه به اسم . علی . ریضا .تقی .سمیم
    مکر دیگر مردم آدم نیست امید وارم که دیق نشده باشید

  15. شمیم جدی ۳۰, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۱ ب.ظ -

    پنجشنبه ۳۰ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۵۱

    سمیم جان نوشتن احمد حیدری در مزاج ممزوجت بد نلگد چون حرف شماهم درست است که دراین دنیای مجازی خیلیها تحت نام احمد یا محمود نظر میدهد اما انچه سوال بر انگیز است این است که فرد مورد نظر فقط یک فرد بود که بنام (حیدری استرالیا ) نظر میداد و اقای احمد حیدری که نوشته فقط بخاطر رفع سو تفهم بوده است که نکند خدای نخواسته بین طرفین یعنی خرمی و احمد حیدری مشکل ایجاد شود و شما لطفا نظر بالا بالا را بخوان بعدا متوجه خواهید شد .

  16. احمد حیدری جدی ۳۰, ۱۳۸۹ در ۳:۰۵ ب.ظ -

    پنجشنبه ۳۰ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۵

    دوست عزیز آقای محسنی سلام

    انشاالله که روزگار بر وفق مراد تان باشد.
    من در نظر قبلی ام هم ایمیلم را در ستون مخصوص پست الکترونیک درج کرده بودم، اما نمیدانم که چرا در پایین نظرم دیده نمیشود، شاید از طرف مدیر وبلاگ چنین تنظیم شده باشد. به هر صورت ایندفعه همینجا درج میکنم تا بتوانم گپ و گفتی با دوست خوبم داشته باشم:ahmadheidari@hotmail.com
    منتظر ایمیل تان هستم
    به امید دیدار

  17. خرمی دلو ۱, ۱۳۸۹ در ۹:۴۲ ب.ظ -

    جمعه ۱ بهمن۱۳۸۹ ساعت: ۲۱:۴۲

    دوست گرامی آقایان محسنی ، حیدری ها و … درود نثار همه ای تان باد . برار گل آغای محسنی جان از کوچک نوازی تان که برخاسته از لطف تان است ممنون ! وگرنه بنده خود را لایق این همه تمجید نمیدانم ! تنها هدفم از نشر این مطالب آگاهی بخشی به دوستان دردمندی است که دغدغه ای ذهنی شان ، انگیزه ساز این نوشتار است و برایم جای بسی افتخار است که بتوانم اندوخته های ناچیزم را در اختیار دیگران قرار دهم ! از ابراز محبت دوستان حیدری ها هم ممنون ! راستش را بخواهید از بابت نگارنده و همکاران تشویش بدل های مبارک راه ندهید و انتقادات تان برای ما راهگشاست در گذشته آنقدر از دوستان دور و نزدیک مورد شماتت قرار گرفته ایم که انتقادات تان برای خود چون شکر شرین یافته و آن را نوازش برای خود می دانیم ! امید که با مشق همگرائی ، همدلی و همرنگی در فضائی مجازی ، به همپذیری در دنیای واقعی دست یابیم ! به امید آنروز . پایدار و پیروز باشید .