نباید از اعتراض دست کشید

اسلم جوادی ۹:۲۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
نباید از اعتراض دست کشید

نباید از اعتراض دست کشید
Screenshot_۲۰۱۷۰۳۳۱-۱۰۳۵۰۸_1اسلم جوادی
**********
سفر اشرف‌غنی به استرالیا و تظاهرات اعتراضی هزاره‌های مقیم استرالیا در جریان این سفر امروزها به بحثی تبدیل شده است که عده‌ای از ‏هزاره‌ها ضرورت برگزاری تظاهرات اعتراضی را زیر سؤال می‌برند. از نظر من به دو دلیل ساده نباید از اعتراضات دست کشید:‏
یکم: همة کسانی که از نزدیک در جریان موضوع قرار دارند و از جمله خود مقامات ارشد حکومتی می‌دانند که تغییر مسیر خط برق از ‏بامیان به سالنگ سیاسی است نه تخنیکی. مقامات ارشد حکومت از قبیل آقای قیومی، استانکزی و اتمر دست کم چندین بار تاکنون، در ‏مذاکرات پشت پرده از جمله مذاکراتی که با تیم آقای خلیلی داشته موافقت اولیة خویش را با بازگرداندن خط برق به مسیر بامیان اعلام ‏کرده‌اند اما سپس آن را مشروط به شرایطی کرده است که در نهایت مذاکرات را بی‌نتیجه گذاشته است. توجیهاتی که حکومت تاکنون با ‏همکاری هم‌پیمانان هزارگی خویش ارائه کرده است به دلیل ماهیت سیاسی آن هرگز برای افکار عمومی هزاره‌ها قناعت‌بخش نبوده است. ‏هزاره‌ها به‌عنوان شهروندان افغانستان حق دارند که از حکومت و در رآس آن اشرف‌غنی احمدزی بپرسند که چرا مسیر خط برق از بامیان ‏به سمت سالنگ تغییر کرد؟ اگر تبعیض سیستماتیک در برابر هزاره‌ها در نگاه حکومت به توزیع منابع و امکانات وجود ندارد چرا به حقوق ‏اساسی بخشی از شهروندان افغانستان از جمله حق بر توسعه به دید امنیتی و سیاسی نگاه می‌شود؟ چرا وقتی بحث خط برق از بامیان به میان ‏می‌آید بحث انحرافی امنیتی-سیاسی «کلید برق» به میان کشیده می‌شود؟ توجیهاتی که تاکنون از سوی حکومت و در رأس آن اشرف‌غنی احمدزی ‏صورت گرفته است جز ترفندی برای فریب افکار عمومی نبوده است و ربط فنی به تغییر مسیر خط برق ندارد. باید اعتراض کرد تا تسلیم ‏ترفندها و بازی‌هایی که حکومت برای تحمیل و استتار تبعیض سیستماتیک در پیش گرفته است نشد. ‏
دوم: در حادثة دوم اسد ۸۶ نفر کشته و صدها تن زخمی شد. در این کشتار جمعی معترضان هزاره اگر حکومت به صورت مستقیم دست ‏نداشت اهمال و کم‌کاری حکومت در تأمین امنیت معترضان روشن‌تر از آفتاب بود. تاکنون حکومت حتا یک سطر گزارش در مورد این ‏حادثه ارائه نکرده است و حتا یک افسر درجه پایین امنیتی را به دلیل سهل‌انگاری در انجام وظیفه مؤاخذه نکرده است. اگر چنین اتفاقی در ‏مورد معترضان غیرهزاره صورت می‌گرفت، بدون تردید وضعیت تاکنون بسیار فرق کرده بود. این بی‌اعتنایی حکومت در برابر این ‏قتل‌عام فجیع به چیزی جز تعصب، نگاه تحقیرآمیز و بی‌اهمیت دانستن اعتراضات و جان هزاره‌ها در چیز دیگری ریشه ندارد. نمی‌شود این بی‌اعتنایی و نگاه ‏تحقیرآمیز را تحمل کرد. ۸۶ نفر از عزیزترین فرزندان این سرزمین به جرم یک اعتراض ساده قتل‌عام شدند. اگر قرار است یک اعتراض ‏ساده برای هزاره‌ها این همه هزینة انسانی داشته باشد، باید سیاست و رویکرد تبعیض‌آمیز حکومت به مراتب بیشتر از این‌ها برای حکومت ‏هزینه داشته باشد. در حالی که خون قربانیان دهمزنگ هنوز بر در و یوار دهمزنگ نخشکیده است چگونه می‌شود دست از اعتراض کشید و ‏با حکومتی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مسبب آن است سازش کرد؟ جامعه و نیروهایی که مصمم به مبارزه برای عدالت‌اند به این ‏سادگی نباید در برابر نقطه‌عطف‌ها و عزیمت‌های تاریخی خویش بی‌تفاوت شوند. در برابر اشرف‌غنی احمدزی باید اعتراض کرد و از او ‏پرسید که چرا در زیر چتر حکومت او فرزندان یک قوم به جرم هویت قومی خویش قتل عام می‌شوند ولی حکومت او خم به ابرو نمی‌آورد. ‏
نکتة آخر این که اعتراض باید از منطق بسیار موجه انسانی برخوردار باشد. نباید دادخواهی را به ادبیات نفرت و تعصب که سزاوار حاکمان ‏سیاسی افغانستان است آلوده کرد. نیروهای عدالت‌خواه تنها با پیروزی اخلاقی بر حاکمان و دستگاه متعصب اند که می‌توانند آن‌ها را منقاد ‏ارادة خویش کنند. توسل به ادبیات نفرت، سردادن شعارهایی که شکاف‌های قومی را افزایش می‌دهد منجر به سقوط اخلاقی معترضان ‏می‌شود. سقوط اخلاقی و به تبع آن محکومیت اخلاقی معترضان همان چیزی است که حاکمان و دستگاه متعصب بدنبال آن اند. اگر حکومت و حاکمان اقتدار سیاسی و نظامی دارند نیروهای عدالت‌خواه از اقتدار اخلاقی برخوردارند. نیروهای ‏عدالت‌خواه تنها با توسل به شیوه‌های درست، شیوه‌های خالی از تعصب و نفرت و به هم زدن تعادل اخلاقی به نفع خویش است که می‌توانند پیروز شوند. ‏
یاد معمار، عبدالله، محمد حسینی، محمدی، دولت‌شاهی، شایگان، عنایت، جمال الدین امیری و ده‌ها تن دیگر که بردن نام‌شان همچون گدازة آهن استخوان آدم را می‌سوزاند گرامی می‌داریم.

502بازدید

کامنت بسته شده است.