میهنم – رضا واثق – به یاد روزهای گذشته

مدبریت ۱۲:۳۲ ق.ظ ۵

من نمی گویم ، که  این یا آن ستان است میهنم
سرزمینیکه درآن عشق است ، آن است میهنم
من سخن ،از میهنی دارم که در هر نقطه اش
اهل  دل  هستند ، یعنی  دل  ستان است میهنم

میهنم آنجاست  کا نجا  ،  رنگها معیار نیست
آدمیت محور است  و نوعیت  در کار  نیست
دلگیراز سرخ و سپیدم ، سیرم اززرد و سیاه
فارغ ازتبعیض و از وهم وگمان است  میهنم

طا ئر سرشار و بیتابم  ،  قفس  بشکسته ام
مست  و آزادم   و آزاد از هوس بنشسته ام
دل نمی بندم ، به کنج لانه ای تاریک وتار
دامنِ  پهن  و  رسای آسمان است میهنم

هم نشینِ    ماه  و  میچید م  ،  ثریا  خلوتم
میتپد   پروین   پیاپئ  از  غرور و  همتّم
میکنم  پرواز ،  هرآن دردل شب های تار
بارگاۀ دلگشائ کهکشان است میهنم

گرچه  ساحل ، جلوه گاۀ  ماهرویان است  لیک
سخت می رنجم ،نهم تا پشت و پهلویم به ریگ
گوشه ی   آسودۀ    ساحل  ،   به خاطر نا ید م
سینۀ    بیتابِ     بحرِ    بیکران    است  میهنم

زان د یاراستم که باهم می خرامند ،گرگ ومیش
نه هراس از چنگ و دندان و نه بیم اززهر نیش
خوفم  از  خفا شِ  کور  و  روبۀ   مکار  نیست
دور  تر  ،   از خیزشِ   درند گان   است میهنم

رازها  از  برج  و بام  میهنِ من فاش نیست
اندر آنجا حاجتی از صحبتی پر خاش نیست
بزم  اُنس والفت  و خلوتگۀ  مهر و و فاست
صبحِ  روشن را همیشه  ارمغان است میهنم

با نسیمِ    نا زک   و   نرمِ  بهاران  همد مم
هرنفس  همراه   با  پرواز  باران  می  پرم
زین چمن درآن چمن سر میزنم با آب وتاب
برگ  برگِ  لاله های ارغوان  است میهنم

میهنم   از  ثروتِ    نابِ   تمدن  مثمر است
میهنم را  ماهتا بِ  معرفت  زیب و فر است
اندر آنجا  توهین و بی حرمتی را نیست راه
عاری  از اندیشه ی  زخم  زبان است میهنم

نئ  ستانِ   میهنم  را  ناله  های  دیگر است
سوز وسازِ دیگر و نای  و نوای دیگر است
ارمغان دارد  به همرا ،  مژده ها نغزو رسا
تابشِ   باغِ   بهشتِ   جاویدان   است  میهنم

میهنم  را   شهرتی   در  راستی   وباور است
هر خردمندِ  خود آگاه  اندر آنجا  سرور است
دور از هرنوع  افسون و ز هرنیرنگ و چال
پاک  از هر گونه   تزویرِ  زمان  است میهنم

اندرآن  ،  نوعیتِ  اند یشیدن  محد ود نیست
اندرآن  ،  دروازۀ  شهرِ سخن  مسد ود نیست
اندرآنجا ، موجِ  نا آرام  ،  نامش   زند گیست
سرزمینِ  زیستن  و فکر  و بیا ن است  میهنم

اندرآنجا ،   نیست هرگز برتری  نسل  و نژاد
اندرآنجا ،   نیست هرگز وهمی ازجورو فساد
اندرآنجا  ،  رازهای نازِحکمت،  دانش   است
جوهرِ  پاکیزه ی  روح  و  روان  است میهنم

میهنم   ،    گهواره ی  حریّت و آزد گیست
میهنم   ،    مهدِ   گل سرخ  بهار زند گیست
میهنم ، پُر مِهرچون آغوش گرم مادر است
عشقِ من ،عاطفه ام، لعلِ گران است میهنم

ازفروغِ چشمِ  مصباحم  جهان  تابنده  است
واز نگاهش طرزِ رفتارِ جهان ارزنده است
دورترمیتازم ، از هر خطه  وهرمرز وبوم
واثقم من ،که فرا تر  زین جهان است میهنم

با الهام از شعر “عالم مصباح”
تحت عنوانِ ” آنجاست میهنم”   رضا واثق

به یاد روزهای گذشته

شب دیر وقت بود از مجلسی به خانه برگشتم  طبق معمول ابتدا برای تایید نظرات ، باید به مدیریت سری می زدم . بعد نوبت به بررسی ایمیل های رسیده می رسد .  یافتن ایمیل های دوستان در بین بسیاری از ایمیل های تبلیغاتی واقعا کار دشواری است . گاهی وقت بسیار را در بر می گیرد تا ایمیل ها بدرستی چک شود . و گاهی  نیز در لابلای ایمیل های تبلغاتی از بین می رود  .

به هرصورت امشب در میان نامه های رسیده  به شعر دوست قدیمی ام بر خوردم  دوست قدیمی که خاطره های بسیار زیاد با ایشان دارم از دوران مکتب گرفته تا دوران بزرگ سالی در کشور های همسایه . او در دهه ۶۰ شانس یارش شد ، رفت به کشور های اروپایی . حال شاید نزدیک به سی سال است که همدیگر را ندیدیم .

او کسی نیست جز رضا واثق . واثق در همان زمان که در کویته بودیم نیز شعر می سرود  او از دوستان بسیار نزدیک پروفسور مرحوم شهید محمد عالم مصباح بود . رضا واثق عالم مصباح  و اسحاق محمدی  از جمله کسانی است  که توانسته بود خود را با شرایط مراکز دینی وفق بدهند  زمینه رشد خود را بیش از پیش فراهم سازد .

واثق واقعا از دوستان با استعداد ما بود . دنیای غرب دنیای کار تلاش است ظاهرا دوست قدیمی ما را نیز سخت به خود مشغول کرده است  چون با وجود استعداد خوب شعری که ایشان دارد  تا به حال آثار شعری از ایشان کمتر و یا اصلا ندیدم . امید وارم این شعر مقدمه باشد برای شعر های بیشتر از آن یار قدیمی . یاد روز های گذشته بخیر  

عزیزالله رحیمی

+;نوشته شده در ;پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت;۰:۳۲ توسط;مدیریت وب سایت ; |;

1,303بازدید

۵ دیدگاه »

  1. ندیم دلو ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۷ ق.ظ -

    شنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۰ ساعت: ۰:۲۷

    شعر خیلی خوب بود . میشه قومای عزیز این لینک را باز کنید و ببنید که در کابل نبغیض قومی بیداد میکند.
    http://www.hazaranetwork.com/video/1992280:Video:1423147

  2. محسن زردادی دلو ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۶ ق.ظ -

    شنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۶

    سلام به آقای واثق (رضا واثق) و همه دوستان جاغوری !
    خیلی شعر خوب و آرمانی بود ،چیزیکه آرزوی نه تنها هر شاعر بلکه هر فرد میهن ما است. ولی واقعیت چیزی دیگر است و میهن ما مشخص ونامش هم افغانستان است .کاش تمام افغانستانی ها مانند شما آرمانی و جهان وطنی فکر میکردند !! من به اجازه ی شما و دوستان یک بند دیگر به این شعر می افزایم.

    من نمیدانم کدام لند و ستان است میهنم
    لیک میدانم که منفور جهانست میهنم
    آنکه دارد ریشه در تریاک و جنگ و انتحار
    دزوخ روی زمین افغان ستان است میهنم..

  3. جمال الدین ز یرکی دلو ۱۵, ۱۳۹۰ در ۵:۳۶ ب.ظ -

    شنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۰ ساعت: ۱۷:۳۶

    جناب واثق عزیز" شعر بسیار زیبایی گفته اید . ولی در این وب سایت اشعار و مطالبی مورد توجه اقایان قرار می گیرد" که فقط و فقط از هزاره خوب گفته و دیگران را کوبیده باشی" در غیر این خر یداری ندارد!!! چرا که با پیش گرفتن همین سیاست می خواهیم در افغانستان ما حکومت کنیم!

  4. نصیر دلو ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۹ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۷ بهمن۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۵۹

    جناب رحیمی عرض سلام. تشکر از اینکه شعر جناب واثق را به خوانندگان هدیه کرده اید. جدا از جنبه آرمانی آن که مربوط به دید روشن و انسانی سراینده شعر از وطن و میهن است و در افغانستان فعلی کمتر مصداق دارد؛ از خواندن آن لذت بردم و شریک حال واحساس هنری و انسانی اش شدم. به امید روزی که این آرمان انسانی، جنبه عینی و عملی در کشور پیدا کند و همه به این دید ودرک برسند.
    برای جناب واثق و شما آرزوی موفقیت میکنیم.

  5. قاسم علی حوت ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱:۱۹ ب.ظ -

    سلام خدمت آقای رحیمی. تشکر ازین که شعر زیبا وپراحساس را در خدمت خواننده گان گرامی قراردادید.با خواندن این شعر علاقه بسیار زیاد پیدا کردم تا با آقای رضا واثق در ارتباط باشم. لذا از جناب شما خواهشمندم که اگرلطف نمایید ایمیل آدرس آقای واثق را برایم مرحمت نمایید، مارا افتخار میبخشید.
    qasem.alizada@gmail.com